زایچه

زایچه[۱] (به انگلیسی: Horoscope) یا زایجه،[۲] زایچه نموداری است که جایگاه خورشید، ماه و اختران را در یک زمان و مکان معین نشان می‌دهد. این نمودار را می‌توان مانند تصویری از آسمان در یک لحظهٔ ویژه دانست؛ برای نمونه، هنگام زاده‌شدن یک فرد، آغاز یک سال، پدیدآمدن یک رویداد یا زمان طرح یک پرسش.

زایچه درجات قرار گرفتن سیارات و ماه و خورشید در صور فلکی مختلف و نیز دیگر عوامل آسمانی و فلکی را به هنگام زاده شدن یک فرد ثبت می‌کنند و سپس از اطلاعات این جدول برای طالع‌بینی، پیش‌بینی شخصیت آن فرد و طالع او استفاده می‌نمایند.

در زایچه، پهنهٔ آسمان به دوازده برج و دوازده خانه بخش می‌شود. جایگاه خورشید، ماه و اختران در این برج‌ها و خانه‌ها، همراه با زاویه‌هایی که میان آن‌ها پدید می‌آید، بنیاد خواندن زایچه را می‌سازد. نقطه‌ای از منطقةالبروج که در آن لحظه از سوی خاور سر برمی‌آورد، طالع نام دارد؛ بنابراین، طالع تنها یکی از بخش‌های زایچه است و نباید آن را با خود زایچه یکی دانست.

شناخته‌شده‌ترین گونهٔ زایچه، زایچه زادروز است که بر پایهٔ روز، ساعت و جای زاده‌شدن فرد ساخته می‌شود. گونه‌های دیگری نیز وجود دارد؛ از جمله زایچه پرسشی برای بررسی یک پرسش معین، زایچه تحویل برای آغاز یک سال تازه از زندگی فرد و زایچه جهان برای رویدادهای همگانی، شهرها و کشورها.

در اختربینی سنتی، زایچه را برای یافتن نشانه‌هایی دربارهٔ خوی، گرایش‌ها و رویدادهای زندگی می‌خوانند. این کار «خواندن زایچه» یا «تفسیر زایچه» نامیده می‌شود. زایچه خود یک نمودار است، در حالی که طالع‌بینی یا اختربینی به برداشت و پیشگویی بر پایهٔ آن گفته می‌شود. همچنین، احکامی که اختربینان از زایچه به دست می‌آورند، در دانش امروزی پشتوانهٔ تجربیِ پذیرفته‌شده‌ای ندارند و در شمار باورها و روش‌های اختربینی قرار می‌گیرند.

چگونگی استخراج این جدول از اصول آموزشی کتب نجومی قدیم بوده است و نیاز به آشنایی با علوم ریاضی، نجوم، زیج و کار با اسطرلاب داشته است. امروزه می‌توان با نرم‌افزارهای نجومی ساده به سرعت چنین جدولی را ایجاد کرد.

در طالع‌بینی عقیده بر این است که چگونگی قرارگیری اجرام آسمانی در لحظه تولد فرد با ذات و طبع و سرنوشت او رابطه دارد.

هیچ تحقیق علمی مبنی بر درستیِ زایچه وجود ندارد و روش‌های مورد استفاده برای تفسیرهایی که زایچه ارائه می‌کند، مبنای شبه‌علمی دارند. در چارچوب علمی، هیچ شواهد شناخته‌شده‌ای مبنی بر وجود ارتباطی میان یک فرد و نحوهٔ قرارگیری اجرام آسمانی در زمان تولد وی، وجود ندارد.[۱]

در کاربرد عامه، «زایچه» اغلب نه به خودِ نمودار، بلکه به تفسیر اختربین از آن گفته می‌شود. این تفسیر معمولاً بر اختربینی برج خورشیدی استوار است؛ یعنی تنها جایگاه خورشید در هنگام زاده‌شدن فرد، یا اهمیت تقویمی یک رویداد، چنان‌که در اختربینی چینی دیده می‌شود، در نظر گرفته می‌شود. بسیاری از روزنامه‌ها و مجله‌ها ستون‌های پیشگویانه‌ای منتشر می‌کنند که غالباً بر پایهٔ برج خورشیدیِ خواننده نوشته می‌شود. این نوشته‌ها ممکن است بیش از آنکه به جایگاه واقعی خورشید یا دیگر اجرام آسمانی در زایچه وابسته باشند، برای جلب خواننده پرداخته شده باشند. در این شیوه، برج فرد را با توجه به جایگاه خورشید در منطقةالبروج در روز زاده‌شدن، قرارگرفتن در مرز میان دو برج، یا بخش‌بندی هر برج به سه بخش ده‌درجه‌ای تعیین می‌کنند.[۳]

در اختربینی هندو، زایچهٔ زادروز را «کوندالی» می‌نامند. در این سنت، کوندالی بر پایهٔ حرکت ستارگان و ماه ساخته می‌شود و برای تعیین زمان‌های فرخندهٔ آیین‌ها و رویدادهایی چون ازدواج به کار می‌رود؛ از جمله زایچهٔ زادروز زن و مرد را با هم می‌سنجند. کوندالی همچنین تیتی، راشی، ناکشاترا و زایچه‌های بخش‌بندی‌شده را ثبت می‌کند؛ سپس این داده‌ها را برای برداشت از ویژگی‌های شخصیتی و گزینش زمان‌های فرخندهٔ تصمیم‌ها و آیین‌های مهم تفسیر می‌کنند.

هیچ پژوهش علمی، درستی پیشگویی‌های زایچه را تأیید نکرده است و روش‌های تفسیر آن نمونه‌هایی از شبه‌علم شمرده می‌شوند.[۴][۵][۶] در چارچوب دانش امروزی، سازوکار شناخته‌شده‌ای وجود ندارد که بتواند اثر ادعاشدهٔ جایگاه اجرام آسمانی بر فرد را در لحظهٔ زاده‌شدن منتقل کند.[۷] آزمون‌هایی که با گروه گواه و کورسازی مناسب انجام شده‌اند، اثری فراتر از تصادف برای زایچه‌ها نشان نداده‌اند.[۸] همچنین، پاره‌ای آزمون‌های روان‌شناختی نشان داده‌اند که می‌توان توصیف‌های شخصیتی و پیشگویی‌هایی چنان کلی ساخت که هم‌زمان برای بخش بزرگی از مخاطبان پذیرفتنی به نظر برسند؛ پدیده‌ای که اثر بارنوم نام دارد.

معرفی

زایچه نقشه‌ای نمادین از آسمان بر فراز مکانی معین و در لحظه‌ای مشخص است. در بیشتر شیوه‌های اختربینی، دیدگاه زایچه زمین‌مرکزی است؛ هرچند اختربینی خورشیدمرکزی استثنا به‌شمار می‌رود. جایگاه خورشید، ماه و اختران در نمودار ثبت می‌شود و در کنار آن‌ها عامل‌های محاسبه‌شده‌ای چون گره‌های ماه، مرزهای خانه‌ها، طالع، برج‌های منطقةالبروج، ستارگان ثابت و بهره‌ها نیز می‌آید. زاویه‌های میان اختران و دیگر نقطه‌های زایچه را معمولاً نظر می‌نامند. اهمیت و شیوهٔ تفسیر این عامل‌ها در سنت‌های گوناگون اختربینی یکسان نیست.

مفاهیم در اختربینی غربی

زایچهٔ زادروز چارلز یکم انگلستان
  • مولود یا صاحب زایچه شخص یا موضوع رویدادی است که زایچه برای زمان و مکان معینی دربارهٔ او ساخته می‌شود. در ترسیم زایچه، مولود در مرکز کره سماوی فرض می‌شود.
  • کرهٔ سماوی کره‌ای پنداری است که منطقةالبروج، صورت‌های فلکی، خورشید، ماه و اختران بر سطح آن تصویر می‌شوند. این مفهوم بر چگونگی دیده‌شدن آسمان از زمین استوار است.
  • صفحهٔ استوای سماوی از امتداد صفحهٔ استوای زمین در فضا به دست می‌آید.
  • صفحهٔ دایرةالبروج با صفحهٔ مدار زمین به دور خورشید تعریف می‌شود و مسیر ظاهری سالانهٔ خورشید بر کرهٔ سماوی در آن قرار دارد. صفحهٔ استوای سماوی و صفحهٔ دایرةالبروج با یکدیگر زاویه‌ای نزدیک به ۲۳٫۵ درجه می‌سازند.
  • صفحهٔ افق بر مولود یا محل رویداد مرکز دارد و در آن نقطه بر سطح زمین مماس است. در کره‌ای با شعاع بسیار بزرگ، می‌توان این صفحه را تقریباً هم‌ارز صفحه‌ای موازی با آن دانست که از مرکز زمین می‌گذرد. این فرض محاسبات هندسی زایچه را آسان‌تر می‌کند، اما جابه‌جایی ناظر را در نظر نمی‌گیرد. برخی نویسندگان اختربینی اثر اختلاف منظر را نیز بررسی کرده‌اند، ولی معمولاً اختلاف منظرِ اجرامی جز ماه را در محاسبات زایچه ناچیز می‌دانند.

اوتاد

چهار زاویهٔ اصلی زایچه را در اصطلاح سنتی اوتاد می‌نامند. در اختربینی چنین پنداشته می‌شود که این چهار نقطه با بخش‌های مهم زندگی مولود یا رویدادهای زمان مورد بررسی پیوند دارند. این چهار نقطه عبارت‌اند از:

  • خانهٔ نخست: طالع یا وتد مشرق؛ نقطهٔ برآمدن منطقةالبروج از افق خاوری؛
  • خانهٔ دهم: وسط‌السماء یا وتد عاشر؛ نقطهٔ بالایی زایچه؛
  • خانهٔ هفتم: غارب یا وتد مغرب؛ نقطهٔ فرورفتن منطقةالبروج در افق باختری؛
  • خانهٔ چهارم: وتدالارض یا وتد رابع؛ نقطهٔ مقابل وسط‌السماء.

طالع محل برخورد افق خاوری با دایرةالبروج است و برجی که در آن لحظه از افق خاوری برمی‌آید، برج طالع نامیده می‌شود. طالع و وسط‌السماء در بیشتر روش‌های اختربینی از مهم‌ترین نقطه‌های زایچه شمرده می‌شوند. در بیشتر شیوه‌های بخش‌بندی خانه‌ها، طالع مرز آغاز خانهٔ نخست و وسط‌السماء مرز آغاز خانهٔ دهم است.

چهار وتد در نمودار زایچه تقریباً یک صلیب می‌سازند: طالع در برابر غارب و وسط‌السماء در برابر وتدالارض قرار می‌گیرد. اگر زایچه را به صفحهٔ ساعت همانند کنیم، معمولاً طالع و غارب به‌ترتیب نزدیک جایگاه ساعت‌های ۹ و ۳ و وسط‌السماء و وتدالارض نزدیک جایگاه ساعت‌های ۱۲ و ۶ قرار می‌گیرند. البته این آرایش در همهٔ روش‌های ترسیم زایچه یکسان نیست.

اختری که خداوند برج طالع باشد، خداوند طالع نامیده می‌شود و جایگاه آن در تفسیر زایچه اهمیت ویژه‌ای دارد. نقطهٔ روبه‌روی طالع در افق باختری، غارب نام دارد و معمولاً مرز آغاز خانهٔ هفتم است. نقطهٔ روبه‌روی وسط‌السماء نیز وتدالارض نامیده می‌شود و معمولاً مرز آغاز خانهٔ چهارم است.

در زایچه‌های گرد امروزی، طالع را معمولاً در سمت چپ نمودار و نزدیک جایگاه ساعت ۹ می‌گذارند؛ هرچند زایچه‌های چهارگوش و دیگر شیوه‌های سنتی ترسیم از این قرارداد پیروی نمی‌کنند. بر اثر چرخش زمین، برج‌های منطقةالبروج یکی پس از دیگری از افق خاوری برمی‌آیند. ازاین‌رو، برج طالع به‌طور میانگین نزدیک به هر دو ساعت تغییر می‌کند، هرچند مدت برآمدن هر برج به عرض جغرافیایی و زمان سال بستگی دارد. همین برآمدن از افق منشأ اصطلاح برج برآینده برای برج طالع است.

در اختربینی چنین پنداشته می‌شود که برج طالع با نمود بیرونی فرد و چگونگی دیده‌شدن او از سوی دیگران پیوند دارد. وسط‌السماء محل برخورد بخش بالایی نصف‌النهار محل با دایرةالبروج است و در نمودارهای گرد معمولاً نزدیک جایگاه ساعت ۱۲ قرار می‌گیرد. اختربینان این نقطه را به جایگاه اجتماعی، آوازه، پیشه و نمود همگانی فرد پیوند می‌دهند.

منطقةالبروج

نمادهای دوازده برج در اختربینی غربی

منطقةالبروج نواری فرضی بر کرهٔ سماوی است که از دید ناظر زمینی، خورشید، ماه و اختران در محدودهٔ آن حرکت می‌کنند. این نوار در اختربینی به دوازده برج تقسیم می‌شود که هر یک ۳۰ درجه از طول دایرةالبروج را در بر می‌گیرند و روی‌هم دایره‌ای ۳۶۰ درجه‌ای می‌سازند. دایرةالبروج، یعنی مسیر ظاهری سالانهٔ خورشید، خط میانی این نوار به‌شمار می‌رود.[۹]

بیشتر اختربینان غربی از منطقةالبروج فصل‌بنیاد استفاده می‌کنند. آغاز این منطقةالبروج نقطه‌ای است که خورشید هنگام اعتدال بهاری از استوای سماوی می‌گذرد و وارد نخستین درجهٔ برج بره می‌شود. در برابر آن، برخی اختربینان غربی و بیشتر پیروان اختربینی هندی از منطقةالبروج ستاره‌بنیاد استفاده می‌کنند که جایگاه آن نسبت به ستارگان ثابت تعیین می‌شود.

در منطقةالبروج فصل‌بنیاد، نقطهٔ اعتدال بهاری همواره درجهٔ نخست برج بره است؛ اما در منطقةالبروج ستاره‌بنیاد، جابه‌جایی این نقطه بر اثر تقدیم اعتدالین در نظر گرفته می‌شود. تفاوت میان این دو دستگاه گاه موجب سردرگمی کسانی می‌شود که برج‌های اختربینی را با صورت‌های فلکی هم‌نام آن‌ها یکی می‌پندارند.[۱۰][۱۱]

محور چرخش زمین در چرخه‌ای نزدیک به ۲۶ هزار سال تغییر جهت می‌دهد. بر اثر این حرکت که تقدیم محوری نام دارد، نقطهٔ اعتدال بهاری هر سال نزدیک به ۵۰٫۳ ثانیهٔ قوسی و در حدود هر ۷۲ سال یک درجه نسبت به ستارگان جابه‌جا می‌شود؛ بنابراین، برج‌های فصل‌بنیاد با فصل‌های سال پیوند دارند، نه با جایگاه کنونی صورت‌های فلکی.[۱۲]

برای نمونه، بر پایهٔ تاریخ‌های رایج اختربینی غربی، خورشید در ۲۸ اوت ۲۰۰۲ در برج فصل‌بنیاد خوشه قرار داشت؛ اما از دید اخترشناسی، خورشید در همان روز در محدودهٔ صورت فلکی شیر دیده می‌شد. علت این تفاوت آن است که برج‌های اختربینی و صورت‌های فلکی دو چیز جداگانه‌اند.

برج‌های ستاره‌بنیاد و فصل‌بنیاد هر دو بخش‌های هندسی و هم‌اندازهٔ ۳۰ درجه‌ای هستند، در حالی که صورت‌های فلکی نقش‌هایی پنداری‌اند که بر پایهٔ گروه‌بندی ستارگان دیدنی بر کرهٔ سماوی ساخته شده‌اند. صورت‌های فلکی پهنای یکسانی ندارند و هیچ‌یک لزوماً دقیقاً ۳۰ درجه از دایرةالبروج را در بر نمی‌گیرد. ازاین‌رو، برج‌ها و صورت‌های فلکی با وجود نام‌های تاریخی مشترک، یکسان نیستند.[۱۳]

برخی اختربینان برج‌های منطقةالبروج را در تفسیرهای خود به کار نمی‌برند و بیشتر بر نگاه‌ها و دیگر عامل‌های زایچه تمرکز می‌کنند. برج خورشیدی برجی است که خورشید هنگام زاده‌شدن مولود در آن قرار دارد و شناخته‌شده‌ترین دادهٔ اختربینی در میان مردم است. اگر فرد هنگام برآمدن خورشید زاده شده باشد، برج طالع و برج خورشیدی او یکی خواهد بود. پس از آن می‌توان برج‌های طالع بعدی را به‌طور تقریبی در فاصله‌های دوساعته برآورد کرد؛ هرچند محاسبهٔ دقیق طالع به زمان، تاریخ و مکان نیاز دارد.

مرز برج نقطهٔ جداکنندهٔ دو برج و مرز خانه نقطهٔ جداکنندهٔ دو خانه است. در برخی نوشته‌های عامه‌پسند، به کسی که نزدیک زمان گذر خورشید از برجی به برج دیگر زاده شده باشد، ویژگی‌های هر دو برج نسبت داده می‌شود؛ اما در محاسبهٔ دقیق زایچه، خورشید در هر لحظه دارای طول دایرةالبروجی مشخص و در یکی از دو برج است.

ساخت زایچه در اختربینی غربی

برای ساختن زایچه، اختربین نخست باید زمان و مکان دقیق زاده‌شدن فرد یا آغاز رویداد را تعیین کند. سپس زمان محلی، با درنظرگرفتن ساعت تابستانی یا دیگر تغییرهای رسمی ساعت، به زمان هماهنگ جهانی تبدیل می‌شود. پس از آن، برای محاسبهٔ طالع، وسط‌السماء و مرز خانه‌ها، زمان نجومی محل در لحظهٔ مورد نظر به دست می‌آید.

اختربین برای تعیین جایگاه خورشید، ماه و اختران به زیج یا سالنامه نجومی مراجعه می‌کند. این جدول‌ها جایگاه اجرام آسمانی را در تاریخ و زمان معین، نسبت به نقطهٔ اعتدال بهاری یا ستارگان ثابت، نشان می‌دهند؛ انتخاب هر یک از این دو مرجع به فصل‌بنیاد یا ستاره‌بنیاد بودن دستگاه اختربینی بستگی دارد.

تفاوت طول جغرافیایی محل با نصف‌النهار مبدأ نیز در محاسبه وارد می‌شود تا زمان محلی و چگونگی قرارگرفتن اختران نسبت به افق و نصف‌النهار محل تعیین شود. زایچه تنها اجرامی را که در آن لحظه بالای افق‌اند نشان نمی‌دهد؛ جایگاه اختران زیر افق نیز در آن ثبت می‌شود.

اختربینان برای بررسی رابطهٔ دو فرد گاه زایچه مرکب می‌سازند. این زایچه از ترکیب نقطه‌های متناظر دو زایچهٔ زادروز به دست می‌آید و در اختربینی برای برداشت از چگونگی و کارکرد رابطه به کار می‌رود.

زایچه دوازده بخش دارد که خانه‌ها نامیده می‌شوند. ترتیب خانه‌ها از طالع در افق خاوری آغاز می‌شود. برای تعیین مرز این دوازده خانه روش‌های گوناگونی وجود دارد و نتیجهٔ آن‌ها، به‌ویژه در عرض‌های جغرافیایی بالا، همیشه یکسان نیست. از سدهٔ نوزدهم میلادی جدول‌های خانه برای آسان‌کردن این محاسبات منتشر شده‌اند؛ امروزه این محاسبات معمولاً با نرم‌افزار انجام می‌شود.

خانه‌ها

نمادهای به‌کاررفته در اختربینی غربی برای نمایش خورشید، ماه و اختران

چارچوب زایچه از دوازده خانه ساخته می‌شود و سپس برج‌های منطقةالبروج بر آن جای می‌گیرند. در روش خانه‌های برابر، هر خانه ۳۰ درجه پهنا دارد؛ بنابراین، اگر خانهٔ نخست از درجهٔ ۱۲ شیر آغاز شود، خانهٔ دوم از درجهٔ ۱۲ خوشه، خانهٔ سوم از درجهٔ ۱۲ ترازو و خانه‌های بعدی نیز به همین ترتیب آغاز می‌شوند.

در روش‌هایی که زاویهٔ برخورد صفحهٔ افق و صفحهٔ دایرةالبروج را در نظر می‌گیرند، محاسبهٔ مرز خانه‌ها پیچیده‌تر است و دانستن عرض جغرافیایی محل رویداد ضرورت دارد. در گذشته برای این محاسبات از جدول‌های خانه استفاده می‌شد، اما امروزه معمولاً رایانه آن‌ها را انجام می‌دهد. بیشتر نرم‌افزارهای اختربینی امکان گزینش از میان چندین روش بخش‌بندی خانه‌ها را فراهم می‌کنند.[۱۴]

جایگاه اختران

پس از تعیین جایگاه برج‌ها و خانه‌ها، اختربین طول دایرةالبروجی خورشید، ماه و اختران را در نمودار مشخص می‌کند. برخی اختربینان اجرام کوچک‌تر، ستارگان ثابت، سیارکهایی مانند کایرون و نقطه‌های محاسباتی دیگری چون رأس و طالع استوایی را نیز در نظر می‌گیرند.

بسیاری از اختربینان همچنین از نقطه‌های محاسباتی موسوم به سهم‌ها یا «بهرها» استفاده می‌کنند که سابقهٔ آن‌ها به اختربینی یونانی‌مآب بازمی‌گردد. شناخته‌شده‌ترین آن‌ها بَهر بخت یا «سهم‌السعاده» است.

نظرها

برای کامل‌کردن زایچه، زاویه‌های میان اختران و دیگر نقطه‌های زایچه نیز بررسی می‌شود. این زاویه‌ها در اختربینی نظر (نگاه) نام دارند. هرچه فاصلهٔ زاویهٔ واقعی به اندازهٔ دقیق یک نظر نزدیک‌تر باشد، آن نظر در بیشتر شیوه‌های اختربینی نیرومندتر دانسته می‌شود. مقدار فاصلهٔ مجاز از زاویهٔ دقیق را دامنهٔ نظر می‌نامند.

نظرهای رایج عبارت‌اند از:

نظرات رایج در اختربینی
نام نظر اندازهٔ زاویه توضیح
مقارنه ۰ درجه هم‌جایی دو اختر یا نقطه
تسدیس ۶۰ درجه یک‌ششم دایره
تربیع ۹۰ درجه یک‌چهارم دایره
تثلیث ۱۲۰ درجه یک‌سوم دایره
مقابله ۱۸۰ درجه قرارگرفتن دو اختر یا نقطه روبه‌روی یکدیگر
نیم‌تربیع ۴۵ درجه یکی از نگاه‌های کوچک
تربیع‌ونیم ۱۳۵ درجه یکی از نگاه‌های کوچک
پنج‌ششم ۱۵۰ درجه یکی از نگاه‌های کوچک در اختربینی جدید

اندازهٔ دامنهٔ پذیرفته‌شده برای هر نظر در مکتب‌های گوناگون یکسان نیست. معمولاً برای مقارنه و نگاه‌های خورشید و ماه دامنه‌ای گسترده‌تر و برای نگاه‌های کوچک دامنه‌ای باریک‌تر در نظر گرفته می‌شود. برخی اختربینان جدید دامنه‌ای نزدیک به ۸ درجه یا کمتر را به کار می‌برند. پیروان کیهان‌زیست‌شناسی و اختربینی اورانوسی نظرات کوچک دیگری، مانند زاویه‌های ۱۵، ۲۲٫۵، ۶۷٫۵، ۷۲، ۷۵، ۱۰۵، ۱۱۲٫۵، ۱۵۷٫۵ و ۱۶۵ درجه را نیز با دامنه‌های بسیار محدود بررسی می‌کنند.

در اختربینی هندی، شیوهٔ نگاه‌کردن اختران با اختربینی غربی تفاوت دارد. همهٔ اختران به خانهٔ هفتم از جایگاه خود نظر می‌کنند؛ یعنی دارای نظر ۱۸۰ درجه‌اند. افزون بر این، برای سه اختر نگاه‌های ویژه‌ای در نظر گرفته می‌شود: بهرام به خانه‌های چهارم و هشتم، هرمزد به خانه‌های پنجم و نهم و کیوان به خانه‌های سوم و دهم از جایگاه خود نیز نگاه می‌کنند.

محور طالع و غارب

نقطهٔ مقابل طالع در سوی غربی افق، غارب یا وتد غارب نام دارد. طالع و غارب دو نقطهٔ برخورد دایرةالبروج با افق و دو سرِ یک محور در زایچه هستند و ۱۸۰ درجه از یکدیگر فاصله دارند. در بسیاری از روش‌های خانه‌بندی، طالع با آغاز خانهٔ یکم و غارب با آغاز خانهٔ هفتم منطبق است.

طالع

طالع نقطه‌ای از دایرةالبروج است که در زمان و مکان مورد بررسی از افق خاوری برمی‌آید. این نقطه بر اثر چرخش زمین پیوسته تغییر می‌کند و برای تعیین دقیق آن باید زمان، عرض جغرافیایی و طول جغرافیایی محل معلوم باشد.

طالع در تفسیر زایچهٔ زادروز از مهم‌ترین نقطه‌ها شمرده می‌شود. در اختربینی، برج طالع را با نمود بیرونی شخص، شیوهٔ رویارویی او با جهان و نخستین واکنش‌هایش در برابر دیگران و رویدادهای روزمره پیوند می‌دهند. بااین‌حال، این برداشت‌ها از دیدگاه علمی تأیید نشده‌اند.

پس از محاسبهٔ طالع، خانه‌ها، جایگاه اختران و نگاه‌های میان آن‌ها، اختربین تفسیر زایچه را آغاز می‌کند. روش و تأکید این تفسیر به سنت و شاخهٔ اختربینی مورد استفاده بستگی دارد.

غارب

غارب، که در متون نجومی و احکامی سابع، وتد سابع و وتد غارب نیز خوانده شده است، یکی از چهار نقطهٔ اصلی یا اوتاد زایچه است. غارب نقطه‌ای از دایرةالبروج است که در سمت غرب با افق محلی برخورد می‌کند و در هر لحظه درست در مقابل طالع قرار دارد؛ از این رو طالع و غارب دو سرِ یک محور در زایچه را تشکیل می‌دهند. طالع محل برآمدن دایرةالبروج از افق شرقی و غارب محل فرورفتن آن در افق غربی است.[۱۵]

غارب یکی از وتدهای چهارگانه است. سه وتد (میخگاه) دیگر عبارت‌اند از طالع در افق شرقی، وسط‌السما در بالای افق و وتدالارض در سوی مقابل وسط‌السما. در اصطلاح سنتی، طالع را وتد اول، غارب را وتد سابع، وسط‌السما را وتد عاشر و وتدالارض را وتد رابع نیز می‌نامیدند.[۱۶]

غارب از نظر هندسی ۱۸۰ درجه با طالع فاصله دارد؛ بنابراین اگر برای نمونه طالع در ۱۵ درجهٔ حمل باشد، غارب در ۱۵ درجهٔ میزان قرار می‌گیرد. به همین سبب برج واقع بر غارب همواره برجِ مقابلِ برج طالع است.

در بسیاری از شیوه‌های خانه‌بندی، غارب آغاز یا رأس خانهٔ هفتم به‌شمار می‌رود و همین امر سبب شده است که در منابع قدیم نام سابع نیز برای آن به کار رود. با این حال، غارب و خانهٔ هفتم دو مفهوم یکسان نیستند: غارب یک نقطهٔ هندسی مشخص، یعنی برخورد دایرةالبروج و افق غربی است، در حالی که خانهٔ هفتم یک بخش از زایچه است. در برخی شیوه‌های خانه‌بندی، به‌ویژه خانه‌بندی برج کامل، غارب الزاماً مرز آغاز خانهٔ هفتم نیست.

در احکام نجوم، غارب به سبب قرار گرفتن در شمار اوتاد از نقاط مهم زایچه به‌شمار می‌رود. دلالت‌های مربوط به همسر، شراکت، قراردادها و رویارویی با دیگران بیشتر به خانهٔ هفتم نسبت داده می‌شوند و نباید بدون تمایز به خود نقطهٔ غارب نسبت داده شوند.

جستارهای وابسته

زایچه در اختربینی چینی

دوازده جانور گاه‌شماری جانوری در نقش‌های سقف یک پرستشگاه

در اختربینی چینی، پیشگویی‌های عامه‌پسند معمولاً بر نمادهای گاه‌شماری جانوری استوارند. در این دستگاه، هر سال در چارچوب چرخه شصت‌ساله با یک جانور و یکی از عناصر پنج‌گانه پیوند دارد. این پیشگویی‌ها در روزنامه‌ها و مجله‌ها گاه در کنار پیشگویی‌های برج خورشیدیِ اختربینی غربی منتشر می‌شوند؛ هرچند ساختار اختربینی چینی با دستگاه دوازده برج غربی یکسان نیست.

نقد

زایچه‌ها و پیشگویی‌های وابسته به برج‌های منطقةالبروج در دوره‌های گوناگون هواداران فراوانی داشته‌اند و امروزه نیز در رسانه‌ها و فرهنگ عامه رواج دارند. بااین‌حال، ادعاهای مربوط به توانایی زایچه در تعیین شخصیت یا پیش‌بینی رویدادهای آینده از سوی جامعهٔ علمی تأیید نشده‌اند.

نقد روان‌شناختی

زایچه‌های زادروز و برج‌های خورشیدی اغلب برای توصیف ویژگی‌های شخصیتی افراد به کار می‌روند، اما آزمایش‌های کنترل‌شده اعتبار و قابلیت اعتماد این روش را نشان نداده‌اند. در یکی از شناخته‌شده‌ترین آزمون‌های دوسوکور، اختربینان باید زایچه‌های افراد را با نمایه‌های شخصیتی به‌دست‌آمده از سیاهه روان‌شناختی کالیفرنیا تطبیق می‌دادند. نتیجه نشان داد که میزان موفقیت آنان از انتخاب تصادفی فراتر نرفت.[۱۷][۱۸]

پیشگویی‌های اختربینان گوناگون برای یک برج یا یک فرد نیز ممکن است با یکدیگر ناسازگار باشند.[۱] یکی از توضیح‌های روان‌شناختی برای پذیرفته‌شدن این پیشگویی‌ها آن است که متن آن‌ها غالباً کلی، مبهم و سازگار با تجربه‌های رایج زندگی نوشته می‌شود. در نتیجه، افراد می‌توانند بخش‌هایی از آن را با وضعیت خود هماهنگ ببینند؛ پدیده‌ای که اثر بارنوم نامیده می‌شود.

انتظارهای قبلی افراد نیز می‌تواند بر برداشت آنان اثر بگذارد. در یک پژوهش، هنگامی که پیشگویی روزانه همراه با نام برج فرد ارائه می‌شد، شرکت‌کنندگان بیش از زمانی که نام برج حذف شده بود، آن را با رویدادهای روز گذشتهٔ خود هماهنگ می‌دانستند.[۱۹] این نتیجه نمونه‌ای از سوگیری تأییدی و اثر انتظار بر تفسیر اطلاعات دانسته می‌شود.

نقد علمی

اختربینی از سوی جامعهٔ علمی شبه‌علم شناخته می‌شود، زیرا برای سازوکار ادعاشدهٔ اثرگذاری جایگاه اجرام آسمانی بر شخصیت و رویدادهای زندگی، شواهد تجربی پذیرفته‌شده‌ای وجود ندارد. همچنین، پیش‌بینی‌های اختربینی در آزمون‌های کنترل‌شده و تکرارپذیر نتیجه‌ای فراتر از تصادف نشان نداده‌اند.

حرکت روزانهٔ ظاهری ستارگان در آسمان عمدتاً بر اثر چرخش زمین و جابه‌جایی سالانهٔ ظاهری خورشید در میان صورت‌های فلکی بر اثر گردش زمین به دور خورشید پدید می‌آید. البته ستارگان نیز در فضا حرکت واقعی دارند، اما فاصلهٔ بسیار زیاد آن‌ها سبب می‌شود حرکت خاص بیشترشان در بازه‌های کوتاه به‌آسانی دیده نشود.

یکی از علت‌های پذیرفتنی به نظر رسیدن اختربینی، گرایش ذهن انسان به یافتن الگو و جست‌وجوی شواهد هماهنگ با باورهای پیشین است. افراد ممکن است پیش‌بینی‌های درست‌نما را به یاد بسپارند و موارد نادرست را نادیده بگیرند. این گرایش با مفاهیمی چون سوگیری تأییدی، اثر بارنوم و گزینش جانبدارانهٔ اطلاعات توضیح داده می‌شود.[۲۰]

با وجود ادعای برخی پیروان اختربینی مبنی بر علمی‌بودن آن، اثربخشی روش‌های اختربینی در آزمایش‌های علمی معتبر نشان داده نشده و سازوکار فیزیکی آزمون‌پذیری برای آن عرضه نشده است. ازاین‌رو، اختربینی در چارچوب دانش امروزی علم به‌شمار نمی‌رود.[۲۱]

نقد مسیحی

در برخی برداشت‌های مسیحی، مراجعه به زایچه و پرداختن به اختربینی با آموزه‌های کتاب مقدس ناسازگار دانسته می‌شود. مخالفان مسیحی اختربینی معمولاً به بخش‌هایی از سفر تثنیه و کتاب اشعیا استناد می‌کنند که از پیشگویی و پرستش اجرام آسمانی نهی می‌کنند.[۲۲]

بیلی گراهام، واعظ مسیحی آمریکایی، ستارگان را نشانه‌ای از توانایی و شکوه خدا می‌دانست، نه ابزاری برای راهنمایی انسان یا پیشگویی آینده.[۲۳]

جستارهای وابسته

منابع

  1. 1 2 3 فرید قاسملو. «زایچه». دانشنامهٔ جهان اسلام. دریافت‌شده در ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده) خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «:0» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  2. ↑ طباطبایی، محمد (۱۳۸۶). واژه‌نامهٔ نجوم و احکام نجوم: فارسی–انگلیسی، انگلیسی–فارسی (ویراست چاپ دوم). ص. ۵۳
  3. ↑ "How Horoscopes Work". 29 January 2005. Archived from the original on 6 May 2009. Retrieved 27 February 2008.
  4. ↑ Thagard, Paul R. (1978). "Why Astrology is a Pseudoscience" (PDF). Proceedings of the Biennial Meeting of the Philosophy of Science Association. 1 (1). The University of Chicago Press: 223–234. doi:10.1086/psaprocbienmeetp.1978.1.192639. JSTOR 192639. S2CID 147050929. Archived (PDF) from the original on 2022-10-09.
  5. ↑ "Astrology". دانشنامه بریتانیکا. Archived from the original on 2015-05-08. Retrieved 2022-06-23.
  6. ↑ Sven Ove Hansson; Edward N. Zalta. "Science and Pseudo-Science". Stanford Encyclopedia of Philosophy. Retrieved 6 July 2012.
  7. ↑ Asquith, Peter D., ed. (1978). Proceedings of the Biennial Meeting of the Philosophy of Science Association, vol. 1. Dordrecht u.a.: Reidel u.a. ISBN 978-0-917586-05-7. Archived from the original on 2022-04-24. Retrieved 2015-12-06.
  8. ↑ Carlson, Shawn (1985). "A double-blind test of astrology". Nature. 318 (6045): 419–425. Bibcode:1985Natur.318..419C. doi:10.1038/318419a0. S2CID 5135208.
  9. ↑ "zodiac". Oxford Dictionaries. Archived from the original on September 26, 2016. Retrieved 19 September 2017.
  10. ↑ "Sidereal vs. Tropical Zodiac". Great Astro Matcher. Retrieved 2025-08-30.
  11. ↑ Ferguson, Ian M. "Sidereal vs. Tropical zodiac and why it matters". White Lotus of Light. Retrieved 2025-08-30.
  12. ↑ Rochberg, Francesca (1988). "Babylonian Horoscopes". Transactions of the American Philosophical Society. New Series. 88 (1). American Philosophical Society: i–164. doi:10.2307/1006632. JSTOR 1006632.
  13. ↑ Burk, Kevin. "Astrology on the Web: Stars and Signs". Archived from the original on 2011-10-19. Retrieved 2011-10-11.
  14. ↑ Hone, Margaret (1978). The Modern Text-Book of Astrology. Revised edition (1995). England: L. N. Fowler & Co. شابک ‎۰۸۵۲۴۳۳۵۷۳، صص ۲۸۱–۲۸۴.
  15. ↑ دهخدا، علی‌اکبر. «غارب». لغت‌نامه دهخدا.
  16. ↑ دهخدا، علی‌اکبر. «وتد». لغت‌نامه دهخدا.
  17. ↑ "California Psychological Inventory (CPI) 434 Personality Test". Psychometrics Canada. Archived from the original on 2023-06-03. Retrieved 2023-06-03.
  18. ↑ Carlson, S. (1985). "A double-blind test of astrology" (PDF). Nature. 318 (6045): 419–425. Bibcode:1985Natur.318..419C. doi:10.1038/318419a0. S2CID 5135208. Archived (PDF) from the original on 2021-10-07. Retrieved 2020-05-21.
  19. ↑ Munro, G.D., & Munro, J.E. (2000). "Using daily horoscopes to demonstrate expectancy confirmation". Teaching of Psychology. 27 (2): 114–116. doi:10.1207/S15328023TOP2702_08. S2CID 145376059.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:نام‌های متعدد:فهرست نویسندگان (رده)
  20. ↑ Heckman, James J. (2010). "Selection Bias and Self-Selection". Microeconometrics. London: Palgrave Macmillan UK. pp. 242–266. doi:10.1057/9780230280816_29. ISBN 978-0-230-23881-7.
  21. ↑ "Where do Zodiac Signs Come From? Here's the True History Behind Your Horoscope". 21 June 2018. Archived from the original on 2021-10-09. Retrieved 2020-03-23.
  22. ↑ "Addressing astrology and horoscopes". WELS. 10 December 2019. Archived from the original on 17 October 2020. Retrieved 16 October 2020.
  23. ↑ "Billy Graham: Yes, God created the stars, but not as a means to predict the future". Archived from the original on 18 June 2016. Retrieved 16 October 2020.