یا رب سببی ساز که یارم به سلامت

یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
برگ ۱۹۲ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۸۹ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۹
بحرمفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
متن

یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
باز آید و برهاندم از بند ملامت
خاک ره آن یار سفرکرده بیارید
تا چشم جهان‌بین کنمش جای اقامت
فریاد که از شش جهتم راه ببستند
آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت
امروز که در دست توام مرحمتی کن
فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت
ای آن‌که به تقریر و بیان دم زنی از عشق
ما با تو نداریم سخن خیر و سلامت
درویش مکن ناله ز شمشیر احبّا
کاین طایفه از کشته ستانند غرامت
در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی
بر می‌شکند گوشهٔ محراب امامت
حاشا که من از جور و جفای تو بنالم
بیداد لطیفان همه لطف است و کرامت
کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ
پیوسته شد این سلسله تا روز قیامت



۲



۴



۶



۸

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «یا رب سببی ساز که یارم به سلامت» غزلِ شمارهٔ ۸۹ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و نُه بیت دارد.[۱] جلالیان وزن آن را «مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن» و بحر آن را «هزج مثمّن مکفوف محذوف» آورده است؛[۲] سودی برای این غزل سطر بحر ندارد.[۳]

هشت دست‌نویس سدهٔ نهم این غزل را دارند و هیچ‌یک بیتی از آن را نینداخته است. از میان بیت‌های آن، دو بیت بیشترین بازتاب را در فرهنگ‌های ضرب‌المثل دارند و پنج مدخل از شش مدخل این غزل به همان دو بازمی‌گردد.

ضبط غزل در دست‌نویس‌ها

شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۹۴،[۳] در شرح جلالی ۸۶،[۲] در تدوین سلیم نیساری ۸۱،[۴] در تصحیح سایه ۸۸[۵] و در چاپ خلخالی ۵۷ است. مدخل آن در حافظ‌نامهِ خرمشاهی مدخل پنجاه‌وهفتم کتاب است.[یادداشت ۱][۶]

نیساری این غزل را در هشت دست‌نویس سدهٔ نهم یافته و می‌نویسد که ترتیب ابیات متن او با شش تای آن‌ها یکسان است؛ دو دست‌نویس دیگر تنها جای دو بیت را عوض کرده‌اند و هیچ دست‌نویسی بیتی را نینداخته است.[۴]

دو جای متن نیساری با چاپ قزوینی و غنی تفاوت دارد و در هر دو ضبط چاپ قزوینی و غنی در میان گواهانی است که دست‌نویسِ نشانه‌دار با «خ» یکی از آن‌هاست؛ ضبط نخست دو گواه دارد و ضبط دوم چهار گواه از هشت[یادداشت ۲]: «از بند ملامت» در مطلع، در برابر «از چنگ ملامت» در متن نیساری، و «که شوم خاک» در بیت چهارم در برابر «که شدم خاک».[۴]

در جای نخست، جلالیان با چاپ قزوینی و غنی می‌ایستد و در فهرست لغات خود «بند ملامت» را می‌آورد؛[۷] سودی «از چنگ ملامت» دارد، یعنی ضبط متن نیساری.[۳] در جای دوم، تصحیح سایه «که شدم خاک» دارد و با متن نیساری می‌خواند.[۵]

درون‌مایه و تفسیر

شش جهت و شش مایهٔ حسن

بیت سوم شش اندام معشوق را در برابر شش جهت می‌نشاند، و سه منبع بر همین تناسب انگشت می‌گذارند. سودی می‌نویسد که این شش «به مناسبت ذکر شش جهت» برگزیده شده‌اند.[۸]

خرمشاهی آن را صنعت لف و نشر می‌داند و شش جهت را با شش اندام یک‌به‌یک برمی‌شمارد: خال، خط، زلف، رخ، عارض، قامت.[۹] جلالیان نیز شش جهت را «شرق، غرب، شمال، جنوب، بالا، پایین» می‌شناساند.[۷]

غرامت

سودی «غرامت» را خون‌بها می‌گیرد و مضمون بیت ششم را چنین می‌آورد که این طایفه عاشقان خود را می‌کشند و آن‌گاه از کشته غرامت می‌ستانند.[۱۰] خرمشاهی همان معنی (دیه) را می‌گیرد و آن را دو بار به سخنان خواجه عبدالله انصاری می‌بندد.[۹][۱۱] جلالیان «غرامت» را «خون‌بها، تاوان» می‌آورد.[۷]

خرقه و محراب

خرمشاهی در شرح بیت هفتم پا از خوانش رایج فراتر می‌گذارد. به نوشتهٔ او «زهدفروشی فایده‌ای ندارد. حتی زهد واقعی هم در اینجا بی‌تأثیر است. خم ابروی یار، بر خم محراب عبادت و امامت غلبه دارد، و با دین و ایمان در جنگ است. بهترست که سپر بیندازی و مقاومت بیهوده نکنی و خرقهٔ سالوس را بسوزی».[۱۱] او در این‌جا نام کسی را نمی‌برد، پس این موضعی است نه ردّیه‌ای.

سودی می‌نویسد که پس از آنکه ابروی ساقی محراب را می‌شکند، «دیگر کسی به محراب توجه نمی‌کند»،[۱۲] و جلالیان همین را «محراب نماز شریعتمدار را بر سرش خراب کرده و از رونق می‌اندازد» می‌گشاید و برای این بیت دو بازگفت جداگانه می‌دهد.[۱۳]

عشق در گفتار نمی‌گنجد

سودی در شرح بیت پنجم دو عبارت می‌آورد که مضمون بیت را می‌رسانند: «عشق حال است و به قال نمی‌گنجد»، و «خیر و سلامت» را همان است که عجم به معنای «به خدا سپردم» می‌گویند.[۱۰] جلالیان «خیر و سلامت» را صریح‌تر می‌گیرد: «برو به خیر و سلامت؛ خداحافظ»، یعنی رانده شدن مدّعی.[۷]

کمال خجندی

خرمشاهی در پیِ متن غزل، به جای یادداشت مأخذ، می‌نویسد که «کمال خجندی غزلی بر همین وزن و قافیه دارد» و بیتی از او می‌آورد.[۶] جلالیان همان بیت کمال خجندی را، مستقل از او، در شرح خود می‌آورد و در کنارش بیتی از شاه نعمت‌الله ولی می‌نشاند.[۲]

خوانش سیاسی جلالیان

جلالیان این غزل را دعایی برای بازگشت بی‌گزند شاه شجاع می‌داند تا شاعر از ملامت رقیبان شاه رها شود. از همین نگرانی نتیجه‌ای دربارهٔ زندگی حافظ می‌گیرد و در همان جمله حد آن را نیز می‌گوید: «سمت رسمی حافظ در دربار شغل حسّاسی بوده و به قول گردآورندهٔ دیوان حافظ (به ملازمت شغل سلطان) اشتغال داشته است. و ما هیچ قرینه و عبارتی نیافته‌ایم تا آن سمت را بشناسیم».[۱۴]

خرمشاهی در شرح «چشم جهان‌بین» بیتی از قطعه‌ای از حافظ می‌آورد که به کور کردن امیر مبارزالدین به دست شاه شجاع اشاره دارد.[۶]

بازتاب

شش مدخل از فهرست ارسال‌المثل‌های دیوان حافظ به این غزل بازمی‌گردند، و پنج تای آن‌ها به دو بیت: بیت پنجم و بیت هشتم.

بیت پنجم بیت سرآمد مدخلی است با کاربرد «باید راهمان را از کسی که فکر می‌کند می‌توان شور عشق را با کلمات بیان کرد جدا کنیم»،[۱۵] و در دو مدخل دیگر نیز شاهد آمده است.[۱۶][۱۷] بیت هشتم («حاشا که من از جور و جفای تو بنالم») در دو مدخل شاهد است،[۱۸][۱۹] و بیت چهارم در یکی.[۲۰]

نکتهٔ درخور توجه آن است که خرمشاهی بر بیت هشتم، که دو مدخل از آن شش به آن بازمی‌گردد، یادداشتی ندارد؛ مدخل او بیت‌های دوم و سوم و پنجم و ششم و هفتم را شرح می‌کند و مطلع و مقطع و بیت‌های چهارم و هشتم را بی‌یادداشت می‌گذارد.[۶][۹][۱۱]

ترجمه‌ها

کلارک این غزل را در ۱۸۹۱ و جان پین در ۱۹۰۱ به انگلیسی ترجمه کرده‌اند، و هر دو آن را در نُه بیت و به ترتیب چاپ قزوینی و غنی آورده‌اند.[۲۱][۲۲]

هرمان بیکنل و گرترود بل این غزل را ترجمه نکرده‌اند.[۲۳][۲۴]

شمارهٔ بی‌کمانکی که کلارک به هر غزل می‌دهد شمارهٔ آن در چاپ قزوینی و غنی نیست و به چاپ بروکهاوس بازمی‌گردد؛ شمارهٔ رومی جان پین با همان شمارهٔ بی‌کمانک یکی است.


یادداشت‌ها

  1. ↑ شماره‌ای که در حافظ‌نامه برای هر غزل آمده شمارهٔ مدخل خودِ آن کتاب است (از ۱ تا ۲۴۴)، نه شمارهٔ غزل در چاپ قزوینی و غنی؛ ارجاع‌های درونی کتاب («شرح غزل N») نیز به همان شماره‌های مدخل بازمی‌گردند.
  2. ↑ نشانهٔ «خ» در دستگاه نیساری به دست‌نویسی به تاریخ ۸۲۷ ق بازمی‌گردد. در فهرست پنجاه‌ویک نسخهٔ او (صفحه‌های ۸ و ۹) دو دست‌نویس با همین تاریخ هست، نسخهٔ خلخالی در ردیف سیزدهم و نسخهٔ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد براون) در ردیف چهاردهم، و نشانهٔ آن دو در چاپ تنها با ضخامت حرف از هم جدا می‌شود. خودِ قزوینی «خ» چاپ خویش را نسخهٔ خلخالی می‌داند، ولی اینکه «خ» نیساری همان دست‌نویس باشد از این صفحه‌ها به دست نمی‌آید؛ اگر این بازشناسی عوض شود آنچه در این مقاله گفته شده سر جای خود می‌ماند، یعنی اینکه ضبط چاپ قزوینی و غنی در این اختلاف‌ها با شمار اندکی از گواهان است و آن دست‌نویس یکی از آن‌هاست، و تنها نام آن دست‌نویس فرق می‌کند. قزوینی خود در مقدمهٔ آن چاپ می‌نویسد که از حیث «عدّهٔ غزلیّات و عدّهٔ ابیات هر غزلی» اساس کار خویش را «منحصراً و منفرداً» همین نسخه گذاشته است، ولی از حیث متن ابیات آن را «بهیچوجه» بسنده نمی‌داند و می‌گوید اغلاط فاحش در آن فراوان است.حافظ، دیوان حافظ، مز. پس یکی بودن شمار ابیات این چاپ با آن دست‌نویس چیزی است که آن چاپ خود بر عهده گرفته است، و آنچه گزینش ویراستارانه به شمار می‌آید ضبط واژه‌هاست؛ دربارهٔ ترتیب ابیات در آن مقدمه سخنی نیست. نشانهٔ «خ» در پانویس‌های خودِ آن چاپ نشانهٔ همان چاپ است و شمارش‌های این مقاله بر نشانه‌های دستگاه نیساری استوار است.

منابع

  1. ↑ حافظ، دیوان حافظ، ۶۲.
  2. 1 2 3 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۵۵۰.
  3. 1 2 3 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۴۹.
  4. 1 2 3 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۱۱۱.
  5. 1 2 ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۱۶۶.
  6. 1 2 3 4 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۳۲.
  7. 1 2 3 4 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۵۴۹.
  8. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۵۰.
  9. 1 2 3 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۳۳.
  10. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۵۱.
  11. 1 2 3 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۳۴.
  12. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۵۲.
  13. ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۵۵۱.
  14. ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۵۵۱.
  15. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۹۱.
  16. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۱۴۱.
  17. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۳۱۴.
  18. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۲۳.
  19. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۶۵.
  20. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۱۰۲–۱۰۳.
  21. ↑ Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 191.
  22. ↑ Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 103–104.
  23. ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner.
  24. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثل‌واره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)