هنری هشتم
| هنری هشتم | |
|---|---|
![]() پرترهٔ هنری هشتم، ح. ۱۵۴۰–۱۵۴۷ | |
| پادشاه انگلستان لرد ایرلند/پادشاه ایرلند[الف] | |
| سلطنت | ۲۲ آوریل ۱۵۰۹[ب] – ۲۸ ژانویهٔ ۱۵۴۷ |
| تاجگذاری | ۲۴ ژوئن ۱۵۰۹ |
| پیشین | هنری هفتم |
| جانشین | ادوارد ششم |
| زاده | ۲۸ ژوئن ۱۴۹۱ کاخ پلاسنشیا، گرینیچ، انگلستان |
| درگذشته | ۲۸ ژانویهٔ ۱۵۴۷ (۵۵ ساله) کاخ وایتهال، وستمینستر، انگلستان |
| آرامگاه | ۱۶ فوریهٔ ۱۵۴۷ نمازخانه سنت جرج، قلعه وینزر، برکشر |
| همسران |
|
| فرزند(ان) | |
| خاندان | دودمان تودور |
| پدر | هنری هفتم |
| مادر | الیزابت یورک |
| امضاء | |
هنری هشتم (۲۸ ژوئن ۱۴۹۱ – ۲۸ ژانویهٔ ۱۵۴۷)[ث] از ۲۲ آوریل ۱۵۰۹ تا هنگام مرگش در ۱۵۴۷ پادشاه انگلستان بود.
هنری در گرینیچ زاده شد و دومین پسر هنری هفتم و الیزابت یورک بود. برادر بزرگترش، آرتور، شاهزاده ولز، وارث بلافصل بود و با کاترین آراگون، شاهزادهخانمی اسپانیایی، ازدواج کرد. آرتور در ۱۵۰۲ درگذشت و هنری در ۱۵۰۴ شاهزاده ولز شد؛ سپس در ۱۵۰۹، پس از مرگ پدرش، بر تخت نشست و با مجوز پاپ با کاترین ازدواج کرد. او را در سالهای نخست سلطنت، پادشاهی خوشسیما، فرهیخته و توانا وصف کردهاند.
هنری از ازدواج با کاترین ناخرسند شد و از پاپ کلمنت هفتم خواست آن را فسخ کند. کلمنت نپذیرفت و توماس کرنمر، اسقف اعظم کنتربری، در ۱۵۳۳ این ازدواج را از دید کلیسای انگلستان باطل اعلام کرد. کلمنت به حکم کرنمر اعتراض کرد و هنری را از کلیسای کاتولیک تکفیر کرد. هنری در پاسخ قانون برتری را به تصویب رساند، خود را رئیس عالی کلیسای انگلستان خواند و بدینسان قلمروهایش را از اطاعت پاپ رهانید. او صومعهها را منحل کرد و ثروتشان را تصاحب کرد؛ اقدامی که به پیشبرد اصلاحات انگلستان یاری رساند.
هنری را یکی از شناختهشدهترین پادشاهان تاریخ انگلستان میدانند، هرچند در پایان زندگی هرچه بیشتر مستبد، خودکامه، شهوتران و بدگمان شد. او بهسبب شش ازدواجش مشهور است، بهویژه بهسبب تلاش طولانیاش برای فسخ ازدواج با کاترین آراگون تا بتواند به امید داشتن وارثی پسر دوباره ازدواج کند. او فرمان گردنزدن دو تن از همسرانش، آن بولین و کاترین هاوارد، را صادر کرد. در سالهای پایانی، هنری بهشدت چاق و ناتوان از حرکت بود و زخمی قانقاریایی در پا داشت که از سانحهٔ نیزهبازی سال ۱۵۳۶ برجای مانده بود. گفته میشود به دیابت، ورم و نارسایی اندامها نیز مبتلا بوده است. او را در نمازخانه سنت جرج، قلعه وینزر به خاک سپردند و تنها پسر بازماندهاش، ادوارد ششم، جانشین او شد.
سالهای نخست
هنری در ۲۸ ژوئن ۱۴۹۱ در کاخ پلاسنشیا در گرینیچ کنت، سومین فرزند و دومین پسر هنری هفتم و الیزابت یورک به دنیا آمد.[۵] از شش (یا هفت) خواهر و برادر هنری، تنها سه تن — برادرش آرتور، شاهزاده ولز و خواهرانش مارگارت تودور و ماری تودور — از دوران نوزادی جان به در بردند.[۶] ریچارد فاکس، اسقف اکستر، او را در کلیسایی از فرانسیسکنها در نزدیکی کاخ تعمید داد.[۷] در ۱۴۹۳، در دوسالگی، به دژبان قلعهٔ دوور و فرماندهٔ بنادر پنجگانه منصوب شد. سپس در سهسالگی ارل مارشال انگلستان و لرد لفتنانت ایرلند شد و اندکی بعد به نشان گرمابه درآمد. روز پس از آن مراسم، دوک یورک شد و حدود یک ماه بعد به سرپرست مرزهای اسکاتلند برگزیده شد. در مهٔ ۱۴۹۵ نیز به نشان بند جوراب منصوب شد. پادشاه این مناصب را به پسر خردسالش میسپرد تا کنترل این جایگاههای پردرآمد را خود در دست نگه دارد و آنها را با خاندانهای ریشهدار تقسیم نکند.[۷]
هنری در کودکی زیر نظر «بانوی سرپرست» یا پرورشدهندهٔ سلطنتی، الیزابت، لیدی دارسی، و پس از او الیزابت دنتون بود.[۸] جز مناصبش، از آغاز زندگی هنری اطلاع چندانی در دست نیست، زیرا انتظار نمیرفت پادشاه شود؛[۷] اما میدانیم که از آموزگارانی برجسته آموزشی درجهیک دریافت کرد. او بر لاتین و فرانسوی مسلط شد و دستکم اندکی ایتالیایی آموخت.[۹][۱۰]
در نوامبر ۱۵۰۱، هنری در مراسم ازدواج برادرش آرتور با کاترین آراگون، کوچکترین فرزند فرناندوی دوم، پادشاه آراگون و ملکه ایزابل یکم، نقشی چشمگیر داشت.[۱۱] او در مقام دوک یورک از نشان پدرش بهعنوان پادشاه استفاده میکرد که با «نواری سهشاخه از خز قاقم» متمایز شده بود. در ۹ فوریهٔ ۱۵۰۶ نیز ماکسیمیلیان یکم، امپراتور مقدس روم با اعطای نشان پشم زرین او را گرامی داشت.[۱۲]
آرتور در ۱۵۰۲، در پانزدهسالگی و تنها بیست هفته پس از ازدواج با کاترین آراگون، درگذشت.[۱۳] مرگ آرتور همهٔ وظایفش را بر دوش برادر کوچکترش نهاد. هنری دهساله که تازه دوک کورنوال شده بود، در فوریهٔ ۱۵۰۴ شاهزاده ولز و ارل چستر شد.[۱۴] هنری هفتم پس از مرگ آرتور نیز مسئولیت چندانی به پسر دومش نسپرد. هنری جوان زیر نظارتی سختگیرانه بود و در ملأ عام ظاهر نمیشد؛ از اینرو «بیآنکه در هنر دشوار پادشاهی آموزش دیده باشد» بر تخت نشست.[۱۵]
هنری هفتم برای بستن پیمانی زناشویی میان پادشاهی انگلستان و اسپانیا کوششهای خود را از سر گرفت و ازدواج پسرش هنری را با کاترینِ بیوه (همسر برادر درگذشتهٔ او) پیشنهاد کرد.[۱۳] هنری هفتم و ملکه ایزابلا هر دو به این ایده، که اندکی پس از مرگ آرتور مطرح شده بود، علاقه داشتند.[۱۶] در ۲۳ ژوئن ۱۵۰۳ قراردادی برای ازدواج آنان امضا شد و دو روز بعد نامزد یکدیگر شدند.[۱۷] اگر آنگونه که کاترین و بانوی همراه (ناظر) او ادعا میکردند، شب زفاف صورت نگرفته بود، برای رفع «مانع عفت عمومی» (مانعی ساده برای ازدواج با خویشاوندان همسر پیشین) تنها به یک فرمان معافیت پاپ نیاز بود. با اینهمه، هنری هفتم و سفیر اسپانیا برای پیشگیری از شبهههای بعدی تصمیم گرفتند فرمانی برای معافیت از «قرابت سببی (حقوق کلیسایی کاتولیک)» (محرمیت ناشی از ازدواج پیشین) نیز بگیرند تا احتمال آمیزش کاترین و آرتور هم در نظر گرفته شده باشد و مشروعیت ازدواج بعدی زیر سؤال نرود.[۱۷] از آنجا که هنری هنوز بسیار کوچک بود، زندگی مشترک آنان در آن زمان ممکن نبود.[۱۶] مرگ ایزابلا در ۱۵۰۴ و دشواریهایی که بر سر جانشینی تاج کاستیا پدید آمد، اوضاع را پیچیدهتر کرد. فردیناند دوم ترجیح میداد کاترین در انگلستان بماند، اما روابط هنری هفتم با او رو به سردی نهاده بود.[۱۸] در نتیجه، کاترین مدتی در بلاتکلیفی ماند؛ وضعیتی که با رد این ازدواج از سوی شاهزاده هنری، به محض رسیدن به سن قانونی کلیسایی (۱۴ سالگی)، به اوج رسید. راهحل فردیناند آن بود که دخترش را سفیر کند تا با مصونیت سیاسی بتواند مدت نامحدودی در انگلستان بماند. کاترین که زنی دیندار بود، کمکم به این باور رسید که با وجود مخالفتهای هنری، خواست خدا آن است که او با هنری ازدواج کند.[۱۹]
آغاز سلطنت

هنری هفتم در آوریل ۱۵۰۹ درگذشت و هنری هفدهساله جانشین او شد.[۲۰] اندکی پس از خاکسپاری پدرش در ۱۰ مه، هنری ناگهان اعلام کرد که با کاترین ازدواج خواهد کرد و چند مسئله دربارهٔ مجوز پاپی و بخش پرداختنشدهٔ جهیزیه را ناگشوده گذاشت.[۱۷][۲۱] پادشاه جوان مدعی بود که ازدواج با کاترین آخرین خواستهٔ پدرش بوده است.[۱۹] این ادعا، درست یا نادرست، به کارش میآمد. امپراتور ماکسیمیلیان یکم کوشیده بود نوهاش النور اتریش، خواهرزادهٔ کاترین، را به همسری هنری درآورد؛ اکنون این پیشنهاد کنار گذاشته شده بود.[۲۲] مراسم ازدواج هنری و کاترین ساده بود و در ۱۱ ژوئن ۱۵۰۹ در کلیسای راهبان در گرینیچ برگزار شد.[۲۱] هنری خود را از تبار کنستانتین بزرگ و شاه آرتور میدانست و خویشتن را جانشین آنان میشمرد.[۲۳]
در ۲۳ ژوئن ۱۵۰۹، هنری کاترین بیستوسهساله را از برج لندن به کلیسای وستمینستر برد تا تاجگذاری هنری هشتم و کاترین روز بعد برگزار شود.[۲۴] مراسم باشکوه بود: مسیر پادشاه با پردههای نقشدار آراسته و با پارچههای نفیس فرش شده بود.[۲۴] پس از مراسم، ضیافتی بزرگ در تالار وستمینستر برپا شد.[۲۵] چنانکه کاترین به پدرش نوشت، روزگارشان در جشنی پیوسته میگذشت.[۲۱]
دو روز پس از تاجگذاری، هنری دو تن از منفورترین وزیران پدرش، ریچارد امپسون و ادموند دادلی، را بازداشت کرد. آن دو به خیانت متهم شدند و در ۱۵۱۰ اعدام شدند. اعدامهای سیاسی همواره یکی از شیوههای اصلی هنری در برخورد با کسانی بود که سر راهش قرار میگرفتند.[۵] هنری بخشی از پولی را که گفته میشد این دو وزیر به زور ستانده بودند بازگرداند.[۲۶] در مقابل، او با دودمان یورک — مدعیان بالقوهٔ تاجوتخت — میانهروتر از پدرش رفتار کرد. چند تن از کسانی که پدرش زندانی کرده بود، از جمله توماس گری، مارکیز دوم دورست، بخشوده شدند.[۲۷] برخی دیگر آشتی نکردند؛ ادموند دو لا پول، دوک سوم ساوفولک سرانجام در ۱۵۱۳ گردن زده شد، اعدامی که پس از همدستی برادرش ریچارد دو لا پول با دشمنان پادشاه رخ داد.[۲۸]
کاترین اندکی پس از ازدواج باردار شد، اما در ۳۱ ژانویهٔ ۱۵۱۰ دختری مردهزاد به دنیا آورد. حدود چهار ماه بعد دوباره باردار شد[۲۹] و در ۱ ژانویهٔ ۱۵۱۱ پسری به نام هنری، دوک کورنوال زایید. این زوج که تازه سوگوار نخستین فرزندشان بودند، از تولد پسر غرق شادی شدند و جشنهای باشکوهی در سراسر کشور برپا شد؛[۳۰] از جمله مسابقهٔ بزرگ دوروزهٔ نیزهبازی سواره که در تاریخ با نام مسابقه نیزهبازی وستمینستر (جشنوارهٔ بزرگ شوالیهها به افتخار تولد شاهزاده) ثبت شده است. اما این شادمانی دیری نپایید و شاهزادهٔ نوزاد تنها هفت هفته بعد درگذشت.[۲۹] کاترین در ۱۵۱۳ و ۱۵۱۵ نیز دو پسر مردهزاد دیگر به دنیا آورد (که ضربهٔ روحی سختی به پادشاه زد)، اما سرانجام در فوریهٔ ۱۵۱۶ دختری به نام ماری زایید. نبود وارث پسر روابط پادشاه و ملکه را تیره کرده بود، اما با تولد ماری و زندهماندن او، این روابط اندکی بهبود یافت.[۳۱]
هرچند ازدواج هنری با کاترین را بعدها «بهطور غیرمعمول خوب» توصیف کردهاند،[۳۲] میدانیم که هنری معشوقههایی داشت. در ۱۵۱۰ آشکار شد که هنری با یکی از خواهران ادوارد استافورد، سومین دوک باکینگهام — الیزابت یا آن هیستینگز، کنتس هانتینگدون — رابطه داشته است.[۳۳] مهمترین معشوقهٔ او، که حدود سه سال از ۱۵۱۶ با او بود، الیزابت بلانت بود.[۳۱] بلانت یکی از تنها دو معشوقهٔ کاملاً مسلم اوست، شماری که برخی برای پادشاهی جوان و پرشور اندک میدانند.[۳۴][۳۵] شمار دقیق معشوقههای هنری محل اختلاف است: دیوید لودز بر این باور است که هنری «تنها تا حد بسیار محدودی» معشوقه داشت،[۳۵] حال آنکه آلیسون ویر معتقد است روابط متعدد دیگری نیز در کار بوده است.[۳۶] گزارشی از اعتراض کاترین در دست نیست. او در ۱۵۱۸ بار دیگر باردار شد و باز دختری مردهزاد به دنیا آورد.[۳۱]
بلانت در ژوئن ۱۵۱۹ پسر نامشروع هنری، هنری فیتزروی، دوک ریچموند و سامرست، را به دنیا آورد.[۳۱] این پسر در ژوئن ۱۵۲۵ دوک ریچموند شد؛ اقدامی که برخی آن را گامی در راه مشروعشمردن نهایی او میدانستند.[۳۷] فیتزروی در ۱۵۳۳ با مری هاوارد ازدواج کرد، اما سه سال بعد بیفرزند درگذشت.[۳۸] هنگام مرگ او در ژوئیهٔ ۱۵۳۶، مجلس انگلستان سرگرم بررسی قانون جانشینی دوم بود که میتوانست راه پادشاهی را بر او بگشاید.[۳۹]
فرانسه و هابسبورگها

در ۱۵۱۰، پادشاهی فرانسه که با امپراتوری مقدس روم در چارچوب اتحاد کامبره پیوندی شکننده داشت، در جنگ با جمهوری ونیز پیروز میشد. هنری دوستی پدرش با لوئی دوازدهم را از سر گرفت، امری که شورایش را دودسته کرد؛ زیرا جنگ با نیروی مشترک فرانسه و امپراتوری مقدس روم بیگمان بسیار دشوار میبود.[۴۰] با اینهمه، اندکی بعد هنری با فرناندوی دوم، پادشاه آراگون نیز پیمانی امضا کرد. پس از آنکه پاپ ژولیوس دوم در اکتبر ۱۵۱۱ اتحادیهٔ مقدس را علیه فرانسه بنیاد نهاد،[۴۰] هنری به پیروی از فرناندو انگلستان را به این اتحادیه وارد کرد. حملهای مشترک از سوی انگلستان و اسپانیا برای بهار برنامهریزی شد تا آکیتن برای انگلستان بازپس گرفته شود؛ گامی نخست برای تحقق ادعای هنری بر تاج فرانسه.[۴۱] اما این حمله، که پس از اعلان رسمی جنگ در آوریل ۱۵۱۲ انجام شد، به فرماندهی شخص هنری نبود[۴۲] و شکستی آشکار بود؛ فرناندو تنها از آن برای پیشبرد مقاصد خود بهره برد و این امر اتحاد انگلیسی–اسپانیایی را تضعیف کرد. با اینحال فرانسویان اندکی بعد از ایتالیا رانده شدند و اتحاد پابرجا ماند، زیرا هر دو طرف خواهان پیروزیهای بیشتر بر فرانسه بودند.[۴۲][۴۳] سپس هنری با ترغیب امپراتور ماکسیمیلیان به پیوستن به اتحادیهٔ مقدس به موفقیتی دیپلماتیک رسید.[۴۴] ژولیوس نیز به او وعدهٔ عنوان «مسیحیترین پادشاه» فرانسه و شاید تاجگذاری به دست خود پاپ در پاریس را داده بود، به شرط شکست لوئی.[۴۵]

در ۳۰ ژوئن ۱۵۱۳ هنری به فرانسه لشکر کشید و سپاهش ارتشی فرانسوی را در نبرد مهمیزها شکست داد؛ پیروزیای نسبتاً کماهمیت که انگلیسیها آن را دستمایهٔ تبلیغات کردند. اندکی بعد انگلیسیها تیروآن را گرفتند (و به ماکسیمیلیان سپردند)[۴۶] و نیز تورنه را که شهری مهمتر بود و پنج سال نگاه داشتند و سپس به فرانسویان بازگرداندند.[۴۷] هنری شخصاً و با همراهانی پرشمار سپاه را رهبری میکرد.[۴۸] اما غیبت او از کشور، شوهرخواهرش جیمز چهارم، پادشاه اسکاتلند را برانگیخت تا به خواست لوئی به انگلستان حمله کند.[۴۹] با اینهمه، سپاه انگلستان به فرماندهی ملکه کاترین در ۹ سپتامبر ۱۵۱۳ اسکاتلندیها را در نبرد فلادن بهسختی شکست داد.[۵۰] پادشاه اسکاتلند در میان کشتگان بود و بدینسان دخالت کوتاه پادشاهی اسکاتلند در جنگ پایان یافت.[۵۰] این لشکرکشیها طعم پیروزی نظامی را که هنری دوست میداشت به او چشاند. با اینحال، با وجود نشانههای نخستین، تصمیم گرفت لشکرکشی ۱۵۱۴ را دنبال نکند. او در جریان این نبردها فرناندو و ماکسیمیلیان را از نظر مالی پشتیبانی کرده بود، اما چیز چندانی به دست نیاورده بود و اکنون خزانهٔ انگلستان تهی بود.[۵۱] با جانشینی پاپ لئون دهم به جای ژولیوس، که خواهان مذاکرهٔ صلح با فرانسه بود، هنری نیز پیمان خود را با لوئی امضا کرد: خواهرش ماری تودور، که پیشتر به چارلز جوان وعده داده شده بود، همسر لوئی میشد و صلحی هشتساله — که در آن روزگار بسیار طولانی بود — تضمین میگشت.[۵۲]

کارل پنجم، خواهرزادهٔ کاترین، همسر هنری، امپراتوری بزرگی را در اروپا به ارث برد و در ۱۵۱۶ پادشاه اسپانیا و در ۱۵۱۹ امپراتور مقدس روم شد. هنگامی که لوئی دوازدهم در ۱۵۱۵ درگذشت، پسرعمویش فرانسوای یکم جانشین او شد.[۵۳] این جانشینیها سه فرمانروای نسبتاً جوان را رو در روی هم نهاد و فرصتی برای آغازی تازه پدید آورد. دیپلماسی محتاطانهٔ کاردینال تامس وولسی به پیمان لندن (۱۵۱۸) انجامید که هدفش اتحاد پادشاهیهای اروپای غربی در برابر تهدید تازهٔ امپراتوری عثمانی بود و چنین مینمود که صلح دستیافتنی است.[۵۴] هنری در ۷ ژوئن ۱۵۲۰ در میدان پارچهٔ زرین نزدیک کاله با فرانسوا دیدار کرد و دو هفته سرگرمیهای پرتجمل برپا شد. هر دو امید داشتند دوستی جای جنگهای دههٔ پیشین را بگیرد. اما رقابت شدید میان آنان هر امیدی به تمدید پیمان لندن را بر باد داد و درگیری اجتنابناپذیر شد.[۵۴] هنری با چارلز وجوه اشتراک بیشتری داشت و یک بار پیش از فرانسوا و یک بار پس از او با وی دیدار کرد. چارلز در ۱۵۲۱ قلمروهایش را به جنگ با فرانسه کشاند؛ هنری پیشنهاد میانجیگری داد، اما دستاوردی نداشت و تا پایان سال انگلستان را همپیمان چارلز کرد. او هنوز به هدف پیشین خود، بازپسگیری سرزمینهای انگلیسی در فرانسه، دل بسته بود و برای این منظور بر اتحاد با هلند هابسبورگ — که آن زمان بخشی از قلمرو چارلز بود — و پشتیبانی پیوستهٔ امپراتور تکیه داشت.[۵۵] حملهای کوچک از سوی انگلستان در شمال فرانسه پیشرفت چندانی نکرد. چارلز در نبرد پاویا پیروز شد و میتوانست شرایط صلح را دیکته کند، اما گمان میکرد چیزی به هنری بدهکار نیست. هنری که این را دریافته بود، تصمیم گرفت پیش از همپیمانش انگلستان را از جنگ بیرون بکشد و در ۳۰ اوت ۱۵۲۵ پیمان مور را امضا کرد.[۵۶]
ازدواجها
| خاندان هنری هشتم | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
|
پادشاه هنری هشتم، هر دو والدینش، و هر شش همسرش، از راه جد مشترکشان، پادشاه ادوارد یکم انگلستان، با یکدیگر خویشاوند بودند.[۵۷] بنگرید همچنین به: معشوقههای هنری هشتم
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
فسخ ازدواج با کاترین


هنری در دوران ازدواج با کاترین آراگون با ندیمهٔ او، ماری بولین، رابطه داشت. گمانهایی هست که او پدر دو فرزند ماری، هنری کری، بارون هانسدون اول و کاترین کری، بوده است، اما این هرگز ثابت نشده است. پادشاه هرگز آنان را چنانکه هنری فیتزروی را بهرسمیت شناخت، نپذیرفت.[۶۰] در ۱۵۲۵، در حالی که بیصبری هنری از ناتوانی کاترین در زایمان وارثی پسر فزونی میگرفت،[۶۱][۶۲] او شیفتهٔ خواهر ماری بولین، آن بولین، شد که آنزمان زنی جوان و گیرا در جمع همراهان ملکه بود.[۶۳] اما آن در برابر تلاشهای هنری برای اغوایش ایستادگی کرد و نپذیرفت که همچون خواهرش معشوقهٔ او شود.[۶۴][ج] در چنین زمینهای بود که هنری سه راه پیش روی خود را برای یافتن جانشینی دودمانی و حل آنچه در دربار «مسئلهٔ بزرگ پادشاه» خوانده میشد، سنجید: مشروعکردن هنری فیتزروی، که به دخالت پاپ نیاز داشت و در معرض چالش بود؛ شوهر دادن هرچه زودتر دخترش ماری به امید آنکه نوهای پسر مستقیماً وارث شود، هرچند بعید مینمود ماری پیش از مرگ هنری باردار شود؛ یا کنار گذاشتن کاترین و ازدواج با زنی در سن باروری. هنری سیوچهارساله که احتمالاً ازدواج با آن بولین را در نظر داشت، گزینهٔ سوم را جذابتر یافت،[۶۶] و دیری نگذشت که فسخ ازدواجش با کاترین چهلساله به آرزوی سراسری او بدل شد.[۶۷]

دربارهٔ انگیزهها و مقاصد دقیق هنری در سالهای پس از آن اتفاقنظر گستردهای وجود ندارد.[۶۸] خود هنری، دستکم در بخش نخست سلطنتش، کاتولیکی مؤمن و آگاه بود، تا آنجا که اثر ۱۵۲۱ او، دفاع از هفت آیین مقدس، عنوان مدافع ایمان را از پاپ لئون دهم برایش به ارمغان آورد.[۶۹] این اثر دفاعی استوار از برتری پاپ بود، هرچند با عباراتی تا اندازهای مشروط.[۶۹] روشن نیست هنری دقیقاً چه زمانی، همراه با عزم فزایندهاش برای ازدواج دوم، نظرش را در این باره تغییر داد. به هر روی، تا ۱۵۲۷ خود را متقاعد کرده بود که کاترین وارثی پسر نیاورده، زیرا پیوندشان «در چشم خداوند نفرینشده» بوده است.[۷۰] بهراستی، او با ازدواج با کاترین، که همسر برادرش بود، برخلاف سفر لاویان ۲۰:۲۱ رفتار کرده بود؛ توجیهی که توماس کرنمر برای باطلاعلامکردن این ازدواج به کار برد.[۷۱][چ] در مقابل، مارتین لوتر نخست با فسخ ازدواج مخالفت کرد و استدلال نمود که هنری میتواند بر پایهٔ آموزهٔ او، که کتاب مقدس چندهمسری را روا میداند اما طلاق را نه، همسر دومی بگیرد.[۷۱] اکنون هنری بر این باور بود که پاپ اختیار صدور مجوز برای چنین مانعی را نداشته است. او همین استدلال را در ۱۵۲۷ به پاپ کلمنت هفتم عرضه کرد، به امید فسخ ازدواجش با کاترین، و دستکم یک خط استدلال کمستیزهجوتر را کنار گذاشت.[۶۸] با علنیشدن ماجرا، هر امیدی به اینکه کاترین به صومعهای کناره بگیرد یا خاموش بماند، از میان رفت.[۷۲] هنری منشیاش ویلیام نایت (اسقف) را فرستاد تا با پیشنویسی فریبنده از فرمان پاپی مستقیماً به سریر مقدس متوسل شود. نایت کامیاب نشد؛ پاپ را به این سادگی نمیشد فریفت.[۷۳]
مأموریتهای دیگر بر برپایی دادگاهی کلیسایی در انگلستان با حضور نمایندهٔ کلمنت هفتم متمرکز شد. هرچند کلمنت با تشکیل چنین دادگاهی موافقت کرد، هرگز قصد نداشت به نمایندهٔ خود، لورنتسو کامپجو، اختیار دهد که به سود هنری رأی دهد.[۷۳] این جانبداری شاید نتیجهٔ فشار امپراتور کارل پنجم بود، اما روشن نیست این فشار تا چه اندازه بر کامپجو یا پاپ اثر گذاشت. پس از کمتر از دو ماه شنیدن شهادتها، کلمنت در ژوئیهٔ ۱۵۲۹ پرونده را به رم فراخواند و آشکار بود که دیگر هرگز مطرح نخواهد شد.[۷۳] با از دست رفتن فرصت فسخ نکاح، سرزنش بر دوش کاردینال وولسی افتاد. او در اکتبر ۱۵۲۹ به پریمونیره متهم شد[۷۴] و سقوطش «ناگهانی و کامل» بود.[۷۳] او در نیمهٔ نخست ۱۵۳۰ کوتاهمدتی با هنری آشتی کرد و رسماً بخشوده شد، اما در نوامبر ۱۵۳۰ بار دیگر، اینبار به خیانت، متهم شد و در انتظار محاکمه درگذشت.[۷۳][۷۵] پس از دورهای کوتاه که هنری خود بار حکومت را بر دوش گرفت،[۷۶] تامس مور نقش لرد اعظم و وزیر ارشد را بر عهده گرفت. مور که هوشمند و کاردان اما کاتولیکی مؤمن و مخالف فسخ ازدواج بود،[۷۷] نخست با سیاست تازهٔ پادشاه همکاری کرد و در مجلس وولسی را محکوم کرد.[۷۸]
یک سال بعد، کاترین از دربار رانده شد و اتاقهایش به آن بولین داده شد. آن برای زمانهٔ خود زنی بهطور غیرمعمول فرهیخته و اهل اندیشه بود و با اندیشههای اصلاحگران پروتستان درگیر و همراه بود، هرچند میزان پایبندی خود او به پروتستانتیسم بسیار محل بحث است.[۶۵] هنگامی که ویلیام وارهام، اسقف اعظم کنتربری، درگذشت، نفوذ آن سبب شد هنری توماس کرنمر، هوادار مورداعتماد فسخ ازدواج، را به این منصب بگمارد.[۷۷] پاپ که از نقشههای نوپای پادشاه دربارهٔ کلیسا بیخبر بود، این انتصاب را تأیید کرد.[۷۹]
ازدواج با آن بولین

در زمستان ۱۵۳۲، هنری در کاله با فرانسوای یکم دیدار کرد و پشتیبانی او را برای ازدواج تازهاش جلب کرد.[۸۰] هنری چهلویکساله و آن بیدرنگ پس از بازگشت به دوور در انگلستان، مراسم ازدواجی پنهانی برگزار کردند.[۸۱] آن بهزودی باردار شد و مراسم دوم در ۲۵ ژانویهٔ ۱۵۳۳ در لندن برگزار شد. در ۲۳ مهٔ ۱۵۳۳، کرنمر که در دادگاهی ویژه در صومعهٔ دانستیبل برای داوری دربارهٔ اعتبار ازدواج پادشاه با کاترین آراگون نشسته بود، ازدواج هنری و کاترین را باطل و بیاعتبار اعلام کرد. پنج روز بعد، در ۲۸ مهٔ ۱۵۳۳، کرنمر ازدواج هنری و آن را معتبر خواند.[۸۲] کاترین رسماً از عنوان ملکه محروم شد و در مقام بیوهٔ آرتور «شاهزادهخانم بیوه» خوانده شد. به جای او، تاجگذاری آن بولین در ۱ ژوئن ۱۵۳۳ برگزار شد.[۸۳] ملکه در ۷ سپتامبر ۱۵۳۳، اندکی زودتر از موعد، دختری به دنیا آورد که به یاد مادر هنری، الیزابت یورک، الیزابت نام گرفت.[۸۴]
پس از این ازدواج، دورهای از تحکیم موقعیت آغاز شد که شکل مجموعهای از قوانین مجلس اصلاحات انگلستان را به خود گرفت؛ قوانینی با هدف حل مسائل باقیمانده، مصونداشتن اصلاحات تازه از چالش، متقاعدکردن مردم به مشروعیت آنها، و شناسایی و برخورد با مخالفان.[۸۵] هرچند قانون کلیسایی را کرنمر و دیگران بهتفصیل بررسی کردند، این قوانین را تامس کرامول، توماس آدلی و توماس هاوارد، سومین دوک نورفک و نیز خود هنری پیش بردند.[۸۶] با تکمیل این روند، مور در مهٔ ۱۵۳۲ از سمت لرد اعظم کناره گرفت و کرامول وزیر ارشد هنری شد.[۸۷] با قانون جانشینی ۱۵۳۳، ماری، دختر کاترین، نامشروع اعلام شد؛ ازدواج هنری با آن مشروع خوانده شد؛ و فرزندان آن در جایگاه بعدی جانشینی قرار گرفتند.[۸۸] با قانون برتری در ۱۵۳۴، مجلس جایگاه پادشاه را بهعنوان رئیس عالی کلیسای انگلستان بهرسمیت شناخت و همراه با قانون منع استیناف در ۱۵۳۲، حق استیناف به رم را ملغی کرد.[۸۹] تنها در این هنگام بود که پاپ کلمنت هفتم دست به تکفیر پادشاه و کرنمر زد، هرچند این تکفیر تا مدتی بعد رسمی نشد.[ح]
پادشاه و ملکه از زندگی زناشویی خرسند نبودند. دورههایی از آرامش و مهر را تجربه میکردند، اما آن نمیخواست نقش سربهزیری را که از او انتظار میرفت بازی کند. همان سرزندگی و ذهن صریحی که او را معشوقهای ممنوع و چنین جذاب کرده بود، برای نقش عمدتاً تشریفاتی همسر پادشاه بیش از حد مستقل مینمود و دشمنان بسیاری برایش پدید آورد. از سوی دیگر، هنری از بدخلقی همیشگی و تندخویی آن بیزار بود. پس از بارداری کاذب یا سقط خودبهخودی در ۱۵۳۴، ناکامی او در زاییدن پسر را خیانتی میدید. هنری از همان کریسمس ۱۵۳۴ با کرنمر و کرامول دربارهٔ امکان جدایی از آن، بدون بازگشت به کاترین، گفتوگو میکرد.[۹۶] بهطور سنتی بر این باورند که هنری در ۱۵۳۵ با مج شلتون رابطه داشته است، هرچند آنتونیا فریزر، تاریخنگار، معتقد است هنری در واقع با خواهر او، مری شلتون، رابطه داشته است.[۳۴]
مخالفت با سیاستهای دینی هنری در انگلستان نخست بهسرعت سرکوب شد. شماری از راهبان مخالف، از جمله نخستین شهیدان کارتوسیایی لندن، اعدام و بسیاری دیگر در ملأ عام تحقیر شدند. برجستهترین مخالفان جان فیشر، اسقف روچستر، و توماس مور بودند که هر دو از ادای سوگند برتری به پادشاه سر باز زدند.[۹۷] نه هنری و نه کرامول در آن مرحله در پی اعدام این دو نبودند؛ بلکه امید داشتند نظرشان را عوض کنند و خود را نجات دهند. فیشر آشکارا هنری را رئیس عالی کلیسا نشناخت، اما مور مراقب بود آشکارا قانون خیانت ۱۵۳۴ را نقض نکند؛ قانونی که برخلاف قوانین بعدی، صرف سکوت را ممنوع نکرده بود. با اینهمه، هر دو به خیانت بزرگ محکوم شدند — مور بر پایهٔ شهادت دربارهٔ تنها یک گفتوگو با ریچارد ریچ، سلیسیتر کل انگلستان و ولز — و هر دو در تابستان ۱۵۳۵ اعدام شدند.[۹۷]
این سرکوبها و نیز قانون انحلال خانههای مذهبی ۱۵۳۵ به مقاومتی عمومیتر در برابر اصلاحات هنری دامن زد؛ بهویژه در زیارت رحمت، شورش بزرگ شمال انگلستان در اکتبر ۱۵۳۶.[۹۸] حدود بیست تا چهل هزار شورشی به رهبری رابرت اسک و همراه با بخشی از اشراف شمال به پا خاستند.[۹۹] هنری به شورشیان وعدهٔ بخشش داد و از آنان بابت طرح این مسائل سپاسگزاری کرد. اسک به شورشیان گفت که کامیاب شدهاند و میتوانند پراکنده شوند و به خانه بازگردند.[۱۰۰] اما هنری شورشیان را خائن میدانست و خود را ملزم به پایبندی به وعدههایش نمیدید؛ از اینرو هنگامی که پس از پیشنهاد بخشش خشونتی تازه رخ داد، بیدرنگ وعدهٔ عفو خود را زیر پا گذاشت.[۱۰۱] رهبران، از جمله اسک، بازداشت و به اتهام خیانت اعدام شدند. در مجموع حدود دویست شورشی اعدام شدند و ناآرامیها پایان یافت.[۱۰۲]
اعدام آن بولین

در ۸ ژانویهٔ ۱۵۳۶ خبر مرگ کاترین آراگون به پادشاه و ملکه رسید. روز بعد هنری سراپا زرد پوشید و پری سفید بر کلاهش نهاد.[۱۰۳] ملکه آن بار دیگر باردار بود و میدانست اگر پسری نزاید، ممکن است پیامدهایی در انتظارش باشد. اواخر همان ماه، پادشاه در مسابقهای از اسب افتاد و بهسختی آسیب دید؛ مدتی چنین مینمود که جانش در خطر است. با رسیدن خبر این سانحه به ملکه، او دچار شوک شد و در روز خاکسپاری کاترین، ۲۹ ژانویهٔ ۱۵۳۶، جنینی پسر را در حدود پانزدههفتگی سقط کرد.[۱۰۴] برای بیشتر ناظران، این فقدان شخصی آغاز پایان این ازدواج سلطنتی بود.[۱۰۵]
هرچند خاندان بولین همچنان جایگاههای مهمی در شورای خصوصی انگلستان داشتند، آن دشمنان بسیاری داشت، از جمله چارلز براندون، دوک اول ساوفولک. حتی عموی خودش، دوک نورفک، از شیوهٔ او در بهکارگیری قدرتش به ستوه آمده بود. بولینها فرانسه را به امپراتور بهعنوان همپیمان بالقوه ترجیح میدادند، اما توجه پادشاه (تا اندازهای بهسبب کرامول) به سوی امپراتور چرخیده بود و این به نفوذ خاندان آسیب زد.[۱۰۶] هواداران آشتی با شاهزادهخانم ماری (از جمله هواداران پیشین کاترین)، که اکنون به بلوغ رسیده بود، نیز با آن مخالف بودند. فسخ دوم اکنون امکانی واقعی بود، هرچند عموماً بر این باورند که نفوذ ضدبولینی کرامول بود که مخالفان را به یافتن راهی برای اعدام او واداشت.[۱۰۷][۱۰۸]
سقوط آن اندکی پس از بهبودش از آخرین سقط جنین رخ داد. اینکه این سقوط عمدتاً نتیجهٔ اتهامهای توطئه، زنا یا جادوگری بود، همچنان محل بحث تاریخنگاران است.[۶۵] از نخستین نشانههای بیمهری پادشاه، انتقال معشوقهٔ تازهاش، جین سیمور بیستوهشتساله، به اتاقهایی جدید بود،[۱۰۹] و نیز محرومماندن برادر آن، جرج بولین، ویکنت روچفورد، از نشان بند جوراب که به جای او به نیکلاس کارو داده شد.[۱۱۰] میان ۳۰ آوریل و ۲ مه، پنج مرد، از جمله جرج بولین، به اتهام زنای خیانتآمیز بازداشت و به داشتن رابطهٔ جنسی با ملکه متهم شدند. آن نیز بازداشت و به زنای خیانتآمیز و زنای با محارم متهم شد. هرچند شواهد علیه آنان قانعکننده نبود، متهمان مجرم شناخته و به مرگ محکوم شدند. در ۱۷ مهٔ ۱۵۳۶ ازدواج هنری و آن به دست اسقف اعظم کرنمر در کاخ لمبت فسخ شد و مردان متهم اعدام شدند.[۱۱۱][۱۱۲] چنین مینماید که کرنمر در یافتن دلیلی برای فسخ دشواری داشت و احتمالاً آن را بر پایهٔ رابطهٔ پیشین هنری با مری، خواهر آن، بنا نهاد؛ رابطهای که بر پایهٔ قانون کلیسایی به این معنا بود که ازدواج هنری با آن نیز، همچون ازدواج نخستش، در درجهٔ ممنوعهٔ خویشاوندی سببی و در نتیجه باطل بوده است.[۱۱۳] در ساعت هشت بامداد ۱۹ مهٔ ۱۵۳۶، آن در برج سبز اعدام شد.[۱۱۴]
ازدواج با جین سیمور؛ امور داخلی و خارجی


یک روز پس از اعدام آن، هنری چهلوپنجساله با سیمور، یکی از ندیمههای ملکه، نامزد شد. ده روز بعد[۱۱۵] آنان در کاخ وایتهال لندن، در اتاق خصوصی آن، به دست استیون گاردینر، اسقف وینچستر، ازدواج کردند.[۱۱۶]
از آنجا که کارل پنجم درگیر سیاست داخلی قلمروهای پرشمار و تهدیدهای بیرونی بود و روابط هنری و فرانسوا نسبتاً خوب بود، در نیمهٔ نخست دههٔ ۱۵۳۰ مسائل داخلی، نه سیاست خارجی، اولویت هنری بود. برای نمونه، در ۱۵۳۶ هنری قوانین ولز ۱۵۳۵ را تأیید کرد که ولز را بهطور قانونی ضمیمه کرد و انگلستان و ولز را در یک ملت واحد متحد ساخت. پس از آن قانون جانشینی دوم آمد که فرزندان هنری از جین را در جایگاه بعدی جانشینی قرار داد و هم ماری و هم الیزابت را نامشروع اعلام و از تاجوتخت محروم کرد. به پادشاه اختیار داده شد که در صورت نداشتن فرزند دیگر، خط جانشینی را در وصیتنامهاش معین کند.[۱۱۷]
در ۱۲ اکتبر ۱۵۳۷ جین پسری به نام شاهزاده ادوارد، ادوارد ششم آینده، به دنیا آورد.[۱۱۸] زایمان دشوار بود و ملکه جین در ۲۴ اکتبر ۱۵۳۷ بر اثر عفونت درگذشت و در وینزر به خاک سپرده شد.[۱۱۹] شادی تولد ادوارد به اندوه بدل شد، هرچند هنری تنها با گذشت زمان دلتنگ همسرش شد. در آن هنگام، او بهسرعت از شوک بهبود یافت.[۱۲۰] بیدرنگ برای یافتن همسری دیگر برای هنری تدابیری اندیشیده شد که به اصرار کرامول و شورای خصوصی بر قارهٔ اروپا متمرکز بود.[۱۲۱]
در ۱۵۳۸، هنگامی که کرامول بر سر پیمانی محرمانه با کارل پنجم مذاکره میکرد، مجموعهای از ازدواجهای دودمانی پیشنهاد شد: ماری با پسری از پادشاه ژوآئو سوم، الیزابت با یکی از پسران پادشاه فردیناند یکم، امپراتور مقدس روم و ادوارد خردسال با یکی از دختران چارلز ازدواج کند. پیشنهاد شد هنریِ بیوه نیز با کریستینا از دانمارک ازدواج کند.[۱۲۲] اما هنگامی که چارلز و فرانسوا در ژانویهٔ ۱۵۳۹ صلح کردند، هنری بدگمانتر شد؛ شاید بهسبب فهرست همیشگی تهدیدهای واقعی یا خیالی، کوچک یا بزرگ، علیه پادشاه که کرامول، در مقام رئیس جاسوسان، فراهم میکرد.[۱۲۳] هنری که از انحلال صومعهها ثروتمند شده بود، بخشی از ذخایر مالیاش را صرف ساخت دژهای ساحلی هنری هشتم کرد و بخشی را برای مصرف در صورت حملهٔ فرانسه و آلمان کنار گذاشت.[۱۲۴]
ازدواج با آن کلیو

کرامول پس از بررسی، آن کلیو، خواهر بیستوپنجسالهٔ ویلیام، دوک یولیش-کلیو-برگ، را پیشنهاد کرد؛ دوکی که میان لوتریانیسم و کلیسای کاتولیک در نوسان بود و در صورت حملهٔ کاتولیکهای رومی به انگلستان همپیمانی مهم بهشمار میرفت.[۱۲۵] از دیگر عروسهای بالقوه میتوان کریستینا از دانمارک، آنا از لورن، لوئیز از گیز و آمالیا از کلیو را نام برد. هانس هلباین پسر برای کشیدن پرترهٔ آن به کلیو فرستاده شد تا آن را برای پادشاه بیاورد.[۱۲۶] هرچند گمانهایی وجود دارد که هلباین او را زیباتر از واقعیت کشیده است، به احتمال بیشتر پرتره دقیق بوده است؛ هلباین نیز همچنان در دربار محبوب ماند.[۱۲۷] پادشاه چهلونهساله پس از دیدن پرترهٔ هلباین و با تشویق توصیفهای ستایشآمیز درباریانش پذیرفت با او ازدواج کند.[۱۲۸]
اما هنگامی که هنری با آن دیدار کرد، از ظاهر او سخت ناخرسند شد. گفته میشود پادشاه شگفتزده شد و به درباریانش گفت آنچه میبیند به هیچوجه شبیه آنچه در تصویرها و گزارشها وصف شده نیست و شرمنده است که مردان او را چنین ستودهاند، حال آنکه خودش او را دوست ندارد.[۳۶] با وجود این اعتراضها، هنری میدانست کار از کار گذشته و باید با عروسش ازدواج کند.
این ازدواج در ژانویهٔ ۱۵۴۰ برگزار شد، اما هرگز به مرحلهٔ عمل نرسید. صبح پس از شب زفاف، هنری نزد کرامول از همسر تازهاش گلایه کرد و گفت:[۱۲۹]
بهراستی، لرد من، پیش از این نیز چندان از او خوشم نمیآمد، اما اکنون بسیار کمتر از او خوشم میآید! هیچ زیبایی در او نیست و بوی بدی از او برمیخیزد. با توجه به سفتی سینههایش و نشانههای دیگر، گمان میکردم دوشیزه نیست؛ و چون این نشانهها را حس کردم، چنان بر قلبم زد که نه ارادهای برای ادامه داشتم و نه دلیریاش را. برای هوایی چنین ناخوشایند اشتهایی ندارم. او را همانقدر دوشیزه رها کردم که یافتمش.
هنری میخواست هرچه زودتر این ازدواج را فسخ کند تا بتواند با زنی دیگر ازدواج کند.[۱۳۰][۱۳۱] آن مخالفتی نکرد و تأیید کرد که ازدواج هرگز به مرحلهٔ عمل نرسیده است.[۱۳۲] نامزدی پیشین آن با فرانسوای لورن نیز زمینهای دیگر برای فسخ فراهم کرد.[۱۳۳] این ازدواج سرانجام در ژوئیهٔ ۱۵۴۰ منحل شد و آن عنوان «خواهر پادشاه»، دو خانه و مستمری سخاوتمندانهای دریافت کرد.[۱۳۲]
ازدواج با کاترین هاوارد (و سقوط تامس کرامول)
دیری نگذشت که آشکار شد هنری شیفتهٔ کاترین هاوارد هفدهساله، برادرزادهٔ دوک نورفک، شده است. این امر کرامول را نگران کرد، زیرا نورفک رقیب سیاسی او بود.[۱۳۴]
اندکی بعد، اصلاحگران دینی (و شاگردان کرامول) رابرت بارنز، ویلیام جروم و توماس گرارد به اتهام بدعت سوزانده شدند.[۱۳۲] در همین حال، کرامول از چشم پادشاه افتاد؛ هرچند دلیل دقیق آن روشن نیست، زیرا شواهد اندکی از اختلاف در سیاست داخلی یا خارجی در دست است. با وجود نقشی که در این ماجرا داشت، هرگز رسماً به مسئولیت در شکست ازدواج هنری متهم نشد.[۱۳۵] اکنون کرامول را دشمنانی در دربار احاطه کرده بودند و نورفک نیز میتوانست به جایگاه برادرزادهاش کاترین تکیه کند.[۱۳۴] کرامول به خیانت، فروش مجوزهای صادرات، اعطای گذرنامه و تنظیم کمیسیونها بدون اجازه متهم شد و شاید در شکست سیاست خارجی همراه با تلاش ناکام ازدواج با آن نیز مقصر شناخته شد.[۱۳۶][۱۳۷] او سپس از مقام خلع و گردن زده شد.[۱۳۵]
در ۲۸ ژوئیهٔ ۱۵۴۰ (همان روز اعدام کرامول)، هنری با کاترین هاوارد جوان، پسرعمویزاده و ندیمهٔ آن بولین، ازدواج کرد.[۱۳۸] او از ملکهٔ تازهاش خرسند بود و زمینهای کرامول و مجموعهای بزرگ از جواهرات را به او بخشید.[۱۳۹] اما اندکی پس از ازدواج، کاترین با درباری به نام توماس کالپپر رابطهای عاشقانه برقرار کرد. او همچنین فرانسیس درهام را، که پیشتر نامزد غیررسمیاش بود و پیش از ازدواج با او رابطه داشت، بهعنوان منشی خود به کار گرفت. شورای خصوصی، در غیاب هنری، از رابطهٔ او با درهام آگاه شد؛ توماس کرنمر برای بررسی فرستاده شد و شواهد رابطهٔ پیشین ملکه با درهام را به آگاهی پادشاه رساند.[۱۴۰] هنری در آغاز از باور این اتهامها سر باز زد، اما درهام اعتراف کرد. با اینحال برای آنکه هنری این اتهامها را علیه درهام باور کند، جلسهای دیگر از شورا لازم بود؛ سرانجام به خشم آمد، شورا را سرزنش کرد و آنگاه با شکار خود را آرام ساخت.[۱۴۱] هنگامی که از ملکه بازجویی شد، او میتوانست به قراردادی پیشین برای ازدواج با درهام اعتراف کند که ازدواج بعدیاش با هنری را بیاعتبار میکرد، اما در عوض مدعی شد درهام او را به رابطهای نامشروع واداشته است. درهام نیز در پاسخ رابطهٔ کاترین با کالپپر را برملا کرد. هر دو، درهام و کالپپر، اعدام شدند و کاترین نیز در ۱۳ فوریهٔ ۱۵۴۲ گردن زده شد.[۱۴۲]
ازدواج با کاترین پار

هنری در ژوئیهٔ ۱۵۴۳ با آخرین همسرش، کاترین پار، بیوهٔ ثروتمندی که اصلاحگرا بود، ازدواج کرد.[۱۴۳] پار با هنری بر سر دین بحث میکرد. هنری همچنان به آمیزهای خاص از کاتولیسیسم و پروتستانتیسم پایبند ماند؛ فضای واپسگرایانهای که پس از سقوط کرامول پدید آمده بود، نه رگهٔ پروتستانی او را از میان برد و نه بر آن چیره شد.[۱۴۴] پار به آشتی هنری با دخترانش، ماری و الیزابت، یاری رساند.[۱۴۵] در ۱۵۴۳، قانون جانشینی سوم آنان را پس از ادوارد در جایگاه جانشینی بازگرداند. همین قانون به هنری اجازه داد جانشینی بعدی تاجوتخت را نیز در وصیتنامهاش معین کند.[۱۴۶]
ویرانی زیارتگاهها و انحلال صومعهها
در ۱۵۳۸، تامس کرامول، وزیر ارشد، کارزاری گسترده علیه آنچه حکومت «بتپرستی» رایج در دین کهن میخواند به راه انداخت که در سپتامبر با ویرانشدن زیارتگاه قدیس توماس بکت در کلیسای جامع کنتربری به اوج رسید. در پی آن، پاپ پائولوس سوم در ۱۷ دسامبر همان سال پادشاه را تکفیر کرد.[۹۴] در ۱۵۴۰ هنری ویرانی کامل زیارتگاههای قدیسان را مجاز شمرد. در ۱۵۴۲ همهٔ صومعههای باقیماندهٔ انگلستان منحل شدند و داراییشان به تاج رسید. راهبان بزرگ و پیشوایان صومعه کرسیهای خود را در مجلس اعیان بریتانیا از دست دادند. در نتیجه، برای نخستین بار شمار لردهای روحانی — اعضای روحانی دارای کرسی در مجلس اعیان — از لردهای دنیوی کمتر شد.[۱۴۷]
دومین لشکرکشی به فرانسه و «خواستگاری خشن» از اسکاتلند

اتحاد ۱۵۳۹ میان فرانسوا و چارلز سست شده بود و سرانجام به جنگی تازه انجامید. پس از مرگ کاترین آراگون و آن بولین، روابط چارلز و هنری بهطرز چشمگیری بهبود یافت و هنری با امپراتور پیمانی محرمانه بست و تصمیم گرفت به سود همپیمان تازهاش وارد جنگ ایتالیا (۱۵۴۶–۱۵۴۲) شود. حمله به فرانسه برای ۱۵۴۳ برنامهریزی شد.[۱۴۸] برای آمادهسازی این حمله، هنری کوشید تهدید بالقوهٔ همپیمانی کهن — یعنی اسکاتلندِ همپیمان فرانسه، که آنزمان به رهبری برادرزادهٔ جوان هنری، جیمز پنجم، پادشاه اسکاتلند، بود — را از میان بردارد. اسکاتلندیها در ۲۴ نوامبر ۱۵۴۲ در نبرد سالوی موس شکست خوردند،[۱۴۹] و جیمز در ۱۵ دسامبر درگذشت. هنری اکنون امید داشت با ازدواج پسرش ادوارد با جانشین جیمز، ماری، ملکه اسکاتلند، تاجهای انگلستان و اسکاتلند را یکی کند. نایبالسلطنهٔ اسکاتلند، لرد آران، در پیمان گرینیچ در ۱ ژوئیهٔ ۱۵۴۳ با این ازدواج موافقت کرد، اما مجلس پادشاهی اسکاتلند در ۱۱ دسامبر آن را رد کرد. نتیجه، هشت سال جنگ میان انگلستان و اسکاتلند بود؛ کارزاری که بعدها «خواستگاری خشن» نام گرفت. با وجود چند پیمان صلح، ناآرامی در اسکاتلند تا مرگ هنری ادامه یافت.[۱۵۰][۱۵۱][۱۵۲]
با وجود موفقیتهای نخستین در اسکاتلند، هنری در حمله به فرانسه درنگ کرد و این امر چارلز را خشمگین ساخت. هنری سرانجام در ژوئن ۱۵۴۴ با حملهای دوسویه به فرانسه رفت. یک نیرو به فرماندهی نورفک بینتیجه مونترویی را محاصره کرد. نیروی دیگر، به فرماندهی ساوفولک، بولون-سور-مر را محاصره کرد. هنری بعدها فرماندهی را شخصاً بر عهده گرفت و بولون در ۱۸ سپتامبر ۱۵۴۴ سقوط کرد.[۱۵۳][۱۵۰] با اینهمه، هنری درخواست چارلز برای پیشروی به سوی پاریس را نپذیرفت. لشکرکشی خود چارلز نیز به بنبست خورد و او همان روز با فرانسه صلح کرد.[۱۵۱] هنری تنها در برابر فرانسه ماند، بیآنکه بتواند صلح کند. فرانسوا در تابستان ۱۵۴۵ کوشید به انگلستان حمله کند، اما نیروهایش تنها تا جزیره وایت پیش رفتند و در نبرد سولنت رانده شدند. فرانسه و انگلستان که از نظر مالی تحلیل رفته بودند، در ۷ ژوئن ۱۵۴۶ پیمان کمپ را امضا کردند. هنری بولون را برای هشت سال نگاه میداشت؛ این شهر سپس در ازای دو میلیون تاج (۷۵۰٬۰۰۰ پوند) به فرانسه بازمیگشت. هنری به آن پول نیاز داشت؛ لشکرکشی ۱۵۴۴ ششصدوپنجاههزار پوند هزینه برداشته بود و انگلستان بار دیگر با ورشکستگی روبهرو بود.[۱۵۱]
افول جسمانی و مرگ

هنری در اواخر عمر دچار چاقی شد، بهگونهای که دور کمرش به ۱۳۷ سانتیمتر رسید و ناچار بود با کمک ابزارهای مکانیکی جابهجا شود. بدنش پوشیده از کورکهای دردناک و چرکین بود و احتمالاً به نقرس نیز مبتلا بود. چاقی و دیگر مشکلات پزشکیاش را میتوان به سانحهٔ نیزهبازی سواره در ۲۴ ژانویهٔ ۱۵۳۶ بازگرداند که در آن پایش زخمی شد. این سانحه زخمی را که سالها پیش برداشته بود دوباره باز و وخیم کرد، تا جایی که پزشکانش در مداوایش ناتوان ماندند.[۱۵۴] این زخم مزمن تا پایان عمرش چرکین ماند و به زخم اولسری بدل شد که مانع از فعالیت بدنیای شد که پیشتر از آن لذت میبرد. بر این باورند که همین سانحهٔ نیزهبازی نوسانهای خلقی هنری را نیز پدید آورد که شاید بر شخصیت و خلقوخوی او اثری چشمگیر گذاشته باشد.[۱۵۵][۱۵۶][۱۵۷]
_MET_268139.jpg)
بیشتر تاریخنگاران نظریهٔ ابتلای هنری به سیفلیس را رد کردهاند.[۱۵۸][۱۵۹] سوزان مکلین کیبت، تاریخنگار، مرگ او را به اسکوربوت نسبت میدهد که بر اثر کمبود ویتامین ث، بیشتر بهسبب نبود میوه و سبزی تازه در رژیم غذایی، پدید میآید.[۱۶۰]
پژوهشی در سال ۲۰۱۰ نشان میدهد شاید هنری گروه خونی مثبتِ سامانهٔ آنتیژن کل داشته است؛ ویژگیای که هم میتواند زوال جسمی و ذهنی او را، سازگار با برخی نشانههای نشانگان مکلئود، توضیح دهد و هم میزان بالای مرگومیر در بارداریهای منسوب به او را.[۱۶۱][۱۶۲]
چاقی هنری مرگش را در پنجاهوپنجسالگی، در ۲۸ ژانویهٔ ۱۵۴۷ در کاخ وایتهال، شتاب بخشید؛ روزی که نودمین سالگرد تولد پدرش میبود. آرامگاهی که برایش برنامهریزی شده بود (با قطعاتی برگرفته از آرامگاهی که برای کاردینال وولسی در نظر گرفته بودند) تنها تا اندازهای ساخته شد و هرگز تکمیل نشد (تابوت سنگی و پایهٔ آن بعدها برداشته شد و برای آرامگاه هوریشیو نلسون در سردابهٔ کلیسای جامع سنت پل به کار رفت).[۱۶۳] هنری در طاقچهای در نمازخانه سنت جرج، قلعه وینزر، در کنار جین سیمور، به خاک سپرده شد.[۱۶۴] بیش از صد سال بعد، پادشاه چارلز یکم (سلطنت ۱۶۲۵–۱۶۴۹) نیز در همان طاقچه دفن شد.[۱۶۵]
همسران، معشوقهها و فرزندان
| نام | تولد | مرگ | یادداشتها |
|---|---|---|---|
| از کاترین آراگون (ازدواج در کاخ پلاسنشیا در ۱۱ ژوئن ۱۵۰۹؛ فسخ در ۲۳ مهٔ ۱۵۳۳[خ]) | |||
| دختری بینام | ۳۱ ژانویهٔ ۱۵۱۰ | مردهزاد | |
| هنری، دوک کورنوال | ۱ ژانویهٔ ۱۵۱۱ | ۲۲ فوریهٔ ۱۵۱۱ | در حدود دوماهگی درگذشت |
| پسری بینام | ۱۷ سپتامبر ۱۵۱۳ | اندکی پس از تولد درگذشت | |
| پسری بینام | نوامبر ۱۵۱۴[۱۶۷] | اندکی پس از تولد درگذشت | |
| ملکه ماری یکم، ملکه انگلستان | ۱۸ فوریهٔ ۱۵۱۶ | ۱۷ نوامبر ۱۵۵۸ | در ۱۵۵۴ با فلیپه دوم ازدواج کرد؛ بیفرزند |
| دختری بینام | ۱۰ نوامبر ۱۵۱۸ | مردهزاد در ماه هشتم بارداری[۱۶۸] یا دستکم یک هفته زنده ماند | |
| از الیزابت بلانت (معشوقه؛ تنها فرزند نامشروعی که هنری هشتم بهرسمیت شناخت را زایید) | |||
| هنری فیتزروی، دوک ریچموند و سامرست | ۱۵ ژوئن ۱۵۱۹ | ۲۳ ژوئیهٔ ۱۵۳۶ | نامشروع؛ در ۱۵۲۵ به دست هنری هشتم بهرسمیت شناخته شد؛ بیفرزند |
| از آن بولین (ازدواج در دوور (انگلستان) در ۱۴ نوامبر ۱۵۳۲ و سپس بار دیگر در کلیسای وستمینستر در ۲۵ ژانویهٔ ۱۵۳۳؛ فسخ در ۱۷ مهٔ ۱۵۳۶) در ۱۹ مهٔ ۱۵۳۶ گردن زده شد | |||
| ملکه الیزابت یکم | ۷ سپتامبر ۱۵۳۳ | ۲۴ مارس ۱۶۰۳ | هرگز ازدواج نکرد؛ بیفرزند |
| کودکی بینام | تابستان ۱۵۳۴[۱۶۹] | سقط جنین یا بارداری کاذب[د] | |
| کودکی بینام | ۱۵۳۵ | احتمال سقط جنین[ذ] | |
| پسری بینام | ۲۹ ژانویهٔ ۱۵۳۶ | سقط جنینی که گمان میرفت پسر باشد،[ر] در چهارمین ماه بارداری[۱۷۰] | |
| از جین سیمور (ازدواج در کاخ وایتهال در ۳۰ مهٔ ۱۵۳۶) در ۲۴ اکتبر ۱۵۳۷ درگذشت | |||
| پادشاه ادوارد ششم | ۱۲ اکتبر ۱۵۳۷ | ۶ ژوئیهٔ ۱۵۵۳ | در پانزدهسالگی و بدون ازدواج درگذشت؛ بیفرزند |
| از آن کلیو (ازدواج در کاخ پلاسنشیا در ۶ ژانویهٔ ۱۵۴۰) فسخ در ۹ ژوئیهٔ ۱۵۴۰ | |||
| بیفرزند | |||
| از کاترین هاوارد (ازدواج در کاخ اوتلندز در ۲۸ ژوئیهٔ ۱۵۴۰؛ فسخ در ۲۳ نوامبر ۱۵۴۱) در ۱۳ فوریهٔ ۱۵۴۲ گردن زده شد | |||
| بیفرزند | |||
| از کاترین پار (ازدواج در کاخ همپتون کورت در ۱۲ ژوئیهٔ ۱۵۴۳) هنری هشتم در ۲۸ ژانویهٔ ۱۵۴۷ درگذشت | |||
| بیفرزند | |||
جانشینی
پس از مرگ هنری، تنها پسر بازماندهاش، ادوارد ششم، جانشین او شد. ادوارد در آن هنگام تنها نه سال داشت و نمیتوانست مستقیماً حکومت کند. از اینرو وصیتنامهٔ هنری شانزده وصی را برای تشکیل شورای نیابت سلطنت تا رسیدن ادوارد به هجدهسالگی برگزید. وصیان ادوارد سیمور، ارل اول هرتفورد، برادر بزرگتر جین سیمور (مادر ادوارد)، را به مقام لرد محافظ قلمرو برگزیدند. بر پایهٔ وصیتنامه، اگر ادوارد بیفرزند میمرد، تاجوتخت باید به ماری، دختر هنری هشتم از کاترین آراگون، و وارثانش میرسید.
اگر نسل ماری منقرض میشد، تاج به الیزابت، دختر هنری از آن بولین، و وارثانش میرسید. سرانجام، اگر نسل الیزابت نیز منقرض میشد، تاج باید به وارثان ماری، خواهر کوچکتر و درگذشتهٔ هنری هشتم، یعنی خاندان گری، میرسید.
بدینسان وارثان مارگارت تودور، خواهر هنری — یعنی خاندان استوارت، فرمانروایان اسکاتلند — از جانشینی محروم شدند.[۱۷۱] این حکم سرانجام هنگامی که جیمز ششم و یکم، از نوادگان مارگارت، در ۱۶۰۳ پادشاه انگلستان و ایرلند شد، بیاثر ماند.
خود ادوارد ششم وصیتنامهٔ پدرش را نادیده گرفت و پسرعمویش جین گری را بهعنوان جانشین خود برگزید.
تصویر عمومی

هنری میکوشید تصویری از خود بهعنوان همهچیزدان بپروراند و دربارش را به کانونی برای نوآوری علمی و هنری و تجمل خیرهکننده بدل کند؛ چیزی که در میدان پارچهٔ زرین به اوج رسید. او در سراسر کشور در جستوجوی پسربچههای خوشصدا بود، شماری از آنان را مستقیماً از گروه سرایندگان وولسی برمیگزید و موسیقی رنسانس را به دربار آورد. از میان نوازندگان دربارش میتوان بندیکت دو اوپیتیس، ریچارد سمپسون، آمبروز لوپو و دیونیزیو ممو، ارگنواز ونیزی، را نام برد.[۱۷۲] خود هنری نیز مینواخت و مجموعهای بزرگ از سازهای بادی، از جمله ریکوردر، گرد آورده بود.[۱۷۳] او در نواختن لوت (ساز) و ارگ مهارت داشت و در ویرجینال نوازندهای چیرهدست بود،[۱۷۲] میتوانست موسیقی را از روی نت بخواند و آواز را نیز خوب میخواند.[۱۷۲] او نوازنده، نویسنده و شاعری چیرهدست بود؛ شناختهشدهترین اثرش «تفریح با همدم خوب» («تصنیف پادشاه») است.[۱۷۴] بارها گفته شده که هنری آهنگ محلی انگلیسی سدهٔ شانزدهم، «گریناسلیوز»، را سروده است، اما این ادعا بیگمان نادرست است؛ زیرا «گریناسلیوز» بر پایهٔ سبکی ایتالیایی از آهنگسازی است که تا پس از مرگ هنری به انگلستان نرسیده بود.[۱۷۵]
هنری قماربازی پروپاقرص و تاسباز بود و در ورزش، بهویژه نیزهبازی، شکار و تنیس واقعی، سرآمد بود. او همچنین به دفاع استوارش از دینداری مرسوم مسیحی شهره بود.[۶] او در ساخت و بهسازی چندین بنای مهم، از جمله کاخ نانساچ، کلیسای کالج کینگ و کلیسای وستمینستر در لندن، نقش داشت. بسیاری از ساختمانهایی که او بهسازی کرد داراییهای مصادرهشده از وولسی بودند، مانند کرایست چرچ، آکسفورد، کاخ همپتون کورت، کاخ وایتهال و کالج ترینیتی، کمبریج.
هنری اهل فکر بود و نخستین پادشاه انگلیسی با آموزشی نوین بر پایهٔ انسانگرایی. او انگلیسی، فرانسوی و لاتین میخواند و مینوشت و کتابخانهای بزرگ داشت. بر بسیاری از کتابها حاشیه مینوشت، یکی از آثار خود را منتشر کرد و رسالهها و سخنرانیهای بسیاری برای پشتیبانی از اصلاح کلیسا فراهم آورد. برای نمونه، خطابه نوشتهٔ ریچارد سمپسون (۱۵۳۴) استدلالی برای اطاعت مطلق از سلطنت بود و مدعی بود کلیسای انگلستان همواره از رم مستقل بوده است.[۱۷۶] در سطح عوام، گروههای تئاتر و نوازنده دورهگرد با بودجهٔ تاج در سراسر کشور میگشتند تا شیوههای تازهٔ دینی را ترویج دهند؛ پاپ و کشیشان و راهبان کاتولیک بهعنوان اهریمنان بیگانه ریشخند میشدند، حال آنکه هنری را پادشاه پرافتخار انگلستان و مدافعی شجاع و قهرمان دین راستین میستودند.[۱۷۷] هنری سخت میکوشید تصویری از قدرتی بیچونوچرا و اقتداری شکستناپذیر عرضه کند.[۱۷۸]

هنری ورزشکاری تنومند و خوشاندام بود؛ بیش از ۶ فوت [۱٫۸ متر] قد داشت و نیرومند و متناسب بود. فعالیتهای ورزشی او بیش از سرگرمی بودند؛ ابزارهایی سیاسی بودند که چند هدف را دنبال میکردند: تقویت تصویرش، خیرهکردن فرستادگان و فرمانروایان بیگانه، و نشاندادن توانش در سرکوب هر شورشی. او در ۱۵۱۷ مسابقهٔ نیزهبازیای در گرینیچ ترتیب داد که در آن زرهی زراندود و یراق اسبی زراندود و جامههایی از مخمل و اطلس و پارچهٔ زربفت با مروارید و جواهر پوشید. این نمایش سفیران بیگانه را بهخوبی تحتتأثیر قرار داد، چنانکه یکی از آنان به خانه نوشت که ثروت و تمدن جهان همینجاست و کسانی که انگلیسیها را بربر میخوانند، خود چنین مینمایند.[۱۷۹] هنری سرانجام در ۱۵۳۶، پس از افتادنی سنگین از اسب که دو ساعت او را بیهوش کرد، از نیزهبازی کناره گرفت، اما همچنان هر سال دو مسابقهٔ پرتجمل را حمایت مالی میکرد. سپس وزن گرفت و اندام لاغر و ورزیدهای را که او را چنین خوشسیما کرده بود از دست داد و درباریانش نیز جامههای سختلایهدار پوشیدند تا از او تقلید و او را ستایش کنند. سلامتش در پایان سلطنت بهسرعت رو به وخامت گذاشت.[۱۸۰][۱۸۱][۱۸۲]
حکومت
قدرت فرمانروایان تودور، از جمله هنری، «کامل» و «تمام» بود و آنان، چنانکه خود مدعی بودند، تنها بر پایهٔ حق الهی پادشاهان حکومت میکردند.[۱۸۳] تاجوتخت بریتانیا همچنین میتوانست بهطور انحصاری از کارکردهایی بهره بگیرد که امتیاز پادشاهی را تشکیل میدادند. این کارکردها شامل اعمال دیپلماتیک (از جمله ازدواجهای سلطنتی)، اعلان جنگ، ادارهٔ ضرب سکه، صدور عفو سلطنتی و اختیار فراخواندن و منحلکردن مجلس هر زمان که لازم میآمد، بود.[۱۸۴] با اینهمه، چنانکه در جریان گسست هنری از رم آشکار شد، فرمانروا در چارچوب محدودیتهای تثبیتشدهٔ حقوقی و مالی باقی میماند؛ محدودیتهایی که او را ناچار میساخت با اشراف و نیز مجلس (نمایندهٔ طبقهٔ اعیان) از نزدیک همکاری کند.[۱۸۴]

در عمل، فرمانروایان تودور از حمایتپروری برای نگاهداشتن دربار سلطنتیای بهره میگرفتند که هم نهادهای رسمی چون شورای خصوصی و هم مشاوران و همراهان غیررسمیتر را دربر میگرفت.[۱۸۵] فراز و فرود اشراف دربار میتوانست ناگهانی باشد: هنری بیگمان بهدلخواه فرمان اعدام میداد و دو تن از همسرانش را سوزاند یا گردن زد، همراه با بیست اشرافزاده، چهار کارگزار ارشد، شش تن از نزدیکان و دوستانش، یک کاردینال (جان فیشر) و شمار فراوانی از راهبان بزرگ.[۱۷۸] در میان کسانی که در هر مقطع از سلطنت هنری مورد لطف او بودند، معمولاً میشد یکی را وزیر ارشد دانست،[۱۸۵] هرچند یکی از بحثهای پایدار در تاریخنگاری این دوره آن بوده که این وزیران ارشد تا چه اندازه بر هنری کنترل داشتند و تا چه اندازه برعکس.[۱۸۶] بهویژه، جفری التون، تاریخنگار، استدلال کرده که یکی از این وزیران، تامس کرامول، مستقل از پادشاه دست به «انقلابی تودوری در حکومت» زد و هنری را شرکتکنندهای فرصتطلب و اساساً بیحوصله در جزئیات سیاست ترسیم کرده است. به باور التون، هرجا هنری شخصاً در ادارهٔ کشور دخالت کرد، بیشتر به زیان آن بود.[۱۸۷] نفوذ و برجستگی جناحبندی در دربار هنری نیز بهطور مشابه دستکم در چارچوب پنج رویداد از سلطنت او، از جمله سقوط آن بولین، بررسی شده است.[۱۸۸]
از ۱۵۱۴ تا ۱۵۲۹، تامس وولسی، کاردینالی از کلیسای رسمی، در مقام لرد اعظم سیاست داخلی و خارجی پادشاه را رهبری میکرد.[۱۸۹] وولسی حکومت ملی را متمرکز کرد و صلاحیت دادگاههای شورایی، بهویژه تالار ستاره، را گسترش داد. ساختار کلی تالار ستاره دگرگون نشد، اما وولسی از آن برای انجام اصلاحی بسیار ضروری در حقوق کیفری بهره برد. با اینهمه، قدرت خود این دادگاه بیش از وولسی دوام نیاورد، زیرا هیچ اصلاح اداری جدی صورت نگرفت و سرانجام نقش آن به سطح محلی واگذار شد.[۱۹۰] وولسی شکافی را که کنارهگیری فزایندهٔ هنری از حکومت (بهویژه در قیاس با پدرش) پدید آورده بود پر کرد، اما عمدتاً با تحمیل خود به جای پادشاه چنین کرد.[۱۹۱] بهرهگیری او از این دادگاهها برای پیشبرد کینههای شخصی، و بهویژه رفتار با خطاکاران بهعنوان نمونههایی از طبقهای شایستهٔ مجازات، ثروتمندان را به خشم آورد؛ ثروتمندانی که از ثروت هنگفت و زندگی پرتجمل او نیز ناخرسند بودند.[۱۹۲] پس از سقوط وولسی، هنری کنترل کامل حکومتش را در دست گرفت، هرچند در دربار جناحهای پیچیدهٔ متعدد همچنان میکوشیدند یکدیگر را نابود کنند.[۱۹۳]
01.jpg)
تامس کرامول نیز حکومت هنری را شکل داد. او در ۱۵۱۴ یا ۱۵۱۵ از قارهٔ اروپا به انگلستان بازگشت و دیری نگذشت که به خدمت وولسی درآمد. به تحصیل حقوق پرداخت، شناخت خوبی از کتاب مقدس نیز به دست آورد و در ۱۵۲۴ به گریز این پذیرفته شد. او «مرد همهکارهٔ» وولسی شد.[۱۹۴] کرامول که تا اندازهای از باورهای دینیاش انگیزه میگرفت، کوشید نهاد سیاسی حکومت انگلستان را از راه گفتوگو و رضایت، و با ابزارهای تداوم — نه دگرگونی آشکار — اصلاح کند.[۱۹۵] بسیاری او را مردی میدیدند که میتواند اهداف مشترکشان را پیش ببرد، از جمله توماس آدلی. تا ۱۵۳۱، کرامول و همراهانش پیشاپیش مسئول تدوین بخش زیادی از قانونگذاری بودند.[۱۹۵] نخستین منصب کرامول در ۱۵۳۲ سرپرستی جواهرات پادشاه بود که از آنجا به ساماندادن مالیهٔ حکومت پرداخت.[۱۹۶] تا آن هنگام، قدرت کرامول بهعنوان مدیری کارآمد، در شورایی سرشار از سیاستمداران، از آنچه وولسی به دست آورده بود فراتر رفته بود.[۱۹۷]
کرامول از راه مناصب متعددش بسیار کوشید وظایف حکومت را از خانوار سلطنتی (و از نظر ایدئولوژیک از پیکر شخصی پادشاه) جدا کند و به دولتی عمومی منتقل سازد.[۱۹۷] اما این کار را بهشیوهای بینظم انجام داد که بازماندههای بسیاری برجای گذاشت، نهتنها به این دلیل که باید حمایت هنری و قدرت خودش را حفظ میکرد و امکان تحقق نقشهای را که تدارک دیده بود نگاه میداشت.[۱۹۸] کرامول جریانهای درآمدیای را که هنری هفتم برقرار کرده بود رسمیتر کرد و نهادهایی تا حد زیادی خودمختار برای ادارهٔ آنها معین کرد.[۱۹۹] نقش کوریا رجیس به شورای خصوصی اصلاحشدهای واگذار شد که بسیار کوچکتر و کارآمدتر از پیش بود.[۲۰۰] میان سلامت مالی پادشاه و سلامت مالی کشور تفاوتی پدید آمد، هرچند سقوط کرامول بخش زیادی از دیوانسالاری او را تضعیف کرد؛ دیوانسالاریای که او را ناچار میساخت میان نهادهای تازهٔ پرشمار نظم برقرار کند و از خرجکردن ولخرجانهای که هم روابط و هم مالیه را تحت فشار میگذاشت جلوگیری کند.[۲۰۱] اصلاحات کرامول در ۱۵۳۹ متوقف شد، ابتکار عمل از دست رفت و او در تصویب قانون اختیاردهی، یعنی قانون اعلامیهٔ تاج ۱۵۳۹، ناکام ماند.[۲۰۲] او در ۲۸ ژوئیهٔ ۱۵۴۰ اعدام شد.[۲۰۳]
مالیه

هنری ثروتی هنگفت و اقتصادی شکوفا را از پدر مقتصدش به ارث برد. این ثروت را حدود ۱٬۲۵۰٬۰۰۰ پوند (معادل ۳۷۵ میلیون پوند امروزی) برآورد کردهاند.[۲۰۴] در مقایسه، سلطنت هنری هشتم از نظر مالی نزدیک به فاجعه بود. او خزانهٔ سلطنتی را با مصادرهٔ زمینهای کلیسا افزایش داد، اما هزینههای سنگین و دورههای طولانی سوءمدیریتش به اقتصاد آسیب زد.[۲۰۵]
هنری بخش زیادی از ثروتش را صرف نگاهداشت دربار و خانوارش کرد، از جمله بسیاری از کارهای ساختمانیای که بر کاخهای سلطنتی انجام داد. او دو هزار پردهنقش در کاخهایش آویخت؛ در مقایسه، جیمز پنجم اسکاتلند تنها دویست پرده آویخته بود.[۲۰۶] هنری به نمایش مجموعهٔ سلاحهایش میبالید که شامل ابزار عجیب تیراندازی با کمان، دو هزار و دویستوپنجاه قطعه توپخانهٔ زمینی و ششهزارو پانصد تفنگ دستی بود.[۲۰۷] فرمانروایان تودور میبایست همهٔ هزینههای حکومتی را از درآمد خود تأمین کنند. این درآمد از زمینهای تاج که هنری مالکشان بود و نیز از عوارض گمرکی چون تناژ و پوندیج که مجلس آن را برای عمر پادشاه به او اعطا کرده بود، فراهم میآمد. در دوران سلطنت هنری، درآمدهای تاج تقریباً ثابت (حدود صدهزار پوند) ماند،[۲۰۸] اما تورم و افزایش قیمتها که جنگ پدید آورده بود آن را فرسود. بهراستی، جنگ و جاهطلبیهای دودمانی هنری در اروپا مازادی را که از پدرش به ارث برده بود تا میانهٔ دههٔ ۱۵۲۰ یکسره تحلیل برد.
هنری هفتم چندان مجلس را در کارهایش دخالت نداده بود، اما هنری هشتم در دوران سلطنتش ناچار بود برای پول، بهویژه برای دریافت کمکهای مالی جهت تأمین هزینهٔ جنگهایش، به مجلس روی آورد. انحلال صومعهها راهی برای پرکردن خزانه فراهم آورد و در نتیجه تاج زمینهای صومعهای به ارزش صدوبیستهزار پوند (سیوشش میلیون پوند) در سال را تصاحب کرد.[۲۰۹] تاج در ۱۵۲۶ سودی اندک برد، آنگاه که وولسی انگلستان را از استاندارد نقره به استاندارد طلا برد و ارز را اندکی کاهشارزش داد. کرامول از ۱۵۴۰، نخست در لردنشین ایرلند، ارز را بسیار بیشتر کاهشارزش داد. در نتیجه، پوند انگلیسی میان ۱۵۴۰ و ۱۵۵۱ در برابر پوند فلاندری نیمی از ارزش خود را از دست داد. سود اسمی حاصل چشمگیر بود و به همترازکردن درآمد و هزینه کمک کرد، اما اثری فاجعهبار بر اقتصاد کشور گذاشت. این امر تا اندازهای به پیدایش دورهای از تورم بسیار بالا از ۱۵۴۴ به بعد یاری رساند.[۲۱۰]
اصلاحات

عموماً هنری را آغازگر اصلاحات انگلستان — فرایند دگرگونی انگلستان از کشوری کاتولیک به کشوری پروتستان — میدانند، هرچند میزان پیشرفت این روند در سطح نخبگان و عوام محل بحث است،[۲۱۱] و روایت دقیق آن اتفاقنظر گستردهای ندارد.[۶۸] بیگمان در ۱۵۲۷، هنری، که تا آن زمان کاتولیکی مؤمن و آگاه بود، از پاپ خواست ازدواجش با کاترین را فسخ کند.[۶۸] فسخی بیدرنگ در پی نیامد، زیرا پاپنشین آنهنگام زیر سیطرهٔ کارل پنجم، خواهرزادهٔ کاترین، بود.[۲۱۲] روایت سنتی این امتناع را جرقهٔ رد برتری پاپی از سوی هنری میداند؛ برتریای که پیشتر خود از آن دفاع کرده بود. اما چنانکه ای.ال. وودوارد گفته، عزم هنری برای فسخ ازدواجش با کاترین بهانه بود نه علت اصلاحات انگلستان؛ از اینرو نه باید بیش از حد به این فسخ اهمیت داد و نه کمتر از حد.[۲۱۳] ای.اف. پولارد، تاریخنگار، استدلال کرده که حتی اگر هنری نیازی به فسخ ازدواج نداشت، شاید تنها به دلایل سیاسی نیز کنترل پاپ بر حکومت انگلستان را رد میکرد. بهراستی، هنری برای تضمین دودمان تودور و دفع خطر جنگ داخلی بر سر جانشینی مورد مناقشه به پسری نیاز داشت.[۲۱۴]
در هر صورت، میان ۱۵۳۲ و ۱۵۳۷ هنری قوانینی وضع کرد که به رابطهٔ پادشاه و پاپ و از اینرو به ساختار کلیسای انگلستان نوپا میپرداخت.[۲۱۵] از جملهٔ این قوانین قانون منع استیناف (تصویبشده در ۱۵۳۳) بود که اتهام پریمونیره را به همهٔ کسانی گسترش داد که فرمانهای پاپی به انگلستان وارد میکردند و در صورت اثبات گناه، آنان را در معرض مجازات مرگ قرار میداد.[۲۱۶] از دیگر قوانین میتوان دادخواست علیه احکامکنندگان و تسلیم روحانیت را نام برد که برتری سلطنتی بر کلیسا را بهرسمیت شناختند. قانون انتصابهای کلیسایی ۱۵۳۴ روحانیون را ملزم کرد اسقفهایی را که فرمانروا نامزد کرده بود برگزینند. قانون برتری در ۱۵۳۴ اعلام کرد پادشاه «تنها رئیس عالی کلیسای انگلستان بر روی زمین» است و قانون خیانت ۱۵۳۴ امتناع از ادای سوگند برتری و بازنشناختن پادشاه در این مقام را خیانت بزرگ و مجازات آن را مرگ خواند. به همینسان، پس از تصویب قانون جانشینی ۱۵۳۳، همهٔ بزرگسالان قلمرو ملزم شدند احکام آن قانون (که ازدواج هنری با آن را مشروع و ازدواج با کاترین را نامشروع میخواند) را با سوگند بپذیرند؛[۲۱۷] کسانی که سر باز میزدند به حبس ابد محکوم میشدند و هر ناشر یا چاپگر هر نوشتهای که ادعا کند ازدواج با آن باطل بوده است، در معرض مجازات مرگ قرار میگرفت.[۲۱۸] سرانجام، قانون پنی پیتر به تصویب رسید که بار دیگر اعلام میکرد انگلستان «هیچ فرادستی جز خداوند ندارد، مگر تنها اعلیحضرت شما» و «تاج امپراتوری» هنری با «غصبها و اخاذیهای ناروا و بیرحمانهٔ» پاپ کاسته شده است.[۲۱۹] پادشاه از سوی کلیسا، زیر رهبری کرنمر، پشتیبانی فراوان داشت.[۲۲۰]

هنری با وجود ناخرسندی کرامول اصرار داشت وقت مجلس صرف بحث دربارهٔ مسائل ایمان شود، امری که از راه دوک نورفک به آن دست یافت. این امر به تصویب قانون شش اصل انجامید که در آن شش پرسش مهم همگی با تأکید بر ارتدکسی دینی پاسخ داده شدند و بدینسان جنبش اصلاحطلبی در انگلستان مهار شد.[۱۳۱] پس از آن، نیایشسرایی و کتاب نمازنامه عام آغاز شد که تکمیلش تا ۱۵۴۹ به طول انجامید.[۲۲۱] اما این پیروزی محافظهکاران دینی به تغییری چندان بزرگ در کارگزاران نینجامید و کرنمر همچنان در سمتش ماند.[۲۲۲] بهطور کلی، در باقی سلطنت هنری حرکتی ظریف بهدور از ارتدکسی دینی دیده میشود که مرگ چهرههای برجسته از دوران پیش از گسست با رم، بهویژه اعدام توماس مور و جان فیشر در ۱۵۳۵ بهسبب امتناع از انکار برتری پاپی، بدان یاری رساند. هنری الهیاتی سیاسی تازه از فرمانبرداری از تاج بنیاد نهاد که تا دههٔ بعد ادامه یافت. این الهیات تفسیر تازهٔ مارتین لوتر از ده فرمان («پدر و مادر خود را حرمت گذار») را که ویلیام تیندل به انگلستان آورده بود، بازتاب میداد. بنیادنهادن اقتدار سلطنتی بر ده فرمان دگرگونی مهم دیگری بود: اصلاحگران درون کلیسا از تأکید احکام بر ایمان و کلام خداوند بهره میجستند، حال آنکه محافظهکاران بر لزوم فداکاری در راه خدا و نیکوکاری تأکید داشتند. تلاشهای اصلاحگران زمینهٔ انتشار انجیل بزرگ را در ۱۵۳۹ به زبان انگلیسی فراهم کرد.[۲۲۳] اصلاحگران پروتستان همچنان با آزار روبهرو بودند، بهویژه بهسبب اعتراض به فسخ ازدواج هنری. بسیاری، از جمله تیندلِ تأثیرگذار، به خارج گریختند،[۲۲۴] و سرانجام او به فرمان هنری اعدام و جسدش سوزانده شد.
هنگامی که مالیاتهایی که پیشتر به رم پرداخت میشد به تاج منتقل شد، کرامول لازم دید ارزش مالیاتی داراییهای گستردهٔ کلیسا را، چنانکه در ۱۵۳۵ بود، برآورد کند. نتیجه مجموعهای گسترده به نام ارزشیابی کلیسا بود.[۲۲۵] در سپتامبر ۱۵۳۵ کرامول بازدیدی عمومیتر از نهادهای دینی را سفارش داد که چهار بازرس منصوب آن را انجام دادند. این بازدید تقریباً منحصراً بر خانههای دینی کشور متمرکز بود و به نتیجهگیریهایی عمدتاً منفی انجامید.[۲۲۶] بازرسان علاوه بر گزارشدهی به کرامول، با اجرای معیارهای رفتاری سختگیرانه زندگی راهبان را دشوارتر کردند. نتیجه، ترغیب به انحلال داوطلبانه بود.[۲۲۷] در هر صورت، شواهدی که کرامول گرد آورد بهسرعت به آغاز انحلال دولتیِ صومعهها انجامید و همهٔ خانههای دینی با ارزش کمتر از دویست پوند در ژانویهٔ ۱۵۳۶ با قانونی به تاج واگذار شدند.[۲۲۸] پس از وقفهای کوتاه، خانههای دینی باقیمانده یکییکی به تاج و مالکان تازه منتقل شدند و انحلال با قانونی دیگر در ۱۵۳۹ تأیید شد. تا ژانویهٔ ۱۵۴۰ دیگر هیچیک از این خانهها برجای نمانده بود؛ هشتصد خانه منحل شده بود. این فرایند با مقاومتی اندک و کارآمد پیش رفت و سالانه حدود نودهزار پوند برای تاج به ارمغان آورد.[۲۲۹] تاریخنگاران دربارهٔ میزان برنامهریزیشدگی انحلال همهٔ خانهها از همان آغاز اختلافنظر دارند؛ برخی شواهد نشان میدهد قصد نخستین تنها اصلاح خانههای بزرگ بوده است.[۲۳۰] اقدامات کرامول یکپنجم ثروت زمیندارانهٔ انگلستان را به دستهایی تازه منتقل کرد. هدف اصلی این برنامه پدیدآوردن طبقهای از زمینداران وابسته به تاج بود که از زمینها کارآمدتر بهره میبردند.[۲۳۱] هرچند در خانههای دینی انگلستان مخالفت چندانی با برتری سلطنتی دیده نمیشد، این خانهها با کلیسای بینالمللی پیوند داشتند و مانعی بر سر راه اصلاحات دینی بیشتر بودند.[۲۳۲]
واکنش به این اصلاحات دوگانه بود. خانههای دینی تنها پشتیبان تهیدستان بودند،[۲۳۳] و این اصلاحات بخش بزرگی از مردم بیرون از لندن را از خود بیگانه کرد و به برانگیختن شورش بزرگ شمال در ۱۵۳۶–۱۵۳۷ یاری رساند.[۲۳۴] در جاهای دیگر، این تغییرات پذیرفته و خوشامد گفته شدند و کسانی که به آیینهای کاتولیک پایبند ماندند، خاموش یا پنهانی به آن عمل کردند. آنان در دوران سلطنت دختر هنری، ماری (۱۵۵۳–۱۵۵۸)، دوباره سر برآوردند.
نظامی
_MET_DT205963.jpg)
جز پادگانهای دائمی در برویک-آپون-توئید، کاله و کارلایل، کامبریا، ارتش ثابت انگلستان تنها چند صد مرد را دربر میگرفت. هنری آن را تنها اندکی افزایش داد.[۲۳۵] نیروی مهاجم هنری در ۱۵۱۳، حدود سیهزار مرد، از داسنیزه و کمان بلند تشکیل شده بود، در حالی که دیگر کشورهای اروپایی به سوی تفنگ فتیلهای و درازنیزه میرفتند؛ اما در آن زمان تفاوت در توانمندی چندان چشمگیر نبود و نیروهای هنری زره و سلاحهای نو داشتند. این نیروها همچنین از توپخانهٔ میدانی و گاری جنگی — نوآوریهایی نسبتاً تازه —[۲۳۶] و چند توپ محاصرهٔ بزرگ و گرانبها پشتیبانی میشدند.[۲۳۷] نیروی مهاجم ۱۵۴۴ نیز به همان اندازه تجهیز و سازماندهی شده بود، هرچند فرماندهی میدان نبرد بر دوش دوکهای ساوفولک و نورفک بود که در مورد دومی، در مونترویی نتایجی فاجعهبار به بار آورد.[۱۵۰]
گسست هنری از رم خطر حملهٔ گسترده از سوی فرانسه یا اسپانیا را پدید آورد.[۹۳] برای مقابله با این خطر، او در ۱۵۳۸ ساخت زنجیرهای از استحکامات گرانقیمت و مدرن را در سواحل جنوبی و شرقی بریتانیا، از کنت (انگلستان) تا کورنوال، آغاز کرد که بیشتر از مصالح بهدستآمده از انحلال صومعهها ساخته شد.[۲۳۸] این استحکامات به دژهای ساحلی هنری هشتم شهرت یافتند. او همچنین قلعههای دفاعی ساحلی موجود، چون قلعه دوور و، در دوور، Moat Bulwark و قلعه آرچکلیف را، که برای چند ماه بر آنها نظارت داشت، تقویت کرد.[۹۳] وولسی سالها پیش سرشماریهای لازم برای بازنگری در نظام شبهنظامی را انجام داده بود، اما هیچ اصلاحی از آن پدید نیامد.[۲۳۹] در ۱۵۳۸–۱۵۳۹ کرامول بازرسی نیروهای شهرستانی را از نو سامان داد، اما این کار عمدتاً ناکارآمدی سازمانی آنها را آشکار کرد.[۹۳] کارهای ساختمانی، از جمله در برویک، همراه با اصلاح شبهنظامیان و بازرسیها، سرانجام در دوران ملکه ماری به پایان رسید.[۲۴۰]

هنری را بهطور سنتی یکی از بنیانگذاران نیروی دریایی پادشاهی بریتانیا میدانند.[۲۴۱] از نظر فناوری، هنری در توپهای بزرگ برای ناوهای جنگیاش سرمایهگذاری کرد؛ ایدهای که در کشورهای دیگر جا افتاده بود و قرار بود جایگزین توپهای سرپانتین کوچکتر رایج شود.[۲۴۱] او گاه شخصاً به طراحی کشتی نیز میپرداخت. سهم او در کشتیهای بزرگتر، اگر بوده، دانسته نیست، اما گمان میرود بر طراحی قایقهای پاروزن سلطنتی و گالیهای مشابه اثر گذاشته باشد.[۲۴۲] هنری همچنین مسئول پدیدآوردن نیروی دریایی دائمی، همراه با لنگرگاهها و اسکلههای کشتیسازی پشتیبان، بود.[۲۴۱] از نظر تاکتیکی، دوران سلطنت هنری شاهد نخستین گامهای نیروی دریایی از اولویتدادن به تاکتیکهای سوارشدن بر کشتی دشمن به سوی تأکید بر توپخانه بود.[۲۴۳][۲۴۴] نیروی دریایی تودور از هفت کشتی به پنجاه کشتی گسترش یافت[۲۴۵] (از جمله کشتی مری رز) و هنری مسئول تأسیس «شورای امور دریایی» برای نظارت بر نگهداری و بهرهبرداری از نیروی دریایی بود که بنیاد وزارت دریاداری (بریتانیا) بعدی شد.[۲۴۶]
ایرلند

در آغاز سلطنت هنری، ایرلند عملاً به سه ناحیه تقسیم میشد: پیل ایرلند، که حاکمیت انگلستان در آن بیچونوچرا بود؛ لینستر و مونستر (ایرلند)، «سرزمین فرمانبردار» اشراف انگلوایرلندی؛ و کانوت و اولستر گیلی، که حاکمیت انگلستان در آنها تنها اسمی بود.[۲۴۷] تا ۱۵۱۳ هنری سیاست پدرش را ادامه داد؛ یعنی اجازه میداد اشراف ایرلندی به نام پادشاه حکومت کنند و شکافهای عمیق میان جوامع را میپذیرفت.[۲۴۸] اما با مرگ ارل هشتم کیلدر، لرد معاون ایرلند، سیاست پرآشوب ایرلند همراه با هنریای بلندپروازتر دردسرساز شد. هنگامی که توماس باتلر، ارل هفتم اورموند درگذشت، هنری یک جانشین را برای زمینهای انگلیسی، ولزی و اسکاتلندی اورموند بهرسمیت شناخت، حال آنکه در ایرلند فرد دیگری زمام امور را به دست گرفت. جانشین کیلدر، ارل نهم کیلدر، در ۱۵۲۰ با توماس هاوارد، سومین دوک نورفک بهعنوان لرد معاون جایگزین شد.[۲۴۹] اهداف بلندپروازانهٔ ساری پرهزینه اما بیاثر بود؛ حاکمیت انگلستان میان جلب اشراف ایرلندی از راه دیپلماسی، چنانکه هنری و وولسی میپسندیدند، و اشغال نظامی گستردهای که ساری پیشنهاد میکرد، گیر افتاده بود.[۲۵۰] ساری در ۱۵۲۱ فراخوانده شد و پیرز باتلر — یکی از مدعیان ارلنشین اورموند — جای او را گرفت. باتلر نتوانست مخالفتها، از جمله مخالفت کیلدر، را مهار کند. کیلدر در ۱۵۲۴ لرد معاون شد و اختلافش با باتلر را که پیشتر فروکش کرده بود از سر گرفت. در همین حال، جیمز فیتزجرالد، ارل دهم دزموند، اشرافزادهای انگلوایرلندی، پشتیبانی خود را به ریچارد دو لا پول بهعنوان مدعی تاج انگلستان داده بود؛ هنگامی که کیلدر در ۱۵۲۸ نتوانست اقدام مناسبی علیه او انجام دهد، بار دیگر از مقامش برکنار شد.[۲۵۱]
وضعیت دزموند با مرگ او در ۱۵۲۹ حل شد که دورهای از بلاتکلیفی در پی آورد. این دوره عملاً با انتصاب هنری فیتزروی، دوک ریچموند و سامرست، پسر پادشاه، بهعنوان لرد معاون پایان یافت. ریچموند هرگز پیشتر به ایرلند سفر نکرده بود و انتصابش گسستی از سیاست پیشین بود.[۲۵۲][۲۵۳] مدتی چنین مینمود که با بازگشت کیلدر به ایرلند برای ادارهٔ قبایل، صلح ممکن است بازگردد، اما اثر آن محدود بود و مجلس ایرلند بهزودی بیاثر شد.[۲۵۴] سپس ایرلند مورد توجه کرامول قرار گرفت که هواداران اورموند و دزموند را ارتقا داد. کیلدر، از سوی دیگر، به لندن فراخوانده شد؛ پس از تردیدی، در ۱۵۳۴ راهی لندن شد، جایی که اتهام خیانت در انتظارش بود.[۲۵۴] پسرش، توماس، لرد آفالی، صریحتر بود؛ او پادشاه را، که آنهنگام گرفتار دشواریهای زناشویی بود، محکوم کرد و «جنگ صلیبی کاتولیک» را علیه هنری رهبری کرد. آفالی اسقف اعظم دوبلین، جان آلن، را به قتل رساند و دوبلین را محاصره کرد. او آمیزهای از اشراف پیل و قبایل ایرلندی را رهبری میکرد، هرچند نتوانست پشتیبانی لرد دارسی، که با او همدلی داشت، یا کارل پنجم را جلب کند. آنچه عملاً جنگی داخلی بود، با مداخلهٔ دو هزار سرباز انگلیسی — سپاهی بزرگ به معیار ایرلند — و اعدام آفالی (پدرش پیشتر مرده بود) و عموهایش پایان یافت.[۲۵۵][۲۵۶]
هرچند پس از شورش آفالی عزمی برای حکومت نزدیکتر بر ایرلند پدید آمد، هنری از درگیری طولانی با قبایل بیم داشت و کمیسیونی سلطنتی توصیه کرد که تنها رابطه با قبایل باید وعدهٔ صلح باشد و زمین آنان از گسترش انگلستان مصون بماند. مأمور اجرای این سیاست آنتونی سنتلجر بود که در مقام لرد معاون ایرلند تا پس از مرگ هنری در سمتش ماند.[۲۵۷] تا پیش از گسست با رم، عموماً بر این باور بودند که ایرلند دارایی پاپی است که بهعنوان تیولی صرف به پادشاه انگلستان واگذار شده؛ از اینرو هنری در ۱۵۴۲ ادعای انگلستان بر پادشاهی ایرلند، آزاد از اربابسالاری پاپی، را اعلام کرد. با اینحال، این دگرگونی سیاست آشتی و گسترش مسالمتآمیز را نیز ممکن ساخت: لردهای ایرلند زمینهای خود را به پادشاه واگذار میکردند و سپس بهعنوان تیول بازپس میگرفتند. انگیزهٔ همراهی با درخواست هنری، دریافت لقب بارون بود و از اینرو حق نشستن در مجلس اعیان ایرلند که قرار بود موازی مجلس اعیان انگلستان اداره شود.[۲۵۸] قانون قبیلهای ایرلند با چنین ترتیبی سازگار نبود، زیرا رئیس قبیله حقوق لازم را نداشت؛ این امر پیشرفت را دشوار کرد و این طرح در ۱۵۴۳ کنار گذاشته شد و جایگزینی نیافت.[۲۵۹]
تاریخنگاری
به گفتهٔ توماس بترریج (Thomas Betteridge) و توماس اس. فریمن (Thomas S. Freeman)، میراث هنری چنان پیچیده و گسترده است که «در گذر سدهها، هنری هم ستوده و هم نکوهش شده، اما هرگز نادیده گرفته نشده است».[۱۸۶] در دههٔ ۱۹۵۰ جان دانکن مکی، تاریخنگار، شخصیت هنری و تأثیر آن بر دستاوردها و محبوبیتش را چنین جمعبندی کرد:
احترام، بلکه حتی محبوبیتی که از مردمش داشت، بیدلیل نبود… او پیشرفت انگلستان را همسو با برخی نیرومندترین، هرچند نه والاترین، جریانهای روزگار خود نگاه داشت. شجاعت والای او — که در بدترین اوضاع بیشترین اوج را میگرفت — عقل فرمانروایانهاش، درک او از واقعیت، و غریزهاش برای فرمانروایی، کشورش را از دورانی خطرناک از دگرگونی گذر داد، و همان تکبرش مردمش را از جنگهایی که سرزمینهای دیگر را عذاب میداد، رهانید. مردم انگلستان که خاطرهٔ جنگهای رزها را کمرنگ به یاد داشتند و از کشتارها و رنجهای اروپا آگاهی مبهمی داشتند، میدانستند که در هنری پادشاهی بزرگ دارند.[۲۶۰]
یکی از محورهای اصلی توجه تاریخنگاری معاصر این است که رویدادهای زندگی هنری، از جمله ازدواجها، سیاست خارجی و دگرگونیهای دینی، تا چه اندازه حاصل ابتکار شخصی او بودهاند و، در صورت مثبتبودن پاسخ، این ابتکار از فرصتطلبی برمیخاست یا اقدامی اصولی بهشمار میرفت.[۱۸۶] تفسیر سنتی از این رویدادها را ای.اف. پولارد ارائه کرد. او در ۱۹۰۲ دیدگاهی عمدتاً مثبت دربارهٔ پادشاه عرضه کرد و او را بهعنوان پادشاه و سیاستمداری ستود که با وجود کاستیهای شخصی، انگلستان را در مسیر دموکراسی پارلمانی و امپراتوری هدایت کرد.[۱۸۶] تفسیر پولارد تا انتشار رسالهٔ دکترای جفری التون در ۱۹۵۳ تفسیر غالب از زندگی هنری بود.
التون در کتاب انقلاب تودور در حکومت (۱۹۷۷) تفسیر مثبت پولارد از دوران هنری را در کلیت حفظ کرد، اما هنری را پیرو و نه رهبر دانست. به باور التون، دگرگونیهای حکومتی کار کرامول بود، نه هنری؛ هنری زیرک بود، اما بینش لازم برای پیگیری برنامهای پیچیده را نداشت.[۱۸۶] در این تصویر، هنری چیزی بیش از «هیولایی خودمحور» نبود که سلطنتش «کامیابیها و فضیلتهایش را مدیون مردانی بهتر و بزرگتر از خود بود؛ بیشتر وحشتها و شکستهایش نیز مستقیمتر از [پادشاه] سرچشمه میگرفت».[۲۶۱]
هرچند اصول محوری رسالهٔ التون از آن پس مورد تردید قرار گرفته، این رساله همچنان نقطهٔ آغاز بسیاری از پژوهشهای بعدی، از جمله آثار شاگرد او جی. جی. اسکاریسبریک، بوده است. اسکاریسبریک عمدتاً ارزیابی التون از تواناییهای کرامول را پذیرفت، اما عاملیت را به هنری بازگرداند و معتقد بود که او سرانجام سیاست را هدایت و شکل داده است.[۱۸۶] اسکاریسبریک هنری را مردی چشمگیر و افسونکننده توصیف میکند که «شکوه سلطنت را با قناعتی باشکوه میپوشید».[۲۶۲] با اینهمه، او نتیجهٔ این توانایی را عمدتاً منفی میدانست: از نگاه او، دوران هنری دورانی از آشوب و ویرانی بود و مسئولان آن بیش از آنکه شایستهٔ ستایش باشند، سزاوار سرزنش بودند.[۱۸۶] حتی در میان زندگینامهنویسان جدیدتر، از جمله دیوید لودز، دیوید استارکی و جان گای، دربارهٔ میزان مسئولیت هنری در دگرگونیهایی که رهبری کرد و نیز ارزیابی آن دگرگونیها اتفاقنظر اندکی وجود دارد.[۱۸۶]
این ابهام دربارهٔ میزان کنترل هنری بر رویدادها به تنوع ویژگیهای منسوب به او دامن زده است: محافظهکار دینی یا رادیکالی خطرناک؛ دوستدار زیبایی یا ویرانگر بیرحم آثار هنری گرانبها؛ دوست و حامی یا خیانتکار نسبت به اطرافیان؛ شوالیهای تمامعیار یا شوونیستی بیرحم.[۱۸۶] رویکردی سنتی که استارکی و دیگران بدان گرایش دارند، سلطنت هنری را به دو نیمه تقسیم میکند: نیمهٔ نخست با ویژگیهای مثبت (سیاستگذاری فراگیر، دینداری، ورزیدگی و اندیشمندی) شناخته میشود و دورانی از ثبات و آرامش بود، و نیمهٔ دوم که «ستمگری کوهپیکر» بود، با دگرگونیهای چشمگیر و گاه هوسآلود همراه شد.[۱۸۵][۲۶۳] برخی نویسندگان دیگر کوشیدهاند شخصیت ناهمگون هنری را در کلیتی واحد توضیح دهند؛ برای نمونه لیسی بالدوین اسمیت او را روانرنجوری مرزی و خودمحور میداند که دستخوش خشمهای شدید و بدگمانیهای ژرف و خطرناک بود، دینداریاش مکانیکی و مرسوم اما ریشهدار بود و بهرهٔ هوشیاش در بهترین حالت متوسط.[۲۶۴]
عنوان و نشان
.svg.png)
.svg.png)
هنری در آغاز عنوان «هنری هشتم، به لطف خداوند، پادشاه انگلستان، فرانسه و لرد ایرلند» را به کار میبرد. در ۱۵۲۱، پس از آنکه پاپ لئون دهم از هنری بهسبب دفاع از هفت آیین مقدس قدردانی کرد، عنوان سلطنتی به «هنری هشتم، به لطف خداوند، پادشاه انگلستان و فرانسه، مدافع ایمان و لرد ایرلند» تغییر یافت.[۲۶۵] پس از تکفیر هنری، پاپ پائولوس سوم عنوان «مدافع ایمان» را لغو کرد،[۲۶۵] اما مصوبهٔ مجلس (مصوبهٔ شمارهٔ ۳ از سال سیوپنجم سلطنت هنری هشتم) اعلام کرد که این عنوان همچنان معتبر میماند و تا امروز نیز به کار میرود.[۲۶۵] شعار هنری «Coeur Loyal» («قلبی وفادار») بود و او این عبارت را همراه با نمادی قلبی و واژهٔ «وفادار» بر جامههایش میدوخت. نمادش رز تودور و دروازه بالارو بود. هنری در مقام پادشاه همان نشان فرمانروایان پیش از خود از زمان هنری چهارم را داشت: چهاربخشی، آبی با سه نماد گل زنبق زرین (برای فرانسه) و قرمز با سه شیر گذرنده و نگهبان زرین در ردیف عمودی (برای انگلستان).
در ۱۵۳۵ هنری «عبارت برتری» را به عنوان سلطنتی افزود که بدینسان شد: «هنری هشتم، به لطف خداوند، پادشاه انگلستان و فرانسه، مدافع ایمان، لرد ایرلند و رئیس عالی زمینی کلیسای انگلستان». در ۱۵۳۶ عبارت «کلیسای انگلستان» به «کلیسای انگلستان و نیز کلیسای ایرلند» تغییر یافت. در ۱۵۴۱ هنری خواستار آن شد که مجلس ایرلند عنوان «لرد ایرلند» را با قانون تاج ایرلند ۱۵۴۲ به «پادشاه ایرلند» تغییر دهد؛ پس از آنکه به او خاطرنشان شد بسیاری از ایرلندیها پاپ را فرمانروای راستین کشورشان میدانند و لرد را تنها نمایندهٔ او میشمارند. علت این باور ایرلندیان آن بود که ایرلند در آغاز، در سدهٔ دوازدهم، از سوی پاپ آدریان چهارم به پادشاه هنری دوم بهعنوان قلمروی تیولی زیر فرمانروایی پاپ واگذار شده بود. نشست مجلس ایرلند که هنری هشتم را پادشاه ایرلند اعلام کرد، نخستین نشستی بود که هم رؤسای قبایل ایرلند گالیک و هم اشراف آنگلو-ایرلندی در آن حضور داشتند.
جدولهای تبارشناسی
در این جدول، شمارهٔ هر نفر پدر و مادرش را نشان میدهد: شمارهٔ زوج مرد (پدر) و شمارهٔ فرد زن (مادر) است. صورتی خود هنری هشتم، نارنجی پدر و مادر او (۲ و ۳)، زرد پدربزرگها و مادربزرگها (۴ تا ۷) و سبز پدربزرگها و مادربزرگهای پدربزرگها و مادربزرگها (۸ تا ۱۵).
| نیاکان هنری هشتم[۲۶۶] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| خویشاوندان هنری هشتم (نمودار گزینشی)[۲۶۷] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
یادداشتها
- ↑ تا پیش از لازمالاجرا شدن قانون تاج ایرلند ۱۵۴۲، عنوان او لرد ایرلند بود؛ این قانون ایرلند را از لردنشین به پادشاهی ایرلند ارتقا داد و عنوان «پادشاه ایرلند» را برای پادشاه انگلستان و جانشینانش پدید آورد.
- ↑ سالهای سلطنت هنری از ۲۲ آوریل شمرده میشود.[۱][۲]
- ↑ ماری یکم در دوران سلطنتش، در سال ۱۵۵۳، فسخ این ازدواج را باطل اعلام کرد.[۳][۴]
- ↑ هنری و آن در ۱۴ نوامبر ۱۵۳۲ پنهانی ازدواج کردند و مراسم دوم در ۲۵ ژانویهٔ ۱۵۳۳ برگزار شد.
- ↑ در دوران زندگی هنری، گاهشمار یولیانی در سراسر انگلستان به کار میرفت.
- ↑ برای استدلالهایی در دفاع از دیدگاه مخالف — یعنی اینکه خود هنری، احتمالاً پس از رابطهای کوتاه، دورهٔ خودداری را آغاز کرده است — بنگرید به Bernard, G. W. (2010). Anne Boleyn: Fatal Attractions. Yale University Press. ISBN 978-0-300-16245-5..[۶۵]
- ↑ «و اگر مردی زن برادر خود را بگیرد، این نجاست است؛ عورت برادر خود را کشف کرده است و بیاولاد خواهند بود.»
- ↑ در ۱۱ ژوئیهٔ ۱۵۳۳ پاپ کلمنت هفتم «حکمی علیه پادشاه صادر کرد و او را تکفیرشده اعلام کرد، مگر آنکه زنی را که به همسری گرفته بود کنار گذارد و در سراسر ماه اکتبر آینده ملکهٔ خود را بازگرداند».[۹۰] کلمنت در ۲۵ سپتامبر ۱۵۳۴ درگذشت. در ۳۰ اوت ۱۵۳۵ پاپ تازه، پاپ پائولوس سوم، فرمان تکفیری تنظیم کرد که با عبارت «Eius qui immobilis» آغاز میشد.[۹۱][۹۲] جفری التون تاریخ رسمیشدن این فرمان را نوامبر ۱۵۳۸ میداند.[۹۳] در ۱۷ دسامبر ۱۵۳۸ پاپ پائولوس سوم فرمان دیگری با آغاز «Cum redemptor noster» صادر کرد و اجرای فرمان ۳۰ اوت ۱۵۳۵ را که به امید اصلاح پادشاه معلق مانده بود، از سر گرفت.[۹۴][۹۵] هر دو فرمان در کتاب اسقف برنت، History of the Reformation of the Church of England، ویراست ۱۸۶۵، جلد ۴، ص ۳۱۸ به بعد و در Bullarum, diplomatum et privilegiorum sanctorum Romanorum pontificum Taurinensis (۱۸۵۷) جلد ۶، ص ۱۹۵ چاپ شده است.
- ↑ ماری یکم در دوران سلطنتش، در سال ۱۵۵۳، فسخ این ازدواج را باطل اعلام کرد.[۱۶۶][۴]
- ↑ یوستاس شاپویی در ۲۸ ژانویه به کارل پنجم نوشت که آن باردار است. نامهای از جورج تیلور به بانو لایل به تاریخ ۲۷ آوریل ۱۵۳۴ میگوید «ملکه شکمی برجسته دارد و از پروردگارمان میخواهیم شاهزادهای برایمان بفرستد». در ژوئیه، برادر آن، لرد روچفورد، به مأموریتی دیپلماتیک به فرانسه فرستاده شد تا خواستار بهتعویقافتادن دیداری میان هنری هشتم و فرانسوای یکم شود، به سبب وضعیت آن: «او آنقدر باردار است که نمیتواند از دریا بگذرد». شاپویی نیز در نامهای به تاریخ ۲۷ ژوئیه این را تأیید میکند و به بارداری آن اشاره دارد. نمیدانیم سرانجام این بارداری چه شد، زیرا شواهدی از نتیجهٔ آن در دست نیست. دیوهرست مینویسد این بارداری میتوانسته به سقط جنین یا مردهزایی بینجامد، اما شواهدی برای این نیست؛ از اینرو به نظر او احتمال دارد موردی از بارداری کاذب بوده باشد که فشار روانی وارد بر آن — فشار برای آوردن پسر — سبب آن شده باشد. شاپویی در ۲۷ سپتامبر ۱۵۳۴ نوشت: «از هنگامی که پادشاه به باردار بودن یا نبودن بانویش شک کرده، مهر و علاقهای را که پیشتر به دوشیزهای زیبا از دربار داشت، از سر گرفته و افزوده است». میوریل سنتکلر برن، ویراستار Lisle Letters، بر این باور است که این نیز بارداری کاذب بوده است.
- ↑ تنها شاهد سقط جنین در ۱۵۳۵ جملهای از نامهٔ ویلیام کینگستون به لرد لایل در ۲۴ ژوئن ۱۵۳۵ است که در آن کینگستون میگوید «اعلیحضرت شکمی به همان زیبایی که تاکنون دیدهام دارند». اما دیوهرست بر این باور است که تاریخ این نامه اشتباه ثبت شده، زیرا ویراستار Lisle Letters میگوید این نامه در واقع از ۱۵۳۳ یا ۱۵۳۴ است، چراکه به کریستوفر گارنیز نیز اشاره دارد، مردی که در اکتبر ۱۵۳۴ درگذشت.
- ↑ شاپویی در ۱۰ فوریهٔ ۱۵۳۶ به کارل پنجم گزارش داد که آن بولین در روز خاکسپاری کاترین آراگون سقط جنین کرده است: «در روز خاکسپاری [کاترین آراگون]، معشوقه [آن] سقطی داشت که گویا پسری بود که هنوز سهونیم ماهه نشده بود».
پانویس
- ↑ "Chapter Five: Table of regnal year of English Sovereigns". Sweet & Maxwell's Guide to Law Reports and Statutes (Fourth ed.). London: Sweet & Maxwell's Guide. 1962. p. 27.
- ↑ C. R. Cheney and Michael Jones, ed. (2000). A Handbook of Dates for Students of British History. Royal Historical Society Guides and Handbooks. Vol. 4 (Revised ed.). Cambridge: Cambridge University Press. pp. 37–38. ISBN 978-0-521-77095-8.
- ↑ Edwards, John (2011). Mary I: England's Catholic Queen. New Haven and London: Yale University Press. p. 137.
- 1 2 Porter 2007, p. 268.
- 1 2 Crofton 2006 p. 128
- 1 2 Crofton 2006 p. 129
- 1 2 3 Scarisbrick 1997 p. 3
- ↑ Hickey, J. A. (2025). Preparing Tudor Kings and Princes to Rule: The Men and Women Who Trained the Royals. Storbritannien: Pen & Sword History. p. 152.
- ↑ Churchill 1966, p. 24.
- ↑ Scarisbrick 1997, pp. 14–15.
- ↑ Scarisbrick 1997, p. 4.
- ↑ Gibbs, Vicary, ed. (1912). The Complete Peerage, Volume III. St Catherine's Press. p. 443. Under Duke of Cornwall, which was his title when he succeeded his brother as Prince of Wales.
- 1 2 Crofton 2006 p. 126
- ↑ Scarisbrick 1997, pp. 4–5.
- ↑ Scarisbrick 1997, p. 6.
- 1 2 Loades 2009 p. 22
- 1 2 3 Scarisbrick 1997 p. 8
- ↑ Loades 2009, pp. 22–23.
- 1 2 Loades 2009 p. 23
- ↑ Loades 2009 p. 17 ; Pollard 1905 p. 43 ; Scarisbrick 1968 pp. 11–12
- 1 2 3 Loades 2009 p. 24
- ↑ Scarisbrick 1997, p. 12.
- ↑ Stewart, James Mottram (2008). Empire and Nation in Early English Renaissance Literature. Boydell & Brewer. p. 17. ISBN 978-1-84384-182-1. OCLC 213307973. OL 23187213M.
- 1 2 Scarisbrick 1997 pp. 18–19
- ↑ Scarisbrick 1997, p. 19.
- ↑ Hall 1904, p. 17.
- ↑ Starkey 2008, pp. 304–306.
- ↑ Scarisbrick 1997, pp. 31–32.
- 1 2 Loades 2009 p. 26
- ↑ Scarisbrick 1997, p. 18.
- 1 2 3 4 Loades 2009 pp. 48–49
- ↑ Elton 1977, p. 103.
- ↑ Hart 2009, p. 27.
- 1 2 Fraser 1994 p. 220
- 1 2 Loades 2009 pp. 47–48
- 1 2 Weir 1991 pp. 122–123
- ↑ Elton 1977, pp. 98, 104.
- ↑ Elton 1977, p. 255.
- ↑ Elton 1977, pp. 255, 271.
- 1 2 Loades 2009 p. 27
- ↑ Loades 2009, pp. 27–28.
- 1 2 Scarisbrick 1997 pp. 28–31
- ↑ Loades 2009, pp. 30–32.
- ↑ Loades 2009, p. 62.
- ↑ Scarisbrick 1997, pp. 33–34.
- ↑ Loades 2009, pp. 62–63.
- ↑ Mayer, T. F. (1991). "Tournai and Tyranny: Imperial Kingship and Critical Humanism". The Historical Journal. 34 (2): 257–277. doi:10.1017/S0018246X00014138. JSTOR 2639498.
- ↑ Scarisbrick 1997, pp. 35–36.
- ↑ Guicciardini 1968, p. 280.
- 1 2 Loades 2009 p. 63
- ↑ Loades 2009, pp. 65–66.
- ↑ Loades 2009, pp. 66–67.
- ↑ Loades 2009, pp. 67–68.
- 1 2 Loades 2009 pp. 68–69
- ↑ Loades 2009, p. 69.
- ↑ Loades 2009, pp. 70–71.
- ↑ Fraser, Antonia (1993). "The Plantagenet Descent of Henry and his Queens". The Wives of Henry VIII. Vintage Books.
- ↑ de Sainte-Marie, Anselme. Histoire généalogique et chronologique de la maison royale de France. Vol. 2. p. 741.
- ↑ Fraser, Antonia (1993). "Anne of Cleves". The Wives of Henry VIII. Vintage Books.
- ↑ Cruz & Suzuki 2009, p. 132.
- ↑ Smith 1971, p. 70.
- ↑ Crofton 2006 p. 51
- ↑ Scarisbrick 1997, p. 154.
- ↑ Weir 2002, p. 160.
- 1 2 3 Steven Gunn (September 2010). "Anne Boleyn: Fatal Attractions (review)". Reviews in History. Archived from the original on 3 November 2013. Retrieved 5 April 2013.
- ↑ Loades 2009, pp. 88–89.
- ↑ Brigden 2000, p. 114.
- 1 2 3 4 Elton 1977 pp. 103–107
- 1 2 Elton 1977 pp. 75–76
- ↑ Phillips, Roderick (1991). Untying the Knot: A Short History of Divorce. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-42370-0.
- 1 2 Cole, William Graham (2015). Sex in Christianity and Psychoanalysis. Routledge. ISBN 978-1-317-35977-7.
- ↑ Loades 2009, pp. 91–92.
- 1 2 3 4 5 Elton 1977 pp. 109–111
- ↑ Lockyer, Roger (2014). Tudor and Stuart Britain: 1485–1714. Routledge. p. 46. ISBN 978-1-317-86882-8. Retrieved 13 July 2014.
The king had no further use for Wolsey, who had failed to procure the annulment of his marriage, and he summoned Parliament in order that an act of attainder should be passed against the cardinal. The act was not needed, however, for Wolsey had also been commanded to appear before the common-law judges and answer the charge that by publishing his bulls of appointment as papal legate he had infringed the Statute of Praemunire.
- ↑ Haigh 1993, pp. 92ff.
- ↑ Elton 1977, p. 116.
- 1 2 Losch, Richard R. (2002). The Many Faces of Faith: A Guide to World Religions and Christian Traditions. Wm. B. Eerdmans Publishing. p. 106. ISBN 978-0-8028-0521-8.
- ↑ Elton 1977, p. 123.
- ↑ Elton 1977, pp. 175–176.
- ↑ Williams 1971, p. 123.
- ↑ Starkey 2003, pp. 462–464.
- ↑ Williams 1971, p. 124.
- ↑ Elton 1977, p. 178.
- ↑ Williams 1971, pp. 128–131.
- ↑ Bernard 2005, pp. 68–71.
- ↑ Bernard 2005, p. 68.
- ↑ Williams 1971, p. 136.
- ↑ Bernard 2005, p. 69.
- ↑ Bernard 2005, pp. 69–71.
- ↑ James Gairdner, ed. (1882). "Henry VIII: Appendix". Letters and Papers, Foreign and Domestic, Henry VIII, Volume 6: 1533. Institute of Historical Research. Retrieved 9 November 2014.
- ↑ Churchill 1966, p. 51.
- ↑ James Gairdner, ed. (1886). "Henry VIII: August 1535, 26–31". Letters and Papers, Foreign and Domestic, Henry VIII, Volume 9: August–December 1535. Institute of Historical Research. Retrieved 9 November 2014.
- 1 2 3 4 Elton 1977 p. 282
- 1 2 Scarisbrick 1997 p. 361
- ↑ James Gairdner, ed. (1893). "Henry VIII: December 1538 16–20". Letters and Papers, Foreign and Domestic, Henry VIII, Volume 13 Part 2: August–December 1538. Institute of Historical Research. Retrieved 9 November 2014.
- ↑ Williams 1971, p. 138.
- 1 2 Elton 1977 pp. 192–194
- ↑ Elton 1977, pp. 262–263.
- ↑ Elton 1977, p. 260.
- ↑ Elton 1977, p. 261.
- ↑ Elton 1977, pp. 261–262.
- ↑ Elton 1977, p. 262.
- ↑ Licence, Amy (2017). "Dark Days". Catherine of Aragon: An Intimate Life of Henry VIII's True Wife. Amberley Publishing. ISBN 978-1-4456-5670-0.
- ↑ Scarisbrick 1997, p. 348.
- ↑ Williams 1971, p. 141.
- ↑ Elton 1977, pp. 250–251.
- ↑ Wilson, Derek (2012). A Brief History of the English Reformation. Constable & Robinson. p. 92. ISBN 978-1-84901-825-8. Retrieved 13 July 2014.
Cromwell, with his usual single-minded (and ruthless) efficiency, organised the interrogation of the accused, their trials and their executions. Cranmer was absolutely shattered by the 'revelation' of the queen's misdeeds. He wrote to the King expressing his difficulty in believing her guilt. But he fell into line and pronounced the annulment of Henry's second marriage on the grounds of Anne's pre-contract to another.
- ↑ Elton 1977, pp. 252–253.
- ↑ Williams 1971, p. 142.
- ↑ Ives 2005, p. 306.
- ↑ Weir 1991, p. 332.
- ↑ Elton 1977, p. 253.
- ↑ Weir 1991, p. 330.
- ↑ Hibbert et al. 2010, p. 60.
- ↑ Scarisbrick 1997, p. 350.
- ↑ Weir 2002, p. 344.
- ↑ Scarisbrick 1997, pp. 350–351.
- ↑ Scarisbrick 1997, p. 353.
- ↑ Scarisbrick 1997, p. 355.
- ↑ Elton 1977, p. 275.
- ↑ Scarisbrick 1997, pp. 355–356.
- ↑ "Henry VIII: February 1538, 11–15 Pages 88–100 Letters and Papers, Foreign and Domestic, Henry VIII, Volume 13 Part 1, January–July 1538". British History Online. HMSO 1892. Retrieved 11 December 2022.
- ↑ Loades 2009, pp. 72–73.
- ↑ Loades 2009, pp. 74–75.
- ↑ Scarisbrick 1997, pp. 368–369.
- ↑ Scarisbrick 1997, pp. 369–370.
- ↑ Scarisbrick 1997, pp. 373–374.
- ↑ Scarisbrick 1997, pp. 373–375.
- ↑ Weir 1991, p. 406.
- ↑ Scarisbrick 1997, p. 370.
- 1 2 Elton 1977 p. 289
- 1 2 3 Scarisbrick 1997 p. 373
- ↑ Scarisbrick 1997, pp. 372–373.
- 1 2 Elton 1977 pp. 289–291
- 1 2 Scarisbrick 1997 pp. 376–377
- ↑ Scarisbrick 1997, pp. 378–379.
- ↑ Elton 1977, p. 290.
- ↑ Farquhar 2001, p. 75.
- ↑ Scarisbrick 1997, p. 430.
- ↑ Scarisbrick 1997, pp. 430–431.
- ↑ Scarisbrick 1997, pp. 431–432.
- ↑ Scarisbrick 1997, pp. 432–433.
- ↑ Scarisbrick 1997, p. 456.
- ↑ Elton 1977, p. 301.
- ↑ Scarisbrick 1997, p. 457.
- ↑ Elton 1977, pp. 331, 373.
- ↑ Spalding 1894, pp. 28–29.
- ↑ Loades 2009, p. 75.
- ↑ Loades 2009, pp. 75–76.
- 1 2 3 Elton 1977 pp. 306–307
- 1 2 3 Loades 2009 pp. 79–80
- ↑ Murphy 2016, pp. 13–51.
- ↑ Loades 2009, pp. 76–77.
- ↑ Chalmers, C. R.; Chaloner, E. J. (December 2009). "500 years later: Henry VIII, leg ulcers and the course of history". Journal of the Royal Society of Medicine. 102 (12): 514–517. doi:10.1258/jrsm.2009.090286. ISSN 1758-1095. PMC 2789029. PMID 19966126.
- ↑ "The jousting accident that turned Henry VIII into a tyrant". The Independent. UK. 18 April 2009. Retrieved 25 August 2010.
- ↑ Sohn, Emily (11 March 2011). "King Henry VIII's Madness Explained". discovery.com. Archived from the original on 30 June 2011. Retrieved 25 March 2011.
- ↑ Ikram, Muhammad Qaiser; Sajjad, Fazle Hakim; Salardini, Arash (2016). "The head that wears the crown: Henry VIII and traumatic brain injury". Journal of Clinical Neuroscience. 28: 16–19. doi:10.1016/j.jocn.2015.10.035. ISSN 0967-5868. PMID 26857293. S2CID 4394559.
- ↑ Hays 2010, p. 68.
- ↑ Russell, Gareth (2016). Young and Damned and Fair. p. 130.
- ↑ "Names in the News: Henry VIII Termed Victim of Scurvy". Los Angeles Times. 30 August 1989.
- ↑ "Could blood group anomaly explain Henry VIII's problems?". SMU News. USA: Southern Methodist University. 7 March 2011. Retrieved 6 February 2024.
- ↑ Whitley, Catrina Banks; Kramer, Kyra (2010). "A New Explanation for the Reproductive Woes and Midlife Decline of Henry VIII". The Historical Journal. 52 (4): 827. doi:10.1017/S0018246X10000452. ISSN 0018-246X. S2CID 159499333.
- ↑ Higgins, Alfred (1894). "The Archaeological Journal, Volume 51". The Archaeological Journal. 51: 160. doi:10.5284/1067966.
- ↑ Loades 2009, p. 207.
- ↑ Dean and Canons of Windsor. "Henry VIII's final resting place" (PDF). Windsor Castle: College of St George. Archived from the original (PDF) on 2 May 2013. Retrieved 12 March 2013.
- ↑ Edwards, John (2011). Mary I: England's Catholic Queen. New Haven and London: Yale University Press. p. 137.
- ↑ Dewhurst, John (January 1984). "The alleged miscarriages of Catherine of Aragon and Anne Boleyn". Medical History. 28 (1): 49–56. doi:10.1017/s0025727300035316. PMC 1139382. p. 52:
The queen has been delivered of a stillborn male child of eight months to the very great grief of the whole court… in November the queen was delivered of a prince which lived not long after… in the meantime, to Whit, the month of November, the queen was delivered of a prince which lived not long after
- ↑ Starkey 2003, p. 160.
- ↑ Porter 2007, p. 337.
- ↑ Starkey 2003, p. 553.
- ↑ Elton 1977, pp. 332–333.
- 1 2 3 Scarisbrick 1997 pp. 15–16
- ↑ Oxford Companion to Music. see section 2 of the article on "Recorder Family"
- ↑ Weir 2002, p. 131.
- ↑ "Henry VIII: was he a good composer?". Classical Music. 10 November 2024. Retrieved 24 April 2025.
- ↑ Chibi 1997, pp. 543–560.
- ↑ Betteridge 2005, pp. 91–109.
- 1 2 Hibbert et al. 2010 p. 928
- ↑ Hutchinson 2012, p. 202.
- ↑ Gunn 1991, pp. 543–560.
- ↑ Williams 2005, pp. 41–59.
- ↑ Lipscomb 2009.
- ↑ Guy 1997, p. 78.
- 1 2 Morris 1999 p. 2
- 1 2 3 Morris 1999 pp. 19–21
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 Betteridge & Freeman 2012 pp. 1–19
- ↑ Elton 1977, p. 323.
- ↑ Elton 1977, p. 407.
- ↑ Elton 1977, pp. 48–49.
- ↑ Elton 1977, pp. 60–63.
- ↑ Elton 1977, p. 212.
- ↑ Elton 1977, p. 64.
- ↑ Wilson, Derek (2003). In the Lion's Court: Power, Ambition, and Sudden Death in the Reign of Henry VIII. Macmillan. pp. 257–260. ISBN 978-0-312-30277-1.
- ↑ Elton 1977, pp. 168–170.
- 1 2 Elton 1977 p. 172
- ↑ Elton 1977, p. 174.
- 1 2 Elton 1977 p. 213
- ↑ Elton 1977, p. 214.
- ↑ Elton 1977, pp. 214–215.
- ↑ Elton 1977, pp. 216–217.
- ↑ Elton 1977, pp. 215–216.
- ↑ Elton 1977, pp. 284–286.
- ↑ Elton 1977, pp. 289–292.
- ↑ Weir 2002, p. 13.
- ↑ Elton 1977, pp. 215–216, 355–356.
- ↑ Thomas 2005 pp. 79–80 , citing Thurley 1993 pp. 222–224
- ↑ Davies 2005, pp. 11–29.
- ↑ Weir 2002, p. 64.
- ↑ Weir 2002, p. 393.
- ↑ Elton 1977, pp. 312–314.
- ↑ "Competing Narratives: Recent Historiography of the English Reformation under Henry VIII". 1997. Archived from the original on 15 June 2013. Retrieved 14 April 2013.
- ↑ Elton 1977 pp. 110–112
- ↑ Woodward, Llewellyn (1965). A History Of England. London: Methuen & Co Ltd. p. 73.
- ↑ Pollard 1905, pp. 230–238.
- ↑ Bernard 2005, p. missing.
- ↑ Bernard 2005 p. 71
- ↑ Elton 1977, p. 185.
- ↑ Bernard 2005 pp. 70–71
- ↑ Lehmberg 1970, p. missing.
- ↑ Bernard 2005, p. 195.
- ↑ Elton 1977, p. 291.
- ↑ Elton 1977, p. 297.
- ↑ Rex 1996, pp. 863–894.
- ↑ Elton 1977, p. 317.
- ↑ Elton 1977, pp. 232–233.
- ↑ Elton 1977, p. 233.
- ↑ Elton 1977, pp. 233–234.
- ↑ Elton 1977, pp. 234–235.
- ↑ Elton 1977, pp. 235–236.
- ↑ Elton 1977, pp. 236–237.
- ↑ Stöber 2007, p. 190.
- ↑ Elton 1977, p. 238.
- ↑ Meyer 2010, pp. 254–256.
- ↑ Meyer 2010, pp. 269–272.
- ↑ Elton 1977, p. 32.
- ↑ Arnold 2001, p. 82.
- ↑ Elton 1977, pp. 32–33.
- ↑ Elton 1977, pp. 183, 281–283.
- ↑ Elton 1977, pp. 87–88.
- ↑ Elton 1977, p. 391.
- 1 2 3 Loades 2009 p. 82
- ↑ Loades 2009, pp. 82–83.
- ↑ Rodger 1996.
- ↑ Loades 2009, pp. 83–84.
- ↑ J.J. Scarisbrick, Henry VIII (1968) pp. 500–501.
- ↑ Loades 2009, pp. 84–85.
- ↑ Loades 2009, p. 180.
- ↑ Loades 2009, pp. 181–182.
- ↑ Loades 2009, pp. 183–184.
- ↑ Loades 2009, pp. 181–185.
- ↑ Loades 2009, pp. 185–186.
- ↑ Loades 2009, pp. 186–187.
- ↑ Elton 1977, pp. 206–207.
- 1 2 Loades 2009 p. 187
- ↑ Loades 2009, pp. 187–189.
- ↑ Elton 1977, pp. 207–208.
- ↑ Loades 2009, p. 191.
- ↑ Loades 2009, pp. 191–192.
- ↑ Loades 2009, pp. 194–195.
- ↑ Mackie, John D. (1991) [1952]. The Earlier Tudors, 1485–1558. Clarendon Press. pp. 442–445. ISBN 978-0-19-821706-0.
- ↑ Elton 1977, pp. 23, 332.
- ↑ Scarisbrick 1968, p. 17.
- ↑ Starkey 2008, pp. 3–4.
- ↑ Smith 1971, pp. passim.
- 1 2 3 "Defender of the Faith". www.bl.uk. Retrieved 24 June 2026.
- ↑ Alison Weir (2008). "The Tudors". Britain's Royal Families: The Complete Genealogy. London: Vintage Books. ISBN 978-0099539735.
- ↑ Scarisbrick 1968, p. 529.
منابع
- Arnold, Thomas (2001). The Renaissance at War. London: Cassell and Company. ISBN 0-304-35270-5.
- Ashrafian, Hutan (2011). "Henry VIII's Obesity Following Traumatic Brain Injury". Endocrine. 42 (1): 218–219. doi:10.1007/s12020-011-9581-z. PMID 22169966. S2CID 37447368.
- George W. Bernard (2005). The King's Reformation: Henry VIII and the Remaking of the English Church. Yale University Press. ISBN 978-0-300-10908-5.
- Betteridge, Thomas (2005). "The Henrician Reformation and Mid-Tudor Culture". Journal of Medieval and Early Modern Studies. 35 (1): 91–109. doi:10.1215/10829636-35-1-91.
- ——; Freeman, Thomas S. (2012). Henry VIII in History. Ashgate Publishing, Ltd. ISBN 978-1-4094-6113-5.
- Susan Brigden (2000). New Worlds, Lost Worlds. Penguin. ISBN 978-0-14-014826-8.
- Chibi, Andrew A. (1997). "Richard Sampson, His Oratio, and Henry VIII's Royal Supremacy". Journal of Church and State. 39 (3): 543–560. doi:10.1093/jcs/39.3.543. ISSN 0021-969X.
- Winston Churchill (1966). The New World. History of the English Speaking Peoples. Vol. 2. Cassell and Company.
- Crofton, Ian (2006). The Kings and Queens of England. Quercus Books. ISBN 978-1-84724-141-2.
- Cruz, Anne J.; Suzuki, Mihoko (2009). The Rule of Women in Early Modern Europe. University of Illinois Press. ISBN 978-0-252-07616-9.
- Davies, Jonathan (2005). "'We Do Fynde in Our Countre Great Lack of Bowes and Arrows': Tudor Military Archery and the Inventory of King Henry VIII". Journal of the Society for Army Historical Research. 83 (333): 11–29. ISSN 0037-9700.
- Geoffrey Elton (1977). Reform and Reformation: England, 1509–1558. Edward Arnold. ISBN 0-7131-5952-9.
- Farquhar, Michael (2001). A Treasure of Royal Scandals. Penguin Books. ISBN 0-7394-2025-9.
- Antonia Fraser (1994). The Wives of Henry VIII. Vintage Books. ISBN 978-0-679-73001-9.
- Francesco Guicciardini (1968) [1561]. Alexander, Sidney (ed.). The History of Italy. Princeton University Press. ISBN 978-0-691-00800-4.
- Steven Gunn (1991). "Tournaments and Early Tudor Chivalry". History Today. 41 (6): 543–560. ISSN 0018-2753.
- John Guy (1997). The Tudor monarchy. Arnold Publishers. ISBN 978-0-340-65219-0.
- —— (2000). The Tudors: a Very Short Introduction. Oxford University Press. ISBN 978-0-19-160651-9.
- Hays, J. N. (2010). The Burdens of Disease: Epidemics and Human Response in Western History. Rutgers University Press. ISBN 978-0-8135-4613-1.
- Hart, Kelly (2009). The Mistresses of Henry VIII. The History Press. ISBN 978-0-7524-4835-0.
- Edward Hall (1904) [1548]. Charles Whibley (ed.). The Triumphant Reign of Henry VIII. T.C. & E.C. Jack. OCLC 644934802.
- Christopher Haigh (1993). English Reformations: Religion, Politics, and Society under the Tudors. Clarendon Press. ISBN 978-0-19-822162-3.
- Christopher Hibbert، Ben Weinreb، جولیا کی، John Keay (2010). The London Encyclopaedia (3rd ed.). Macmillan. ISBN 978-1-4050-4925-2.
- Robert Hutchinson (historian) (2012). Young Henry: The Rise of Henry VIII. Macmillan. ISBN 978-1-250-01261-6.
- Eric Ives (2005). The Life and Death of Anne Boleyn: 'The Most Happy'. Oxford: Blackwell Publishing. ISBN 978-1-4051-3463-7.
- —— (2006). "Will the Real Henry VIII Please Stand Up?". History Today. 56 (2): 28–36. ISSN 0018-2753.
- Stanford Lehmberg (1970). The Reformation Parliament, 1529–1536. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-07655-5.
- Suzannah Lipscomb (2009). "Who was Henry?". History Today. 59 (4).
- David Loades (2009). Henry VIII: Court, Church and Conflict. The National Archives. ISBN 978-1-905615-42-1.
- G. J. Meyer (2010). The Tudors: The Complete Story of England's Most Notorious Dynasty. Presidio Press. ISBN 978-0-385-34076-2.
- Simon Sebag Montefiore (2008). History's Monsters: 101 Villains from Vlad the Impaler to Adolf Hitler. Quercus Publishing Plc. ISBN 978-1-4351-0937-7.
- Morris, T.A. (1999). Tudor Government. Routledge. ISBN 978-0-203-98167-2. Retrieved 20 March 2013.
- Murphy, Neil (2016). "Violence, Colonization and Henry VIII's Conquest of France, 1544–1546". Past and Present (233): 13–51. doi:10.1093/pastj/gtw018.
- Pollard, A. F. (1905). Henry VIII. Longmans, Green & Company.
- Linda Porter (historian) (2007). Mary Tudor: The First Queen (2009 ed.). London: Judy Piatkus. ISBN 978-0-7499-0982-6.
- Richard Rex (1996). "The Crisis of Obedience: God's Word and Henry's Reformation". The Historical Journal. 39 (4): 863–894. doi:10.1017/S0018246X00024687. JSTOR 2639860. S2CID 159649932.
- Nicholas A. M. Rodger (January 1996). "THE DEVELOPMENT OF BROADSIDE GUNNERY, 1450–1650". The Mariner's Mirror. 82 (3): 301–324. doi:10.1080/00253359.1996.10656604.
- J. J. Scarisbrick (1968). Henry VIII. University of California Press. ISBN 978-0-520-01130-4.
- J. J. Scarisbrick (1997). Henry VIII (2nd ed.). Yale University Press. ISBN 0-300-07158-2.
- Lacey Baldwin Smith (1971). Henry VIII: the Mask of Royalty. Academy Chicago. ISBN 978-0-89733-056-5.
- Spalding, Thomas Alfred (1894). The House of Lords. T. F. Unwin. Retrieved 9 June 2024.
- David Starkey (2003). Six Wives: The Queens of Henry VIII. Chatto & Windus. ISBN 978-0-7011-7298-5.
- —— (2008). Henry: Virtuous Prince. HarperCollins. ISBN 978-0-00-728783-3.
- Stöber, Karen (2007). Late Medieval Monasteries and Their Patrons: England and Wales, c. 1300–1540. Boydell Press. ISBN 978-1-84383-284-3.
- Thomas, Andrea (2005). Princelie Majestie: The Court of James V of Scotland 1528–1542. John Donald Publishers Ltd. ISBN 978-0-85976-611-1.
- Simon Thurley (1993). The Royal Palaces of Tudor England. Yale University Press. ISBN 978-0-300-05420-0.
- Alison Weir (1991). The Six Wives of Henry VIII. Grove Press. ISBN 0-8021-3683-4.
- —— (2002). Henry VIII: The King and His Court. Random House Digital, Inc. ISBN 0-345-43708-X.
- Williams, James (2005). "Hunting and the Royal Image of Henry VIII". Sport in History. 25 (1): 41–59. doi:10.1080/17460260500073082. ISSN 1746-0263. S2CID 161663183.
- Williams, Neville (1971). Henry VIII and his Court. Macmillan Publishing Co. ISBN 978-0-02-629100-2.
زندگینامهای
- Ashley, Mike (2002). A brief history of British kings & queens. Philadelphia: Running Press. ISBN 978-0-7867-1104-8.
- Bowle, John (1964). Henry VIII: A Study of Power in Action. New York: Little, Brown and Company. ASIN B000OJX9RI. OCLC 994748651.
- Erickson, Carolly (1984). Mistress Anne. New York: Simon & Schuster. ISBN 978-0-671-41747-5.
- Cressy, David (October 1982). "Spectacle and Power: Apollo and Solomon at the Court of Henry VIII". History Today. Vol. 32, no. 10. pp. 16–22.
- Gardner, James (1903). "Henry VIII". Cambridge Modern History. Vol. 2. Cambridge: Cambridge University Press. OCLC 219199693.
- Graves, Michael A. R. (2003). Henry VIII: a study in kingship. Profiles in power. London: Pearson Longman. ISBN 978-0-582-38110-0.
- Ives, E. W. (2004). "Henry VIII (1491–1547)". The Oxford Dictionary of National Biography. Oxford Dictionary of National Biography (online ed.). Oxford University Press. doi:10.1093/ref:odnb/12955. (Subscription or UK public library membership required.)
- Pollard, Albert Frederick (1911). . Encyclopædia Britannica (in English). Vol. 13 (11th ed.). pp. 287–290.
- Rex, Richard (1993). Henry VIII and the English Reformation. New York: St. Martin's Press. ISBN 978-0-312-08665-7.
- Ridley, Jasper Godwin (1985). Henry VIII. New York, N.Y: Viking Press. ISBN 978-0-670-80699-7.
- Starkey, David (2002). The reign of Henry VIII: personalities and politics. London: Vintage Books. ISBN 978-0-09-944510-4.
- Starkey, David; Doran, Susan (2009). Henry VIII: Man and Monarch. London: British Library Publishing Division. ISBN 978-0-7123-5025-9.
- Tytler, Patrick Fraser (1837). Life of King Henry the Eighth. Edinburgh: Oliver & Boyd. OCLC 1985361. Retrieved 17 August 2008.
- Wilkinson, Josephine (2009). Mary Boleyn: the true story of Henry VIII's favourite mistress. Stroud: Amberley Publishing. ISBN 978-1-84868-089-0. OCLC 302077885.
- Weir, Alison (1996). The children of Henry VIII. New York: Ballantine Books. ISBN 978-0-345-39118-6.
- Wooding, Lucy E. C. (2015). Henry VIII. Routledge historical biographies (2. ed.). London: Routledge. ISBN 978-1-138-83141-4.
مطالعات پژوهشی
- Bernard, G. W. (1986). War, taxation and rebellion in early Tudor England: Henry VIII, Wolsey and the amicable Grant of 1525. Brighton: Harvester Press. ISBN 978-0-7108-1126-4.
- —— (1998). "The Making of Religious Policy, 1533–1546: Henry VIII and the Search for the Middle Way". Historical Journal. 41 (2): 321–349. doi:10.1017/S0018246X98007778. JSTOR 2640109.
- Bush, M. L. (2007). "The Tudor Polity and the Pilgrimage of Grace". Historical Research. 80 (207): 47–72. doi:10.1111/j.1468-2281.2006.00351.x.
- Doran, Susan (2009). The Tudor Chronicles: 1485–1603. New York: Metro Books. pp. 78–203. ISBN 978-1-4351-0939-1.
- Elton, Geoffrey (1974) [1953]. The Tudor revolution in government: administrative changes in the reign of Henry VIII (Repr ed.). Cambridge: Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-04892-7.
- Guy, John (2014). The children of Henry VIII. Oxford: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-870087-6.
- Head, David M. (1982). "Henry VIII's Scottish Policy: A Reassessment". The Scottish Historical Review. 61 (171): 1–24. JSTOR 25529445. ProQuest 1293238304.
- Hoak, Dale (January 2005). "Politics, Religion and the English Reformation, 1533–1547: Some Problems and Issues". History Compass. 3 (1). doi:10.1111/j.1478-0542.2005.00139.x.
- Lindsey, Karen (1995). Divorced, beheaded, survived: a feminist reinterpretation of the wives of Henry VIII. Reading, Mass.: Perseus Books Group. ISBN 978-0-201-40823-2.
- MacCulloch, Diarmaid, ed. (1995). The reign of Henry VIII: politics, policy and piety. New York: St. Martin's Press. ISBN 978-0-312-12892-0.
- Mackie, John D. (1991) [1952]. The earlier Tudors, 1485-1558. The Oxford history of England (Repr ed.). Oxford: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-821706-0.
- Moorhouse, Geoffrey (2003). The pilgrimage of grace: the rebellion that shook Henry VIII's throne. A Phoenix paperback. London: Orion Publishing Group. ISBN 978-1-84212-666-0.
- Moorhouse, Geoffrey (2006). Great Harry's navy: how Henry VIII gave England sea power. London: Orion Publishing Group. ISBN 978-0-7538-2099-5.
- Moorhouse, Geoffrey (2009). The last divine office: Henry VIII and the dissolution of the monasteries. New York: BlueBridge. ISBN 978-1-933346-18-2. OCLC 262886733.
- Slavin, Arthur J., ed. (1968). Henry VIII and the English Reformation. Lexington, Mass.: Heath. OCLC 184548.
- Smith, H. Maynard (1948). Henry VIII and the Reformation. London: Macmillan. OCLC 1389078. OL 6047819M.
- Stubbs, William (1886). "The Reign of Henry VIII.: (June 7, 1881.)". Seventeen lectures on the study of medieval and modern history and kindred subjects (in English): 241–265. Wikidata Q107248000.
- —— (1886). "Parliament under Henry VIII.: (June 9, 1881.)". Seventeen lectures on the study of medieval and modern history and kindred subjects (in English): 266–291. Wikidata Q107248047.
- Thurley, Simon (June 1991). "Palaces for a Nouveau Riche King". History Today. Vol. 41, no. 6.
- Wagner, John A. (2003). Bosworth Field to Bloody Mary: an encyclopedia of the early Tudors. Westport, Conn.: Greenwood Publishing Group. ISBN 978-1-57356-540-0.
- Walker, Greg (2005). Writing under tyranny: English literature and the Henrician Reformation. Oxford: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-928333-0. OCLC 61129173.
- Wernham, R. B. (1966). Before the Armada: the growth of English foreign policy, 1485-1588. London: Jonathan Cape. OCLC 530462. تاریخ سیاست خارجی.
تاریخنگاری
- Coleman, Christopher; Starkey, David, eds. (1986). Revolution reassessed: revisions in the history of Tudor government and administration. Oxford [Oxfordshire]: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-873064-4.
- Fox, Alistair; Guy, John (1986). Reassessing the Henrician Age: humanism, politics and reform 1500-1550. Oxford: Wiley-Blackwell. ISBN 978-0-631-14614-8.
- Head, David M. (1997). "'If a Lion Knew His Own Strength': The Image of Henry VIII and His Historians". International Social Science Review. 72 (3/4): 94–109. JSTOR 41882241. ProQuest 1291050117.
- Marshall, Peter (July 2009). "(Re)defining the English Reformation". Journal of British Studies. 48 (3): 564–586. doi:10.1086/600128. JSTOR 27752571.
- O'Day, Rosemary (2014). The debate on the English reformation. Issues in historiography (2nd ed.). Manchester (GB): Manchester University Press. ISBN 978-0-7190-8661-8.
- O'Day, Rosemary (2010). The Routledge companion to the Tudor age. Routledge companions to history. London: Routledge. doi:10.4324/9780203850466. ISBN 978-0-415-44565-8.
- Rankin, Mark; Highley, Christopher; King, John N., eds. (2009). Henry VIII and his afterlives: literature, politics, and art. Cambridge (GB): Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-51464-4. OCLC 422765080.
منابع اولیه
- "Letters and Papers, Henry VIII". British History Online. مجلدات متعدد، پوششدهندهٔ سالهای ۱۵۰۹ تا ژانویهٔ ۱۵۴۷. نخستینبار را His Majesty's Stationery Office منتشر کرد (۱۸۶۴–۱۹۲۰).
- Douglas, David Charles; Williams, C. H., eds. (1967). English Historical Documents. Vol. 5: 1485-1558. Oxford University Press. OCLC 247046009. OL 47688798M.
- Harrison, William (1994) [1557]. Edelen, Georges (ed.). The description of England: the classic contemporary account of Tudor social life (New ed.). Washington, D.C.: Folger Shakespeare Library ; Dover Publications.
- Luther, Martin (1918) [1 September 1525]. "1521–1530". In Smith, Preserved; Jacobs, Charles M. (eds.). Luther's Correspondence and Other Contemporary Letters. Vol. 2. Philadelphia: Lutheran Publication Society.
- Nicolas, Nicholas Harris, ed. (1827). The privy purse expences of King Henry the Eighth: from November MDXXIX, to December MDXXXII - with introductory remarks and illustrative notes. London: W. Pickering. OCLC 65270104. OL 7167246M.
پیوند به بیرون
- هنری هشتم در وبگاه رسمی پادشاهی بریتانیا
- هنری هشتم در وبگاه رسمی صندوق مجموعه سلطنتی
- کارهای هنری هشتم در پروژه گوتنبرگ
- آثار نوشتهشده یا دربارهٔ هنری هشتم در بایگانی اینترنت
- آثار هنری هشتم در لیبریواکس (کتابخانهٔ صوتی با مالکیت عمومی)

- پرترههایی از King Henry VIII در گالری ملی پرتره (لندن)
هنری هشتم زادهٔ: ۲۸ ژوئن ۱۴۹۱ درگذشتهٔ: ۲۸ ژانویه ۱۵۴۷ | ||
| عنوان سلطنتی | ||
|---|---|---|
| پیشین: هنری هفتم |
لردنشین ایرلند ۱۵۰۹–۱۵۴۲ |
قانون تاج ایرلند ۱۵۴۲ |
| پادشاهی بریتانیا ۱۵۰۹–۱۵۴۷ |
پسین: ادوارد ششم | |
| بدون متصدی آخرین تصدی توسط: روآیدری اوا کونچوبایر |
پادشاه ایرلند ۱۵۴۲–۱۵۴۷ | |
| مناصب سیاسی | ||
| پیشین: ویلیام اسکات |
لردهای سرپرست بنادر پنجگانه ۱۴۹۳–۱۵۰۹ |
پسین: ادوارد پوینینگ |
| پیشین: مارکی برکلی |
ارل مارشال انگلستان ۱۴۹۴–۱۵۰۹ |
پسین: توماس هوارد، دومین دوک نورفک |
| اشراف انگلستان | ||
| بدون متصدی آخرین تصدی توسط: آرتور، شاهزاده ولز |
شاهزاده ولز ۱۵۰۴–۱۵۰۹ |
بدون متصدی تصدی بعدی توسط: ادوارد ششم |
| پیشین: آرتور، شاهزاده ولز |
دوک کورنوال ۱۵۰۲–۱۵۰۹ |
بدون متصدی تصدی بعدی توسط: هنری، دوک کورنوال |
- هنری هشتم
- اشراف سده ۱۵ (میلادی) اهل انگلستان
- اشراف سده ۱۶ (میلادی) اهل انگلستان
- انگلیکانهای سده ۱۶ (میلادی)
- بنیانگذاران اهل بریتانیا
- پادشاهان انگلستان در سده ۱۶ (میلادی)
- پادشاهان ایرلند در سده ۱۶ (میلادی)
- درگذشتگان ۱۵۴۷ (میلادی)
- دوکهای کورنوال در سده ۱۶ (میلادی)
- زادگان ۱۴۹۱ (میلادی)
- شاهزادگان ولز در سده ۱۶ (میلادی)
- فسخ نکاح
- کاتولیکهای رومی سده ۱۵ (میلادی)
- کاتولیکهای رومی سده ۱۶ (میلادی)
- نویسندگان سده ۱۶ (میلادی) اهل انگلستان
- نویسندگان مرد سده ۱۶ (میلادی) اهل انگلستان
- خاکسپاریها در نمازخانه سنت جورج (قلعه ویندزور)
- فرزندان هنری هفتم انگلستان
- آهنگسازان دوره تودور
- گرویدگان به انگلیکانیسم از کاتولیک رومی
- دوکهای یورک
- ارلهای مارشال
- انگلیکانهای اهل انگلستان
- آهنگسازان کلاسیک اهل انگلستان
- افراد انگلیسی ولزیتبار
- مدعیان انگلیسی تاج و تخت فرانسه
- بازیکنان تنیس سلطنتی اهل انگلستان
- خانواده سلطنتی و اشراف انگلیسی دارای معلولیت
- کاتولیکهای رومی سابق
- بنیانگذاران کالجهای دانشگاه کمبریج
- بنیانگذاران کالجهای دانشگاه آکسفورد
- بنیانگذاران مذهب
- خاندان تودور
- همسران کاترین پار
- شوالیههای حمام
- شوالیههای نشان بند جوراب
- شوالیههای پشم زرین
- لردهای فرماندار ایرلند
- لردهای گلامورگان
- لردهای سرپرست بنادر پنجگانه
- شخصیتهای شکسپیری مرد
- رهبران نظامی جنگهای ایتالیا
- موسیقیدانان اهل کنت (انگلستان)
- افراد مرتبط با انحلال صومعهها
- افراد تکفیرشده توسط کلیسای کاتولیک رومی
- اهالی گرینویچ
- افراد دارای بیماریهای غدد درونریز، تغذیهای و متابولیک
- افراد دارای اختلالهای خلقی
- افراد دارای آسیب مغزی تروماتیک
- پسران شاهان







