تصحیحهای دیوان حافظ
| از سلسلهٔ مقالات دربارهٔ |
![]() |
|---|
|
| متن و تصحیحها |
| شعر و اندیشه |
| شرح و حافظپژوهی |
| ترجمه و پذیره |
|
| یادمان |
|
تصحیحهای دیوان حافظ کوششهایی است که برای فراهمآوردن متنی قابلاعتماد از شعر حافظ بر پایهٔ دستنویسها انجام شده است. از حافظ دیوانی به خط خودش یا به خط نخستین گردآورندهٔ شعرش در دست نیست و غزلهایش در سدههای پس از او بیش از هر متن شعر دیگری رونویسی شد، چنانکه ضبط بسیاری از واژهها در دستنویسهای کهن با یکدیگر یکسان نیست. بازسازی متن دیوان از همینرو یکی از دشوارترین کارهای تصحیح متون در شعر فارسی شناخته میشود.[۱]
نخستین چاپ دیوان در ۱۷۹۱ میلادی در کلکته بیرون آمد[۲] و نخستین تصحیحهای انتقادی در ایران در دههٔ ۱۳۰۰ خورشیدی پدید آمد. از آن پس دستکم بیست تصحیح مستقل از دیوان منتشر شده است که هر یک بر شمار و ردهٔ دیگری از دستنویسها تکیه دارد و معیار دیگری برای گزینش ضبطها به کار برده است.
چرا متن دیوان ناپایدار است
سلیم نیساری در مقدمهٔ دفتر دگرسانیها در غزلهای حافظ دو واقعیت را پایهٔ کار میگیرد: نخست آنکه هیچ کاتبی در دستنویسهای کهن ننوشته است متن را از چه منبعی رونویس کرده، و دوم آنکه هیچ مدرکی در دست نیست که کسی متن غزلها را به خط خود حافظ یا به خط نخستین گردآورندهٔ دیوان او دیده باشد.[۱] به نوشتهٔ او تنها راه رسیدن به متنی مورد اعتماد «کوتاه گرداندنِ فاصله تا منشا اصلی و پرهیز از رخنهی تصرّفات و تغییراتی است که طیِ قرونِ متاخر در دیوانِ حافظ رخ دادهاست».[۱]
راستگو دو سبب برای این وضع برمیشمارد. یکی آنکه حافظ شعر خود را «حتّی پس از انتشار و دست به دست شدن، دستکاری و بازبینی میکرده» و پراکنده شدن این صورتهای بازبینیشده در کنار صورتهای پیشین سبب شده نسخهها اینهمه با هم اختلاف داشته باشند؛ دیگر آنکه او خود شعرهایش را در دفتری گرد نیاورد «تا مأخذ مورد اعتمادی برای کاتبان و نسخهنویسان باشد».[۳] راستگو بخشی از اختلافها را نیز پیآمد خطای شنیداری و دیداری و ذهنی کاتبان میداند، اما میافزاید آنجا که مصرع یا بیتی سراسر دگرگون میشود «نمیتوان آنها را غلطانگاری و خطای کاتبان دانست».[۳]
نیساری سبب پدید آمدن دگرسانیها را سه چیز میشمارد: اصلاحهایی که خود حافظ در شعرش کرده، نسخهبدلهایی که کاتبان ساختهاند، و دستکاریهایی که به خط الحاقی در نسخهها افزوده شده است. او همچنین تفکیک اشتباههای دستنویسی از دگرسانیهای اصیل را گامی جدا و لازم میداند.[۱]
دورهٔ رونویسی دستی شعر حافظ نزدیک به چهارصد سال و دورهٔ چاپ آن نزدیک به دویست سال طول کشیده است، و به گفتهٔ نیساری رواج چاپ از نفوذ عوامل تحریف در واژههای دیوان نکاست.[۱] شمار چاپهای دیوان نیز بسیار است: در کتابشناسی مهرداد نیکنام به سال ۱۳۶۷ سیصد دیوان چاپی و در کتابشناسی ابوالقاسم رادفر به سال ۱۳۶۸ دویست و بیست و پنج دیوان چاپی فهرست شده است و پس از آن نیز چاپهای بسیار دیگری منتشر شده.[۲]
تاریخچه
چاپهای نخستین (۱۷۹۱ تا ۱۳۰۰ خورشیدی)
کهنترین چاپهای دیوان در هند و مصر و اروپا فراهم شد و بیشترشان کار خاورشناسان یا کارمندان کمپانی هند شرقی بود. نخستین آنها دیوان خواجه حافظ شیرازی معه دیباچه و قصاید است که در ۱۷۹۱ میلادی با چاپ سنگی در کلکته و به تصحیح ابوطالب لندنی بر پایهٔ دوازده دستنویس منتشر شد.[۲][۴] پس از آن چاپ بولاق در ۱۲۴۳ قمری به فرمان محمدعلی پاشا و چاپ دیگری در همان سال در کلکته به کوشش بدرعلی عظیمآبادی بیرون آمد، و نخستین چاپ سنگی در ایران در ۱۲۵۴ قمری انجام شد.[۲][۵]
در اروپا هرمان بروکهاوس میان ۱۸۵۴ تا ۱۸۵۶ متن دیوان را در لایپزیگ همراه با بخش بزرگی از شرح سودی بر حافظ چاپ کرد.[۵] در هند نیز محمد قدسی در ۱۳۱۴ قمری در بمبئی چاپی فراهم کرد که حاصل هشت سال کار بر پایهٔ پنجاه دستنویس و نسخهٔ چاپی بود و تا پیش از تصحیح قزوینی و غنی رایجترین متن به شمار میرفت.[۵]
آغاز تصحیح انتقادی در ایران (۱۳۰۶ تا ۱۳۲۰)
در ۱۳۰۶ سید عبدالرحیم خلخالی دیوانی را بر پایهٔ چهار دستنویس منتشر کرد و اختلاف نسخهها را در پاورقی آورد. این چاپ خطاهای بسیار داشت، اما نسخهٔ مبنای آن، دستنویسی مورخ ۸۲۷ قمری، پایهٔ کار قزوینی و غنی و از آن راه پایهٔ بسیاری از چاپهای پس از آن شد.[۵][۴]
به نوشتهٔ بهاءالدین خرمشاهی نخستین تصحیح انتقادی دیوان کار حسین پژمان بختیاری بود که بر پایهٔ سه دستنویس ناقص فراهم آمد و مصحح در مقدمهٔ چاپهای پسین آن بر روش مقابلهٔ قزوینی خرده گرفت.[۵]
در ۱۳۲۰ محمد قزوینی و قاسم غنی به پیشنهاد اسماعیل مرآت، وزیر فرهنگ وقت، تصحیحی منتشر کردند که همان دستنویس ۸۲۷ قمری مورد استفادهٔ خلخالی را با هفده دستنویس تازهتر مقابله کرده بود.[۴][۶] این تصحیح بیش از پنجاه بار بازچاپ شد، ولی تفاوتهایش با نسخهٔ خلخالی و منبع بیتهای افزوده و خوانشهای بیرون از آن نسخه را گزارش نکرده است.[۷] از میان بازچاپهای فراوان آن، به نوشتهٔ دانشنامهٔ حافظ تنها چاپهای زوار و اساطیر اعتبار کامل دارند.[۸]
تکیه بر دستنویسهای سدهٔ نهم (از ۱۳۳۷)
از اواخر دههٔ ۱۳۳۰ گرایش تازهای پدید آمد که در آن مصححان به جای یک نسخهٔ مبنا، گروهی از کهنترین دستنویسهای سدهٔ نهم قمری را پایه میگرفتند. پرویز ناتل خانلری متن خود را در سه چاپ (۱۳۳۷، ۱۳۴۹ و ۱۳۵۹) بازنگری کرد؛ چاپ نخست بر غزلهای «جُنگ اسکندرمیرزا» در موزه بریتانیا و مقابله با سه نسخهٔ تازهتر استوار بود و تصحیح دوم بر چهارده دستنویس کهن.[۹]
در همین دوره مسعود فرزاد طرح «جامع نُسَخ حافظ» را در شیراز آغاز کرد که تا هنگام مرگش در ۱۳۵۹ تنها ده مجلد از آن منتشر شد،[۹] و ایرج افشار «دیوان کهنهٔ حافظ» را بر پایهٔ غزلهای نوشتهشده در حاشیهٔ نسخهای بیتاریخ از دیوان سلمان ساوجی فراهم آورد.[۱۰][۴]
رشید عیوضی و اکبر بهروز در ۱۳۵۶ در تبریز تصحیحی بر پایهٔ سه دستنویس کامل مورخ ۸۱۳ و ۸۲۲ و ۸۲۵ قمری منتشر کردند؛ عیوضی چاپ دوم را بر هشت دستنویس و چاپ سوم را بر نُه دستنویس کامل استوار کرد.[۴][۱۱][۱۲]
محمدرضا جلالی نائینی و نذیر احمد نیز در ۱۳۵۰ و ۱۳۵۲ دو تصحیح بر پایهٔ نسخهٔ گورکهپور و نسخهای از کتابخانهٔ ایاصوفیهٔ استانبول منتشر کردند که خرمشاهی آن را از نظر دقت در مقابله یکی از معتبرترین چاپها خوانده است.[۱۳] جلالی نائینی سپس در ۱۳۷۳ تصحیح دیگری را با همکاری عبدالوهاب نورانی وصال بیرون داد.
معیارهای گزینش متن
مصحح دیوان حافظ در برابر هر اختلاف ضبط باید یکی از خوانشها را برگزیند و معیار این گزینش است که تصحیحها را از یکدیگر جدا میکند. نیساری سه ضابطه را برمیشمارد: ضبط اکثریت نسخهها، اعتبار ضبط کهنترین و مهمترین نسخهها، و سنجیدن خوانش با سنخ اندیشه و سبک بیان حافظ. او تصحیح قیاسی را نیز روشی جدا بررسی میکند و برای ارزیابی نسخهها مفهوم «پشتوانهٔ بسنده» را به کار میبرد.[۱]
این سه ضابطه همیشه یک نتیجه نمیدهند و برتری دادن هر یک بر دیگری به متنی دیگر میرسد.
سهگانهٔ راستگو
سید محمد راستگو در ۱۳۷۴ تصحیحهای دیوان را به سه گروه بخش کرد: آنها که «از روی یک یا چند دستنوشتهٔ معیّن و معتبر فراهم آمده»، مانند کارهای قزوینی و جلالی نائینی و افشار؛ آنها که «بر مدار ذوق انجام گرفته و گاه دستکاریها و دخالتهایی در شعر حافظ را نیز در پی داشته»، مانند کارهای انجوی و پژمان و شاملو؛ و آنها که «به گونهٔ سنجشی و گزینشی از میان چندین نسخهٔ معتبر خطّی فراهم شده»، مانند کارهای خانلری و نیساری و سایه.[۳] راستگو تنها گروه سوم را نامگذاری میکند و آن را «شیوهٔ سنجشیـگزینشی» میخواند؛ دو گروه دیگر در نوشتهٔ او توصیف شدهاند و نام ندارند، و فهرست نمونههایش نیز بسته نیست.[۱۴]
راستگو این تقسیم را برای داوری به کار میبرد و گروه سوم را برای دیوان حافظ درستترین شیوه میداند. استدلال او این است که تکیه بر کهنترین نسخه، که در تصحیح متون دستنویس «استوارترین و کملغزشترین شیوه» است، در مورد حافظ کارآمد نیست، «بویژه اینکه تاریخ کتابت نسخههای دستنویس و معتبر دیوان او نیز بسیار به هم نزدیک و نسخهٔ مادر و مأخذ آنها نیز ناشناخته است».[۱۴] او در همان نوشته میپذیرد که این شیوه خود سرچشمهٔ اختلاف میان تصحیحها است، زیرا نتیجهاش به ذوق و دانش ادبی مصحح بستگی دارد و «گزینشهای خانلری، نیساری، سایه و ... را با اینکه همه از یک راه رفتهاند، در جاهای بسیاری چندگانه و متفاوت نموده است».[۱۵] راستگو خود از مصححان دیوان حافظ است و در همین نوشته به آن اشاره کرده است.[۱۵]
این دستهبندیها یکدست نیستند و یک تصحیح میتواند در دو نوشته دو جای مختلف بگیرد. کار پژمان نمونهٔ روشن آن است: راستگو آن را در گروه ذوقی میآورد،[۳] خرمشاهی آن را نخستین تصحیح انتقادی دیوان در ایران میخواند،[۵] و نیساری آن را «چاپ درسی» به شمار آورده است. برچسب «ذوقی» نیز همیشه پذیرفته نمیشود: خرمشاهی رد میکند که تصحیح ابتهاج دیوانی ذوقی از گونهٔ کارهای پژمان و انجوی و شاملو باشد و شمار موارد تصحیح قیاسی در سراسر آن را دو مورد میشمارد.[۱۶][۱۷]
روش خانلری
خانلری روش خود را در مقدمهٔ تصحیحش (صفحههای بیست تا بیست و شش) شرح داده است. نجفی آن را در پنج بند خلاصه کرده است؛ سه بند نخست چنین است: خانلری هیچ واژهای را نیاورده که «دست کم متکی بر یکی از نسخههای مأخذ نباشد»، جز چند مورد که هر بار با عنوان تصحیح قیاسی نشان داده شده؛ در ترتیب ابیات حکم اکثریت نسخهها را ملاک گرفته و در تساوی دو دسته، دستهٔ شامل نسخههای قدیمتر را معتبر شمرده؛ و در گزینش واژهها، چون «اتکا به قدمت نسخهها (که اختلاف زمان کتابتشان از ده بیست سال تجاوز نمیکند) وجهی نداشته است»، ناچار قرینههای ادبی و زبانی را در نظر گرفته است.[۱۸]
این استدلال همان است که راستگو نیز پیش میآورد: چون فاصلهٔ زمانی دستنویسهای معتبر اندک است، کهنگی نسخه به تنهایی داور میان دو ضبط نمیشود.[۱۴][۱۸]
خانلری همچنین معیار خود را برای جدا کردن غزلهای الحاقی گفته است: غزلهایی را زیر عنوان ملحقات آورده که «تنها در یک، یا گاهی دو سه نسخه از مجموع مآخذ ما وجود دارد»، و افزوده که برخی از آنها در دیوان شاعران دیگر هم ثبت شده است.[۱۹]
جایی که مصحح ضبطی را نه بر پایهٔ نسخهها بلکه بر پایهٔ داوری ادبی خود برمیگزیند، از آن با نام تصحیح ذوقی یاد میشود؛ چنانکه در توصیف کار یحیی قریب (۱۳۵۴) خودداری از تصحیح ذوقی و مبنا قرار دادن نسخههای کهن ویژگی مثبت شمرده شده است.[۲۰][۱۱]
در مقابل، احمد شاملو در حافظ شیراز، به روایت احمد شاملو دستنویسهای مورد استفادهٔ خود را مشخص نکرد و متن اشعار را از چاپی به چاپ دیگر تغییر داد؛ او مهمترین ویژگی کار خود را ترتیب منطقی ابیات میدانست و خرمشاهی همین را نقد کرده است.[۹]
نمونهٔ دیگری از دشواری کار، تاریخگذاری نسخهها است. خرمشاهی تاریخگذاری نسخهای را که رکنالدین همایونفرخ در ۱۳۶۷ به صورت نسخهبرگردان منتشر کرد و آن را مورخ ۸۰۵ قمری دانست نادرست میشمارد، زیرا در آن غزلی دربارهٔ نبرد کربلا هست که احتمالاً در روزگار صفوی افزوده شده است.[۱۳]
اختلاف بر سر معیار اکثریت نسخهها
سپردن داوری به ضبط اکثریت نسخهها، که هم نیساری آن را نخستین ضابطهٔ خود میشمارد[۱] و هم خانلری در ترتیب ابیات به آن تکیه میکند،[۱۸] خود مورد اختلاف است. هوشنگ ابتهاج این معیار را یکسره رد کرده و گفته است «این بازی اعداد و شبهدموکراسی است، و من هرگز تسلیم اکثریت نسخهها نشدهام».[۱۶]
خود نیساری شمار جاهایی را که از ضبط اکثریت نسخهها فاصله گرفته است گزارش کرده است: جدولهای دفتر دگرسانیها در مجموع ۱۰٬۳۴۰ مدخل دارد و «تنها در ۱۳۵ مدخل، یعنی حدوداً در یکصدم شمار مدخلها، قرائتی برای متن انتخاب شده است که ضبط اکثریت نسخ نیست».[۲۱] هر مدخل جایگاهی از اختلاف است و شمار نسخههای پشتیبان هر ضبط را نشان میدهد، نه آنکه هر مدخل یک دگرسانی باشد.
محمدجعفر محجوب در نقد خود بر همین تصحیح جایی را نشان میدهد که اکثریت نسخهها با ضبط ابتهاج همراه است و با این حال ضبط خانلری را برتر میشمارد.[۲۲] از سوی دیگر سعید لیان یکی از ایرادهای کار ابتهاج را «درج گزینشی نسخهبدلها» میداند و در برابر آن اصل خانلری را میگذارد که «نسخهبدلها را تماماً ثبت کردیم و حتی آنها را که در نظر ما به کلی مردود بود از قلم نینداختیم».[۲۳]
فهرست تصحیحها
این فهرست تصحیحهای مستقل دیوان را به ترتیب نخستین چاپ میآورد. بازچاپها، نسخهبرگردانها و دیوانهای خوشنویسیشده در آن نیامده است؛ فهرست کامل چاپها در نسخههای دیوان حافظ است.
| تصحیح | مصحح | نخستین چاپ | محل | نسخههای مبنا |
|---|---|---|---|---|
| دیوان خواجه حافظ شیرازی معه دیباچه و قصاید | ابوطالب لندنی | ۱۷۹۱ م | کلکته | دوازده دستنویس[۲][۴] |
| چاپ قدسی | محمد قدسی | ۱۳۱۴ ق | بمبئی | پنجاه دستنویس و نسخهٔ چاپی، در هشت سال[۵] |
| دیوان حافظ (نسخه خلخالی) | سید عبدالرحیم خلخالی | ۱۳۰۶ | تهران | چهار دستنویس؛ مبنا دستنویسی مورخ ۸۲۷ ق[۵] |
| دیوان حافظ (نسخه پژمان بختیاری) | حسین پژمان بختیاری | ۱۳۱۵ | تهران | سه دستنویس ناقص[۵] |
| دیوان حافظ (تصحیح غنی و قزوینی) | محمد قزوینی و قاسم غنی | ۱۳۲۰ | تهران | دستنویس ۸۲۷ ق و هفده دستنویس تازهتر[۴][۶] |
| دیوان حافظ (تصحیح خانلری) | پرویز ناتل خانلری | ۱۳۳۷ (چاپ دوم ۱۳۴۹، سوم ۱۳۵۹) | تهران | چاپ نخست بر «جُنگ اسکندرمیرزا»؛ چاپ دوم بر چهارده دستنویس کهن[۹] |
| دیوان حافظ (تصحیح انجوی شیرازی) | ابوالقاسم انجوی شیرازی | ۱۳۴۵ | تهران | با مقدمهٔ علی دشتی[۹] |
| «جامع نُسَخ حافظ» | مسعود فرزاد | ۱۳۴۷ | شیراز | تا ۱۳۵۹ تنها ده مجلد منتشر شد[۹] |
| «دیوان کهنهٔ حافظ» | ایرج افشار | ۱۳۴۸ | تهران | غزلهای حاشیهٔ نسخهای بیتاریخ از دیوان سلمان ساوجی[۱۰][۴] |
| تصحیح جلالی نائینی و نذیر احمد | محمدرضا جلالی نائینی و نذیر احمد | ۱۳۵۰ و ۱۳۵۲ | مشهد و تهران | نسخهٔ گورکهپور؛ چاپ دوم با نسخهای از ایاصوفیه[۱۳] |
| حافظ شیراز، به روایت احمد شاملو | احمد شاملو | ۱۳۵۴ | تهران | مصحح دستنویسهای خود را مشخص نکرد[۹] |
| تصحیح یحیی قریب | یحیی قریب | ۱۳۵۴ | تهران | دستنویسی مورخ ۸۶۲ ق و نسخهای از سدهٔ دهم[۱۱][۲۰] |
| دیوان حافظ (تصحیح رشید عیوضی) | رشید عیوضی و اکبر بهروز | ۱۳۵۶ (چاپ دوم ۱۳۷۶، سوم ۱۳۸۵) | تبریز | سه دستنویس کامل مورخ ۸۱۳ و ۸۲۲ و ۸۲۵ ق؛ چاپ دوم هشت و چاپ سوم نُه دستنویس[۴][۱۲] |
| تصحیح احمد سهیلی خوانساری | احمد سهیلی خوانساری | ۱۳۶۲ | تهران | مقابلهٔ چهار نسخه[۱۱] |
| تصحیح ادیب برومند | ادیب برومند و پوراندخت ادیب برومند | ۱۳۶۷ | تهران | دستنویسی مورخ ۸۷۴ ق و نسخههای خانلری و قزوینی و غنی[۱۱] |
| غزلیات حافظ (بر اساس نسخه مورخ ۸۱۳ هجری) | نذیر احمد | ۱۳۶۷ | دهلی نو | چهل و هفت غزل حاشیهٔ نسخهٔ سالار جنگ مورخ ۸۱۳ ق[۱۳] |
| تصحیح محیط طباطبایی | محمد محیط طباطبایی | ۱۳۶۹ | تهران | مصحح وفاداری به نسخهای از سدهٔ نهم را گفته است[۱۱] |
| حافظ به سعی سایه | هوشنگ ابتهاج | ۱۳۷۳ | تهران | سی و یک دستنویس سدهٔ نهم که شانزده نسخهٔ نیمهٔ نخست آن سده مبنای تصحیح است؛ در شمار نسخهها میان منابع اختلاف است[۱۶][۲۲][۳] |
| دیوان حافظ (تصحیح جلالی نائینی و نورانی وصال) | محمدرضا جلالی نائینی و عبدالوهاب نورانی وصال | ۱۳۷۳ | تهران | |
| دیوان حافظ: قرائتگزینی انتقادی | بهاءالدین خرمشاهی و هاشم جاوید | ۱۳۷۸ | تهران | |
| تدوین نیساری | سلیم نیساری | ۱۳۵۲ (تدوینهای بعدی ۱۳۷۱ و ۱۳۷۷، ویراست دوم ۱۳۸۷) | تهران | چهل و سه دستنویس در تدوین ۱۳۷۱ و چهل و هشت دستنویس در چاپ ۱۳۷۷[۲۱] |
| دفتر دگرسانیها در غزلهای حافظ | سلیم نیساری | ۱۳۸۵ | تهران | پنجاه دستنویس سدهٔ نهم؛ پیکرهٔ دگرسانیها و نه تصحیح متن[۱] |
| دیوان حافظ (تصحیح ثروتیان) | بهروز ثروتیان | ۱۳۸۶ | تهران | پانزده دستنویس و نسخهٔ چاپی |
نقد و ارزیابی
در یک تحلیل استنادی که در ۱۳۹۲ منتشر شد، استنادهای درونی ۲۸۵ کتاب دربارهٔ حافظ شمارش شد. بیشترین شمار استناد در میان دیوانهای چاپی از آن تصحیح قزوینی و غنی با ۷۵ استناد و تصحیح خانلری با ۶۶ استناد (۲ درصد از کل ۳۱۴۴ استناد) بود.[۲۴] این سنجه شمار استناد است و داوری دربارهٔ درستی متن به شمار نمیآید.
نمونه: بحث بر سر تصحیح خانلری
بحثی که پیرامون تصحیح خانلری درگرفت نشان میدهد داوری دربارهٔ یک تصحیح معمولاً یکسره مثبت یا منفی نیست. نذیر احمد در ۱۳۶۷ آن را «بدونشک در میان همهٔ چاپها بهترین و معتبرترین» خواند و افزود «تاکنون هیچ محقق در جمعآوری اینقدر مواد نو و معتبر موفق نشده».[۱۹] ابوالحسن نجفی نیز در ۱۳۶۰ در نوشتاری با عنوان «حافظ: نسخهٔ نهایی» به آن پرداخت.[۱۸]
نذیر احمد در همان نوشته دو ایراد مشخص گرفت. نخست آنکه محدود کردن نسخههای مبنا به آنها که تا ۸۳۶ و ۸۳۷ قمری کتابت شدهاند «پایهٔ اساسی ندارد»، زیرا نسخههای دیگری تا میانهٔ سدهٔ نهم در کتابخانههای جهان هست. دوم آنکه تکیهنکردن بر غزلهایی که تنها در یک نسخه آمدهاند روا نیست، چون «بسیار وقت است که غزلی که فقط در یک نسخه ثبت است، همان غزل اصیل است». او دربارهٔ سی و هشت غزلی که خانلری زیر عنوان ملحقات آورده بود نتیجه گرفت که آنها را «نباید الحاقی قرار داد و از دیوان خارج نمود».[۱۹]
او همچنین شیوهٔ تشخیص الحاقی بودن شعر از راه سبک را خطرناک میشمرد و مینوشت این کار «فی الحقیقه قرینهای بدست میدهد، اما تا وقتی که قرینهٔ دیگر این قیاس را در مورد تأیید قرار نمیدهد آن را نباید قبول کرد». داوری کلی او دربارهٔ دو تصحیح علمی دیوان این بود که چاپ قزوینی و غنی و چاپ خانلری «یقیناً دارای کلام الحاقی نیست، اما دارای همهٔ منظومات نیست».[۱۹]
نمونه: بحث بر سر تصحیح سایه
تصحیح ابتهاج در نوشتههای حافظپژوهان بیشتر با داوری مثبت روبهرو شده است. محجوب در نقدی پنجاه و هشت صفحهای آن را بیت به بیت با تصحیحهای قزوینی و غنی و خانلری سنجیده،[۲۲] و لیان در بررسی هفت تصحیح دیوان آن را «تصحیح منقّح و پاکیزهای» خوانده «امّا خالی از اشکال نیست».[۲۳]
تندترین ایراد روشی از محجوب است. ابتهاج در مقدمهٔ خود جدولی از درصد بهرهگیری از هر نسخه آورده و همان آمار را گواه برتری نسخهٔ قزوینی گرفته است؛ محجوب این را «نوعی مصادره به مطلوب» میخواند و مینویسد مصحح «بدین نسخه به حق معتقد بوده، از آن بیشتر استفاده کرده، آنگاه میزان استفادهٔ خود را دلیل برتری نسخه دانسته است؛ و این درست نیست».[۲۲]
نمونه: بحث بر سر کار نیساری
نیساری دو کار جدا از هم عرضه کرد: تدوینی از غزلها و دفتر دگرسانیها که گزارش اختلاف نسخهها است. ثروتیان دفتر دگرسانیها را ستود و نوشت دگرسانیها «با دقتی قابل تحسین در جدولهایی ویژه ضبط شده است» و «ابداع این جدولها، خود یک رویداد علمی تاریخی است»؛ در همان نوشته اما بر گزینشهای نیساری خرده گرفت و نوشت «هرگز نمیتوان قبول کرد که ۲۲ نسخهٔ اقدم، قابل تعویض با دو نسخهٔ یک قرن پس از دوران شاعر بوده باشد».[۲۵] خرمشاهی نیز در بررسی تدوین نیساری بر پایهٔ چهل و هشت دستنویس نوشت «در طی تاریخ حدوداً یکصد سالهٔ تصحیح علمی دیوان حافظ، تصحیح آقای دکتر نیساری گامی به پیش است».[۲۶]
نیساری خود داوری تندی دربارهٔ تصحیح قزوینی و غنی دارد و آن را با عدد همراه میکند: آن چاپ در ضبط غزلها «با نسخهٔ خطی ۸۲۷ در ۲۸۵ مورد مغایرت دارد» و در ۲۱۱ مورد از آنها به ضبط اصلی نسخه اشاره نشده و ۳۱ بیت نیز از منابع دیگر بر غزلها افزوده شده است؛ نتیجه آنکه «چاپ ۱۳۲۰ علامه قزوینی را نمیتوان یک متن مستند با مقیاسها و معیارهای امروز بهشمار آورد».[۲۷] این داوری همان کاستی را نشان میدهد که خرمشاهی نیز یاد کرده است، یعنی گزارشنشدن تفاوتهای آن چاپ با نسخهٔ مبنا.[۷]
معیار مقبولیت
راستگو در ۱۳۷۴ تصحیح سایه را «یکی از آخرین و بهترین تصحیحهای دیوان حافظ» خواند[۳] و در همان نوشته معیاری دیگر پیش گذاشت: «مقبولترین دیوان حافظ، دیوانی خواهد بود که با همرأیی، همذوقی و همفکری گروه قابل توجّهی از حافظپژوهان خوشذوق و خوشفکر فراهم آید».[۱۵]
جستارهای وابسته
پانویس
- 1 2 3 4 5 6 7 8 نیساری، سلیم (۱۳۸۵–۱۳۸۶). «مقدمه». دفتر دگرسانیها در غزلهای حافظ. ج. ۱. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۶). «حافظ». در اسماعیل سعادت (ویراستار). دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی. ج. ۲. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی. ص. ۶۵۸.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 6 راستگو، سید محمد (فروردین–اردیبهشت ۱۳۷۴). «نقد و بررسی دیوان حافظ به سعی «سایه»». آینهٔ پژوهش. ۶ (۱): ۳۳.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 6 7 8 9 سجادی، صادق (۱۳۹۰). «حافظ». دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ج. ۱۹. تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ص. ۵۹۲.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 6 7 8 9 خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۶). «حافظ». در اسماعیل سعادت (ویراستار). دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی. ج. ۲. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی. ص. ۶۵۹.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 ضیاء، محمدرضا (۱۳۹۷). «دیوان حافظ». در بهاءالدین خرمشاهی (ویراستار). دانشنامهٔ حافظ و حافظپژوهی. ج. ۲. تهران: نخستان پارسی. ص. ۱۱۳۵.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۶). «حافظ». در اسماعیل سعادت (ویراستار). دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی. ج. ۲. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی. ص. ۶۵۹–۶۶۰.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ ضیاء، محمدرضا (۱۳۹۷). «دیوان حافظ». در بهاءالدین خرمشاهی (ویراستار). دانشنامهٔ حافظ و حافظپژوهی. ج. ۲. تهران: نخستان پارسی. ص. ۱۱۳۶.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 6 7 خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۶). «حافظ». در اسماعیل سعادت (ویراستار). دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی. ج. ۲. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی. ص. ۶۶۰.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۶). «حافظ». در اسماعیل سعادت (ویراستار). دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی. ج. ۲. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی. ص. ۶۶۰–۶۶۱.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 5 6 خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۶). «حافظ». در اسماعیل سعادت (ویراستار). دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی. ج. ۲. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی. ص. ۶۶۲.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 ضیاء، محمدرضا (۱۳۹۷). «دیوان حافظ». در بهاءالدین خرمشاهی (ویراستار). دانشنامهٔ حافظ و حافظپژوهی. ج. ۲. تهران: نخستان پارسی. ص. ۱۱۲۷–۱۱۲۸.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۶). «حافظ». در اسماعیل سعادت (ویراستار). دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی. ج. ۲. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی. ص. ۶۶۱.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 راستگو، سید محمد (فروردین–اردیبهشت ۱۳۷۴). «نقد و بررسی دیوان حافظ به سعی «سایه»». آینهٔ پژوهش. ۶ (۱): ۳۳–۳۴.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 راستگو، سید محمد (فروردین–اردیبهشت ۱۳۷۴). «نقد و بررسی دیوان حافظ به سعی «سایه»». آینهٔ پژوهش. ۶ (۱): ۳۴.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 خرمشاهی، بهاءالدین (فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۶). «آفتابی در میان سایهای». بخارا (۶۰): ۴۵–۵۰.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ نیساری، سلیم (۱۳۶۷). مقدمهای بر تدوین غزلهای حافظ. تهران. ص. ۳۹.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 نجفی، ابوالحسن (آذر و دی ۱۳۶۰). «حافظ: نسخهٔ نهایی». نشر دانش. ۲ (۱): ۳۰–۳۹.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 نذیر احمد (پاییز ۱۳۶۷). «نظری در دیوان حافظ چاپ دکتر خانلری». ایراننامه. ۷ (۱).
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 ضیاء، محمدرضا (۱۳۹۷). «دیوان حافظ». در بهاءالدین خرمشاهی (ویراستار). دانشنامهٔ حافظ و حافظپژوهی. ج. ۲. تهران: نخستان پارسی. ص. ۱۱۳۲.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 نیساری، سلیم (فروردین ۱۳۹۰). «بازتاب: اجر دفتر دگرسانیها در غزلهای حافظ». کتاب ماه ادبیات (۴۸): ۱۲۰.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 3 4 محجوب، محمدجعفر (اسفند ۱۳۷۳). «دربارهٔ حافظ به سعی سایه (بهانهای برای مرور سه چاپ معتبر دیوان خواجه حافظ در پنجاه سال اخیر)». کلک (۶۰): ۲۵۲–۳۱۰.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - 1 2 لیان، سعید (بهار ۱۳۹۳). «بررسی و نقد هفت تصحیح دیوان حافظ». نامهٔ فرهنگستان. ۱۳ (۳).
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ نوذری، سودابه؛ حری، عباس؛ حریری، نجلا؛ منصوریان، یزدان (۱۳۹۲). «تحلیل استنادی منابع کتابها درباره حافظ» (PDF). مطالعات ملی کتابداری و سازماندهی اطلاعات. ۲۴ (۱): ۵۲–۷۵.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ ثروتیان، بهروز (مهر ۱۳۸۸). «بررسی کتاب «دفتر دگرسانیها در غزلهای حافظ»». کتاب ماه ادبیات (۱۴۴): ۳۳–۴۵.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ خرمشاهی، بهاءالدین (زمستان ۱۳۷۸). «اوجی دیریاب و کوششی کامیاب در تصحیح دیوان حافظ (دربارهٔ تصحیح جدید دکتر سلیم نیساری)». هنر (۴۲): ۲۲۴–۲۵۰.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ↑ قاسمیان (بهار ۱۳۹۹). «سهگانهٔ سلیم نیساری». حافظپژوهی. ۲۳ (۲۳): ۱۰۳–۱۲۲.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
منابع
- خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۶). «حافظ». در اسماعیل سعادت (ویراستار). دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی. ج. ۲. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی. ص. ۶۵۸–۶۶۲.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - سجادی، صادق (۱۳۹۰). «حافظ». دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ج. ۱۹. تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ص. ۵۹۲.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ضیاء، محمدرضا (۱۳۹۷). «دیوان حافظ». در بهاءالدین خرمشاهی (ویراستار). دانشنامهٔ حافظ و حافظپژوهی. ج. ۲. تهران: نخستان پارسی. ص. ۱۱۱۱–۱۱۳۶.
{{cite encyclopedia}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - نیساری، سلیم (۱۳۸۵). «مقدمه». دفتر دگرسانیها در غزلهای حافظ. ج. ۱. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - راستگو، سید محمد (فروردین–اردیبهشت ۱۳۷۴). «نقد و بررسی دیوان حافظ به سعی «سایه»». آینهٔ پژوهش. ۶ (۱): ۳۳–۳۹.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - نیساری، سلیم (فروردین ۱۳۹۰). «بازتاب: اجر دفتر دگرسانیها در غزلهای حافظ». کتاب ماه ادبیات (۴۸): ۱۲۰.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - قاسمیان (بهار ۱۳۹۹). «سهگانهٔ سلیم نیساری». حافظپژوهی. ۲۳ (۲۳): ۱۰۳–۱۲۲.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - لیان، سعید (بهار ۱۳۹۳). «بررسی و نقد هفت تصحیح دیوان حافظ». نامهٔ فرهنگستان. ۱۳ (۳).
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - محجوب، محمدجعفر (اسفند ۱۳۷۳). «دربارهٔ حافظ به سعی سایه (بهانهای برای مرور سه چاپ معتبر دیوان خواجه حافظ در پنجاه سال اخیر)». کلک (۶۰): ۲۵۲–۳۱۰.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - نوذری، سودابه؛ حری، عباس؛ حریری، نجلا؛ منصوریان، یزدان (۱۳۹۲). «تحلیل استنادی منابع کتابها درباره حافظ» (PDF). مطالعات ملی کتابداری و سازماندهی اطلاعات. ۲۴ (۱): ۵۲–۷۵.
{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- تصحیحهای دیوان حافظ
- دیوان حافظ
- نسخهشناسی
