خواب آن نرگس فتان تو بی‌چیزی نیست

خواب آن نرگس فتان تو بی‌چیزی نیست
برگ ۱۸۳ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۷۵ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۶
متن

خواب آن نرگس فتّان تو بی‌چیزی نیست
تاب آن زلف پریشان تو بی‌چیزی نیست
از لبت شیر روان بود که من می‌گفتم
این شکر گرد نمکدان تو بی‌چیزی نیست
جان درازیّ تو بادا که یقین می‌دانم
در کمان ناوک مژگان تو بی‌چیزی نیست
مبتلایی به غم محنت و اندوه فراق
ای دل این ناله و افغان تو بی‌چیزی نیست
دوش باد از سر کویش به گلستان بگذشت
ای گل این چاک گریبان تو بی‌چیزی نیست
درد عشق ارچه دل از خلق نهان می‌دارد
حافظ این دیدهٔ گریان تو بی‌چیزی نیست



۲



۴



۶

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «خواب آن نرگس فتان تو بی‌چیزی نیست» غزلِ شمارهٔ ۷۵ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و شش بیت دارد.[۱]

جای این غزل در منابع حافظ‌شناسی ناهمگون است: در تدوین سلیم نیساری نیامده، جلالیان آن را شرح نکرده و خرمشاهی نه مدخلی برای آن دارد و نه در هیچ جای حافظ‌نامه بیتی از آن نقل می‌کند؛ در برابر، سودی آن را شرح کرده، در چاپ خلخالی و تصحیح سایه هست، و سه تن از چهار مترجم انگلیسی سدهٔ نوزدهم آن را ترجمه کرده‌اند.

جای غزل در منابع

شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۸۰[۲] و در چاپ خلخالی ۶۰ است.

نبود در دست‌نویس‌های سدهٔ نهم

تدوین نیساری بر پنجاه‌ویک دست‌نویس سدهٔ نهم استوار است، اما این غزل در آن چاپ نشده است. شمارهٔ ۶۷ در آن تدوین غزل شمارهٔ ۷۴ چاپ قزوینی و غنی است و شمارهٔ ۶۸ غزل شمارهٔ ۷۶؛ میان این دو چیزی نیست، و این غزل در آن کتاب نیامده است.[۳][۴] نیساری این نبود را جایی یادآور نمی‌شود و غزل را نادرست نمی‌خواند؛ تنها آن را چاپ نمی‌کند.

خاموشی دو شارح معاصر

جلالیان نیز این غزل را از قلم می‌اندازد: شمارهٔ ۷۲ شرح او غزل شمارهٔ ۷۴ چاپ قزوینی و غنی است و شمارهٔ ۷۳ غزل شمارهٔ ۷۶، و میان آن دو هیچ صفحه‌ای نیست که به این غزل داده شده باشد. او هم مانند نیساری این افتادگی را جایی توضیح نمی‌دهد.

خرمشاهی نیز مدخلی برای آن ندارد، و در دو جلد حافظ‌نامه هیچ بیتی از آن نقل نشده است.

ضبط غزل

متن سودی هفت بیت دارد و بیتی را در جای سوم می‌آورد که در چاپ قزوینی و غنی نیست: «چشمهٔ آب حیات است دهانت اما / بر لبش چاه زنخدان تو بی‌چیزی نیست».[۵] همین بیت در تصحیح سایه (در جای ششم) و در هر سه ترجمهٔ انگلیسی هم هست.[۶][۷][۸][۹] از آنجا که بل از چاپ بروکهاوس ترجمه کرده و نه از سودی، این بیت ضبط ویژهٔ سودی نیست بلکه خوانشی گسترده پیش از تصحیح قزوینی است که قزوینی و غنی آن را نپذیرفته‌اند.

سودی در همین مدخل دو حکم متنی دارد. نخست بر سر واژهٔ «که» در بیت دوم، که آن را لازم می‌داند هرچند بیشتر نسخه‌ها ندارند: «در اکثر نسخ لفظ "که" نیامده، اما بودنش در حکم لزوم است».[۲] دیگر گزارش ضبطی برای بیت پایانی: «در بعض نسخ بجای این دیدهٔ گریان "این سینهٔ نالان" واقع شده است».[۱۰]

تصحیح سایه در بیت چهارم «به غم و محنت ایام فراق» دارد، نه «غم محنت و اندوه فراق» چاپ قزوینی و غنی.[۶]

درون‌مایه و تفسیر

خرده‌ای بر کاربرد حافظ

سودی در شرح بیت سوم بر کاربرد خودِ حافظ خرده می‌گیرد و آن را خلاف عادت زبان می‌داند: «درازی: این کلمه را معمولاً با "عمر" استعمال کنند. مصرفش با "جان" مشهود نیست، یعنی "عمرت دراز باد" گویند اما "جانت دراز باد" شنیده نشده».[۵]

زلف و چاه زنخدان

سودی «فتّان» را «صیغهٔ مبالغه … بمعنای فتنه‌گر» و «تاب» را «پیچش» می‌گیرد، و پیچ زلف را «قلابی … برای صید دلهای عشاق» می‌داند.[۲] در بیتی که خود در متن دارد و چاپ قزوینی و غنی ندارد، «لب» را در معنای کنار می‌گیرد نه لب آدمی: «لفظ "لب" مشترک است مابین لب آدمی و کنار … در این شعر بمعنای کنار میباشد».[۵] در بیت پایانی نیز «درد عشق» را مفعول مقدم و «دل» را فاعل می‌داند.[۱۰]

بل در یادداشت‌های خود همین تصویر را برای خوانندهٔ انگلیسی می‌گشاید و می‌نویسد که شاعران فارسی چاه زنخدان معشوق را چاهی خطرناک پر از اشک عاشق می‌دانند که او هنگام نزدیک شدن به دهان معشوق در آن می‌افتد و غرق می‌شود. او «چاک گریبان» گل را نیز شکفتن آن در گرمی بادی می‌داند که از کوی معشوق می‌آید.[۱۱]

نمکدان

پین در پانویس خود می‌نویسد که شاعران دهان معشوق را نمکدان می‌خوانند، چرا که بر دل‌های زخمی نمک می‌پاشد.[۸] کلارک تنها یک یادداشت بر این غزل دارد و در آن چهار بیت نخست را خطاب به معشوق می‌داند و «بی‌چیزی نیست» را «بی‌دلبری نیست» می‌گیرد.[۷]

ترجمه‌ها

کلارک در ۱۸۹۱، جان پین در ۱۹۰۱ و گرترود بل در ۱۸۹۷ این غزل را به انگلیسی ترجمه کرده‌اند و هر سه آن را در هفت بیت آورده‌اند، یعنی یک بیت بیش از چاپ قزوینی و غنی.[۷][۸][۹] شمارهٔ «بیت ۳» در یادداشت‌های بل نشان می‌دهد که متن او نیز همان متن هفت‌بیتی است. هرمان بیکنل این غزل را ترجمه نکرده است.[۱۲]

شمارهٔ بی‌کمانکی که کلارک به هر غزل می‌دهد شمارهٔ آن در متن فارسی جارت است و شمارهٔ درون کمانک شمارهٔ آن در چاپ سنگی هند؛ هیچ‌یک شمارهٔ چاپ قزوینی و غنی نیست. شمارهٔ رومی جان پین با شمارهٔ بی‌کمانک کلارک یکی است.


منابع

  1. ↑ حافظ، دیوان حافظ، ۵۳.
  2. 1 2 3 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۷۵.
  3. ↑ نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۹۷.
  4. ↑ نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۹۸.
  5. 1 2 3 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۷۶.
  6. 1 2 ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۱۵۲.
  7. 1 2 3 Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 102.
  8. 1 2 3 Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 49–50.
  9. 1 2 Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann. p. 70–71.
  10. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۷۷.
  11. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann. p. 128.
  12. ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)