هفت اختر

هفت اختر یا کواکب سبعه در نگاره‌ای از نسخه‌ای عثمانی از عجایب‌المخلوقات اثر زکریای قزوینی. از راست یا بر پایهٔ آرایش نگاره، هفت اختر سنتی به صورت پیکره‌های انسانی تصویر شده‌اند.

هفت اختر یا سیاره‌های سنتی (که در متن‌های کهن فارسی و عربی «سیارات سبعه» یا «کواکب سبعه» نیز خوانده می‌شوند) به هفت جرم آسمانی گفته می‌شود که با چشم غیرمسلح دیده می‌شوند و نسبت به پس‌زمینهٔ ستارگان ثابت در آسمان جابه‌جا می‌شوند و از همین رو در گذشته «ستارگان سرگردان» نامیده می‌شدند. این هفت جرم به‌ترتیب روشنایی از پرنورترین تا کم‌نورترین عبارت‌اند از: خورشید، ماه، زهره، مشتری، عطارد، مریخ و زحل.

ستاره‌شناسان یونانی مانند بطلمیوس این سیاره‌ها را در دوران باستان کلاسیک ثبت کردند و واژهٔ «سیاره» (به یونانی planētēs) را که به‌معنای «گردنده» است بر آن‌ها نهادند؛ این نام‌گذاری بازتاب حرکت این اجرام بر کره آسمان نسبت به ستارگان ثابت است. با اختراع تلسکوپ و کشف اجرام دیگری چون قمرهای گالیله‌ای در سال ۱۶۱۰ میلادی، مفهوم سیاره دگرگون شد. امروزه سیاره به جرمی گفته می‌شود که مستقیماً به دور خورشید (یا ستارگان دیگر) می‌گردد و مدار خود را پاک‌سازی کرده‌است؛ بر پایهٔ این تعریف نوین تنها پنج جرم از هفت اختر سنتی همچنان سیاره شمرده می‌شوند و زمین، اورانوس و نپتون نیز به آن‌ها افزوده شده‌اند.

از دیرباز یکی از مهم‌ترین کاربردهای این هفت اختر، پیوند نمادین آن‌ها با هفت فلز شناخته‌شدهٔ دوران باستان در سنت کیمیاگری بود؛ باوری که یکی از ستون‌های اندیشهٔ کیمیاگری و اختربینی در سده‌های میانه و رنسانس به‌شمار می‌رفت.

ویژگی‌های منتسب

در احکام نجوم سنتی، هفت اختر شناخته‌شده بر پایهٔ چند معیار متفاوت دسته‌بندی می‌شدند. خورشید و ماه را «تابندگان» و پنج اختر دیگر را «سرگردانان» می‌خواندند. همچنین در کیهان‌شناسی زمین‌مرکز سنتی، مریخ، مشتری و زحل را، از آن رو که افلاکشان بالاتر از فلک خورشید دانسته می‌شد، «کواکب علویه» (اختران برین) و ماه، عطارد و زهره را، از آن رو که افلاکشان پایین‌تر از فلک خورشید قرار داشت، «کواکب سفلیه» (اختران زیرین) می‌خواندند.[۱] البته در اصطلاح اخترشناسی جدید، «سیارات سفلی» فقط عطارد و زهره‌اند و ماه در این گروه قرار نمی‌گیرد، زیرا این تقسیم‌بندی جدید بر مدار سیاره در درون یا بیرون مدار زمین به گرد خورشید استوار است.

برای هر اختر نیز طبیعتی بر پایهٔ کیفیات چهارگانهٔ گرمی، سردی، تری و خشکی در نظر گرفته می‌شد و از ترکیب آنها مزاج‌هایی چون گرم و خشک، گرم و تر، سرد و خشک و سرد و تر پدید می‌آمد. افزون بر این، اختران از نظر جنس به مذکر، مؤنث یا ممتزج، و از نظر تأثیر احکامی به سعد، نحس یا دارای طبیعت متغیر تقسیم می‌شدند. جدول زیر این دسته‌بندی‌های اصلی را به‌صورت یکجا نشان می‌دهد.

ویژگی‌های منتسب به اختران سنتی در اختربینی
اختر گروه جایگاه فلکی گرمی/سردی تری/خشکی طبیعت مرکب جنس سعد/نحس توضیح
خورشید تابندگان معیار تقسیم گرم خشک گرم و خشک مذکر میانه / خاص مبنای تقسیم علوی و سفلی.
ماه تابندگان سفلی سرد تر سرد و تر مؤنث میانه / خاص با منازل، گره‌ها و دیگر مفاهیم قمری نیز پیوند دارد.
تیر سرگردانان سفلی متغیر متغیر ممتزج ممتزج ممتزج طبیعت و حکم آن به همنشینی با دیگر اختران بستگی دارد.
ناهید سرگردانان سفلی سرد تر سرد و تر مؤنث سعد در برخی منابع: گرم و تر.
بهرام سرگردانان علوی گرم خشک گرم و خشک مذکر نحس —
هرمزد سرگردانان علوی گرم تر گرم و تر مذکر سعد —
کیوان سرگردانان علوی سرد خشک سرد و خشک مذکر نحس —

نگارخانه

تاریخچه

بابل

بابلیان هفت سیاره را می‌شناختند. فهرستی دوزبانه در موزه بریتانیا این هفت سیارهٔ بابلی را به این ترتیب برمی‌شمارد:

مندائیان

در آیین مندائی، نام هفت سیاره از هفت سیارهٔ بابلی گرفته شده‌است. در مجموع، هفت اختر کلاسیک در متن‌های مندایی روی‌هم‌رفته با دیدی ناخوشایند نگریسته می‌شوند، زیرا بخشی از همراهان «روحا»، ملکهٔ جهان تاریکی، به‌شمار می‌آیند؛ با این حال هر یک از سیاره‌ها به‌تنهایی می‌تواند با ویژگی‌های مثبتی نیز پیوند یابد. نام سیاره‌ها در مندایی از اکدی وام گرفته شده و برخی از آن‌ها سرانجام به سومری بازمی‌گردند. بر پایهٔ متن‌های مندایی، هر سیاره را در کشتی‌ای حمل می‌کنند و نگاره‌هایی از این کشتی‌ها در نوشته‌های مقدس مندایی دیده می‌شود.

سیارهنام منداییمعادل اکدیویژگی‌ها و نام‌های دیگر
خورشیدشامیششامَشروشنایی و نیروهای زندگی؛ نام دیگر اَدونای (از عبری)
زهرهلیباتدلباتکامیابی در عشق و باروری؛ در پیوند با ایشتار، عشتروت و «روحا»
عطاردنبونَبودانش و کاتبان؛ گاه با مشیها (مسیحا) نیز پیوند می‌یابد
ماهسینسینوسقط جنین و زایمان‌های نابهنجار
زحلکیوانکَیامانو«پسر خورشید»؛ در پیوند با شنبه
مشتریبیلبیلونرینه؛ «گرم و مرطوب»
مریخنیریگنرگالخشونت

نمادها

نمادهای اخترشناختی هفت اختر کلاسیک در دست‌نویس‌های بیزانسی سده‌های میانه، که بسیاری از زایچه‌های کهن را در خود نگاه داشته‌اند، دیده می‌شوند. در پاپیروس‌های اصلی این زایچه‌های یونانی، برای خورشید دایره‌ای با یک پرتو و برای ماه هلالی به کار رفته‌است. نمادهای نوشتاری عطارد، زهره، مشتری و زحل را می‌توان تا شکل‌هایی که در پاپیروس‌های متأخر یونانی یافت می‌شوند دنبال کرد؛ نمادهای مشتری و زحل تک‌نگاره‌هایی برگرفته از نخستین حرف نام یونانی این سیاره‌ها هستند و نماد عطارد شکل آراستهٔ عصای هرمس است.

پژوهشگری به نام آ. اس. دی. ماوندر پیشینهٔ این نمادها را در منابع کهن‌تری می‌جوید که برای بازنمایی خدایان مربوط به هفت اختر به کار می‌رفتند. «صفحهٔ آسمان‌نمای بیانکینی» که در سدهٔ دوم میلادی ساخته شده، پیکرنمودهای یونانی خدایان سیاره‌ای را با نسخه‌های نخستین این نمادها نشان می‌دهد. نماد نوین خورشید، یعنی دایره‌ای با یک نقطه در میان (☉)، نخستین‌بار در دوران رنسانس پدیدار شد.

ساعات سیاره‌ای

دستگاه بطلمیوسی که در اخترشناسی یونان باستان به کار می‌رفت، سیاره‌ها را بر پایهٔ نزدیکی به زمین در الگوی زمین‌مرکز آن روزگار، از نزدیک‌ترین به دورترین، چنین می‌چید: ماه، عطارد، زهره، خورشید، مریخ، مشتری و زحل. افزون بر این، شبانه‌روز به بازه‌های هفت‌گانه بخش می‌شد که هر یک زیر فرمان یکی از سیاره‌ها بود.

نخستین ساعت هر روز به نام سیارهٔ فرمانروای آن خوانده می‌شد و از همین‌جا نام و ترتیب روزهای هفتهٔ هفت‌روزهٔ رومی پدید آمد. برای نمونه در زبان اسپانیایی Miércoles (چهارشنبه) به عطارد و در فرانسوی mardi (سه‌شنبه) به مریخ اشاره دارد. نام روزهای هفته در انگلیسی نوین بیشتر از خدایان فرهنگ کهن ژرمنی گرفته شده‌است؛ برای نمونه چهارشنبه (Wednesday) روزِ اودین و پنجشنبه (Thursday) روزِ ثور است.

روز (فرانسوی)خدای رومینام یونانینام نورسنام انگلیسی
dimancheسولهلیوسسولSunday (یکشنبه)
lundiلوناسلنهمانیMonday (دوشنبه)
mardiمارسآرستیرTuesday (سه‌شنبه)
mercrediمرکوریهرمساودینWednesday (چهارشنبه)
jeudiژوپیترزئوسثورThursday (پنجشنبه)
vendrediونوسآفرودیتهفریگFriday (جمعه)
samediساترنکرونوسنیوردSaturday (شنبه)

کیمیاگری

در کیمیاگری هر یک از هفت اختر کلاسیک با یکی از هفت فلز شناخته‌شدهٔ جهان باستان پیوند داشت و به همین سبب نشان کیمیایی فلز و سیارهٔ متناظر آن یکی بود. کیمیاگران بر این باور بودند که دیگر فلزها گونه‌هایی از همین هفت فلز هستند (برای نمونه روی را «قلع هندی» یا «نقرهٔ بدلی» می‌نامیدند).

انسان‌ها از دیرباز هفت جرم روشن آسمان و هفت فلز را می‌شناختند و شمار برابر این دو، ذهن باستانیان را به برقراری پیوند میان آن‌ها راهنمون شد. این اندیشه ریشه در دانش بابلی و یونانی داشت و در دورهٔ هلنیستی و سپس در جهان اسلامی و اروپای سده‌های میانه گسترش یافت. کیمیاگران بر این باور بودند که هر فلز زیر تأثیر سیارهٔ همتای خود پدید آمده و «می‌پزد»، و همین باور به آنان امید می‌داد که با دگرگون‌کردن فلزهای پست بتوان آن‌ها را به طلا بدل کرد.

کیمیاگری در جهان غرب و دیگر جاهایی که رواج داشت، با اختربینی سنتی به‌شیوهٔ بابلی-یونانی درآمیخته بود و این دو در جست‌وجوی دانش پنهان یکدیگر را کامل می‌کردند. اختربینی از دیرباز تا امروز از مفهوم عناصر کلاسیک بهره برده و بیشتر اخترشناسان سنتی این چهار عنصر را بخشی بنیادین از تفسیر زایچه می‌دانستند.

جدول تناظرها

سیارهفلزنماد
خورشیدطلا☉
ماهنقره☽
عطاردجیوه☿
زهرهمس♀
مریخآهن♂
مشتریقلع♃
زحلسرب♄

نکتهٔ درخور توجه آن است که در بسیاری از زبان‌ها نام فلز جیوه با نام سیارهٔ عطارد (مِرکوری) یکی است؛ این یگانگی نام، بازتاب مستقیم همین سنت تناظر است.

برخی کیمیاگران، مانند پاراسلسوس، بر پایهٔ قباله هرمسی میان اندام‌های حیاتی بدن و سیاره‌ها نیز تناظری برقرار می‌کردند:

سیارهاندام
خورشیدقلب
ماهمغز
عطاردشش‌ها
زهرهکلیه‌ها
مریخکیسه صفرا
مشتریکبد
زحلطحال

این تناظرها تنها جنبهٔ نظری نداشتند، بلکه در عمل نیز به کار می‌رفتند. کیمیاگران گمان می‌بردند که برای انجام برخی فرایندها باید زمان مناسب نجومی، یعنی هنگام چیرگی سیارهٔ مربوط به آن فلز، را برگزینند. در متن‌های کیمیاگری، نام فلزها اغلب پنهان می‌شد و به‌جای آن نام یا نشان سیارهٔ متناظر می‌آمد؛ چنین رمزنگاری، خواندن این نوشته‌ها را دشوار می‌ساخت و دانش را در دست گروه اندکی نگاه می‌داشت. این نظام نمادین تا آستانهٔ پیدایش شیمی نوین در سده‌های هفدهم و هجدهم میلادی پابرجا ماند.

اختربینی معاصر

اختربینی غربی

«تِما موندی» هفت اختر را در خانه‌های خود نشان می‌دهد.

در اختربینی غربی هر یک از هفت اختر با برخی از برج‌های منطقةالبروج پیوند دارد. جدول زیر خانهٔ اصلی (شرف و وبال، هبوط و اوج) هر سیاره را نشان می‌دهد:

سیارهبرج خانهبرج وبالبرج شرفبرج هبوط
خورشیداسددلوحملمیزان
ماهسرطانجدیثورعقرب
عطاردجوزا و سنبلهقوس و حوتسنبلهحوت
زهرهمیزان و ثورحمل و عقربحوتسنبله
مریخحمل و عقربمیزان و ثورجدیسرطان
مشتریقوس و حوتجوزا و سنبلهسرطانجدی
زحلدلو و جدیاسد و سرطانمیزانحمل

اختربینی هندی

اخترشناسی و اختربینی هندی (جیوتیشه) هفت سیارهٔ دیدنی (شامل خورشید و ماه) و دو سیارهٔ نادیدنی افزوده را می‌شناسد که همگی نُه‌گراها نامیده می‌شوند:

نام سنسکریتمعادلناکشاتراگونانمایانگرِروز
سوریهخورشیدکریتیکا، اوتره فالگونی، اوتره‌آشادهساتواروح، پادشاه، پدر، خودییکشنبه
چاندرهماهروهینی، هستا، شراوانهساتواذهن احساسی، ملکه، مادردوشنبه
مانگالامریخمریگاشیرا، چیترا، دهانیشتاتاماسانرژی، کنش، اطمینانسه‌شنبه
بودهاعطاردآشلشا، جیشتا، رواتیراجاسارتباط و تحلیل، ذهنچهارشنبه
بریهاسپاتیمشتریپونروسو، ویشاکا، پوروه‌بهادرپادهساتواآموزگار بزرگ، ثروت، گسترش، فرزندپنجشنبه
شوکرازهرهبهرنی، پوروه فالگونی، پوروه‌آشادهراجاسزنانگی، لذت و باروری، تجمل، عشق، همسرجمعه
شانیزحلپوشیه، انورادها، اوتره‌بهادرپادهتاماسآموختن به‌سختی، پیشه و درازعمریشنبه
راهوگرهِ صعودی (شمالی) ماهاردرا، سواتی، شتابهیشاتاماسیک اسوره که هر بخشی از زندگی را که در چنگ دارد به آشوب می‌کشد—
کیتوگرهِ نزولی (جنوبی) ماهآشوینی، مغه، مولاتاماستأثیرهای فراطبیعی، در سطح ناخودآگاه—

اختربینی چینی

اخترشناسی و اختربینی چینی هفت سیارهٔ دیدنی (شامل خورشید و ماه) را می‌شناسد. اختربینی چینی در دوران دودمان هان (سدهٔ دوم پیش از میلاد تا سدهٔ دوم میلادی) شکوفا شد. جدول زیر پنج سیارهٔ دیدنی را به عنصرهای وو شینگ پیوند می‌دهد:

معادلعنصر وابستهنویسهٔ چینیپین‌ییننام کهن اخترشناسی
مریخآتش火星Huǒxīngیینگ‌هوئو (熒惑)
عطاردآب水星Shuǐxīngچن‌شینگ (辰星)
مشتریچوب木星Mùxīngسویی‌شینگ (歲星)
زهرهفلز金星Jīnxīngتای‌بای (太白)
زحلخاک土星Tǔxīngژن‌شینگ (鎮星)

سیاره‌های دیدنی با چشم غیرمسلح

عطارد و زهره تنها در ساعت‌های گرگ‌ومیش دیده می‌شوند، زیرا مدارشان درون مدار زمین جای دارد. زهره سومین جرم پرنور آسمان و برجسته‌ترین سیاره است. دیدن عطارد به‌سبب نزدیکی‌اش به خورشید دشوارتر است. مریخ در هنگام مقابله که تقریباً هر بیست‌وپنج ماه یک‌بار رخ می‌دهد، پرنورترین حالت خود را دارد. مشتری و زحل بزرگ‌ترین سیاره‌های این پنج‌گانه‌اند، اما چون از خورشید دورترند نور کمتری دریافت می‌کنند؛ با این‌همه مشتری اغلب پس از زهره پرنورترین جرم آسمان است. روشنایی زحل بارها با حلقه‌هایش افزوده می‌شود، هرچند خودِ حلقه‌ها با چشم غیرمسلح از زمین دیده نمی‌شوند.

جستارهای وابسته

منابع

  1. ↑ «مفاتیح العلوم» خوارزمی
  • هولمیارد, اریک جان (1957). Alchemy (in English). Penguin Books.
  • پرینچیپه, لارنس (2013). The Secrets of Alchemy (in English). University of Chicago Press.
  • بال, فیلیپ. The Devil's Doctor: Paracelsus and the World of Renaissance Magic and Science (in English). ISBN 978-0-09-945787-9.