ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت

ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت
برگ ۱۹۳ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۹۱ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۱۰
بحرمفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
متن

ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت
جانم بسوختیّ و به دل دوست دارمت
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک
باور مکن که دست ز دامن بدارمت
محراب ابرویت بنما تا سحرگهی
دست دعا برآرم و در گردن آرمت
گر بایدم شدن سوی هاروت بابلی
صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت
خواهم که پیش میرمت ای بی‌وفا طبیب
بیمار بازپرس که در انتظارمت
صد جوی آب بسته‌ام از دیده بر کنار
بر بوی تخم مهر که در دل بکارمت
خونم بریخت وز غم عشقم خلاص داد
منّت پذیر غمزهٔ خنجرگذارمت
می‌گریم و مرادم از این سیل اشکبار
تخم محبّت است که در دل بکارمت
بارم ده از کرم سوی خود تا به سوز دل
در پای دم‌به‌دم گهر از دیده بارمت
حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع تست
فی‌الجمله می‌کنیّ و فرو می‌گذارمت



۲



۴



۶



۸



۱۰

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت» غزلِ شمارهٔ ۹۱ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و ده بیت دارد.[۱] جلالیان وزن آن را «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن» و بحر آن را «مضارع مثمّن اخرب مکفوف محذوف» آورده است.[۲]

شمار ابیات این غزل در منابع یکسان نیست و از هفت تا یازده در نوسان است، و سه بیت آن در دست‌نویس‌های سدهٔ نهم تنها به یک دست‌نویس بازمی‌گردد. دو شارح، از دو سده و دو زبان، غزل را نامه‌ای می‌دانند که شاعر به جای نوشتن فرستاده است.

ضبط غزل در دست‌نویس‌ها

شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۹۶،[۳] در شرح جلالی ۸۸،[۲] در تدوین سلیم نیساری ۸۳،[۴] در تصحیح سایه ۹۱[۵] و در چاپ خلخالی ۳۱ است. مدخل آن در حافظ‌نامهِ خرمشاهی مدخل پنجاه‌وهشتم کتاب است.[۶]

سه بیت بر گواهی یک دست‌نویس

نیساری این غزل را در شش دست‌نویس سدهٔ نهم یافته است و متن برگزیدهٔ او هفت بیت دارد. سه بیت دیگر را زیر خط و بیرون از متن می‌آورد، و آن سه در میان آن شش تنها به یک دست‌نویس بازمی‌گردند، با نشانهٔ «خ»[یادداشت ۱] (یکی از آن سه در یک دست‌نویس دیگر هم هست). همان سه بیت در چاپ قزوینی و غنی بیت‌های هفتم و هشتم و نهم‌اند.[۴]

ترتیب ابیات چاپ قزوینی و غنی نیز ترتیب همان یک دست‌نویس است: چهار دست‌نویس دیگر ترتیب متن نیساری را دارند.[۴] یک ضبط این چاپ هم به همان دست‌نویس بازمی‌گردد: «از این سیل اشکبار» در بیت هشتم، در برابر «از این اشک سیل‌بار» در متن نیساری، که ضبط سودی و سایه نیز هست؛ و این تنها دگرسانی‌ای است که نیساری بر آن سه بیت افزوده ثبت کرده است.[۴][۷][۵]

در بیت نهم متن سودی «بر خود» است و «سوی خود» چاپ قزوینی و غنی را خود او ضبط نسخه‌های دیگر می‌شمارد و میان آن دو داوری نمی‌کند: «در بعض نسخ سوی خود واقع شده. معنای هر دو یک‌طور است»؛ متن نیساری در این جا همان «سوی خود» را دارد و هیچ دگرسانی‌ای برایش ثبت نکرده است.[۷][۴]

چرا شمار ابیات هفت و نُه و ده و یازده است

تفاوت شمارها یک سبب ساختاری دارد: سودی بیت هشتم چاپ قزوینی و غنی را بیت مستقلی نمی‌داند بلکه ضبط دیگری از بیت ششم می‌شمارد و آن را با عبارت «در بعض نسخ این بیت اینطور واقع شده» می‌آورد، و برای آن شرحی جداگانه می‌دهد.[۸] سایه مستقل از او به همان نتیجه می‌رسد و آن بیت را با نشانهٔ ویژهٔ خود «صورت پیشین» بیت بالایی می‌شمارد.[۵]

بر همین پایه، متن سودی نُه بیت دارد و ترتیبش با چاپ قزوینی و غنی یکی نیست؛ ترجمهٔ جان پین همان نُه بیت و همان ترتیب را دارد، و ترجمهٔ کلارک یازده بیت، چون هم آن دوگانه را چاپ می‌کند و هم بیتی دارد که در هیچ‌یک از منابع فارسی این مقاله نیست.[۳][۹][۱۰]

متن جلالیان هشت بیت دارد.[۱۱] متن سودی در بیت سوم «محراب ابروان» می‌خواند و خودِ او آن را جمع می‌گیرد («ابروان جمع ابرو، برخلاف قیاس جمع شده»)، و سایه همین ضبط را دارد؛ در بیت هفتم متن سودی «وز غم هجرم خلاص داد» است، در برابر «وز غم عشقم» چاپ قزوینی و غنی.[۱۲][۱۳][۵]

درون‌مایه و تفسیر

غزلی به جای نامه

سودی شأن نزول غزل را چنین می‌آورد: «این غزل یکی از آن غزلهاست که خواجه بجای نامه برای جانانش ارسال فرموده است».[۳][۷]

جلالیان از راهی یکسر دیگر به همین نتیجه می‌رسد و مخاطب را نیز نام می‌برد: به خوانش او این غزل پیوستِ غزل شمارهٔ ۹۰ است و در غیاب شاه شیخ ابواسحاق سروده شده، «به منظور تجدید ارادت و در صورت امکان کسب اجازه و موافقت برای رفتن نزد شاه».[۲] او این را شیوهٔ شناخته‌شدهٔ حافظ می‌داند: «درخواست غیرمستقیم در مرحله اوّل و درخواست صریح‌تر در مرحله بعدی، در دیوان حافظ سابقه دارد».[۱۴]

هاروت بابلی

از درازترین یادداشت‌های خرمشاهی در این مدخل یادداشت هاروت بابلی بیت چهارم است: داستان سه فرشته، پیوند «هاروت و ماروت که از نظر بعضی محققان همان "خرداد" و "مرداد" ایرانی هستند»، چاه بابل، و گواهی ترجمهٔ تفسیر طبری که «و گویند کسی که خواهد جادوی آموزد، بدان سر چاه شود، و از ایشان سخنها پرسد و گوید، و جادوی از ایشان آموزد». او پیشینهٔ این تلمیح را «از شعر رودکی به بعد» می‌داند.[۱۵]

سودی «بابل» را «نام محلی … بین بغداد و حله» می‌داند، و دربارهٔ روایتی که آن دو را در هندوستان می‌نشاند داوری نمی‌کند: «بعضی گویند هاروت و ماروت در دیار هندوستان است؛ نه در سرزمین بغداد، العلم عند الله».[۱۶] او در شرح همین بیت یادآور می‌شود که جادو «فی نفسه یک عمل کفر و ضلالت است»؛ با این همه صد جادوی بیت را نشانهٔ «شدت اشتیاق» می‌گیرد، یعنی به هر راهی که بشود برای دیدار می‌کوشد.[۷]

محراب ابرو

خرمشاهی «محراب ابرو» را اضافهٔ تشبیهی می‌داند که وجه شبه آن «انحنا یا قوس محراب و ابروست»، و خوانش خود را بر پایهٔ طنز می‌گذارد: «طنز زیبائی در این بیت هست. دعا کردن شاعر رند عاشق‌پیشه را بنگرید. زیرا با محرابِ مسجد کاری ندارد»؛ به خوانش او شاعر از یار می‌خواهد کمان ابرویش را نشان دهد تا دستِ به دعا برداشته را از همان راه در گردن او بیاویزد.[۶]

طنز

خرمشاهی «پیش میرمت» در بیت پنجم را ایهامی دوگانه می‌داند، «الف) پیش تو و در نزد تو و در حضور تو بمیرم؛ ب) پیشمرگ تو بشوم»،[۱۵] و در پایان مدخل بیت هشتم را «مانند بعضی از ابیات دیگر این غزل (بیت دوم، سوم، چهارم و ششم) طنزآمیز» می‌خواند.[۱۷]

سودی در بیت هفتم تعبیر «خنجرگذار» را از خشونت جدا می‌کند: «این عبارت خنجرگذار و نیزه‌گذار کنایه از بهادری است».[۱۳]

بیت مقطع: نکوهش، نه رواداری

هر دو شارح بیت پایانی را سرزنش می‌خوانند، نه پذیرش.

سودی مضمون آن را چنین می‌آورد که «اگرچه کم و بیش از این کارها میکنی، اما من همه را ندیده می‌گیرم … متوجه تو نمی‌شوم»، یعنی مصراع «نه وضع تست» را جدی می‌گیرد.[۱۸]

جلالیان پیش‌تر می‌رود و روی سخن را به خودِ شاه می‌گرداند: به خوانش او حافظ در این بیت «نکات ضعف اخلاقی شاه شیخ ابواسحاق را … به او یادآوری کرده و عیّاشی و هوسبازی را خلاف مصلحت و موقعیت شاه می‌داند». بازگفت خودِ او نیز دوم‌شخص است.[۲]

ردّیهٔ سودی

سودی مدخل خود را با ردّ خوانش کسی می‌بندد که «واو» بیت پایانی را زائد گرفته بود: «کسی که گفته است واوی که بعد از فعل میکنی آمده زاید است، نمیدانسته که واو مذکور افادهٔ معنای استدراک میکند». خوانش خودِ او این است که آن «واو» «برای استدراک است، بمعنای لیکن».[۱۸]

بازتاب

هیچ بیتی از این غزل در فهرست ارسال‌المثل‌های دیوان حافظ نیامده است؛ نزدیک به یک‌چهارم غزل‌های دیوان چنین‌اند.

ترجمه‌ها

کلارک این غزل را در ۱۸۹۱ در یازده بیت و جان پین در ۱۹۰۱ در نُه بیت ترجمه کرده‌اند؛ ترتیب ابیات هر دو ترتیب سودی است.[۱۰][۹] هرمان بیکنل و گرترود بل این غزل را ترجمه نکرده‌اند.[۱۹][۲۰]

شمارهٔ بی‌کمانکی که کلارک به هر غزل می‌دهد شمارهٔ آن در چاپ قزوینی و غنی نیست و به چاپ بروکهاوس بازمی‌گردد؛ شمارهٔ رومی جان پین با همان شمارهٔ بی‌کمانک یکی است.


یادداشت‌ها

  1. ↑ نشانهٔ «خ» در دستگاه نیساری به دست‌نویسی به تاریخ ۸۲۷ ق بازمی‌گردد. در فهرست پنجاه‌ویک نسخهٔ او (صفحه‌های ۸ و ۹) دو دست‌نویس با همین تاریخ هست، نسخهٔ خلخالی در ردیف سیزدهم و نسخهٔ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد براون) در ردیف چهاردهم، و نشانهٔ آن دو در چاپ تنها با ضخامت حرف از هم جدا می‌شود. خودِ قزوینی «خ» چاپ خویش را نسخهٔ خلخالی می‌داند، ولی اینکه «خ» نیساری همان دست‌نویس باشد از این صفحه‌ها به دست نمی‌آید؛ اگر این بازشناسی عوض شود آنچه در این مقاله گفته شده سر جای خود می‌ماند، یعنی اینکه ضبط چاپ قزوینی و غنی در این اختلاف‌ها با شمار اندکی از گواهان است و آن دست‌نویس یکی از آن‌هاست، و تنها نام آن دست‌نویس فرق می‌کند. قزوینی خود در مقدمهٔ آن چاپ می‌نویسد که از حیث «عدّهٔ غزلیّات و عدّهٔ ابیات هر غزلی» اساس کار خویش را «منحصراً و منفرداً» همین نسخه گذاشته است، ولی از حیث متن ابیات آن را «بهیچوجه» بسنده نمی‌داند و می‌گوید اغلاط فاحش در آن فراوان است.حافظ، دیوان حافظ، مز. پس یکی بودن شمار ابیات این چاپ با آن دست‌نویس چیزی است که آن چاپ خود بر عهده گرفته است، و آنچه گزینش ویراستارانه به شمار می‌آید ضبط واژه‌هاست؛ دربارهٔ ترتیب ابیات در آن مقدمه سخنی نیست. نشانهٔ «خ» در پانویس‌های خودِ آن چاپ نشانهٔ همان چاپ است و شمارش‌های این مقاله بر نشانه‌های دستگاه نیساری استوار است.

منابع

  1. ↑ حافظ، دیوان حافظ، ۶۳.
  2. 1 2 3 4 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۵۶۲.
  3. 1 2 3 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۶۰.
  4. 1 2 3 4 5 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۱۱۳.
  5. 1 2 3 4 ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۱۶۹.
  6. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۳۵.
  7. 1 2 3 4 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۶۳.
  8. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۶۴.
  9. 1 2 Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 102–103.
  10. 1 2 Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 190.
  11. ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۵۶۰.
  12. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۶۱.
  13. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۶۵.
  14. ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۵۶۳.
  15. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۳۶.
  16. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۶۲.
  17. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۳۸.
  18. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۶۶.
  19. ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner.
  20. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)