مردم دیدهٔ ما جز به رخت ناظر نیست

مردم دیدهٔ ما جز به رخت ناظر نیست
برگ ۱۷۹ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۷۰ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۹
بحرفاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان (رمل مثمن مخبون اصلم مسبغ؛ سودی: مجتث)
متن

مردم دیدهٔ ما جز به رخت ناظر نیست
دل سرگشتهٔ ما غیر تو را ذاکر نیست
اشکم احرام طواف حرمت می‌بندد
گرچه از خون دل ریش دمی طاهر نیست
بستهٔ دام و قفس باد چو مرغ وحشی
طایر سدره اگر در طلبت طایر نیست
عاشق مفلس اگر قلب دلش کرد نثار
مکنش عیب که بر نقد روان قادر نیست
عاقبت دست بدان سرو بلندش برسد
هر که را در طلبت همّت او قاصر نیست
از روان‌بخشی عیسی نزنم دم هرگز
زان‌که در روح‌فزایی چو لبت ماهر نیست
من که در آتش سودای تو آهی نزنم
کی توان گفت که بر داغ دلم صابر نیست
روز اوّل که سر زلف تو دیدم گفتم
که پریشانی این سلسله را آخر نیست
سر پیوند تو تنها نه دل حافظ راست
کیست آن‌کش سر پیوند تو در خاطر نیست



۲



۴



۶



۸

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «مردم دیدهٔ ما جز به رخت ناظر نیست» غزلِ شمارهٔ ۷۰ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و نُه بیت دارد.[۱]

این غزل استقبالی از غزلی از سعدی است و جلالیان سراسر شرح خود را به سنجش آن با سعدی و دو شاعر دیگر داده است. خرمشاهی آن را در حافظ‌نامه شرح نکرده است؛ شماره‌های پیاپی مدخل‌های او از مدخل غزل شمارهٔ ۶۹ یک‌راست به مدخل غزل شمارهٔ ۷۱ می‌رسد و میان آن دو مدخلی نیست؛ او هر مدخل را در صفحه‌ای تازه می‌آغازد، پس پیوستگی شماره‌ها معیار است نه پر شدن صفحه.[۲]

وزن

جلالیان وزن این غزل را «فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان» و بحر آن را «رمل مثمّن مخبون اصلم مسبّغ» آورده است.[۳] سودی در سطر بالای غزل بحر آن را «مجتّث» نوشته است.[۴] دو منبع چاپی در این نکته با هم نمی‌خوانند.

ضبط غزل در دست‌نویس‌ها

شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۷۵،[۴] در شرح جلالی ۶۸،[۳] در تدوین سلیم نیساری ۶۳[۵] و در چاپ خلخالی ۷۵ است.

نیساری این غزل را در پنج دست‌نویس سدهٔ نهم یافته و متن خود را بر پایهٔ چهار تای آن‌ها برگزیده است. ترتیب ابیات در چهار دست‌نویس یکسان است؛ تنها یک دست‌نویس جای بیت‌های ششم و هفتم را عوض کرده است.[۵]

تنها دو جای متن او با چاپ قزوینی و غنی تفاوت دارد و در هر دو، ضبط چاپ قزوینی و غنی در میان آن پنج تنها در یک دست‌نویس (با نشانهٔ «خ») آمده است[یادداشت ۱]: «بستهٔ دام و قفس» در برابر «بستهٔ دام قفس»، و «نزنم دم هرگز» در برابر «نزنم پیش تو دم».[۵] متن سودی در بیت ششم همان «نزنم پیش تو دم» است و شرح او نیز بر همان بنا شده است.[۶]

سودی دو ضبط دیگر را هم گزارش می‌کند که در دستگاه نیساری به عنوان ضبط متن یا ضبط یک دست‌نویس شناخته‌اند: «قلب دلت» به جای «قلب دلش» («پس خطاب به جانان می‌باشد») و «سرو بلندت» به جای «سرو بلندش».[۷][۵] در بیت دوم، متن او «طاهر» است و ضبط «ظاهر» را «با نقطه ظ» می‌آورد و معنای آن را نیز می‌گشاید: «اگرچه از خون دل ریش اشکم دمی ظاهر و آشکار و نمایان نیست، یعنی مستغرق خون است».[۴]

استقبال از سعدی

جلالیان مطلع سه شاعر پیش از حافظ را در کنار این غزل می‌نشاند: سعدی («کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست / یا نظر با تو ندارد مگرش ناظر نیست»)، عماد فقیه و خواجو. به داوری او «حافظ این غزل را از سعدی اقتباس کرده و مطلع و مقطع آن به ترتیب تلمیح و تضمینی از مفاد دو مصراع مطلع غزل سعدی است … این غزل زیبای سعدی را عماد فقیه و خواجو نیز استقبال کرده‌اند، لیکن حافظ برتری و تسلّط خود را در این استقبال به معرض نمایش گذاشته است».[۳]

او سپس دو گونه استقبال را از هم جدا می‌کند (همان مضمون با قافیه‌ای دیگر و بهتر، یا مضمونی نازک‌تر بر همان قافیه) و کار خود را بر سه قافیه نشان می‌دهد.

طاهر

سعدی گفته بود «نه حلال است که دیدار تو بیند همه کس / که حرام است بر آن کش نظری طاهر نیست». به خوانش جلالیان حافظ این را وارونه می‌کند: نظر او پاک نیست، «و سبب ناپاک بودن آن هم این است که اشکم با خون دل مخلوط [است] … و در عین ناپاکی احرام بسته تا به گرد حرم شریف و جایگاه دائمی تو یعنی دیدهٔ من بگردد». او سه چیز را در یک بیت به هم بافته می‌بیند: «طاهر بودن که یکی از شروط اصلی احرام است، طواف کردن حرم شریف، و تشبیه مردمک دیده به حرم». در همین جا داوری کلی‌تری هم می‌کند: «هرگاه حافظ به مانند سعدی به سرودن غزل‌های عاشقانهٔ یکدست و بدون ایهام … می‌پرداخت، مقام بالاتری از سعدی را احراز می‌کرد».[۸]

قادر

در بیت چهارم دو ایهام را می‌گشاید: «آن ایهام در معنای کلمهٔ (روان) مستتر است که به ظاهر نقد رایج و در باطن جان اشاره دارد. ایهام دیگر در استعمال کلمهٔ قلب دل نهفته که هم معنای قلب و دل و هم معنای سکّهٔ قلب هر دو از آن مستفاد می‌شود». به گفتهٔ او مضمون سعدی را شاعران بسیاری بازگفته‌اند، «در حالی که مضمون حافظ بویژه با ایهامات آن تا آن زمان کسی نسروده بوده است».[۸][۹]

کلارک نیز در پانویس خود بر همین بیت درنگ می‌کند و ضبطی دیگر برای «روان» گزارش می‌کند، و افزون بر آن نکته‌ای نحوی دربارهٔ اضافهٔ «قلب دل» می‌آورد، که به نوشتهٔ او دستورنویسان اضافهٔ صفت به موصوف را روا نمی‌دانند.[۱۰]

قاصر

در بیت پنجم داوری او این است که «مضمون حافظ از نظر بلاغت و روانی کلام بر شعر سعدی ترجیح دارد».[۹]

درون‌مایه و تفسیر

طایر سدره

سودی بیت سوم را به دو گونه می‌خواند، بر پایهٔ اینکه «طایر» نخست را اسم بگیریم یا صفت فاعلی: در خوانش اول «طایر سدره یعنی مرغ سدره، یعنی حضرت جبرئیل امین که مقامش سدرةالمنتهی است»، و در خوانش دوم به معنای پرنده و پریدن. مضمون بیت را چنین می‌گیرد که گذشته از آدمیان، اگر اشرف فرشتگان نیز به دام معشوق دل نبسته باشد هرگز توان پرواز نخواهد داشت.[۱۱] جلالیان و پین نیز «طایر سدره» را کنایه از جبرئیل می‌دانند.[۱۲][۱۳]

لب معشوق و دم عیسی

سودی بیت ششم را بی‌پرده می‌خواند: «در حضور تو از روان‌بخشی عیسی دم نمی‌زنم، یعنی سخن نمی‌گویم، زیرا که در روح‌فزایی چون لب تو ماهری نیست؛ حتی مهارتی که لب تو در حیات‌بخشی دارد در حضرت عیسی وجود ندارد».[۶]

ناظر و حرم

در فهرست لغات جلالیان، «ناظر» معنایی عرفانی می‌گیرد: «در اصطلاح عرفا کسی که به چهرهٔ زیبا می‌نگرد بدون قصد شهرت و حالت اشتغال به مظهر جمال غیبی را دارد». «حرم» را نیز «کنایه از مردمک چشم» و «سلسله» را کنایه از زلف یار می‌داند.[۱۲]

ترجمه‌ها

کلارک این غزل را در ۱۸۹۱ و جان پین در ۱۹۰۱ به انگلیسی ترجمه کرده‌اند؛ هر دو آن را در نُه بیت آورده‌اند، به شمار چاپ قزوینی و غنی، اما ترتیب ابیات در هر دو با ترتیب سودی می‌خواند نه با چاپ قزوینی و غنی: بیت سوم چاپ قزوینی و غنی در هر دو ترجمه در جایگاه هفتم است، همان جایی که سودی دارد.[۱۰][۱۳][۱۱] هرمان بیکنل و گرترود بل آن را ترجمه نکرده‌اند.[۱۴][۱۵]

شماره‌هایی که کلارک به غزل‌ها داده است شمارهٔ آن‌ها در چاپ قزوینی و غنی نیست: به گفتهٔ خودِ او در دیباچه، شمارهٔ بی‌کمانک به متن فارسی جارت و شمارهٔ درون کمانک به «متن بازاری» بازمی‌گردد. ترتیب غزل‌ها در ترجمهٔ جان پین نیز با چاپ قزوینی و غنی یکی نیست.


یادداشت‌ها

  1. ↑ نشانهٔ «خ» در دستگاه نیساری به دست‌نویسی به تاریخ ۸۲۷ ق بازمی‌گردد. در فهرست پنجاه‌ویک نسخهٔ او (صفحه‌های ۸ و ۹) دو دست‌نویس با همین تاریخ هست، نسخهٔ خلخالی در ردیف سیزدهم و نسخهٔ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد براون) در ردیف چهاردهم، و نشانهٔ آن دو در چاپ تنها با ضخامت حرف از هم جدا می‌شود. خودِ قزوینی «خ» چاپ خویش را نسخهٔ خلخالی می‌داند، ولی اینکه «خ» نیساری همان دست‌نویس باشد از این صفحه‌ها به دست نمی‌آید؛ اگر این بازشناسی عوض شود آنچه در این مقاله گفته شده سر جای خود می‌ماند، یعنی اینکه ضبط چاپ قزوینی و غنی در این اختلاف‌ها با شمار اندکی از گواهان است و آن دست‌نویس یکی از آن‌هاست، و تنها نام آن دست‌نویس فرق می‌کند. قزوینی خود در مقدمهٔ آن چاپ می‌نویسد که از حیث «عدّهٔ غزلیّات و عدّهٔ ابیات هر غزلی» اساس کار خویش را «منحصراً و منفرداً» همین نسخه گذاشته است، ولی از حیث متن ابیات آن را «بهیچوجه» بسنده نمی‌داند و می‌گوید اغلاط فاحش در آن فراوان است.حافظ، دیوان حافظ، مز. پس یکی بودن شمار ابیات این چاپ با آن دست‌نویس چیزی است که آن چاپ خود بر عهده گرفته است، و آنچه گزینش ویراستارانه به شمار می‌آید ضبط واژه‌هاست؛ دربارهٔ ترتیب ابیات در آن مقدمه سخنی نیست. نشانهٔ «خ» در پانویس‌های خودِ آن چاپ نشانهٔ همان چاپ است و شمارش‌های این مقاله بر نشانه‌های دستگاه نیساری استوار است.

منابع

  1. ↑ حافظ، دیوان حافظ، ۴۹.
  2. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۳۶۴.
  3. 1 2 3 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۴۶۳.
  4. 1 2 3 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۴۶.
  5. 1 2 3 4 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۹۳.
  6. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۴۸.
  7. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۴۷.
  8. 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۴۶۴.
  9. 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۴۶۵.
  10. 1 2 Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 176–177.
  11. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۴۹.
  12. 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۴۶۱.
  13. 1 2 Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 91–92.
  14. ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner.
  15. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)