سهم (اختربینی)

زایچه

در اختربینی، سَهم یا بَهر (انگلیسی: lots یا Arabic parts) نقطه‌ای محاسباتی در زایچه است که درجهٔ آن بر پایهٔ جایگاه سه نقطه یا اختر، معمولاً دو اختر و طالع، تعیین می‌شود. در روش معمول، فاصلهٔ منطقةالبروجی میان دو موضع محاسبه و همان مقدار از موضع سوم ــ که غالباً طالع است ــ در جهت مقرر شمرده می‌شود؛ درجه‌ای که به این ترتیب به دست می‌آید جایگاه سهم است.

بهرها بخشی از نظام سنتی احکام نجوم یا همان اختربینی‌اند و جرم یا نقطه‌ای فیزیکی در آسمان به‌شمار نمی‌روند. اختربینی شبه‌علم به‌شمار می‌آید. این نقاط در اخترشناسی علمی امروز کاربردی ندارند.

از میان بهرهای گوناگون، سهم‌السعاده و سهم مکمل آن، که با نام‌های سهم‌الروح و سهم‌الغیب شناخته شده است، مهم‌ترین و پرکاربردترین نمونه‌ها به‌شمار می‌روند.

شیوهٔ کاربرد سهام

۱. نخست جای سهم در برج و خانهٔ زایچه محاسبه می‌شود.

۲. سپس هم‌نشینی آن با اخترها بررسی می‌شود. برای نمونه، قرارگرفتن سهم سعادت در کنار برجیس در خانهٔ دهم، در تعبیر سنتی، نشانهٔ کامیابی سودآور در کار و جایگاه اجتماعی دانسته می‌شود.

۳. جای سهم با زاویه‌های اصلی زایچه، مانند طالع و میانهٔ آسمان، سنجیده می‌شود. برای نمونه، نزدیک‌بودن سهم دارایی به طالع را نشانه‌ای برای افزایش توان مالی می‌دانند.

سهام از ابزارهای تفسیری مهم در اختربینی عربی بودند و دانشمندانی مانند ابومعشر بلخی و بتانی در گسترش و شرح آن‌ها نقش داشتند. این مفاهیم پشتوانهٔ علمی ندارند، اما بخشی مهم از تاریخ اندیشه، فرهنگ و فلسفهٔ اختربینی در جهان اسلام به شمار می‌آیند.

برای مطالعهٔ بیشتر می‌توان به این آثار مراجعه کرد:

۱. المدخل الکبیر نوشتهٔ ابومعشر بلخی

۲. التفهیم نوشتهٔ ابوریحان بیرونی

نام‌شناسی

«سهام» جمع «سهم» به معنای بخش، بخشینه، بهر، بَهره[۱] و نصیب است و در این کاربرد به معنای خط میان وتر و قوس نیست. در منابع احکام نجوم، سهم را بخش معیّنی از منطقةالبروج می‌دانستند که بر پایهٔ جایگاه اخترها و نقاط زایچه محاسبه می‌شد.

برای هر یک از هفت اختر سنتی سهمی متناسب با دلالت‌های آن در نظر گرفته می‌شد. مشهورترین این نقاط سهم‌السعاده، منسوب به ماه، و سهم‌الغیب یا سهم‌الروح، منسوب به خورشید، بودند. در برخی منابع فارسی، سهم‌السعاده دلیل مال و جاه و سهم‌الغیب دلیل شادی و خرمی معرفی شده است.

نام «سهام عربی» در سنت اروپایی از آنجا پدید آمد که آثار مربوط به این نقاط بیشتر از راه ترجمهٔ نوشته‌های عربی به زبان لاتین در اروپای قرون وسطی شناخته شدند؛ بااین‌حال، خاستگاه سهام بسیار کهن‌تر از دورهٔ اسلامی است.

تاریخچه

سهم‌ها از فنون بسیار کهن اختربینی‌اند و پیشینهٔ آن‌ها را می‌توان تا منابع پیش از دورهٔ هلنیستی دنبال کرد. خاستگاه دقیق آن‌ها روشن نیست و احتمال داده شده است که در اصل بابلی، مصری، مغی، ایرانی یا هرمسی بوده باشند. بااین‌حال، تا روزگار دوروتئوس صیدایی در سدهٔ نخست میلادی، و احتمالاً پیش از آن، سهام به بخشی تثبیت‌شده از اختربینی یونانی‌مآب تبدیل شده بودند.

از منابع مهم دربارهٔ سهام، کتاب درآمدی بر اختربینی نوشتهٔ اختربین سدهٔ چهارم، پائولوس اسکندرانی، و شرح این اثر به قلم فیلسوف سدهٔ ششم، المپیودوروس جوان، است. پائولوس در بخش‌های گوناگون تحلیل زایچه از حدود دوازده سهم اصلی استفاده می‌کرد. مهم‌ترین آن‌ها سهم‌السعاده و سهم مکمل آن، یعنی سهم‌الروح، بودند.

پس از سقوط امپراتوری روم، بخش بزرگی از میراث علمی و اختربینی یونانی به جهان اسلام منتقل شد. در دورهٔ خلافت عباسی، آثار یونانی به زبان عربی ترجمه شدند و اختربینان ایرانی و عرب نیز رساله‌های فراوانی دربارهٔ سهام نوشتند.

در این دوره، شمار سهام مورد استفاده به‌طور چشمگیری افزایش یافت. ابومعشر بلخی، اختربین ایرانی سدهٔ نهم میلادی، در کتاب مختصر المدخل الی علم احکام النجوم دست‌کم ۵۵ سهم را شرح داده است، هرچند این شمار احتمالاً تنها سهم‌هایی را دربر می‌گرفت که او مهم‌تر می‌دانست.[۲]

از سدهٔ دهم میلادی، بسیاری از آثار اختربینی عربی به زبان لاتین ترجمه شدند و از این راه، اختربینی کلاسیک بار دیگر به اروپای غربی راه یافت. اختربینان اروپایی قرون وسطی، از جمله گوئیدو بوناتی در سدهٔ سیزدهم، گمان می‌کردند که این نقاط ابداع اختربینان عرب بوده‌اند؛ ازاین‌رو، آن‌ها را «سهام عربی» نامیدند.

تا روزگار ویلیام لیلی در سدهٔ هفدهم، بیشتر سهام در اختربینی اروپایی متروک شده بودند و عمدتاً سهم‌السعاده همچنان کاربرد داشت. لیلی این نقطه را با نام Pars Fortunae به کار می‌برد. روش او در اختربینی جدید نیز ادامه یافت، هرچند با شیوهٔ یونانی‌مآب تفاوت‌هایی داشت. سهم‌السعاده امروزه بیشتر در اختربینی پرسشی و برخی روش‌های بازسازی‌شدهٔ اختربینی سنتی به کار می‌رود.

سهم‌السعاده

سهم‌السعاده (نیک‌بهر) یکی از کهن‌ترین و مهم‌ترین نقاط محاسباتی زایچه است. این سهم گاه «طالع دوم» یا «طالع قمری» نیز نامیده می‌شود و در سنت‌های اختربینی با بدن، تندرستی، دارایی‌های مادی، جایگاه اجتماعی، شرایط بیرونی زندگی و رویدادهایی مرتبط دانسته می‌شود که کاملاً در اختیار و ارادهٔ فرد نیستند.

در طالع‌بینی، نقطه‌ای روی دایرةالبروج که فاصله‌اش از طالع به اندازۀ فاصلۀ ماه از خورشید باشد، «سهم‌السعاده» نامیده می‌شد. سهم‌السعاده همانند اخترها برای پیشگویی برخی امور از جمله طول عمر فرد به کار می‌رفت. سهم‌های دیگری نیز به همین شیوه و بدون هیچ محدودیتی تعریف و استفاده می‌شدند. بر پایهٔ این باورها، اخترها توانایی تاباندن پرتوهایی را داشتند که به وسیلهٔ آن‌ها می‌توانستند به اختری دیگر بتازند، یا آن را پشتیبانی و مهار کنند یا از کار بازدارند. این مفاهیم از آثار وتیوس والنس و بطلمیوس سرچشمه گرفته بود و اخترشماران دورهٔ اسلامی نیز آن‌ها را در چارچوب ریاضی صورت‌بندی کردند. به همین ترتیب برای مفاهیم دیگری مانند «تسییر» (محاسبه‌ای احکامی بر پایهٔ مسیر حرکت کوکب‌ها)، «تسویةالبیوت» و «مَمَرّ» نیز تبیین‌های ریاضی ارائه شد.[۳]

سهم‌السعاده نقطه‌ای هندسی و محاسباتی است و با هیچ جرم واقعی در آسمان مطابقت ندارد. جایگاه آن با سنجیدن فاصلهٔ زاویه‌ای میان خورشید و ماه و انتقال این فاصله از درجهٔ طالع به دست می‌آید.

نماد سهم‌السعاده است و در یونی‌کد با نویسهٔ 🝴 نمایش داده می‌شود.

محاسبه

شیوهٔ محاسبهٔ سهم‌السعاده به روزانه یا شبانه بودن زایچه بستگی دارد. زایچه‌ای که خورشید در آن بالای افق باشد، زایچهٔ روزانه و زایچه‌ای که خورشید در آن زیر افق باشد، زایچهٔ شبانه دانسته می‌شود.

نوع زایچه شیوهٔ اندازه‌گیری فرمول
روزانه فاصله از خورشید تا ماه، در جهت توالی برج‌ها، از طالع پیموده می‌شود. طالع + ماه − خورشید
شبانه فاصله از ماه تا خورشید، در جهت توالی برج‌ها، از طالع پیموده می‌شود. طالع + خورشید − ماه

در زایچهٔ روزانه، فاصلهٔ زاویه‌ای از درجهٔ خورشید تا درجهٔ ماه، در جهت ترتیب برج‌ها، محاسبه می‌شود. سپس همان اندازه فاصله از درجهٔ طالع، در همان جهت، پیموده می‌شود.

در زایچهٔ شبانه، جهت محاسبه معکوس است؛ یعنی فاصله از درجهٔ ماه تا درجهٔ خورشید محاسبه و سپس همان اندازه فاصله از طالع پیموده می‌شود.

ویلیام لیلی برای همهٔ زایچه‌ها از فرمول روزانه، یعنی طالع + ماه − خورشید، استفاده می‌کرد. این روش با سنت هلنیستی و دورهٔ اسلامی، که میان زایچه‌های روزانه و شبانه تفاوت می‌گذاشت، یکسان نبود.

مبنای نمادین

در برخی تفسیرهای سنتی، فرمول سهم‌السعاده بر حرکت نمادین از جرم روشن‌کننده به سوی جرم تاریک‌تر استوار دانسته شده است. در روز، خورشید منبع اصلی روشنایی و ماه جسم تاریک‌تر است؛ در شب، ماه روشن‌ترین جرم آسمان به‌شمار می‌رود و خورشید در زیر افق قرار دارد.

حرکت از روشنایی به سوی تاریکی به‌طور نمادین با فرود روح از جهان نورانی به سوی ماده، بدن و تجسد در جهان مادی مرتبط دانسته شده است. از همین رو، سهم‌السعاده با پیکر، تندرستی، دارایی، موقعیت مادی و پیشامدهای خارج از اختیار فرد پیوند داده می‌شود.

تعبیر

در منابع سنتی، سهم‌السعاده نشان‌دهندهٔ بدن، بخت، تندرستی، مال، رفاه و شرایط بیرونی زندگی دانسته می‌شد. برخی اختربینان آن را به‌جای طالع قرار می‌دادند و خانه‌های زایچه را از محل آن دوباره شماره‌گذاری می‌کردند تا امور مربوط به بدن، دارایی و کامیابی مادی را دقیق‌تر بررسی کنند.

در تفسیر این سهم، به برج و خانه‌ای که سهم در آن قرار دارد، حاکم برج آن و زاویه‌هایی که اختران با آن تشکیل می‌دهند توجه می‌شود. خانهٔ محل سهم، حوزه‌ای از زندگی را نشان می‌دهد که در آن بخت یا شرایط مادی فرد بیشتر آشکار می‌شود. برای نمونه، قرار گرفتن آن در خانهٔ دوم با مال و دارایی، در خانهٔ پنجم با فرزندان، خلاقیت و لذت، در خانهٔ هفتم با ازدواج و شراکت و در خانهٔ دهم با حرفه، اعتبار و جایگاه اجتماعی مرتبط دانسته می‌شود.

وضعیت حاکم سهم‌السعاده نیز در تعبیر آن اهمیت دارد. جایگاه این اختر در برج و خانه، میزان توانمندی آن و زاویه‌هایش با اختران دیگر، نشانهٔ آسانی یا دشواری در تحقق دلالت‌های سهم تلقی می‌شود.

خانهٔ یازدهم از سهم‌السعاده نیز در برخی روش‌های سنتی به‌عنوان جایگاه تحصیل مال، سود، پشتیبانی و افزایش دارایی بررسی می‌شود. زاویهٔ اختران نیک‌اثر با سهم می‌تواند نشانهٔ حمایت و آسانی و زاویهٔ اختران بداثر نشانهٔ مانع، زیان یا دشواری دانسته شود.

سهم‌الروح

سهم‌الروح (روان‌بهر)، که در برخی منابع فارسی سهم‌الغیب (نهان‌بهر) نیز نامیده شده است، مکمل سهم‌السعاده به‌شمار می‌رود. این سهم در سنت یونانی‌مآب با خورشید ارتباط داشت و نشان‌دهندهٔ ذهن، عقل، اراده، ابتکار، تصمیم‌گیری آگاهانه و کنش‌های اختیاری فرد دانسته می‌شد.

در حالی که سهم‌السعاده بیشتر با بدن، امکانات مادی و رویدادهای خارج از اختیار پیوند دارد، سهم‌الروح نشان می‌دهد که فرد چگونه از امکانات خود بهره می‌گیرد، چه هدف‌هایی را برمی‌گزیند و چه اقدام‌هایی را با اراده و آگاهی انجام می‌دهد.

در برخی متون فارسی، سهم‌الغیب با شادی، خرمی، امور پنهان، فراست، دریافت درونی، رازها و آگاهی از ناشناخته‌ها نیز مرتبط دانسته شده است. این کاربردها ممکن است بسته به دوره، مؤلف و سنت اختربینی متفاوت باشند.

محاسبه

سهم‌الروح وارونهٔ سهم‌السعاده است و فرمول آن در زایچه‌های روزانه و شبانه جابه‌جا می‌شود:

نوع زایچه فرمول سهم‌الروح
روزانه طالع + خورشید − ماه
شبانه طالع + ماه − خورشید

از دیدگاه نمادین، سهم‌الروح بر حرکت از جرم تاریک‌تر به سوی جرم روشن‌کننده استوار دانسته شده و از این رو با حرکت از ماده به سوی آگاهی، اراده و عقل ارتباط یافته است.

سهم‌المال

سهم‌المال یا بهر دارایی یکی از سهم‌های مربوط به خانه دوم در زایچه، یعنی خانهٔ مال و دارایی است. این سهم برای داوری دربارهٔ وضعیت مادی شخص، از جمله مال، سود، معاش و اسباب گذران زندگی به کار می‌رفت. ابومعشر بلخی آن را دلالت‌کننده بر «سود، معاش و خوراکی که بدن در سراسر زندگی بدان پایدار می‌ماند» توصیف می‌کند. در داوری احکامی، قرار گرفتن این سهم در جایگاهی نیک نشانهٔ مساعد بودن وضع مال و معاش، و آسیب‌دیدگی یا قرار گرفتن آن در جایگاهی نامساعد نشانهٔ دشواری در این امور دانسته می‌شد.[۴]

در روش نقل‌شده از ابومعشر و قبیصی، سهم‌المال با اندازه‌گیری فاصلهٔ دایرةالبروجی از صاحب خانهٔ دوم تا درجهٔ آغاز خانهٔ دوم و افزودن همان فاصله به طالع به دست می‌آید؛ به بیان فرمولی:

سهم‌المال = طالع + درجهٔ خانهٔ دوم − صاحب خانهٔ دوم

در این روش، برخلاف برخی سهم‌ها که ترتیب عوامل آنها در زایچهٔ شبانه وارونه می‌شود، سهم‌المال در روز و شب به یک شیوه محاسبه می‌شود. قبِیصی نیز همین قاعده را ذکر کرده است.[۴]

سهم‌المال با سهم‌السعاده یکی نیست. سهم‌السعاده از رابطهٔ خورشید، ماه و طالع استخراج می‌شود و در متون احکام نجوم دلالتی گسترده‌تر دارد، در حالی که سهم‌المال از سهم‌های ویژهٔ خانهٔ دوم است و مشخصاً برای بررسی مال و معاش به کار می‌رود.[۴]

گونه‌های بیشتر

در اختربینی اسلامی، «سهام» یا «بهره‌ها» از ابزارهای اصلی بررسی زایچه به شمار می‌آیند. سهام، نقطه‌هایی فرضی‌اند که جای آن‌ها بر پایهٔ موقعیت اخترها و زاویه‌های اصلی زایچه، مانند طالع، محاسبه می‌شود. هفت سهم مهمی که اختربینان به کار می‌بردند، عبارت‌اند از:

نام سهمفرمول محاسبهکارکرد و ویژگی‌های مفروض
سهم نیک‌بختی طالع + ماه − خورشید
  • مهم‌ترین سهم در اختربینی عربی دانسته می‌شود و آن را نشانهٔ آسایش مادی، بخت و کامیابی دنیوی می‌دانند.
  • اگر در یکی از برج‌های خاکی، یعنی بزغاله، گاو یا خوشه، قرار گیرد، آن را نشانهٔ به‌دست‌آوردن دارایی از راه کوشش و کار پیگیر می‌شمارند.
  • اگر با برجیس هم‌نشین شود، آن را نشانهٔ بخت فراوان می‌دانند.
سهم روان طالع + خورشید − ماه
  • این سهم را نمایندهٔ هویت درونی، خواسته‌های معنوی و نیروی اراده می‌دانند.
  • اگر در یکی از برج‌های آتشی، یعنی کمان، شیر یا بره، قرار گیرد، آن را نشانهٔ سرشت رهبری‌گرا، پرشور و بلندپرواز می‌شمارند.
سهم زناشویی طالع + ناهید − کیوان
  • این سهم را برای بررسی ویژگی‌های همسر و زمینه‌های ازدواج به کار می‌برند.
  • اگر در خانهٔ هفتم قرار گیرد، آن را نشانهٔ پیوندی پایدار می‌دانند.
  • اگر با بهرام هم‌نشین شود، ممکن است نشانهٔ ازدواجی شتاب‌زده یا کشمکش‌های عاطفی دانسته شود.
سهم فرزندان طالع + برجیس − کیوان
  • این سهم را با فرزندآوری و چگونگی پیوند فرد با فرزندانش مرتبط می‌دانند.
  • اگر در یکی از برج‌های آبی، یعنی خرچنگ، کژدم یا ماهی، قرار گیرد، آن را نشانهٔ باروری بیشتر می‌شمارند.
  • اگر با ماه هم‌نشین شود، آن را نشانهٔ توان بالاتر در پرورش و نگهداری از فرزندان می‌دانند.
سهم مرگ طالع + کیوان − بهرام
  • این سهم الزاماً به مرگ جسمانی اشاره ندارد، بلکه آن را نشانهٔ پایان یک دوره، دگرگونی ژرف یا گذار به مرحله‌ای تازه می‌دانند.
  • اگر در خانهٔ هشتم قرار گیرد، ممکن است با دشواری‌های مالی یا معنوی پیوند داده شود.
  • اگر با پلوتون هم‌نشین شود، آن را نشانهٔ دگرگونی‌های بنیادین در هویت فرد می‌شمارند.
سهم عشق طالع + ناهید − بهرام
  • این سهم را نشان‌دهندهٔ شیوهٔ دلبستگی، روابط عاطفی و شور عاشقانه می‌دانند.
  • اگر در یکی از برج‌های هوایی، یعنی دوپیکر، ترازو یا آبریز، قرار گیرد، آن را نشانهٔ عشقی استوار بر گفت‌وگو و همدلی فکری می‌شمارند.
  • اگر با خورشید هم‌نشین شود، ممکن است نشانهٔ رابطه با فردی نیرومند، برجسته یا اثرگذار دانسته شود.
سهم دارایی طالع + ناهید − برجیس
  • این سهم را نمایندهٔ سرچشمه‌های درآمد و توانایی اندوختن دارایی می‌دانند.
  • اگر در خانهٔ دوم قرار گیرد، آن را نشانهٔ افزایش زمینه‌های مالی می‌شمارند.
  • اگر با تیر هم‌نشین شود، ممکن است نشانهٔ به‌دست‌آوردن دارایی از راه بازرگانی، نوشتن، آموزش یا ارتباطات باشد.

سهام هرمسی

سهام هرمسی مجموعه‌ای از هفت سهم‌اند که هر یک با یکی از هفت اختر سنتی، شامل خورشید، ماه و پنج سیارهٔ دیدنی، ارتباط دارند. در سنت اختربینی هلنیستی، این مجموعه به هرمس تریسمجیستوس نسبت داده می‌شد.[۵]

این هفت سهم عبارت‌اند از:

سهم‌السعاده، منسوب به ماه؛

سهم‌الروح، منسوب به خورشید؛

سهم ضرورت، منسوب به عطارد؛

سهم عشق، منسوب به زهره؛

سهم دلیری یا سهم نبرد، منسوب به مریخ؛

سهم پیروزی، منسوب به مشتری؛

سهم کیفر یا سهم مکافات، منسوب به زحل.

این مجموعه در آثار پائولوس اسکندرانی و شرح المپیودوروس جوان دیده می‌شود. فرمول‌های آن بعدها به اختربینی دورهٔ اسلامی و اروپای قرون وسطی راه یافت و در نوشته‌های ابومعشر بلخی و گوئیدو بوناتی نیز ثبت شد. بااین‌حال، فهرست‌های قرون وسطایی گاه با مجموعه‌های دیگری از سهام، از جمله سهم‌های ذکرشده در آثار وتیوس والنس، درآمیخته‌اند.

کاربرد در روش‌های تعیین زمان

سهم‌السعاده و سهم‌الروح در برخی روش‌های تعیین زمان در اختربینی زادروزی به کار می‌روند. یکی از این روش‌ها، که در پژوهش‌های جدید با عنوان «دوره‌بندی برجی» شناخته می‌شود، از برجِ جایگاه یکی از این سهم‌ها آغاز می‌شود و دوره‌های زمانی را بر پایهٔ برج‌ها و خداوندان آنها پی می‌گیرد.

این روش با تسییر تفاوت دارد؛ در تسییر، یک دلیل یا نقطهٔ زایچه به‌طور نمادین پیش برده می‌شود و رسیدن آن به مواضع دیگر بررسی می‌شود، در حالی که در دوره‌بندی برجی، توالی دوره‌ها بر پایهٔ برج‌ها و مدت‌های منسوب به خداوندان آنها تعیین می‌شود.

در دوره‌بندی برجی از سهام (در منابع جدید انگلیسی: Zodiacal Releasing)، سهم‌السعاده برای بررسی دوره‌هایی استفاده می‌شود که بیشتر با بدن، تندرستی، شرایط مادی و رویدادها و اوضاعی که خارج از ارادهٔ مستقیم شخص‌اند ارتباط داده می‌شوند. در مقابل، رهاسازی از سهم‌الروح بیشتر برای بررسی دوره‌های مربوط به کنش آگاهانه، تصمیم‌ها، پیشه، جهت زندگی و فعالیت‌هایی که به ارادهٔ شخص وابسته‌اند به کار می‌رود.

هر برج در این روش مدت زمانی معین دارد که از سال‌های منسوب به خداوند آن برج گرفته می‌شود. پس از پایان دورهٔ برج آغازین، دوره به برج بعدی در ترتیب منطقةالبروج منتقل می‌شود و خداوند برج فعال، خداوند زمان آن دوره به‌شمار می‌رود. این دوره‌بندی می‌تواند در چند سطح، از دوره‌های اصلی تا زیردوره‌های کوتاه‌تر، ادامه یابد.

سهم‌ها همچنین می‌توانند در روش انتها به کار روند. در انتهای سالانه، طالع یکی از مهم‌ترین نقاط آغاز است، اما انتهای مواضع دیگری از زایچه، از جمله سهم‌السعاده، نیز می‌تواند جداگانه محاسبه و در داوری سال بررسی شود. از این رو کاربرد سهم‌ها در انتها را نباید با رهاسازی برجی یکی دانست؛ رهاسازی برجی یک نظام دوره‌بندی مستقل است که برجِ جایگاه سهم را نقطهٔ آغاز توالی دوره‌ها قرار می‌دهد.

نمونه‌های تفسیری

در آموزش‌ها و بررسی‌های جدید اختربینی سنتی، زایچهٔ اشخاص تاریخی و معاصر برای نمایش شیوهٔ تفسیر سهم‌السعاده بررسی می‌شود. از جملهٔ این افراد می‌توان به مائوریتسیو گوچی، ایلان ماسک، فریدا کالو، ماری آنتوانت، الیزابت دوم و هیروهیتو اشاره کرد.

در چنین بررسی‌هایی، محل سهم‌السعاده، حاکم آن، خانه‌های مشتق‌شده از سهم و زاویه‌های اختران با آن برای توضیح ثروت، شهرت، موقعیت اجتماعی، تندرستی یا مصائب مادی زندگی فرد تفسیر می‌شوند.

منابع

  1. ↑ باقری، محمد؛ زمانی، مریم؛ کریمیان، زینب (۱۴۰۰). «واژگان کهن نجوم و احکام نجوم». میراث علمی اسلام و ایران. ۱۰ (۱۹ و ۲۰). مرکز پژوهشی میراث مکتوب: ۹. شاپا ۲۳۲۲-۳۶۶۹.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  2. ↑ "Introduction to Astronomy, Containing the Eight Divided Books of Abu Ma'shar Abalachus". World Digital Library. 1506. Archived from the original on 12 اكتبر 2019. Retrieved 2013-07-15. {{cite web}}: تاریخ وارد شده در |archive-date= را بررسی کنید (کمک)
  3. ↑ صلیبا، جورج (۱۳۹۲). «نجوم و احکام نجوم در دورهٔ اسلامی». میراث علمی اسلام و ایران. ۲ (۱ (پیاپی ۳)). ترجمهٔ یونس مهدوی: ۵۲.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  4. 1 2 3 Dykes, Benjamin N. (2010). Introductions to Traditional Astrology: Abū Maʿshar & al-Qabīsī (in English). The Cazimi Press. pp. 292–293. ISBN 978-1-934586-15-0.
  5. ↑ Brennan, Chris (Spring 2009). "The Theoretical Rationale Underlying the Seven Hermetic Lots" (PDF). Tradition Journal (2): 16–27.