اگرچه عرض هنر پیش یار بی‌ادبی‌ست

اگرچه عرض هنر پیش یار بی‌ادبی‌ست
برگ ۱۷۵ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۶۴ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۸
بحرمفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات (مجتث مثمن مقصور)
متن

اگرچه عرض هنر پیش یار بی‌ادبی‌ست
زبان خموش ولیکن دهان پر از عربی‌ست
پری نهفته رخ و دیو در کرشمهٔ حسن
بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبی‌ست
در این چمن گل بی‌خار کس نچید آری
چراغ مصطفوی با شرار بولهبی‌ست
سبب مپرس که چرخ از چه سفله‌پرور شد
که کام‌بخشی او را بهانه بی‌سببی‌ست
به نیم جو نخرم طاق خانقاه و رباط
مرا که مصطبه ایوان و پای خم طنبی‌ست
جمال دختر رز نور چشم ماست مگر
که در نقاب زجاجی و پردهٔ عنبی‌ست
هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه
کنون که مست خرابم صلاح بی‌ادبی‌ست
بیار می که چو حافظ هزارم استظهار
به گریهٔ سحری و نیاز نیم‌شبی‌ست



۲



۴



۶



۸

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «اگرچه عرض هنر پیش یار بی‌ادبی‌ست» غزلِ شمارهٔ ۶۴ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و در آن چاپ هشت بیت دارد.[۱] جلالیان وزن آن را «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات» و بحر آن را «مجتّث مثمّن مقصور» آورده است؛[۲] سودی برای این غزل سطر بحر ندارد.[۳]

متن این غزل در چاپ قزوینی و غنی در برابر بیشتر دست‌نویس‌های سدهٔ نهم می‌ایستد، و بر سر اینکه «هنری» که شاعر از عرضه‌اش پرهیز می‌کند چیست دو خوانش جداگانه در دست است.

ضبط غزل در دست‌نویس‌ها

شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۶۹،[۳] در شرح جلالی ۶۲،[۲] در تدوین سلیم نیساری ۵۷،[۴] در حافظ‌نامهِ خرمشاهی ۳۹[۵] و در چاپ خلخالی ۲۸ است.

متن چاپ قزوینی و غنی در برابر پنج دست‌نویس

دستگاه نیساری نشان می‌دهد که متن چاپ قزوینی و غنی در این غزل، بیت‌به‌بیت و در همان ترتیب، متنِ یک دست‌نویس است در برابر پنج دست‌نویس دیگر؛ و آن یک دست‌نویسی به تاریخ ۸۲۷ ق که به احتمال بسیار نسخهٔ خلخالی است، همان نسخه‌ای که پایهٔ کار قزوینی بود؛ در فهرست نشانه‌های نیساری دو دست‌نویس با این تاریخ هست و نشانهٔ آن دو در چاپ به هم نزدیک است. سه نشانه این را می‌رساند:[۴]

  • متن نیساری بیتی دارد که در چاپ قزوینی و غنی نیست: «دوای درد خود اکنون از آن مفرّح جوی / که در صراحی چینی و شیشهٔ حلبی‌ست». این بیت در پنج دست‌نویس هست و تنها از خلخالی افتاده است.
  • در برابر، بیت «هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه» که در چاپ قزوینی و غنی بیت هفتم است، در متن نیساری نیست و او آن را بیرون از متن می‌آورد، چون تنها در خلخالی آمده است.
  • بیت‌های سوم و چهارم در متن نیساری جابه‌جایند و چاپ قزوینی و غنی از ترتیب خلخالی پیروی می‌کند.

روایت سودی در هر سه جا در کنار آن پنج دست‌نویس می‌ایستد نه در کنار خلخالی: متن او نُه بیت دارد و بیت «دوای درد خود» را دربردارد، ترتیب بیت‌های سوم و چهارم در آن وارونهٔ چاپ قزوینی و غنی است، و در بیت دوم «بسوخت عقل ز حیرت» و در بیت پایانی «چو حافظ مدامم استظهار» می‌خواند، دو ضبطی که متن نیساری نیز همان‌ها را دارد.[۳][۶][۴] متن جلالیان نیز نُه بیت است.[۷]

درون‌مایه و تفسیر

آن «هنر» چیست

دو شارح معاصر بیت نخست را به دو گونه می‌خوانند.

خرمشاهی «هنر»ی را که شاعر از عرضه‌اش پرهیز می‌کند دانستن زبان عربی می‌داند و آن را به پیشینهٔ فکری حافظ گره می‌زند: ملمّعات او، رونق علوم بلاغی در شیراز سدهٔ هشتم، و باور او به اعجاز ادبی قرآن. به نوشتهٔ او «مقتدایش در قول به اعجاز ادبی قرآن، جارالله زمخشری صاحب کشاف است که بیشتر از هر مفسر دیگر به بحث در ظرایف زبانی قرآن پرداخته است و کتابش بیش از هر تفسیر دیگر محبوب حافظ بوده است». او در تأیید عربی‌دانی حافظ عبارتی از مقدمهٔ گلندام بر دیوان را گواه می‌آورد.[۵]

جلالیان خوانش دیگری دارد و بیت را به صحنه‌ای معیّن بازمی‌گرداند: مجالس ادبی دربار شاه شجاع. به نوشتهٔ او شاه شجاع مردی فاضل و حافظ قرآن بود و به فارسی و عربی هر دو شعر می‌سرود و سروده‌های عربی خود را در حضور شاعران می‌خواند، و برخی از حاضران در ستایش آن‌ها «داد سخن می‌داده‌اند»؛ بر این پایه ادب مجلس به حافظ، که خود در عربی صاحب‌نظر بود، اجازه نمی‌داد عیب‌های آن شعرها را در حضور بگوید.[۲]

این دو خوانش یکدیگر را نفی نمی‌کنند، اما دو ادعای متفاوت دربارهٔ موضوع غزل‌اند: یکی آن را به دانش عمومی شاعر بازمی‌گرداند و دیگری به یک مجلس معیّن.

دختر رز

خرمشاهی بیت ششم را «یکی از شگرف‌ترین ایهام‌های چندگانهٔ حافظ» می‌داند: «زجاجی» هم شیشه است و هم زجاجیهٔ چشم، و «عنبی» هم انگوری است و هم عنبیهٔ چشم؛ بر این پایه نقاب و پرده هم از آنِ شیشهٔ شراب است و هم از آنِ چشم.[۸] جلالیان نیز همین ایهام را می‌گشاید.[۹]

بوالعجب، مصطبه، طنبی

خرمشاهی «بوالعجب» را به شعبده‌بازی بازمی‌گرداند: در عربی شعبده‌باز را مشعوذ یا مشعبذ می‌گفتند و او را به کنیهٔ «ابوالعجب» می‌خواندند، و همین در فارسی به «بوالعجب» و «بلعجب» بدل شده است.[۱۰]

سودی در شرح «مصطبه» نکته‌ای رسم‌الخطی می‌آورد و در آن با مرجعی نام‌برده درمی‌افتد: به نوشتهٔ او این واژه در همهٔ نسخه‌ها با صاد آمده است، «اما امام مطرزی در شرح مقامهٔ سی‌ام از مقامات حریری با سین نوشته است».[۱۱]

بازتاب

دو بیت نخست این غزل در فهرست ارسال‌المثل‌های دیوان حافظ هر یک مدخلی از آنِ خود دارند: بیت نخست با معنی «نمایش توانمندی‌ها در کمال تواضع»[۱۲] و بیت دوم با معنی «اشاره به هیاهوی انسان خالی و سکوت انسان حکیم».[۱۳][۱۴] بیت سوم نیز در مدخلی دیگر شاهد آورده شده است.[۱۵]

ترجمه‌ها

کلارک این غزل را در ۱۸۹۱ به انگلیسی ترجمه کرده و جان پین در ۱۹۰۱؛ هر دو آن را در ده بیت آورده‌اند، یعنی دو بیت بیش از چاپ قزوینی و غنی.[۱۶][۱۷] هرمان بیکنل در ۱۸۷۵ آن را در نُه بیت ترجمه کرده است.[۱۸] گرترود بل آن را ترجمه نکرده است.[۱۹]

شماره‌هایی که کلارک و هرمان بیکنل به غزل‌ها داده‌اند شمارهٔ آن‌ها در چاپ قزوینی و غنی نیست و تنها نشانی در کتاب خودشان است؛ کلارک بر پایهٔ متن فارسی جارت (کلکته ۱۸۸۱) شماره می‌دهد و بیکنل بر پایهٔ چاپ بروکهاوس. ترتیب غزل‌ها در ترجمهٔ جان پین نیز با چاپ قزوینی و غنی یکی نیست.


منابع

  1. ↑ حافظ، دیوان حافظ، ۴۵.
  2. 1 2 3 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۴۳۴.
  3. 1 2 3 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۰۷.
  4. 1 2 3 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۸۷.
  5. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۳۳۹.
  6. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۰۸.
  7. ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۴۳۳.
  8. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۳۴۳.
  9. ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۴۳۵.
  10. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۳۴۰.
  11. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۱۰.
  12. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۶۶.
  13. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۶۷.
  14. ↑ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱:‎ ۷۴۰.
  15. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۳۷.
  16. ↑ Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 134–136.
  17. ↑ Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 68–69.
  18. ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner. p. 69.
  19. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ذوالفقاری، حسن (۱۳۸۸). فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی. ج. ۱. تهران: معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۱۶۵-۰۲۵-۶.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثل‌واره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)