راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
| راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست | |
|---|---|
![]() غزلِ شمارهٔ ۷۲ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی | |
| زبان | فارسی |
| شاعر | حافظ |
| شمار ابیات | ۷ |
| بحر | مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات (مضارع مثمن اخرب مکفوف مقصور) |
| متن | |
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی | |
| از سلسلهٔ مقالات دربارهٔ |
![]() |
|---|
|
| متن و تصحیحها |
| شعر و اندیشه |
| شرح و حافظپژوهی |
| ترجمه و پذیره |
|
| یادمان |
|
غزل با مطلعِ «راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست» غزلِ شمارهٔ ۷۲ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و هفت بیت دارد.[۱] جلالیان وزن آن را «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات» و بحر آن را «مضارع مثمّن اخرب مکفوف مقصور» آورده است،[۲] و سودی نیز در سرِ همین غزل همان تقطیع را با عنوان «از بحر افراد مضارع» آورده است.[۳]
مصراع «در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست» از این غزل به مثل رایج درآمده است، و خرمشاهی سه صفحه از پنج صفحهٔ مدخل خود را به تاریخ استخاره داده است.
ضبط غزل در دستنویسها
شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۷۷،[۳] در شرح جلالی ۷۰،[۲] در تدوین سلیم نیساری ۶۵،[۴] در تصحیح سایه ۷۱[۵] و در چاپ خلخالی ۸۱ است.
نیساری این غزل را در هشت دستنویس سدهٔ نهم یافته است و ترتیب ابیات در آن هشت سهگونه است. ترتیب چاپ قزوینی و غنی ترتیب سه دستنویس است؛ چهار دستنویس بیت ششم را پس از بیت دوم میآورند و جای بیتهای چهارم و پنجم را عوض میکنند، و یک دستنویس ترتیب سومی دارد.[۴]
دو جای متن نیساری با چاپ قزوینی و غنی تفاوت دارد و در هر دو، ضبط چاپ قزوینی و غنی ضبط دستنویس «خ» است[یادداشت ۱]: «ما را ز منع عقل» در برابر «ما را به منع عقل»، و «به هیچ رو» در برابر «به هیچ روی».[۴] در یک دستنویس مطلع «بحریست بحر عشق» است، نه «راهیست راه عشق».[۴]
متن سودی همان هفت بیت را دارد اما جای بیتهای دوم و سوم را عوض میکند.[۳] تصحیح سایه نیز همان ترتیبی را دارد که چهار دستنویس از آن هشت دارند، یعنی ترتیبی جز ترتیب چاپ قزوینی و غنی.[۵]
درونمایه و تفسیر
استخاره
خرمشاهی مدخل خود را با این نکته میآغازد که مصراع «در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست» «از دیرباز حکم مثل سائر پیدا کرده است»، و سپس سه صفحه به پیشینهٔ استخاره میپردازد: معنای لغوی از منتهیالارب، گواههای نثر فارسی از کلیله و دمنه و کشفالمحجوب، مدخل عربی لسان العرب، و خلاصهای از مقالهٔ گلدزیهر در دانشنامهٔ کوتاه اسلام.[۶][۷]
او در همینجا به اختلاف اهل سنت و شیعه میپردازد: حدیث «صلاة الاستخارة» را چهار تن از بزرگان محدثان اهل سنت (بخاری، ابوداود، ترمذی و نسائی) نقل کردهاند، اما «اکثر علما و عرفای اهل سنت استخاره به قرآن را روا نمیدانند»، و در اصول کافی نیز «نهی صریحی از قول حضرت امام جعفر صادق(ع) وارد است: لاتتفأل بالقرآن»، هرچند «مجلسی در شرح آن میکوشد که آن را ناظر به استخاره با قرآن نشمرد».[۸]
پرسش خود او این است که استخارهٔ این بیت به معنای لغوی است یا اصطلاحی، و پاسخش این است که «هر دو محتمل است». او این ایراد را که پرهیز حافظ از فال با قرآن چنین خوانشی را برنمیتابد نمیپذیرد و دو بیت گواه میآورد، یکی از حافظ و یکی از نزاری قهستانی.[۸][۹]
خرمشاهی در جای دیگری از حافظنامه همین دریافت را به کار میبندد و بیتی دیگر از حافظ را طنز میخواند، «زیرا استخاره در امور واجب معنی و موردی ندارد».[۱۰]
ستاره و طالع
به نوشتهٔ خرمشاهی حافظ در بیت چهارم «به تلویح منکر اعتبار احکام نجوم و تأثیر اوضاع کواکب بر احوال آدمی است».[۹] او همین بیت را جای دیگری در کتاب گواه اصلی خود میگیرد برای رد یک خوانش رقیب از غزلی دیگر، و مینویسد که آن خوانش «باعث فساد معنی است».[۱۱]
خرمشاهی در برابر، خوانشی را که بیت سوم را مستقل بگیرد و «منع عقل» را به «می» ببندد رد نمیکند اما دور میداند: «این معنی اگرچه بکلی منتفی نیست ولی استبعاد دارد»، چرا که در شعر حافظ عقل و می در برابر هم نیستند.[۹]
شحنه
سودی یادآور میشود که حافظ عقل را شحنه خوانده است، حال آنکه خسرو دهلوی عشق را شحنه میخواند، و بیت او را گواه میآورد.[۱۲] خرمشاهی نیز همین بیت را در سرِ فهرست کاربردهای حافظ در مقالهٔ «شحنه» میآورد.[۱۳]
سودی در همین مدخل چند نکتهٔ دستوری و واژگانی دارد: «کاره» را با «کار» جدا میکند و «ها»ی آن را «بمعنای تخصیص و لیاقت» میداند؛ «ها»ی پایانی «طریقه» را «علامت نقل از عربی بفارسی» میشمارد، همچون «عرضه» و «معشوقه»؛ و «خاره» را «سنگ سیاه» میگیرد.[۱۴][۱۵][۱۶] در معنای مطلع مینویسد: «راه عشق راهی است که هیچگونه نهایت و پایان ندارد؛ و در این راه جز تسلیم جان چاره نیست».[۳]
خوانش جلالیان
جلالیان در فهرست لغات خود چهار مرتبهٔ ستایش حق را در اصطلاح عرفا برمیشمارد: «مرتبهٔ میل و مرتبهٔ ارادت و مرتبهٔ محبّت و مرتبهٔ عشق، و مرتبهٔ عشق واجد جمیع کمالات در یک ذات است».[۱۷]
او مطلع را با دو بیت از همروزگاران حافظ میسنجد، یکی از عبید زاکانی («دگر مگوی که هر بحر را کناری هست / از آنکه بحر غم عشق را کناری نیست») و یکی از شاه نعمتالله ولی.[۲] برای مصراع «آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست» تمثیلی میآورد که به گفتهٔ خود از عارفی به نام عباس اردکانی شنیده است: موشی که راه رهایی از گربه را تنها در افگندن خود به دهان گربه و حل شدن در او مییابد.[۱۸]
داوری کلی او این است که «مفاد این غزل دلیل متقن بر این است که حافظ در عین ایمان به خدا و دستورات او بدون اینکه خود را درگیر دار و دستهٔ عارفان کند راه عرفان را برمیگزیند».[۱۸]
بازتاب
پنج مدخل از فهرست ارسالالمثلهای دیوان حافظ به بیتهای این غزل بازمیگردند و دو تای آنها بیت سرآمد دارند: بیت دوم با کاربرد «در انجام کار نیک نباید تعلل کرد»[۱۹][۲۰] و بیت سوم با کاربرد «اشاره به مفید نبودن کسی در کاری».[۱۹] سه بیت دیگر در مدخلهای دیگر شاهد آورده شدهاند.[۲۱][۲۲][۲۳]
خرمشاهی این غزل را یادآور غزلی از خاقانی میداند با مطلع «دردیست درد عشق که درمانپذیر نیست».[۶]
ترجمهها
کلارک این غزل را در ۱۸۹۱ و جان پین در ۱۹۰۱ به انگلیسی ترجمه کردهاند؛ هر دو آن را در هفت بیت آوردهاند، به شمار چاپ قزوینی و غنی، اما هر دو جای بیتهای دوم و سوم را عوض کردهاند، یعنی درست همانگونه که سودی دارد.[۲۴][۲۵][۳] پین در مطلع «دریا» خوانده است، نه «راه»، یعنی همان ضبطی که یک دستنویس سدهٔ نهم دارد.[۲۵][۴] هرمان بیکنل و گرترود بل این غزل را ترجمه نکردهاند.[۲۶][۲۷]
شمارهٔ بیکمانکی که کلارک به هر غزل میدهد شمارهٔ آن در متن فارسی جارت است و شمارهٔ درون کمانک شمارهٔ آن در چاپ سنگی هند؛ هیچیک شمارهٔ چاپ قزوینی و غنی نیست. شمارهٔ رومی جان پین با شمارهٔ بیکمانک کلارک یکی است.
یادداشتها
- ↑ نشانهٔ «خ» در دستگاه نیساری به دستنویسی به تاریخ ۸۲۷ ق بازمیگردد. در فهرست پنجاهویک نسخهٔ او (صفحههای ۸ و ۹) دو دستنویس با همین تاریخ هست، نسخهٔ خلخالی در ردیف سیزدهم و نسخهٔ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد براون) در ردیف چهاردهم، و نشانهٔ آن دو در چاپ تنها با ضخامت حرف از هم جدا میشود. خودِ قزوینی «خ» چاپ خویش را نسخهٔ خلخالی میداند، ولی اینکه «خ» نیساری همان دستنویس باشد از این صفحهها به دست نمیآید؛ اگر این بازشناسی عوض شود آنچه در این مقاله گفته شده سر جای خود میماند، یعنی اینکه ضبط چاپ قزوینی و غنی در این اختلافها با شمار اندکی از گواهان است و آن دستنویس یکی از آنهاست، و تنها نام آن دستنویس فرق میکند. قزوینی خود در مقدمهٔ آن چاپ مینویسد که از حیث «عدّهٔ غزلیّات و عدّهٔ ابیات هر غزلی» اساس کار خویش را «منحصراً و منفرداً» همین نسخه گذاشته است، ولی از حیث متن ابیات آن را «بهیچوجه» بسنده نمیداند و میگوید اغلاط فاحش در آن فراوان است.حافظ، دیوان حافظ، مز. پس یکی بودن شمار ابیات این چاپ با آن دستنویس چیزی است که آن چاپ خود بر عهده گرفته است، و آنچه گزینش ویراستارانه به شمار میآید ضبط واژههاست؛ دربارهٔ ترتیب ابیات در آن مقدمه سخنی نیست. نشانهٔ «خ» در پانویسهای خودِ آن چاپ نشانهٔ همان چاپ است و شمارشهای این مقاله بر نشانههای دستگاه نیساری استوار است.
منابع
- ↑ حافظ، دیوان حافظ، ۵۰.
- 1 2 3 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۴۷۴.
- 1 2 3 4 5 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۵۸.
- 1 2 3 4 5 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخههای خطی سدهٔ نهم، ۹۵.
- 1 2 ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۱۴۹.
- 1 2 خرمشاهی، حافظنامه، ۳۷۵.
- ↑ خرمشاهی، حافظنامه، ۳۷۶.
- 1 2 خرمشاهی، حافظنامه، ۳۷۷.
- 1 2 3 خرمشاهی، حافظنامه، ۳۷۸.
- ↑ خرمشاهی، حافظنامه، ۹۸۶.
- ↑ خرمشاهی، حافظنامه، ۲۸۳.
- ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۵۸.
- ↑ خرمشاهی، حافظنامه، ۳۰۴.
- ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۵۹.
- ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۶۱.
- ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۶۲.
- ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۴۷۳.
- 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۴۷۴–۴۷۵.
- 1 2 سپهر، مثل و مثلواره در شعر حافظ، ۷۹.
- ↑ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ۱: ۹۸۱.
- ↑ سپهر، مثل و مثلواره در شعر حافظ، ۲۲۵.
- ↑ سپهر، مثل و مثلواره در شعر حافظ، ۲۲۷.
- ↑ سپهر، مثل و مثلواره در شعر حافظ، ۲۶۳.
- ↑ Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 178–179.
- 1 2 Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 92–93.
- ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner.
- ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.
کتابنامه
- حافظ، شمسالدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظنامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخههای خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ذوالفقاری، حسن (۱۳۸۸). فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی. ج. ۱. تهران: معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۱۶۵-۰۲۵-۶.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثلواره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- شعرها در بحر مضارع
- غزلهای حافظ

