روضه خلد برین خلوت درویشان است
| روضهٔ خلد برین خلوت درویشان است | |
|---|---|
![]() غزلِ شمارهٔ ۴۹ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی | |
| زبان | فارسی |
| شاعر | حافظ |
| شمار ابیات | ۱۳ |
| بحر | فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان (رمل مثمن مخبون اصلم مسبغ) |
| متن | |
روضهٔ خلد برین خلوت درویشان است
نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی | |
| از سلسلهٔ مقالات دربارهٔ |
![]() |
|---|
|
| متن و تصحیحها |
| شعر و اندیشه |
| شرح و حافظپژوهی |
| ترجمه و پذیره |
|
| یادمان |
|
غزل با مطلعِ «روضهٔ خلد برین خلوت درویشان است» غزلِ شمارهٔ ۴۹ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و سیزده بیت دارد.[۱] جلالیان وزن آن را «فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان» و بحر آن را «رمل مثمّن مخبون اصلم مسبغ» آورده است.[۲]
این غزل از ناپایدارترین متنهای دیوان حافظ است: پنج تصحیح، پنج صورت متفاوت از آن به دست دادهاند، و بر سر اینکه «آصف» بیت پایانی کیست دستکم چهار پاسخ داده شده است.
ضبط غزل در دستنویسها
شمارهٔ این غزل در تصحیح قزوینی و غنی ۴۹،[۱] در چاپ خلخالی ۳۹، در تصحیح خانلری ۵۰،[۳] در تصحیح سایه ۴۸،[۴] در تدوین سلیم نیساری ۳۲،[۵] در شرح جلالی ۴۸،[۲] در شرح سودی ۵۴[۶] و در حافظنامهِ خرمشاهی ۳۰ است.[۷]
پنج تصحیح، پنج صورت
شمار و ترتیب ابیات در تصحیحها یکسان نیست: چاپ قزوینی و غنی سیزده بیت دارد،[۱] متن سودی چهارده بیت،[۶] تصحیح خانلری دوازده بیت،[۳] تصحیح سایه سیزده بیت با ترتیبی دیگر،[۴] و نیساری ده بیت در متن و چهار بیت دیگر را بیرون از متن و در کمانک آورده است.[۵]
مهمترین تفاوت در بیت پایانی است. متن قزوینی و غنی به «من غلام نظر آصف عهدم کو را» ختم میشود، اما خانلری «بندهٔ آصف عهدم که در این سلطنتش» را در متن نشانده و صورت قزوینی را به نسخهبدل برده است؛[۸] نیساری نیز همین صورت را، آن هم بیرون از متن، آورده است.[۵] در برابر، سودی و خانلری و نیساری هر سه بیتِ «حافظ اینجا به ادب باش که سلطانی و ملک / همه از بندگی حضرت درویشان است» را دارند، که در چاپ قزوینی و غنی اصلاً نیست؛ نیساری آن را مقطع متن خود کرده است.[۵][۶][۳]
واژهٔ دوم بیت دوم نیز سه صورت دارد: خانلری «گنج عزّت» مینویسد و «کنج عزلت» را نسخهبدل میشمارد،[۸] نیساری «گنج عزّت» دارد با «گنج عزلت» در نسخهبدل،[۵] سایه «کنج عزلت» را برمیگزیند،[۴] و جلالیان بر پایهٔ معنا جانب «گنج عزلت» را میگیرد و مینویسد که این صورت «با موضوعِ خلوتِ درویشان صورت مناسبتری از ضبط» است.[۹]
ابیات مدح و جای آنها
نیساری چهار بیت از سیزده بیت چاپ قزوینی و غنی را، از جمله هر دو بیتی که در آنها نام «آصف» میآید، بیرون از متن نشانده است. او این کار را بر پایهٔ قاعدهای عمومی انجام داده که خود چنین بیانش کرده است: «بررسی نسخههای خطی مشخص میسازد که درج ابیات متضمن مدح بعد از بیت تخلص مؤید این واقعیت است که این ابیات کاربرد اتفاقی و اختصاصی داشته است. در ضبط نسخههای خطی ابیات مدح غالباً محذوف است و اگر هم در نسخههایی درج شده باشد بعد از بیت تخلص و بیرون از متن اصلی غزل است».[۱۰]
در دستگاه او دو کهنترین دستنویس (سلیمانیهٔ استانبول، ۸۱۳ ق، و آصفیهٔ حیدرآباد، ۸۱۸ ق) هیچیک از آن چهار بیت را ندارند و غزل را کوتاه و بیمدح میآورند، حال آنکه دستنویسهای خلخالی و طوپقاپوسرای و ملی پاریس آنها را افزودهاند.[۵] نیساری خود هشدار میدهد که «اصولاً اعتبار قدمت تاریخ کتابت را نمیتوان به طور مطلق ضامن برتری کلمات … تلقی کرد».[۱۱]
متن چاپ قزوینی و غنی در این غزل بیتبهبیت و به همان ترتیب، متنِ دستنویس خلخالی (۸۲۷ ق) است.[۵] این با آنچه قزوینی خود در مقدمهٔ چاپش نوشته سازگار است، که در شمار اشعار «عیناً متابعت نسخهٔ آقای خلخالی» کرده است، هرچند نه در خواندن واژهها.[۱۲]
هر سه مترجم انگلیسیِ سدهٔ نوزدهم این غزل را در چهارده بیت ترجمه کردهاند، یعنی به صورت متن سودی؛ و هرمان بیکنل تنها کسی است که در همان روزگار به افزودهبودن یکی از دو بیت پایانی گمان برده و آن را در قلاب گذاشته و در پانویس نوشته است که به نظر میرسد الحاقی باشد.[۱۳]
درونمایه و تفسیر
آصف کیست
بر سر اینکه «آصف عهد» در بیت پایانی به کدام وزیر اشاره دارد، دستکم چهار موضع در دست است.
خرمشاهی دو نامزد میآورد و میان آنها داوری نمیکند: «قوامالدین محمد صاحب عیار وزیر شاه شجاع» و «خواجه جلالالدین تورانشاه»، و در همانجا هشدار میدهد که نامزد نخست را «با حاجی قوام معروف، ممدوح دیگر حافظ اشتباه نشود». حکم او صریح است: «معلوم نیست کدامیک از این دو شخصیت را در نظر دارد».[۱۴]
جلالیان تردید نمیکند و مینویسد که حافظ این غزل را در ستایش درویشان سرود و سپس «با اضافه کردن بیتی به غزل خود، به خواجه جلالالدّین تورانشاه وزیر شاه شجاع تقدیم کرده» است. تعبیر «اضافه کردن بیتی» نشان میدهد که او نیز، مانند نیساری، این بیت را افزودهای بر غزل میداند، هرچند آن را در متن نگاه میدارد.[۹]
در سنت انگلیسی پاسخ دیگری داده شده است: کلارک و بیکنل هر دو «آصف» را قوامالدین حسن میدانند، یعنی همان کسی که خرمشاهی هشدار میدهد نباید با نامزد خودش یکی گرفته شود.[۱۵][۱۳] جان پین در برابر، از نامبردن خودداری کرده و تنها «وزیر اعظم» نوشته است.[۱۶]
گنج قارون: درویشان یا موسی
بیت یازدهم چهار سده است که محل اختلاف است. پرسش این است که «درویشان» در آن به معنای عام است یا اشارهای است به موسی.
سودی خوانشِ موسی را یکسره رد میکند و مینویسد: «کسی که گفته است مراد از درویشان حضرت موسی است، مقصود بیت را نفهمیده است».[۱۷] اما همین خوانش است که خرمشاهی چهار سده بعد برمیگزیند: «در داستان قارون باید "درویشان" را ذکر عام و ارادهٔ خاص دانست. یعنی مراد از آن را موسی(ع) دانست».[۱۸] جلالیان نیز پس از بازگفتن داستان قارون به همین نتیجه میرسد که حافظ در این بیت «حضرت موسی را درویشِ واقعی مینمایاند»،[۱۹] و پین در یادداشت خود بر همین بیت نوشته است که شاعر اینجا موسی و هارون را درویش میخواند.[۱۶]
سودی در برابر سروری
سودی در شرح «حشمت» خوانش سروری، از شارحان پیشین، را با نام رد میکند: به نوشتهٔ او سروری «حشمت را هیبت معنا کرده و معلوم نیست که این معنا را از کجا اخذ کرده، و به حرکت حاء هیچ تعرض نکرده است»، حال آنکه مردم آن را به فتح حا و به معنای عظمت به کار میبرند.[۲۰] او همچنین یادآور میشود که مطلع غزل را دو گونه میتوان خواند، چون هر یک از «روضه» و «خلوت» میتواند مبتدا یا خبر باشد.[۶]
درویش در برابر صوفی
خرمشاهی یادآور میشود که غزلی از سعدی با همین ردیف «درویشان» هست که «شاید الهامبخش حافظ در این غزل بوده باشد»، و میافزاید که «حافظ از عارف و درویش، برعکس صوفی و زاهد، همواره به نیکی یاد کرده است».[۷] جلالیان همین تقابل را تندتر میگوید: «بین معنای کلمهٔ صوفی و درویش از زمین تا آسمان فاصله است. حافظ مخالف صوفی و زاهد و موافق درویش و عارف است»، و درویشان را «عارفانی بدون ادّعا» میداند.[۹]
خرمشاهی در همین مدخل دو نکتهٔ واژگانی میافزاید: «طلسمات» تنها یک بار در سراسر شعر حافظ به کار رفته است، و نام «رضوان» در قرآن برای نگهبان بهشت نیامده و سیزده باری که این واژه در قرآن آمده همه به معنای خشنودی خداوند است.[۷] جلالیان در برابر مینویسد که حافظ «همانند شعرای متقدّم نام فرشتهٔ نگهبان بهشت را رضوان میداند».[۹]
بازتاب
بیت «از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی» در فرهنگهای ضربالمثل فارسی مدخلی از آنِ خود دارد و در شمار ارسالالمثلهای دیوان حافظ آمده است.[۲۱][۲۲] سه بیت دیگر آن نیز در همان فهرست، ذیل مدخلهای دیگر، شاهد آورده شدهاند.
ترجمهها
کلارک این غزل را در ۱۸۹۱ به انگلیسی ترجمه کرده و آن را غزل شمارهٔ ۳۶ شمرده است،[۱۵] جان پین در ۱۹۰۱،[۱۶] و هرمان بیکنل در ۱۸۷۵.[۱۳] هر سه متن چهاردهبیتی را ترجمه کردهاند. هر سه نیز این غزل را از سرودههای جوانی حافظ دانستهاند؛ پین میافزاید که حافظ بعدها از ریا و آزمندی درویشان دلزده شد.[۱۶] گرترود بل این غزل را ترجمه نکرده است.[۲۳]
منابع
- 1 2 3 حافظ، دیوان حافظ، ۳۵.
- 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۳۶۳.
- 1 2 3 خانلری، دیوان حافظ، ۱۱۶.
- 1 2 3 ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۱۲۶.
- 1 2 3 4 5 6 7 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخههای خطی سدهٔ نهم، ۶۲.
- 1 2 3 4 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۳۳۲.
- 1 2 3 خرمشاهی، حافظنامه، ۲۹۲.
- 1 2 خانلری، دیوان حافظ، ۱۱۷.
- 1 2 3 4 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۳۶۴.
- ↑ نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخههای خطی سدهٔ نهم، ۲۰.
- ↑ نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخههای خطی سدهٔ نهم، ۱۸.
- ↑ حافظ، دیوان حافظ، سز–سح.
- 1 2 3 Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner. p. 57–58.
- ↑ خرمشاهی، حافظنامه، ۲۹۱.
- 1 2 Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 98–99.
- 1 2 3 4 Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 47–48.
- ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۳۳۵.
- ↑ خرمشاهی، حافظنامه، ۲۹۸.
- ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۳۶۵.
- ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۳۳۳.
- ↑ سپهر، مثل و مثلواره در شعر حافظ، ۶۰.
- ↑ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ۱: ۲۷۰.
- ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.
کتابنامه
- حافظ، شمسالدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظنامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخههای خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - خانلری، پرویز ناتل (۱۳۶۲). دیوان حافظ. ج. ۱ (غزلیات). به کوشش تصحیح. تهران: خوارزمی.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ذوالفقاری، حسن (۱۳۸۸). فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی. ج. ۱. تهران: معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۱۶۵-۰۲۵-۶.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثلواره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- شعرها در بحر رمل
- غزلهای حافظ

