سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد
برگ ۲۲۶ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۱۴۲ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۱۰
بحرفعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
متن

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد
مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش
کو به تأیید نظر حل معما می‌کرد
دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست
و اندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد
گفتم این جام جهان‌بین به تو کی داد حکیم
گفت آن روز که این گنبد مینا می‌کرد
بی‌دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد
این همه شعبدهٔ خویش که می‌کرد این‌جا
سامری پیش عصا و ید بیضا می‌کرد
گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد
فیض روح‌القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می‌کرد
گفتمش سلسلهٔ زلف بتان از پی چیست
گفت حافظ گله‌ای از دل شیدا می‌کرد



۲



۴



۶



۸



۱۰

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد» غزلِ شمارهٔ ۱۴۲ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و غنی است.[۱] درون‌مایهٔ آن جست‌وجوی دیرینهٔ دل برای جام جم است و این‌که گوهر گمشده نزد خودِ جوینده بوده است؛ در ادامه شاعر مشکل خویش را نزد پیر مغان می‌برد و پاسخ را از او می‌شنود.

ضبط غزل در دست‌نویس‌ها

شمارهٔ این غزل در تصحیح‌ها و شرح‌های گوناگون یکسان نیست: در تصحیح قزوینی و غنی شمارهٔ ۱۴۲،[۲] در تصحیح خانلری شمارهٔ ۱۳۶،[۳] در تدوین سلیم نیساری شمارهٔ ۱۲۶،[۴] در شرح سودی شمارهٔ ۱۵۷[۵] و در حافظ‌نامهِ خرمشاهی شمارهٔ ۸۰ است.[۶]

قزوینی و غنی خود در پانویس‌های این غزل دو نکتهٔ نسخه‌شناختی آورده‌اند. نخست آن‌که پس از بیت چهارم، در دست‌نویسِ نشانهٔ «خ» به خطی الحاقی و نیز «در غالب نسخ جدیده» بیتی افزوده شده است با این متن: «آن‌که چون غنچه دلش راز حقیقت بنهفت / ورق خاطر از آن نسخه محشا می‌کرد»؛ اما به نوشتهٔ ایشان در اصلِ همان دست‌نویس و در دیگر نسخه‌های کهن «از بیت مزبور اثری نیست». دوم آن‌که در بیت هفتم، ضبطِ «این همه شعبدهٔ خویش» تنها در دست‌نویسِ «خ» آمده و «سایر نسخ» به‌جای آن «عقل» دارند.[۷]

خانلری متن این غزل را با هشت بیت آورده و دو بیتِ «بی‌دلی در همه احوال خدا با او بود» و «این همه شعبدهٔ خویش که می‌کرد این‌جا» را به حاشیه برده است.[۳]

درون‌مایه و تفسیر

جام جم

خرمشاهی یادآور می‌شود که در شاهنامه جامِ گیتی‌نما از آنِ کیخسرو است و در داستان بیژن و منیژه کیخسرو بیژن را در همین جام بازمی‌یابد؛ به نوشتهٔ او «بدین لحاظ این جام تا قرن ششم به جام کیخسرو شهرت داشت» و انتساب آن به جمشید پس از آن پدید آمده است، چون «شهرت جم بیش از کیخسرو بوده» و روایت پیدایش شراب نیز به او بازمی‌گشته است.[۸] او «جام جم» را در دیوان حافظ دارای دو معنا می‌داند: جامِ می، و دلِ عارف؛ و در معنای دوم از مکتب حافظِ منوچهر مرتضوی نقل می‌کند که «جام‌جم دل پاک و روشن و مهذب عارف است که جلوه‌گاه جمال حقیقت … به‌شمار می‌رود».[۹]

خرمشاهی معنای بیت نخست را چنین می‌آورد: «روزگاری بود که دل رازجوی من، از من جام جهان‌نمای جم را می‌خواست تا به مدد آن اسرار آفرینش را بگشاید. غافل از آنکه این جست‌وجو «تحصیل حاصل» است و خود او (دل) جام جهان‌نماست».[۱۰] سودی نیز همین خوانش را دارد و بیتی را گواه می‌آورد که «جام جم را که شنیدی دل آدم باشد»، و می‌افزاید که همه کس دارای این گوهر است «منتها از مالکیت خود خبر ندارند».[۱۱]

محمد معین این غزل را در فصل «وصول» کتاب حافظ شیرین‌سخن آورده و نوشته است که حافظ «بمقصود نائل آمد و دانست که حقیقت درخود اوست و بیهوده، او بیرون از خویشتن آن گوهر یکتا را میجست».[۱۲]

گوهر و گمشدگان لب دریا

خرمشاهی دربارهٔ بیت دوم هشدار می‌دهد که «گوهری» در این بیت مفعول است «و برعکس آنچه در بادی نظر می‌نماید فاعل جمله نیست»؛ فاعل همان «دل» بیت نخست است. او «گمشدگان لب دریا» را بر پایهٔ برهان قاطع کسانی می‌داند که شنا نمی‌دانند و در آب غرق می‌شوند، و معنای بیت را چنین می‌آورد که دل، گوهر نایاب را «نه از غواصان دریاشناس ژرفکاو، بلکه از بیخبران غرقه در پایاب دریا می‌طلبید».[۱۳]

پیر مغان

سودی «دوش» را در این غزل به معنای ازل می‌گیرد و «پیر مغان» را «مرشد کامل» می‌داند؛ به خوانش او «آینه» کنایه از جام و جام کنایه از «قلب عاشق» است و «صد گونه تماشا» اشاره به «تجلیات الهی» دارد.[۱۴][۱۵] در شرح او، پاسخِ «آن روز که این گنبد مینا می‌کرد» یعنی «در روز الست».[۱۶]

حلاج

«آن یار کز او گشت سر دار بلند» به حسین بن منصور حلاج اشاره دارد. خرمشاهی شرح مفصلی به او اختصاص داده و در پایان می‌نویسد که حافظ در این بیت «در واقع بر آن است که حلاج راست می‌گفت اما نمی‌بایست با نااهلان در میان می‌گذاشت»، و سخن خواجه عبدالله انصاری را گواه می‌آورد: «آنچه منصور حلاج گفت، مَن هم گفتم؛ او آشکارا گفت من نهفتم».[۱۷] سودی خوانش دیگری دارد و «اسرار هویدا کردن» را به ادعای الوهیت تعبیر می‌کند.[۱۸]

در دانشنامه ایرانیکا این بیت «شناخته‌شده‌ترین بیت فارسی که به حلاج اشاره دارد» خوانده شده است.[۱۹]

عقل یا خویش؟

ضبط بیت هفتم میان تصحیح‌ها یکسان نیست و این اختلاف، معنای بیت را دگرگون می‌کند. قزوینی و غنی «این همه شعبدهٔ خویش» آورده‌اند و خود یادآور شده‌اند که «سایر نسخ» به‌جای آن «عقل» دارند.[۲۰] نیساری و سودی هر دو «شعبدهٔ عقل» را در متن خود نشانده‌اند.[۲۱][۲۲]

سودی بر پایهٔ همین ضبط، بیت را رویارویی عقل و عشق می‌خواند: «آن همه حیله‌سازی و حقه‌بازی که عقل تا کنون در این عالم در برابر عشق کرده، عیناً همان کاری‌ست که سامری در مقابل عصا و ید بیضای موسی کرد»، و نتیجه می‌گیرد که «عشق غالبِ عقل است».[۲۳]

خرمشاهی این ضبط را نمی‌پذیرد و می‌نویسد که «عقل» در برخی نسخه‌ها آمده است «به این امید که بیت را خوانا و پیچ و پیچیدگی لفظی یا معنوی آن را برطرف کند»؛ به نظر او سامری فاعل جملهٔ مصرع نخست است.[۲۴]

خدا را یا خدایا؟

در بیت ششم نیز اختلاف ضبط هست: قزوینی و غنی «از دور خدا را می‌کرد» دارند، اما نیساری و معین «خدایا» ضبط کرده‌اند.[۲۵][۱۲] خرمشاهی این بحث را نقل می‌کند و از ملک‌الشعرا بهار می‌آورد که «شکی نیست که خدایا درست است و خدا را غلط»، زیرا در این بیت «مورد سوگند دادن نیست، بلکه موردی است که عارف پی خدا می‌گردد». خرمشاهی همچنین یادآور می‌شود که این بیت در متن تصحیح خانلری نیامده است.[۲۶]

جایگاه

آرتور جان آربری این غزل را «یکی از زیباترین شعرهای حافظ» خوانده و در همان حال یادآور شده است که «متن آن دگرسانی‌های چشمگیری دارد، به‌ویژه در ترتیب ابیات»؛ او این غزل را با احتیاط از دورهٔ سوم شاعری حافظ دانسته است.[۲۷]

بازتاب

سه بیت از این غزل در فرهنگ‌های ضرب‌المثل فارسی در شمار ارسال‌المثل‌های دیوان حافظ آمده‌اند: بیت‌های نخست و دوم و ششم با مضمون شناخت خدا از راه شناخت خویش و «تحصیل حاصل»،[۲۸] بیت نهم با مضمون آنکه «انجام همه امور مشروط به خواست خداست»،[۲۹] و بیت حلاج با مضمون پنهان‌داشتن رازهای عشق از مدعیان.[۳۰]

عبید زاکانی غزلی بر همین وزن و قافیه دارد با مطلعِ «دوش عقلم هوس وصل تو شیدا می‌کرد / دلم آتشکده و دیده چو دریا می‌کرد»؛ خرمشاهی این غزل را در آغاز شرح خود بر این غزل آورده است.[۳۱]

ترجمه‌ها

آرتور جان آربری این غزل را با عنوان «A Mad Heart» و شمارهٔ ۱۵ در گزیدهٔ Fifty Poems of Ḥāfiẓ ترجمه کرده است.[۳۲] او در یادداشت خود شمارهٔ این غزل را در چاپ‌های گوناگون چنین آورده است: ۱۴۲ در تصحیح قزوینی و غنی، ۱۲۳ در چاپ بروکهاوس، ۹ در چاپ روزنتسوایگ-شوانائو و ۱۱۱ در چاپ پژمان.[۳۲]

موسیقی

احمد شاملو این غزل را با آهنگسازی فرهاد فخرالدینی در آلبوم غزلیات حافظ (مؤسسهٔ فرهنگی هنری ماهور) دکلمه کرده است.[۳۳]


منابع

  1. ↑ حافظ، دیوان حافظ، ۹۶.
  2. ↑ حافظ، دیوان حافظ، ۹۶.
  3. 1 2 حافظ، شمس‌الدین محمد. دیوان حافظ. ج. ۱. به کوشش پرویز ناتل خانلری. (ویراست چاپ سوم). تهران: خوارزمی. ص. ۲۸۸–۲۸۹.
  4. ↑ نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۱۵۶.
  5. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۸۶۵.
  6. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۵۶۴.
  7. ↑ حافظ، دیوان حافظ، ۹۶.
  8. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۵۶۴.
  9. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۵۶۴.
  10. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۵۶۷.
  11. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۸۶۶.
  12. 1 2 معین، محمد. حافظ شیرین‌سخن. ص. ۱۵۷.
  13. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۵۶۷.
  14. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۸۶۷.
  15. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۸۶۸.
  16. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۸۶۸.
  17. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۵۷۰.
  18. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۸۶۹.
  19. ↑ Mojaddedi, Jawid (2003). "Ḥallāj, Abu'l-Moḡiṯ Ḥosayn". دانشنامه ایرانیکا (in English). Vol. XI. p. 589–592.
  20. ↑ حافظ، دیوان حافظ، ۹۶.
  21. ↑ نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۱۵۶.
  22. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۸۷۰.
  23. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۸۷۱.
  24. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۵۶۹.
  25. ↑ نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۱۵۶.
  26. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۵۶۹.
  27. ↑ Arberry, A. J. Fifty Poems of Ḥāfiẓ (in English). Cambridge University Press. p. 97–99، 153–154.
  28. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۱۲۳–۱۲۴.
  29. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۱۲۴.
  30. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۳۱۱.
  31. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۵۶۴.
  32. 1 2 Arberry, A. J. Fifty Poems of Ḥāfiẓ (in English). Cambridge University Press. p. 97–99، 153–154.
  33. ↑ «Hafez's Sonnets». Apple Music. دریافت‌شده در ۳ مهر ۱۴۰۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثل‌واره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)