زادانفرخ اندرزگر
- برای سردار ساسانی با نام مشابه، اندرزگر (سردار ساسانی) را ببینید.
زادانفرخ اندرزگر | |
|---|---|
![]() زایچهٔ جهان در نسخهای از بندهش. خطی که در تصویر دیده میشود خط پارسی میانه است. هفت اختر در جایگاههای شرف خود نشان داده شدهاند: خورشید در حمل، ماه در ثور، عطارد در سنبله، زهره در حوت، مریخ در جدی، مشتری در سرطان و زحل در میزان؛ سرِ گوزهر نیز در جوزا و دُم آن در قوس قرار دارد. | |
| زادهٔ | نامشخص |
| درگذشت | نامشخص |
| ملیت | ایرانی |
| شناختهشده برای | احکام موالید، تحویل سال، فردار، تسییر |
| پیشینه علمی | |
| شاخه(ها) | اختربینی، اختربینی زادروزی |
| تأثیر گرفته از | سنت اختربینی ایرانی، اختربینی یونانی |
| تأثیر گذار بر | اختربینی دورهٔ اسلامی |
زادانفَرُّخ اَندَرزگَر، که در برخی منابع با نامهای اندرزگر، (و به صورت عربیشده: اَندرزَغَر) و صورتهایی مانند اندرزگر بن زادانفرخ نیز یاد شده است، از اختربینان ایرانیِ وابسته به سنت علمی اواخر دورهٔ شاهنشاهی ساسانی بود. آثار او در اصل به زبان پارسی میانه نوشته شده بودند، اما اصل آنها از میان رفته و بخشهایی از آموزههایش از طریق ترجمهها، اقتباسها و نقلقولهای نویسندگان دورهٔ اسلامی باقی مانده است.
نوشتههای منسوب به او عمدتاً به اختربینی زادروزی، تحویل سال زایچه، تقسیم دورههای زندگی میان اختران و شیوههای پیشبینی رویدادهای زندگی میپردازند. پژوهشگران تاریخ اختربینی، بهویژه دیوید پینگری، نوشتههای او را از منابع مهم سنت اختربینی ایرانی پیش از اسلام و یکی از حلقههای انتقال آموزههای اختربینی از اواخر دوران باستان به جهان اسلامی دانستهاند.
نام و ضبط آن
نام این اختربین در منابع به صورتهای گوناگون ضبط شده است و هویت دقیق اجزای نام او کاملاً روشن نیست. در پژوهشهای جدید معمولاً از او با صورت زادانفرخ اندرزگر یاد میشود؛ در حالی که در شماری از منابع متأخر عربی، عبری و لاتینی صورتهایی نزدیک به «اندرزگر بن زادانفرخ» دیده میشود.
واژهٔ اندرزگر در زبان پارسی میانه عنوانی به معنای «اندرزدهنده»، «رایزن» یا «آموزگار» بوده است. از این رو برخی پژوهشگران، از جمله دیوید پینگری، «زادانفرخ» را نام شخص و «اندرزگر» را عنوان او دانستهاند. بر پایهٔ این برداشت، نام او را میتوان «زادانفرخِ اندرزگر» فهمید.
با این حال، سنت دیگری در منابع متأخر وجود دارد که «زادانفرخ» را نام پدر او میشمارد و نام شخص را «اندرزگر» یا «اندرزغر» ثبت میکند. صورتهایی مانند «اندرزگر بن زادانفرخ» و صورتهای دگرگونشدهٔ آن در منابع عبری و لاتینی بازتاب همین برداشت است. از آنجا که آثار اصلی پهلوی او باقی نمانده است، تعیین قطعی ساختار نام او دشوار است.
به همین دلیل بهتر است در معرفی او هر دو سنت ضبط نام ذکر شود و «زادانفرخ» بدون توضیح بهعنوان نام پدر او در جعبهٔ اطلاعات ثبت نشود.
همچنین نباید این شخص را با دیگر کسانی که در منابع ساسانی و پساساسانی عنوان «اندرزگر» داشتهاند، یکی دانست؛ زیرا «اندرزگر» در اصل عنوانی اداری یا علمی بوده و الزاماً نام خاص یک فرد نبوده است.
زندگی و زمانه
از زندگی شخصی زادانفرخ اندرزگر اطلاعات اندکی در دست است. تاریخ تولد و مرگ او مشخص نیست و تعیین دقیق دورهٔ زندگیاش نیز دشوار است. با این حال، پژوهشگران او را با سنت علمی و اختربینی دورهٔ ساسانی پیوند دادهاند.
در دورهٔ ساسانی مجموعهای از آثار اخترشناسی و اختربینی یونانی و هندی به زبان پارسی میانه ترجمه یا اقتباس شد و در کنار سنتهای ایرانی، بدنهای از دانش احکام نجوم پدید آمد. آثار اندرزگر ظاهراً به همین سنت تعلق داشته است.[۱]
دیوید پینگری از آثار گمشدهٔ اندرزگر در بررسی سنت اختربینی ایران ساسانی یاد کرده و آنها را در کنار ترجمهها و اقتباسهای آثار وتیوس والنس، دوروتئوس صیدایی و دیگر نویسندگان یونانی بررسی کرده است.[۱]
برخی منابع قدیمی و پژوهشهای جدید او را به سدهٔ هفتم میلادی نسبت دادهاند، اما به سبب نبود اطلاعات زندگینامهای مستقیم، بهتر است این تاریخ با احتیاط بیان شود.
آثار
اثر اصلی منسوب به اندرزگر کتابی دربارهٔ اختربینی زادروزی یا احکام موالید بوده است. در منابع دورهٔ اسلامی، نوشتههایی از او در زمینهٔ «موالید» نقل شده و بخشهایی از مطالبش در آثار اختربینان بعدی حفظ شده است.
عنوان «کتاب الموالید» در سنت اختربینی عنوانی عمومی برای آثاری دربارهٔ بررسی زایچهٔ تولد و پیشبینی زندگی انسان از روی وضعیت اختران بود و آثار دیگری نیز با این عنوان یا موضوع شناخته میشدند.
چارلز برنت و احمد الحمدی بخش مهمی از مطالب منسوب به اندرزگر را از منابع عربی گردآوری و تصحیح کردهاند. این پژوهش با عنوان «زادانفرخ اندرزگر دربارهٔ زایچههای سالگرد» منتشر شده است.[۲]
مطالب بازیافته از نوشتههای او نشان میدهد که اندرزگر به چند شیوهٔ اصلی پیشبینی در اختربینی زایشی میپرداخت، از جمله:
اختربینی زادروزی
بخش مهمی از شهرت اندرزگر به نوشتههای او دربارهٔ احکام موالید بازمیگردد. احکام موالید شاخهای از اختربینی بود که بر پایهٔ جایگاه اختران، بروج و خانهها در هنگام زایش، دربارهٔ ویژگیهای فرد و رویدادهای آیندهٔ زندگی او داوری میکرد.
در سنت اسلامی، نویسندگان متعددی از اندرزگر در مقام یکی از صاحبان رأی در این حوزه یاد کردهاند. برخی از مطالب منسوب به او از طریق آثار نویسندگان دورهٔ اسلامی به دست ما رسیده است.
تحویل سال
از مهمترین بخشهای نوشتههای بازیافتهٔ اندرزگر، بررسی زایچههای سالگرد یا تحویل سال است. در این روش، برای هر سال از زندگی شخص زایچهای بر پایهٔ بازگشت خورشید به جایگاه زمان تولد بررسی میشد و سپس این زایچه با زایچهٔ اصلی سنجیده میشد.
اندرزگر برای تفسیر هر سال تنها به یک روش بسنده نمیکرد، بلکه چندین شیوهٔ پیشبینی از جمله تحویل سال، انتها، تسییر، فردار و وضعیت خداوندان اختران را در کنار هم به کار میبرد.[۲]
این شیوه بعداً یکی از روشهای بنیادی در اختربینی دورهٔ اسلامی شد.
فردار
زادانفرخ اندرزگر از کهنترین منابع شناختهشده برای نظام فردار به شمار میرود. فردار روشی برای تقسیم دورههای زندگی انسان میان اختران و گرههای ماه بود که در آن هر اختر برای مدتی معین فرمانروایی اصلی یا فرعی زندگی را بر عهده میگرفت.
در بخشهای بازیافتهٔ اثر اندرزگر فصلهایی دربارهٔ فردار خورشید، زهره، عطارد، ماه، زحل، مشتری، مریخ و نیز سر و دم اژدها وجود دارد.[۲]
این نظام بعدها در آثار اختربینان اسلامی، از جمله ابومعشر بلخی، گسترش یافت و سپس از طریق ترجمههای عربی به سنت اختربینی لاتینی راه پیدا کرد.
تسییر و انتها
اندرزگر در کنار فردار از روشهای تسییر و انتها نیز برای تعیین دورهها و رویدادهای زندگی بهره میبرد.
در تسییر، نقاط مهم زایچه با قاعدهای معین در امتداد دایرةالبروج یا مسیرهای نجومی حرکت داده میشدند تا زمان وقوع رویدادها تعیین شود. در انتها نیز بر پایهٔ گذشت سالهای عمر، درجهها یا بروج به ترتیب فعال میشدند و خداوند برج یا درجهٔ فعال در تفسیر آن سال نقش مییافت.
نوشتههای اندرزگر نشان میدهد که این روشها در سنت ایرانی پیش از اسلام شناخته شده و سپس در اختربینی اسلامی ادامه یافته بودند.
خداوندان مثلثه
یکی از آموزههایی که نویسندگان بعدی به اندرزگر نسبت دادهاند، استفاده از خداوندان مثلثه برای تفسیر خانههای زایچه است. در این روش، سه خداوند مثلثهٔ مربوط به برج یک خانه، هر یک بر بخشی از موضوعات آن خانه دلالت میکردند.
این شیوه بعدها در آثار اختربینان عربی نیز دیده میشود و از جمله در نوشتههای ابوالصقر قبیصی آراء منسوب به اندرزگر در زمینهٔ دلالت خداوندان مثلثه نقل شده است.
برای نمونه، در برخی از این قواعد، سه خداوند مثلثهٔ یک خانه به سه مرحله، سه موضوع یا سه گونهٔ متفاوت از امور مربوط به آن خانه نسبت داده میشدند. این روش یکی از ویژگیهای مهم اختربینی زایشی در سنت ایرانی و اسلامی شد.
جایگاه در اختربینی ایرانی
اهمیت اندرزگر بیش از آنکه از آثار مستقلی که امروزه باقی مانده باشند ناشی شود، از نقل گستردهٔ آراء او در نوشتههای بعدی است.
بیشتر نوشتههای پهلوی مربوط به اختربینی از میان رفتهاند و شناخت امروز از آنها عمدتاً به ترجمهها، اقتباسها و نقلقولهای عربی وابسته است. از این نظر، مطالب منسوب به زادانفرخ اندرزگر برای بازسازی تاریخ اختربینی ایرانی اهمیت ویژهای دارند.
آثار او در مرحلهای تاریخی قرار میگیرند که آموزههای یونانی، ایرانی و تا اندازهای هندی در محیط علمی ایران با یکدیگر آمیختند و سپس از راه ترجمههای پهلوی و عربی وارد سنت علمی جهان اسلام شدند.[۱]
تأثیر
نویسندگان دورهٔ اسلامی آراء اندرزگر را در موضوعاتی چون احکام موالید، تحویل سال، فردار، خداوندان مثلثه و شیوههای تعیین زمان رویدادها نقل کردهاند.
از این راه، آموزههای منسوب به او در نوشتههای اختربینان دورهٔ اسلامی باقی ماند و بخشی از آنها بعدها از طریق ترجمههای عربی به لاتینی وارد اختربینی اروپای قرون وسطی شد.
در برخی مجموعههای اختربینی قرون میانه، اندرزگر در کنار نامهایی چون بطلمیوس، دوروتئوس، والنس، ماشاءالله بن اثری، سهل بن بشر و ابومعشر بهعنوان یکی از مراجع پیشین احکام نجوم شناخته میشد.
یادداشت دربارهٔ انتساب نام
در مقالههای قدیمیتر فارسی گاه «اندرزگر» نام شخص و «زادانفرخ» نام پدر او دانسته شده است. این برداشت احتمالاً از صورتهایی مانند «اندرزگر بن زادانفرخ» در منابع متأخر سرچشمه گرفته است.
در مقابل، بخشی از پژوهش جدید «زادانفرخ» را نام شخص میداند و «اندرزگر» را عنوانی پهلوی میشمارد. از آنجا که واژهٔ «اندرزگر» در فارسی میانه واقعاً عنوانی به معنای رایزن یا آموزگار بوده است، این برداشت از نظر زبانشناختی نیز قابل توجه است.
بنابراین تا زمانی که شاهد مستقیمتری از متن پهلوی یا منبع نزدیک به زمان او یافت نشود، بهتر است هر دو ضبط در مقاله ذکر شوند و یکی از آنها بهعنوان حقیقت قطعی معرفی نشود.
جستارهای وابسته
- اختربینی ایرانی
- اختربینی زادروزی
- فردار
- تسییر
- انتها (اختربینی)
- تحویل سال
- اختربینی در ایران
منابع
- 1 2 3 Pingree، David؛ Brunner، Christopher J. (۱۹۸۷). «Astrology and Astronomy in Iran». Encyclopaedia Iranica.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 Burnett، Charles؛ al-Hamdi، Ahmed (۱۹۹۱–۱۹۹۲). «Zādānfarrūkh al-Andarzaghar on Anniversary Horoscopes». Zeitschrift für Geschichte der Arabisch-Islamischen Wissenschaften. ۷: ۲۹۴–۳۹۸.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
برای مطالعهٔ بیشتر
- Burnett, Charles; al-Hamdi, Ahmed. “Zādānfarrūkh al-Andarzaghar on Anniversary Horoscopes.” Zeitschrift für Geschichte der Arabisch-Islamischen Wissenschaften, vol. 7, 1991–1992, pp. 294–398.
- Pingree, David. “Classical and Byzantine Astrology in Sassanian Persia.” Dumbarton Oaks Papers, vol. 43, 1989, pp. 227–239.
- Pingree, David; Brunner, Christopher J. “Astrology and Astronomy in Iran.” Encyclopaedia Iranica.
- اختربینان اهل ایران
- اختربینی ایرانی
