پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد

پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد
برگ ۲۰۵ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۱۱۰ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۸
بحرمفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیل (هزج مثمن اخرب مکفوف مقصور)
متن

پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد
وان راز که در دل بنهفتم به در افتاد
از راه نظر مرغ دلم گشت هواگیر
ای دیده نگه کن که به دام که در افتاد
دردا که از آن آهوی مشکین سیه چشم
چون نافه بسی خون دلم در جگر افتاد
از رهگذر خاک سر کوی شما بود
هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد
مژگان تو تا تیغ جهانگیر برآورد
بس کشتهٔ دل زنده که بر یکدگر افتاد
بس تجربه کردیم در این دیر مکافات
با دردکشان هر که درافتاد بر افتاد
گر جان بدهد سنگ سیه لعل نگردد
با طینت اصلی چکند بدگهر افتاد
حافظ که سر زلف بتان دست کشش بود
بس طرفه حریفی‌ست کش اکنون به سر افتاد



۲



۴



۶



۸

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد» غزلِ شمارهٔ ۱۱۰ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و هشت بیت دارد.[۱] جلالیان وزن آن را «مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیل» و بحر آن را «هزج مثمّن اخرب مکفوف مقصور» آورده است،[۲] و سودی همان تقطیع را با عنوان «از بحر هزج» می‌آورد.[۳]

یازده دست‌نویس سدهٔ نهم این غزل را در هشت بیت دارند؛ متن سودی یازده بیت است و ترجمهٔ کلارک دوازده بیت. دو بیت آن به مثل رایج درآمده‌اند، و همان دو بیت‌اند که جلالیان خوانش سیاسی خود را بر آن‌ها بنا می‌کند.

ضبط غزل در دست‌نویس‌ها

شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۱۲۵ است (جلد دوم، صفحه‌های ۷۰۰ تا ۷۰۵)،[۳] در شرح جلالی ۱۰۴،[۲] در تدوین سلیم نیساری ۹۳،[۴] در تصحیح سایه ۱۰۴،[۵] در حافظ‌نامهِ خرمشاهی مدخل شصت‌وسوم[یادداشت ۱][۶] است.

نیساری این غزل را در یازده دست‌نویس سدهٔ نهم یافته است و هر یازده هشت بیت دارند؛ او هیچ بیت افزوده‌ای ثبت نمی‌کند. ترتیب ابیات در ده دست‌نویس یکی است و تنها یک دست‌نویس جای بیت‌های سوم و چهارم را عوض کرده است.[۴] چهار دست‌نویس، از جمله دست‌نویس نشانه‌دار با «خ»[یادداشت ۲]، هیچ اختلاف واژه‌ای با متن او ندارند، و متن چاپ قزوینی و غنی نیز همان متن است.[۴]

متن سودی یازده بیت دارد، یعنی سه بیت بیش از همهٔ آن یازده دست‌نویس، و جای بیت‌های ششم و هفتم چاپ قزوینی و غنی را نیز عوض می‌کند.[۳][۷][۸] در مطلع نیز متن او «و آن را که در دل بنهفتم» است، در برابر «وان راز که در دل بنهفتم» چاپ قزوینی و غنی و متن نیساری و تصحیح سایه و خرمشاهی؛ نیساری در آن جا هیچ دگرسانی‌ای ثبت نکرده است.[۳][۴]

چهار ردّیهٔ سودی

سودی در این غزل چهار جا خوانش دیگران را رد می‌کند، در یکی از آن چهار دو بار، و در سه مورد نام می‌برد.

در مطلع، بر سر «ی» واژهٔ «جوانی»: «یاء این کلمه را مصدری گفته‌اند؛ معلوم می‌شود گوینده اهل تحقیق نبوده است».[۳]

در بیت «گر جان بدهد سنگ سیه»، دو بار با نشانهٔ «رد شمعی» در حاشیه.[۹]

در بیت «بس تجربه کردیم»، با نشانهٔ «رد سروری»، خوانشی را رد می‌کند که «بر افتاد» را برخاستن و بالا رفتن گرفته بود؛ به تحلیل خودِ او «افتاد» در این‌جا «جدال و نزاع کرد» است و «بر افتاد» «زمین خورد یا هلاک شد».[۹]

و در بیت پایانی، با نشانهٔ «رد شمعی و سروری».[۱۰]

خرمشاهی مستقل از سودی به همان نتیجه دربارهٔ «برافتادن» می‌رسد و آن را «منقرض شدن، شکست خوردن، مضمحل شدن» می‌داند و دو گواه از تاریخ بیهقی می‌آورد؛ پس هر دو خوانش «بالا رفتن» را بیرون می‌گذارند.[۱۱]

درون‌مایه و تفسیر

«دست‌کش»: دو خوانش

سودی «دست‌کش» بیت پایانی را در معنای یدک می‌گیرد، یعنی آن که دستش را می‌گیرند یا او دست دیگری را می‌گیرد، «به عربی این کلمه را قائد گویند».[۱۰] خرمشاهی آن را از لغت‌نامه «ملعبه، بازیجه» می‌گیرد.[۱۲] جلالیان هر دو معنی را در کنار هم می‌آورد و میانشان داوری نمی‌کند.[۱۳]

«جان دادن» به معنای مردن نیست

خرمشاهی در بیت «گر جان بدهد سنگ سیه» خواننده را از معنای آشکار برمی‌گرداند: «یعنی نهایت کوشش را بکند یا بالاترین بها را بدهد. یعنی به معنای عادی جان دادن که تسلیم جان و قبض روح باشد نیست، بلکه توسعاً یعنی پرداختن سنگین‌ترین قیمت».[۱۲]

هواگیر

خرمشاهی دو معنی برای «هواگیر» می‌آورد و آن‌گاه معنای سومی را که خانلری و خطیب رهبر می‌دهند (از «هوی» به معنای عشق، هم‌معنای هوادار) رد نمی‌کند بلکه می‌پذیرد: «این معنا نیز محتمل و معقول است».[۱۴] جلالیان سه معنی می‌آورد که سومی همان است.[۱۳]

«عشق جوانی»

خرمشاهی برای «عشق جوانی» سه معنی ممکن می‌شمارد: عشق به جوانیِ از دست رفتهٔ خود، یاد معشوقی از روزگار جوانی، و، با «ی» نکره، عشق به معشوقی جوان در پیری.[۱۴]

غزل‌های هم‌وزن و هم‌قافیه

خرمشاهی چهار غزل از شاعران دیگر را بر همین وزن و قافیه می‌آورد، از سعدی، ناصر بخارایی (دو غزل) و کمال خجندی.[۶] جلالیان نیز مستقل از او غزل‌هایی از سه تن از همان سه شاعر را می‌آورد.[۲][۱۵]

خوانش سیاسی جلالیان، و اعتراف خودش

جلالیان این غزل را از سروده‌های پایانی حافظ و پس از تبعید او می‌داند و آن را «غزلی … تَفنُّنی که گریزی هم به شاه‌شجاع دارد» می‌خواند: «دردکشان» را شاه شجاع می‌گیرد و «بدگهر» بیت هفتم را برادر او شاه محمود.[۱۵]

سپس در برابر خوانش خود اعترافی می‌کند: «باید اذعان کرد که در واقع فرق چندانی بین شاه‌شجاع و شاه‌محمود از لحاظ برتری اخلاقی دستگیر خوانندهٔ صفحات تاریخ نمی‌شود، جز اینکه شاه‌شجاع در شعر و ادب دست داشت».[۱۵]

او همچنین مصراع دوم بیت ششم را عبارتی می‌داند که «ضرب‌المثل فراگیر شده است».[۱۵]

بازتاب

چهار مدخل از فهرست ارسال‌المثل‌های دیوان حافظ به این غزل بازمی‌گردند و دو تای آن‌ها بیت سرآمد دارند: بیت ششم با کاربرد «بیم دادن از نتایج کینه‌ورزی»[۱۶][۱۷] و بیت هفتم با کاربرد «سرشت انسان‌ها تغییر نمی‌کند».[۱۸][۱۹] همان دو بیت در دو مدخل دیگر نیز شاهد آمده‌اند.[۲۰][۲۱]

این دو بیت همان دو بیتی‌اند که جلالیان خوانش سیاسی خود را بر آن‌ها بنا می‌کند.[۱۵]

ترجمه‌ها

جان پین در ۱۹۰۱ این غزل را در یازده بیت ترجمه کرده است، یعنی درست همان یازده بیت سودی و در همان ترتیب، با هر سه بیت افزوده در جای‌هایی که سودی دارد.[۲۲][۳] کلارک در ۱۸۹۱ دوازده بیت دارد، یعنی یک بیت بیش از سودی.[۲۳]

هرمان بیکنل و گرترود بل این غزل را ترجمه نکرده‌اند.[۲۴][۲۵]

شمارهٔ بی‌کمانکی که کلارک به هر غزل می‌دهد، شمارهٔ رومی جان پین و نشان «B.-S. E.» در یادداشت‌های هرمان بیکنل هر سه یک شماره‌اند و به چاپ بروکهاوس بازمی‌گردند، نه به چاپ قزوینی و غنی.


یادداشت‌ها

  1. ↑ شماره‌ای که در حافظ‌نامه برای هر غزل آمده شمارهٔ مدخل خودِ آن کتاب است (از ۱ تا ۲۴۴)، نه شمارهٔ غزل در چاپ قزوینی و غنی.
  2. ↑ نشانهٔ «خ» در دستگاه نیساری به دست‌نویسی به تاریخ ۸۲۷ ق بازمی‌گردد. در فهرست پنجاه‌ویک نسخهٔ او (صفحه‌های ۸ و ۹) دو دست‌نویس با همین تاریخ هست، نسخهٔ خلخالی در ردیف سیزدهم و نسخهٔ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد براون) در ردیف چهاردهم، و نشانهٔ آن دو در چاپ تنها با ضخامت حرف از هم جدا می‌شود. خودِ قزوینی «خ» چاپ خویش را نسخهٔ خلخالی می‌داند، ولی اینکه «خ» نیساری همان دست‌نویس باشد از این صفحه‌ها به دست نمی‌آید؛ اگر این بازشناسی عوض شود آنچه در این مقاله گفته شده سر جای خود می‌ماند، یعنی اینکه ضبط چاپ قزوینی و غنی در این اختلاف‌ها با شمار اندکی از گواهان است و آن دست‌نویس یکی از آن‌هاست، و تنها نام آن دست‌نویس فرق می‌کند. قزوینی خود در مقدمهٔ آن چاپ می‌نویسد که از حیث «عدّهٔ غزلیّات و عدّهٔ ابیات هر غزلی» اساس کار خویش را «منحصراً و منفرداً» همین نسخه گذاشته است، ولی از حیث متن ابیات آن را «بهیچوجه» بسنده نمی‌داند و می‌گوید اغلاط فاحش در آن فراوان است.حافظ، دیوان حافظ، مز. پس یکی بودن شمار ابیات این چاپ با آن دست‌نویس چیزی است که آن چاپ خود بر عهده گرفته است، و آنچه گزینش ویراستارانه به شمار می‌آید ضبط واژه‌هاست؛ دربارهٔ ترتیب ابیات در آن مقدمه سخنی نیست. نشانهٔ «خ» در پانویس‌های خودِ آن چاپ نشانهٔ همان چاپ است و شمارش‌های این مقاله بر نشانه‌های دستگاه نیساری استوار است.

منابع

  1. ↑ حافظ، دیوان حافظ، ۷۵.
  2. 1 2 3 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۶۳۴.
  3. 1 2 3 4 5 6 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۷۰۰.
  4. 1 2 3 4 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۱۲۳.
  5. ↑ ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۱۸۲.
  6. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۸۰.
  7. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۷۰۲.
  8. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۷۰۴.
  9. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۷۰۳.
  10. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۷۰۵.
  11. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۸۲.
  12. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۸۳.
  13. 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۶۳۳.
  14. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۸۱.
  15. 1 2 3 4 5 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۶۳۵.
  16. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۹۸.
  17. ↑ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱:‎ ۴۵۶.
  18. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۹۸–۱۰۰.
  19. ↑ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۲:‎ ۱۵۴۳.
  20. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۱۱۸.
  21. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۱۸۷.
  22. ↑ Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 2. Villon Society. p. 36–37.
  23. ↑ Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 421–422.
  24. ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner.
  25. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ذوالفقاری، حسن (۱۳۸۸). فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی. ج. ۱. تهران: معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۱۶۵-۰۲۵-۶.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثل‌واره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)