آن که از سنبل او غالیه تابی دارد

آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
برگ ۲۱۴ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۱۲۴ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۹
بحرفاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون اصلم)
متن

آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد
از سر کشتهٔ خود می‌گذری همچون باد
چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد
ماهِ خورشیدنمایش ز پس پردهٔ زلف
آفتابی‌ست که در پیش سحابی دارد
چشم من کرد به هر گوشه روان سیل سرشک
تا سهی سرو تو را تازه‌تر آبی دارد
غمزهٔ شوخ تو خونم به خطا می‌ریزد
فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد
آب حیوان اگر این است که دارد لب دوست
روشن است این که خضر بهره سرابی دارد
چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر
ترک مست است مگر میل کبابی دارد
جان بیمار مرا نیست ز تو روی سؤال
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد
کی کند سوی دل خستهٔ حافظ نظری
چشم مستش که به هر گوشه خرابی دارد



۲



۴



۶



۸

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «آن که از سنبل او غالیه تابی دارد» غزلِ شمارهٔ ۱۲۴ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و نُه بیت دارد.[۱] جلالیان وزن آن را «فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع‌لن» و بحر آن را «رمل مثمّن مخبون اصلم» آورده است؛ سودی در سرِ این غزل سطر وزن ندارد.[۲][۳]

دو نکته این غزل را از همسایگانش جدا می‌کند. سلیم نیساری آن را در شمار «غزل‌های ناب» حافظ نمی‌آورد و به بخش «غزلواره‌ها»ی چاپ خود می‌برد، با آنکه خودش آن را در سی‌وپنج دست‌نویس از پنجاه‌ویک دست‌نویس سدهٔ نهم یافته است. و در همان دستگاه نسخه‌بدل‌ها، ضبط چاپ قزوینی و غنی در هر پنج جایی که از متن برگزیدهٔ نیساری جدا می‌شود بر یک دست‌نویس تکیه دارد و بر هیچ دست‌نویس دیگری.

جای غزل در منابع

شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۱۳۹ است (جلد دوم، صفحه‌های ۷۷۳ تا ۷۷۷)،[۳] در شرح جلالی ۱۱۸،[۴] در چاپ نیساری ۴۳۴[۵] و در تصحیح سایه ۱۱۸.[۶]

خرمشاهی در حافظ‌نامه مدخلی برای این غزل ندارد، و نبود آن از پیوستگی شماره‌های مدخل‌های خودِ او روشن می‌شود: مدخل شصت‌ونهم غزل شمارهٔ ۱۲۳ را شرح می‌کند و مدخل هفتادم از غزل شمارهٔ ۱۲۵ آغاز می‌شود؛ پس جایی برای این غزل نمی‌ماند.[۷][۸]

غزل یا غزلواره

نیساری در چاپ خود این غزل را در بخش «غزلواره‌ها» جای داده است، یعنی بیرون از آن ۴۲۴ سروده‌ای که «غزل‌های ناب» حافظ می‌شمارد.[یادداشت ۱][۵] معیار او در این جداکردن، به گفتهٔ خودش، سبکی است نه نسخه‌شناختی: «در چاپ حاضر اشعاری که با عنوان غزلواره‌ها از جرگهٔ غزل‌های ناب حافظ تفکیک شده است، بیش از آنکه به آمار درج آن اشعار در نسخه‌های خطی مربوط باشد، به سبک انشاد و مضمون آن چکامه‌ها بستگی دارد، و برخی از آنها را می‌توان در ردیف قصاید کوتاه یا تشبیب و تغزل متمایز دانست».[۹]

این معیار در همین غزل به آشکارترین صورت در برابر گواهی دست‌نویس‌ها می‌ایستد: خودِ نیساری در پای آن می‌نویسد که این شعر «مندرج است در ۳۵ نسخه»، یعنی در سی‌وپنج دست‌نویس از پنجاه‌ویک دست‌نویس سدهٔ نهمی که پایهٔ کار او است.[۵] او نیز می‌افزاید که جداکردن پنجاه غزلواره «در محتوای دیوان تأثیری ندارد و تنها مسألهٔ نظم و ترتیب و شماره‌گذاری» است.[۹]

ضبط غزل در دست‌نویس‌ها

از آن سی‌وپنج دست‌نویس تنها پنج تا با متن برگزیدهٔ نیساری اختلافی دارند و سی دست‌نویس دیگر با آن یکی‌اند. کهن‌ترین گواهان این غزل دست‌نویس‌های سال‌های ۸۱۳ و ۸۱۶ و ۸۱۸ و ۸۲۱ و ۸۲۳ و ۸۲۴ و ۸۲۵ و ۸۲۷ هستند، و دست‌نویسِ طوپقاپوسرای (کتابت ۸۲۲) در فهرست گواهان آن نیست.[۵]

در میان آن پنج، یکی نُه بیت را در ترتیبی دیگر دارد و یکی بیت سوم را ندارد و غزل در آن هشت بیت است.[۵]

ضبط چاپ قزوینی و غنی و دست‌نویس «خ»

دست‌نویسی با نشانهٔ «خ»[یادداشت ۲] در پنج جا با متن نیساری اختلاف دارد، چهار جا در واژه‌ها و یک جا در ترتیب ابیات، و چاپ قزوینی و غنی در هر پنج جا با آن است:[۵][۱]

  • در بیت دوم، «از سر کشتهٔ خود می‌گذری» در برابر «می‌گذرد» متن نیساری.
  • در بیت ششم، «آب حیوان اگر این است» در برابر «اگر آن است».
  • در بیت چهارم، «تازه‌تر آبی دارد» در برابر «تازه به آبی دارد».
  • در بیت پایانی، «چشم مستش» در برابر «چشم مستت».
  • و در ترتیب ابیات، جای بیتِ «آب حیوان» که در متن نیساری چهارم است و در «خ» و در چاپ قزوینی و غنی ششم.

در این غزل هیچ نمونهٔ مخالفی نیست: هر جا «خ» با متن نیساری می‌خواند، چاپ قزوینی و غنی نیز با آن است.[۵][۱] و چون تنها پنج دست‌نویس از آن سی‌وپنج دگرسانی‌ای دارند، هر یک از آن چهار همراهی واژگانی به معنای ایستادن یک دست‌نویس در برابر سی‌وچهار دست‌نویس دیگر است.[۵]

بیتی که جایش در منابع ثابت نیست

بیتِ «آب حیوان اگر این است که دارد لب دوست» در سه جایگاه گوناگون آمده است: در چاپ قزوینی و غنی و در «خ» جایگاه ششم، در متن نیساری و در تصحیح سایه جایگاه چهارم، و در متن سودی جایگاه سوم، که همان جایگاه آن در یکی از پنج دست‌نویس دگرسان هم هست، چون آن دست‌نویس بیت سوم را ندارد.[۱][۵][۶][۱۰]

ضبطی از سودی بیرون از گواهان سدهٔ نهم

متن سودی در یک جا ضبطی دارد که نیساری برای آن دگرسانی‌ای ثبت نکرده است، یعنی هر سی‌وپنج دست‌نویس او جور دیگری می‌خوانند: «لب یار» به جای «لب دوست».[۱۰][۵] در بیت چهارم نیز او «سهی سرو» را وارونهٔ ترکیب اصلی می‌داند: «سهی سرو، در اصل سرو سهی بوده، از قبیل اضافهٔ موصوف الی الصفت میباشد که بضرورت وزن تقدیم و تأخیر شده است».[۱۱]

مصراعی که مطلع غزلی از سلمان ساوجی هم هست

مصراع دوم بیت پایانی این غزل، در همان صورتی که متن نیساری و متن سودی دارند («چشم مستت که به هر گوشه خرابی دارد»)، در حافظ‌نامه واژه به واژه به‌عنوان مطلع غزلی از سلمان ساوجی چاپ شده است، در فهرستی که خرمشاهی از همانندی‌های وزن و قافیهٔ حافظ و سلمان فراهم کرده است.[۱۲] خرمشاهی به این همسانی اشاره‌ای نمی‌کند.

درون‌مایه و تفسیر

سنبل: زلف یا گیاه

سه شارح در این واژه سه گونه می‌ایستند. سودی هر دو معنی را باز می‌گذارد: «این کلمه را در زلف و خط استعمال میکنند … در این بیت هم بهر دو احتمال میرود».[۳] جلالیان آن را به زلف می‌بندد: «سنبل: (استعاره) زلف، خط عذار، و در اینجا به معنای زلف».[۴] و خرمشاهی، که مدخلی برای این غزل ندارد، همین مطلع را در مدخل «سنبل» خود نخستین نمونهٔ معنای استعاری می‌آورد، یعنی «استعاره از زلف».[۱۳]

سودی «تاب» را در این بیت «حرارت» می‌گیرد و دو معنی دیگر را هم روا می‌داند، پیچ و رشک، و «غالیه» را با نام‌گذاری‌ای که خود بر عهدهٔ راوی می‌گذارد شرح می‌دهد («والعهدة علی الراوی»).[۳] خرمشاهی همین مطلع را در مدخل «غالیه» خود نیز نخستین نمونه می‌آورد.[۱۴]

آب خضر، سراب بود

سودی و جلالیان مستقل از هم به یک نتیجه می‌رسند. سودی: «آب حیوان اگر آن است که در لب یار است، مسلم است آبی که نصیب خضر شده آب حیات نیست و بلکه سراب است … پس آب حیاتی که حضرت خضر در ظلمات خورده بقا و ثبات ندارد و همان در حکم سراب است».[۱۰] جلالیان: «روشن است که آبی را که خضر در شهر تاریکی نوشیده سرابی بیش نبوده است».[۲]

خرمشاهی، بی آنکه مدخلی برای این غزل داشته باشد، همین بیت را در مدخل «سراب» خود می‌آورد و در آن جا، برخلاف شیوهٔ قطعی‌اش در جاهای دیگر، داوری نمی‌کند: «معلوم نیست این کلمه فارسی است یا عربی»، و سه دیدگاه را در برابر هم می‌گذارد، از حاشیهٔ برهان قاطع که آن را مشترک فارسی و عربی می‌داند تا فهرست واژه‌های دخیل قرآن که آن را عربی اصیل می‌شمارد و فرهنگ واژه‌های فارسی در زبان عربی که آن را فارسیِ به عربی رفته می‌داند.[۱۵]

ترک مست و میل کباب

سودی در بیت هفتم «مگر» را «کأنّه» می‌گیرد و بازگفتی می‌آورد که از روزگار و جای خودِ او خبر می‌دهد: «عجب نیست، کأنه ترک مستی است که میل کباب دارد، زیرا که جنس تاتار بگوشت خیلی علاقه دارد، علی‌الخصوص که کباب باشد».[۱۶]

دو ریشه برای «بیمار» در یک صفحه

سودی در بیت هشتم دو ریشه‌شناسی ناسازگار برای «بیمار» می‌آورد و میان آن دو داوری نمی‌کند: در متن، «بیمار، ترکیب وصفی است که در اصل آرندهٔ بیم بوده، یعنی آرندهٔ ترس»، و در پانویس خود، «مار بمعنای صحت، و بیماری یعنی کسیکه سلامت را از دست داده است».[۱۶]

پنج ردّیهٔ بی‌نام سودی بر سر یک «ی»

قافیهٔ این غزل سراسر «ی»دار است، و سودی پنج بار همان نکتهٔ دستوری را تکرار می‌کند و خوانش دیگران را رد می‌کند، دو بار در مطلع و سپس در بیت‌های چهارم و پنجم و هفتم: آن «ی» نشانهٔ تنکیر است نه وحدت. بر سر «تابی»: «یاء حرف تنکیر است. کسانیکه باء وحدت گرفته‌اند ندانسته‌اند»؛ بر سر «عتابی»: «کسیکه حرف وحدت گرفته اینجا هم نفهمیده است»؛ بر سر «سحابی»: «کسیکه یاء وحدت گفته سرد گفته است»؛ بر سر «آبی»: «یاء حرف تنکیر است نه وحدت، چنانکه بعضی‌ها گمان کرده‌اند»؛ و بر سر «کبابی»: «کسیکه وحدت گرفته ندانسته است».[۳][۱۰][۱۱][۱۶]

در هیچ‌یک از این پنج جا نام کسی را نمی‌برد و نشانه‌های همیشگی خود («رد سروری» و «رد شمعی») را هم به کار نمی‌گیرد.[۳][۱۶]

بیت مقطع: دوم‌شخص یا سوم‌شخص

چاپ قزوینی و غنی و «خ» و تصحیح سایه بیت پایانی را با «چشم مستش» می‌آورند و متن نیساری و متن سودی با «چشم مستت». سودی خودِ آن «ت» را ضمیر می‌شمارد («اضافهٔ مست بتاء ضمیر … لامیه») و بیت را پرسشی انکاری می‌خواند: «بسوی دل خستهٔ حافظ کی نظر میکنی؟ … بطریق استفهام انکاری».[۱۶][۱۷][۵][۶]

خوانش جلالیان: شیخ زین‌الدین کلاه و تبعید یزد

جلالیان این غزل را به کشاکش حافظ با شیخ زین‌الدین کلاه می‌بندد و آن را بی هیچ واژهٔ تردیدی می‌گوید: «اختلاف سلیقه بین حافظ و شیخ زین‌الدّین کلاه سرمنشاء همهٔ اختلافات و مشکلات حافظ بود»، و «این بحران تا بدانجا پیش می‌رود که حافظ به یزد تبعید می‌شود و در اوج این بحران این غزل سروده شده است».[۲][۱۸] بر این خوانش، مطلع غزل روی سخن به شاه شجاع دارد و بیت سوم یعنی «ابرهای غرض از ناحیهٔ مغرضین جلوی نور این خورشید را گرفته است».[۲][۱۸]

هیچ‌یک از سودی و نیساری و سایه تاریخ یا مناسبتی برای این غزل نمی‌آورد.[۳][۵][۶]

بازتاب

هیچ بیتی از این غزل در فهرست ارسال‌المثل‌های دیوان حافظ نیامده است، و نبود آن از پیوستگی شماره‌های مدخل‌های آن فهرست روشن می‌شود: مدخل ۱۴۹ به غزل شمارهٔ ۱۲۳ بازمی‌گردد و مدخل ۱۵۰ به غزل شمارهٔ ۱۲۵.[۱۹][۲۰] نزدیک به یک‌چهارم غزل‌های دیوان چنین‌اند.

خرمشاهی در جاهای دیگر حافظ‌نامه چند بیت این غزل را گواه می‌آورد: بیت دوم را در کنار بیتی از شاه نعمت‌الله ولی،[۲۱] و بیت چهارم را در بحثی دربارهٔ مضمون «اشک شاعر جویبار و قد یار سروی بر لب آن جویبار» می‌آورد.[۲۲] او بیت ششم را نیز در مدخل «خضر» خود گواه یکی از تلفظ‌های آن نام می‌گیرد.[۲۳]

ترجمه‌ها

کلارک در ۱۸۹۱ این غزل را با شمارهٔ ۱۶۵ و در نُه بیت ترجمه کرده است و جان پین در ۱۹۰۱ با شمارهٔ رومی همان عدد و نیز در نُه بیت؛ ترتیب هر دو ترتیب متن سودی است، یعنی بیتِ «آب حیوان» در جایگاه سوم.[۲۴][۲۵][۱۰]

در بیت پایانی هر دو ترجمه صورتی را می‌آورند که در هیچ‌یک از آن دو متن فارسی نیست: ضمیر دوم‌شخصِ متن سودی را نگه می‌دارند و فعل را، مانند چاپ قزوینی و غنی، با چشم هم‌ساز می‌کنند. پین در همان غزل «غالیه» را درست «civet» ترجمه کرده و کلارک «ambergris».[۲۴][۲۵]

هرمان بیکنل و گرترود بل این غزل را ترجمه نکرده‌اند.[۲۶][۲۷]

شمارهٔ بی‌کمانکی که کلارک به هر غزل می‌دهد، شمارهٔ رومی جان پین و نشان «B.-S. E.» در یادداشت‌های هرمان بیکنل هر سه یک شماره‌اند و به چاپ بروکهاوس بازمی‌گردند، نه به چاپ قزوینی و غنی؛ شمارهٔ دومی که کلارک در کمانک می‌آورد شمارهٔ چاپ سنگی هند است. کلارک خود در دیباچهٔ کتابش می‌نویسد که متن جارت بیش‌تر بازچاپ همان تحریری است که سودی بر آن شرح ترکی نوشته و بروکهاوس در ۱۸۵۴ در لایپزیگ بازچاپش کرده، و آن شرح ترکی تنها تا غزل هشتادم است؛ متن جارت خود کامل است و بر دو دست‌نویس تکیه دارد، یکی بی‌تاریخ و دیگری به تاریخ ۱۵۹۳. پس همراهی این ترجمه‌ها با متن سودی را باید در هر غزل جداگانه سنجید.[۲۸]


یادداشت‌ها

  1. ↑ نیساری در چاپ خود ۴۲۴ غزل را «غزل‌های ناب» می‌شمارد و پنجاه سرودهٔ دیگر را با عنوان «غزلواره‌ها» در بخش دوم کتاب، با شماره‌های ۴۲۵ تا ۴۷۴، جدا می‌کند. دستگاه نسخه‌بدل‌های بخش دوم با بخش اول یکی نیست: در بخش دوم شمار کل نسخه‌های دربردارندهٔ شعر و نام نسخه‌های دگرسان می‌آید و آن سطر «شمار دگرسانی‌ها» که در بخش اول هست نمی‌آید.
  2. ↑ نشانهٔ «خ» در دستگاه نیساری به دست‌نویسی به تاریخ ۸۲۷ ق بازمی‌گردد. در فهرست پنجاه‌ویک نسخهٔ او (صفحه‌های ۸ و ۹) دو دست‌نویس با همین تاریخ هست، نسخهٔ خلخالی در ردیف سیزدهم و نسخهٔ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد براون) در ردیف چهاردهم، و نشانهٔ آن دو در چاپ تنها با ضخامت حرف از هم جدا می‌شود. خودِ قزوینی «خ» چاپ خویش را نسخهٔ خلخالی می‌داند، ولی اینکه «خ» نیساری همان دست‌نویس باشد از این صفحه‌ها به دست نمی‌آید؛ اگر این بازشناسی عوض شود آنچه در این مقاله گفته شده سر جای خود می‌ماند، یعنی اینکه ضبط چاپ قزوینی و غنی در این اختلاف‌ها با شمار اندکی از گواهان است و آن دست‌نویس یکی از آن‌هاست، و تنها نام آن دست‌نویس فرق می‌کند. قزوینی خود در مقدمهٔ آن چاپ می‌نویسد که از حیث «عدّهٔ غزلیّات و عدّهٔ ابیات هر غزلی» اساس کار خویش را «منحصراً و منفرداً» همین نسخه گذاشته است، ولی از حیث متن ابیات آن را «بهیچوجه» بسنده نمی‌داند و می‌گوید اغلاط فاحش در آن فراوان است.حافظ، دیوان حافظ، مز. پس یکی بودن شمار ابیات این چاپ با آن دست‌نویس چیزی است که آن چاپ خود بر عهده گرفته است، و آنچه گزینش ویراستارانه به شمار می‌آید ضبط واژه‌هاست؛ دربارهٔ ترتیب ابیات در آن مقدمه سخنی نیست. نشانهٔ «خ» در پانویس‌های خودِ آن چاپ نشانهٔ همان چاپ است و شمارش‌های این مقاله بر نشانه‌های دستگاه نیساری استوار است.در فهرست گواهان این غزل تنها یک «خ» آمده است، پس یکی از آن دو نسخهٔ ۸۲۷ این غزل را دارد؛ اینکه کدام یکی است از خودِ آن صفحه به دست نمی‌آید.

منابع

  1. 1 2 3 4 حافظ، دیوان حافظ، ۸۴–۸۵.
  2. 1 2 3 4 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۷۰۰.
  3. 1 2 3 4 5 6 7 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۷۷۳.
  4. 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۶۹۹.
  5. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۴۷۲.
  6. 1 2 3 4 ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۱۹۶.
  7. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۵۰۴.
  8. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۵۰۹.
  9. 1 2 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۲۱.
  10. 1 2 3 4 5 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۷۷۴.
  11. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۷۷۵.
  12. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۸۳.
  13. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۰۰.
  14. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۲۲۷.
  15. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۱۶۷.
  16. 1 2 3 4 5 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۷۷۶.
  17. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۷۷۷.
  18. 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۷۰۱.
  19. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۱۰۸–۱۰۹.
  20. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۱۰۹–۱۱۰.
  21. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۱۳۹۵.
  22. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۱۲۴۲.
  23. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۵۳۲.
  24. 1 2 Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 319.
  25. 1 2 Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 195–196.
  26. ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner.
  27. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.
  28. ↑ Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. v.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثل‌واره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)