بلبلی برگ گلی خوش‌رنگ در منقار داشت

بلبلی برگ گلی خوش‌رنگ در منقار داشت
برگ ۱۸۴ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۷۷ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۸
بحرفاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات (رمل مثمن مقصور)
متن

بلبلی برگ گلی خوش‌رنگ در منقار داشت
و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت
گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست
گفت ما را جلوهٔ معشوق در این کار داشت
یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض
پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت
در نمی‌گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست
خرّم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت
خیز تا بر کلک آن نقّاش جان افشان کنیم
کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت
گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن
شیخ صنعان خرقه رهن خانهٔ خمّار داشت
وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر
ذکر تسبیح ملک در حلقهٔ زنّار داشت
چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت
شیوهٔ جنات تجری تحتها الأنهار داشت



۲



۴



۶



۸

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «بلبلی برگ گلی خوش‌رنگ در منقار داشت» غزلِ شمارهٔ ۷۷ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و هشت بیت دارد.[۱] جلالیان وزن آن را «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات» و بحر آن را «رمل مثمّن مقصور» آورده است،[۲] و سودی نیز در سرِ غزل «از بحر رمل» نوشته است.[۳]

بیت پایانی این غزل عبارتی قرآنی را در خود دارد، و خرمشاهی و سودی هر دو، با فاصلهٔ چهار سده، بر سر یک نکتهٔ قرائت در آن عبارت درنگ کرده‌اند.

ضبط غزل در دست‌نویس‌ها

شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۸۲،[۳] در شرح جلالی ۷۴،[۲] در تدوین سلیم نیساری ۶۹،[۴] در تصحیح سایه ۷۶[۵] و در چاپ خلخالی ۳۶ است. مدخل حافظ‌نامهِ خرمشاهی برای آن مدخل چهل‌وهشتم کتاب است و از صفحهٔ ۳۸۴ آغاز می‌شود.[۶]

نیساری این غزل را در شش دست‌نویس سدهٔ نهم یافته و ترتیب ابیات را در پنج تای آن‌ها یکسان دیده است. تنها استثنا دست‌نویس طوپقاپوسرای است که بیت پنجم («خیز تا بر کلک آن نقّاش جان افشان کنیم») را ندارد و غزل در آن هفت بیت است.[۴]

یک جای متن نیساری با چاپ قزوینی و غنی تفاوت دارد: او «از گدایان عار داشت» می‌خواند، و صورت «از گدایی» که چاپ قزوینی و غنی دارد در دو دست‌نویس آمده، یکی از آن دو با نشانهٔ «خ»[یادداشت ۱].[۴] متن سودی و تصحیح سایه هر دو «از گدایان» دارند، یعنی همان ضبط متن نیساری.[۷][۵]

در بیت پایانی، تصحیح سایه «حوراسرشت» می‌خواند؛ نیساری در این جا هیچ دگرسانی‌ای ثبت نکرده است و «حوری سرشت» ضبط همهٔ شش دست‌نویس است.[۵][۴]

درون‌مایه و تفسیر

«جنات تجری تحتها الأنهار»

بیت پایانی عبارتی از قرآن را در خود دارد، و سودی گزارش می‌کند که بر حافظ از دو سو خرده گرفته‌اند: یکی آنکه «زیر بام قصر» گفته حال آنکه رودها زیر قصر جاری‌اند نه زیر بامش، و دیگر آنکه عبارت قرآنی جاری بودن رودها را در زیر بهشت می‌رساند نه در درون آن.[۸]

سودی دو پاسخ می‌آورد. نخست پاسخ دیگران، که «این نوع مسائل در شعر از مسامحات شعریه است و هیچ‌گونه ضرر ندارد»؛ و سپس پاسخ خود، که بیت اقتباسی از عبارت قرآنی است و تنوین آن «بضرورت وزن» افتاده، و «بعض از مفسرین مضافی هم تقدیر کرده‌اند، یعنی تحت اشجارها گفته‌اند».[۸]

در پی آن نکته‌ای در قرائت قرآن می‌آورد: «معلوم می‌شود در قرآن شریف در تمام مواضع "من تحتها" واقع شده الّا در آخر سورهٔ برات که در تمام قرآن‌ها بالاتفاق "تحت" را بدون "من" است، مگر حضرت ابن کثیر که در این‌جا هم با "من" جاره می‌خوانند».[۸]

خرمشاهی چهار سده بعد به همین نکته می‌رسد، بی آنکه نامی از سودی ببرد: عبارت «برگرفته از قرآن مجید است، با این تفاوت که در قرآن "جنّاتٍ" یا "جنّاتٌ" است و جز یک مورد که "تحتها الأنهار" است، بقیه "من تحتها الأنهار" است»، و فهرستی بلند از آیه‌ها را در پی آن می‌آورد.[۹]

خرمشاهی در همین بیت خوانشی را رد می‌کند که فاعل جمله را «چشم حافظ» می‌گیرد: «بعضی برای "چشم" در این بیت تأکید نابجائی قائلند و فاعل جمله و سلسله‌جنبان همهٔ تصاویر را "چشم حافظ" می‌انگارند و به تجوّز و تمحّل می‌افتند … که در این صورت بیشترینهٔ لطف و زیبائی بیت و تصاویر چندگانه‌اش از دست می‌رود».[۱۰] او نامی نمی‌برد، اما خوانشی که رد می‌کند همان است که سودی و جلالیان هر دو می‌دهند.[۸][۲]

شیخ صنعان

خرمشاهی شیخ صنعان را «مظهر لاابالیگری و ملامتیگری و پاکباختگی در عشق و طریقت» می‌داند و می‌افزاید که «شیرین قلندرِ بیت بعدی هم شاید اشاره به شیخ صنعان باشد».[۱۱] سودی او را «عبدالرزاق یمنی» می‌نامد، به شرح پیشین خود در غزلی دیگر ارجاع می‌دهد و خلاصه‌ای از داستان را می‌آورد و خواننده را به منطق‌الطیرِ عطار می‌فرستد.[۱۲]

زنار

خرمشاهی در شرح «زنّار» نکته‌ای کلی‌تر می‌آورد: «اینکه حافظ زنار را نقطهٔ مقابل تسبیح و به تلویح علامت کفر می‌شمارد (حال آنکه علامت ایمان اهل کتاب است) در سنت شعر فارسی هست که آنچه به اهل کتاب مربوط است ملحق به کفر قلمداد می‌کنند. فی‌المثل کنشت را نه عبادتگاه یهود، بلکه بتکده می‌انگارند».[۹] او همچنین سه ریشه‌شناسی برای «قلندر» می‌آورد و در پایان از معین نقل می‌کند که «با همهٔ این توضیحات منشأ قلندر هنوز روشن نیست».[۱۳]

«برگ»

به دریافت خرمشاهی «برگ» در شعر حافظ سه معنی جداگانه دارد: برگ گیاه، توان و ساز و برگ، و میل و آرزو؛ و دو «برگ» مطلع این غزل یکی نیستند، چرا که «برگ» دوم («و اندر آن برگ و نوا») به معنای دوم است.[۶]

خوانش جلالیان

جلالیان این غزل را به سال‌های پس از بازگشت شاعر از تبعید بازمی‌گرداند و آن را بازتاب رنجش او از شاه شجاع می‌داند: «چنین به نظر می‌رسد که حافظ پس از مراجعت از تبعید در مجالس بزرگان قوم حاضر می‌شده لیکن به مانند سابق از تعارفات و عنایات شاه‌شجاع برخوردار نبوده است».[۲][۱۴] به خوانش او بیت پنجم همه چیز را به سرنوشت ازلی بازمی‌گذارد و بیت‌های ششم و هفتم شیوهٔ ملامتی را می‌ستایند.[۱۴]

بازتاب

دو مدخل از فهرست ارسال‌المثل‌های دیوان حافظ به این غزل بازمی‌گردند. بیت ششم بیت سرآمد مدخلی است با کاربرد «نمی‌توان هم عاشقی کرد و هم در پی حفظ آبرو بود»،[۱۵][۱۶] و بیت نخست در مدخلی دیگر شاهد آمده است.[۱۷]


ترجمه‌ها

کلارک این غزل را در ۱۸۹۱ در نُه بیت ترجمه کرده است، یعنی یک بیت بیش از چاپ قزوینی و غنی؛ بیت افزودهٔ او در هیچ‌یک از منابع فارسی این مقاله نیست.[۱۸] جان پین در ۱۹۰۱ آن را در هشت بیت و به ترتیب چاپ قزوینی و غنی آورده است.[۱۹]

هرمان بیکنل در ۱۸۷۵ تنها چهار بیت از آن را ترجمه کرده است (بیت‌های پنجم تا هشتم) و در یادداشت خود روایتی دیگر از داستان شیخ صنعان می‌آورد.[۲۰] گرترود بل آن را ترجمه نکرده است.[۲۱]

شمارهٔ بی‌کمانکی که کلارک به هر غزل می‌دهد شمارهٔ آن در چاپ قزوینی و غنی نیست؛ همان شماره است که هرمان بیکنل نیز با نشان «B.-S. E.» به کار می‌برد و به چاپ بروکهاوس بازمی‌گردد. شمارهٔ رومی جان پین با شمارهٔ بی‌کمانک کلارک یکی است.


یادداشت‌ها

  1. ↑ نشانهٔ «خ» در دستگاه نیساری به دست‌نویسی به تاریخ ۸۲۷ ق بازمی‌گردد. در فهرست پنجاه‌ویک نسخهٔ او (صفحه‌های ۸ و ۹) دو دست‌نویس با همین تاریخ هست، نسخهٔ خلخالی در ردیف سیزدهم و نسخهٔ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد براون) در ردیف چهاردهم، و نشانهٔ آن دو در چاپ تنها با ضخامت حرف از هم جدا می‌شود. خودِ قزوینی «خ» چاپ خویش را نسخهٔ خلخالی می‌داند، ولی اینکه «خ» نیساری همان دست‌نویس باشد از این صفحه‌ها به دست نمی‌آید؛ اگر این بازشناسی عوض شود آنچه در این مقاله گفته شده سر جای خود می‌ماند، یعنی اینکه ضبط چاپ قزوینی و غنی در این اختلاف‌ها با شمار اندکی از گواهان است و آن دست‌نویس یکی از آن‌هاست، و تنها نام آن دست‌نویس فرق می‌کند. قزوینی خود در مقدمهٔ آن چاپ می‌نویسد که از حیث «عدّهٔ غزلیّات و عدّهٔ ابیات هر غزلی» اساس کار خویش را «منحصراً و منفرداً» همین نسخه گذاشته است، ولی از حیث متن ابیات آن را «بهیچوجه» بسنده نمی‌داند و می‌گوید اغلاط فاحش در آن فراوان است.حافظ، دیوان حافظ، مز. پس یکی بودن شمار ابیات این چاپ با آن دست‌نویس چیزی است که آن چاپ خود بر عهده گرفته است، و آنچه گزینش ویراستارانه به شمار می‌آید ضبط واژه‌هاست؛ دربارهٔ ترتیب ابیات در آن مقدمه سخنی نیست. نشانهٔ «خ» در پانویس‌های خودِ آن چاپ نشانهٔ همان چاپ است و شمارش‌های این مقاله بر نشانه‌های دستگاه نیساری استوار است.

منابع

  1. ↑ حافظ، دیوان حافظ، ۵۴.
  2. 1 2 3 4 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۴۹۵.
  3. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۸۳.
  4. 1 2 3 4 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۹۹.
  5. 1 2 3 ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۱۵۴.
  6. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۳۸۴.
  7. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۸۴.
  8. 1 2 3 4 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۸۹.
  9. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۳۸۹.
  10. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۳۹۰.
  11. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۳۸۵.
  12. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۸۶–۴۸۸.
  13. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۳۸۷–۳۸۸.
  14. 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۴۹۶.
  15. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۸۳.
  16. ↑ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۲:‎ ۱۵۱۲.
  17. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۲۴۶–۲۴۷.
  18. ↑ Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 169–170.
  19. ↑ Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 86–88.
  20. ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner. p. 82.
  21. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ذوالفقاری، حسن (۱۳۸۸). فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی. ج. ۱. تهران: معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۱۶۵-۰۲۵-۶.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثل‌واره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)