ساقی بیار باده که ماه صیام رفت

ساقی بیار باده که ماه صیام رفت
برگ ۱۸۸ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۸۴ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۹
بحرمفعول فاعلات مفاعیل فاعلات (مضارع مثمن اخرب مکفوف مقصور)
متن

ساقی بیار باده که ماه صیام رفت
درده قدح که موسم ناموس و نام رفت
وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
عمری که بی حضور صراحی و جام رفت
مستم کن آنچنان که ندانم ز بیخودی
در عرصهٔ خیال که آمد کدام رفت
بر بوی آن‌که جرعهٔ جامت به ما رسد
در مصطبه دعای تو هر صبح و شام رفت
دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید
تا بویی از نسیم میش در مشام رفت
زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه
رند از ره نیاز به دارالسّلام رفت
نقد دلی که بود مرا صرف باده شد
قلب سیاه بود از آن در حرام رفت
در تاب توبه چند توان سوخت همچو عود
می ده که عمر در سر سودای خام رفت
دیگر مکن نصیحت حافظ که ره نیافت
گم‌گشته‌ای که بادهٔ نابش به کام رفت



۲



۴



۶



۸

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «ساقی بیار باده که ماه صیام رفت» غزلِ شمارهٔ ۸۴ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و نُه بیت دارد.[۱] جلالیان وزن آن را «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات» و بحر آن را «مضارع مثمّن اخرب مکفوف مقصور» آورده است،[۲] و سودی نیز در سرِ غزل همان تقطیع را با عنوان «از بحر مضارع» می‌آورد.[۳]

مدخل خرمشاهی بر این غزل سیزده صفحه است و بیشتر آن یک جستار پیوسته دربارهٔ «رند» است؛ از این رو حافظ‌نامه اصلی‌ترین بحث خود را در این باره به همین غزل بسته است.

ضبط غزل در دست‌نویس‌ها

شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۸۹،[۳] در شرح جلالی ۸۱،[۲] در تدوین سلیم نیساری ۷۵،[۴] در تصحیح سایه ۸۶،[۵] در حافظ‌نامه مدخل پنجاه‌وسوم[۶] و در چاپ خلخالی ۸۹ است.

نیساری این غزل را در شش دست‌نویس سدهٔ نهم یافته و می‌نویسد که ترتیب ابیات متن او با چهار تای آن‌ها یکسان است. جای بیت «در تاب توبه چند توان سوخت همچو عود» در آن ترتیب سوم است؛ در چاپ قزوینی و غنی هشتم است، و این ترتیب تنها با یک دست‌نویس می‌خواند، دست‌نویسی با نشانهٔ «خ»[یادداشت ۱].[۴] متن سودی، متن جلالیان و تصحیح سایه هر سه همان بیت را سوم می‌آورند، یعنی با اکثریت دست‌نویس‌ها می‌ایستند نه با چاپ قزوینی و غنی.[۳][۲][۵] در یک دست‌نویس این بیت به‌کل نیامده است و غزل هشت بیت است.[۴]

در بیت پایانی نیز دو ضبط چاپ قزوینی و غنی در برابر متن نیساری می‌ایستد: «دیگر مکن نصیحت» در برابر «دیگر مگو نصیحت»، و «بادهٔ نابش» در برابر «بادهٔ چو شیرش». ضبط نخست در میان آن شش دست‌نویس تنها به «خ» بازمی‌گردد، و ضبط دوم به «خ» و یک دست‌نویس دیگر. متن سودی در این بیت «دیگر مگو» دارد، یعنی همان ضبط متن نیساری و اکثر دست‌نویس‌ها؛ و او گزارش می‌کند که «در بعض نسخ بجای شیرین "مهرش" واقع شده است»، ضبطی که دستگاه نیساری هم آن را در یک دست‌نویس ثبت کرده است.[۴][۷]

استقبال از کمال خجندی

هر دو شارح معاصر این غزل را به غزلی از کمال خجندی می‌بندند، با مطلع «ساقی بیار باده که عید صیام شد»، اما دو گونه.

خرمشاهی به همانندی بسنده می‌کند و می‌نویسد «کمال خجندی شبیه این غزل، با تفاوتی در "ردیف" می‌گوید».[۶]

جلالیان آن را استقبالی آگاهانه می‌داند و انگیزه‌ای برایش می‌آورد: حافظ غزل کمال را می‌پسندید اما ردیف «شد» را «چندان مطابق سلیقهٔ خود نیافته است» و از این رو غزل خود را بر ردیف «رفت» بنا کرد. او پیش از آن قاعده‌ای کلی می‌آورد که در استقبال، شاعر شکل بیرونی را می‌گیرد و مضمون‌های تازه می‌سازد، و سپس داوری می‌کند: «سبقت حافظ در این غزل از مضامین تازه و گفتار طنزآمیز او مشهود است».[۲]

درون‌مایه و تفسیر

جستار خرمشاهی دربارهٔ رند

خرمشاهی بحث خود را بر بیت ششم («زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه / رند از ره نیاز به دارالسّلام رفت») بنا می‌کند و آن را به جستاری دوازده‌صفحه‌ای می‌کشاند. آغاز آن: «شاید هیچ کلمه‌ای در دیوان حافظ دشوارتر از رند نباشد. مهم‌ترین و منسجم‌ترین تزی که حافظ دارد رندی است».[۸]

دعوی اصلی او این است که «رند انسان برتر (ابرمرد) یا انسان کامل یا بلکه اولیاءالله به روایت حافظ است. و اگر تصویرش از لابه‌لای اشعار او درست فراگرفته نشود، مهم‌ترین پیام و کوشش هنری–فکری حافظ نامفهوم خواهد ماند»، و سلوک رند را «نوسانی … بین زهد و زندقه» می‌داند که «مسکن مألوف او دیرمغان است که خود آمیزه‌ای است از مسجد (یا معبد) و خانقاه و میخانه».[۹]

او پیشینهٔ واژه را از فرهنگ‌ها می‌آغازد و کاربرد آن را در تاریخ بیهقی برای اراذل و اوباش در ماجرای بردار کردن حسنک نشان می‌دهد، سپس خیام و عطار را می‌آورد و در پی آن خوی‌های رند را برمی‌شمارد.[۱۰][۱۱][۱۲]

خرمشاهی در برابر جلالیان: مضمون بیت سوم از کیست

هر دو شارح برای مضمون «مستم کن آنچنان که ندانم ز بیخودی» سرچشمه‌ای شعری می‌جویند و دو شاعر جداگانه نام می‌برند.

خرمشاهی آن را «خیام‌وار» می‌داند و رباعی‌ای از خیام را در برابرش می‌نهد.[۸] جلالیان آن را از نظامی می‌داند: «در بیت چهارم شاعر مضمون خود را از نظامی گرفته است. نظامی در لیلی و مجنون می‌فرماید: از باده بیخودی چنان مست / کاگه نه که در جهان کسی هست».[۱۳] شمارهٔ بیت در این دو گزارش یکی نیست، چرا که ترتیب متنشان یکی نیست.

در نوشتهٔ خودِ خرمشاهی نیز کشاکشی هست: همین بیت را «خیام‌وار» می‌خواند و چند صفحه بعد رند را در برابر خیام تعریف می‌کند، که «رند حافظ … خیام‌وار اندوهناک نیست که چرا باید درگذریم، یا باز هم خیام‌وار نومید از بازگشت (معاد) نیست».[۹]

خوانش طنزآمیز جلالیان

جلالیان سراسر غزل را طنز می‌خواند: ماه رمضان در بیت نخست «فصل تظاهر و ریاکاری و خرید نیکنامی از راه عبادت بوسیلهٔ زاهد» بوده است؛ طنز بیت دوم در آن است که شاعر قضا کردن شرابِ نخورده را «چنان ساده و بی‌پیرایه» می‌گوید «که گویی دربارهٔ قضای روزهٔ فوت‌شدهٔ خود صحبت می‌کند»؛ و بیت سوم سوختن در آتش توبه را به جای سوختن در آتش گناه می‌نشاند، «طنز دو جانبه».[۲][۱۳]

در بیت زاهد و رند، او این دو را نمایندهٔ شریعت و طریقت می‌گیرد و زاهد را به شیطان می‌ماند که به عبادت خود می‌نازد و آن را از خدا طلب می‌کند، و بحث را با بیتی از بوستانِ سعدی می‌بندد: «گنهکار اندیشناک از خدای / به از پارسای عبادت‌نمای».[۱۳]

نکته‌های سودی

سودی «مصطبه» را «صفهٔ میخانه» می‌داند و آن را واژه‌ای غریب می‌شمارد؛ «سلامت» را در اصل «بسلامت» می‌گیرد که «با» آن «بضرورت وزن» افتاده؛ و «قلب سیاه» را «سکهٔ غیرخالص یا سکه‌ای که تذهیب نشده و غیررایج است» می‌شناساند.[۱۴][۱۵] در بیت پایانی «بادهٔ شیرین» را بادهٔ محبت می‌خواند و «گم‌گشته» را کسی که به «این عالم صغری» بازنگشت.[۷]

بازتاب

دو مدخل از فهرست ارسال‌المثل‌های دیوان حافظ به این غزل بازمی‌گردند: بیت «نقد دلی که بود مرا صرف باده شد» بیت سرآمد مدخلی است با کاربرد «در نکوهش نقد اشتباه»،[۱۶] و بیت «مستم کن آنچنان که ندانم ز بیخودی» در مدخلی دیگر شاهد آمده است.[۱۷]

ترجمه‌ها

کلارک این غزل را در ۱۸۹۱ در ده بیت ترجمه کرده است، یعنی یک بیت بیش از چاپ قزوینی و غنی؛ بیت افزودهٔ او میان بیت‌های ششم و هفتم می‌نشیند.[۱۸] جان پین در ۱۹۰۱ آن را در نُه بیت آورده است، با همان ترتیبِ کلارک اما بی آن بیت افزوده.[۱۹] ترتیب ابیات در هر دو ترجمه ترتیب سودی است، نه ترتیب چاپ قزوینی و غنی.[۳]

هرمان بیکنل و گرترود بل این غزل را ترجمه نکرده‌اند.[۲۰][۲۱]

شمارهٔ بی‌کمانکی که کلارک به هر غزل می‌دهد شمارهٔ آن در چاپ قزوینی و غنی نیست و به چاپ بروکهاوس بازمی‌گردد؛ شمارهٔ رومی جان پین با همان شمارهٔ بی‌کمانک یکی است.


یادداشت‌ها

  1. ↑ نشانهٔ «خ» در دستگاه نیساری به دست‌نویسی به تاریخ ۸۲۷ ق بازمی‌گردد. در فهرست پنجاه‌ویک نسخهٔ او (صفحه‌های ۸ و ۹) دو دست‌نویس با همین تاریخ هست، نسخهٔ خلخالی در ردیف سیزدهم و نسخهٔ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد براون) در ردیف چهاردهم، و نشانهٔ آن دو در چاپ تنها با ضخامت حرف از هم جدا می‌شود. خودِ قزوینی «خ» چاپ خویش را نسخهٔ خلخالی می‌داند، ولی اینکه «خ» نیساری همان دست‌نویس باشد از این صفحه‌ها به دست نمی‌آید؛ اگر این بازشناسی عوض شود آنچه در این مقاله گفته شده سر جای خود می‌ماند، یعنی اینکه ضبط چاپ قزوینی و غنی در این اختلاف‌ها با شمار اندکی از گواهان است و آن دست‌نویس یکی از آن‌هاست، و تنها نام آن دست‌نویس فرق می‌کند. قزوینی خود در مقدمهٔ آن چاپ می‌نویسد که از حیث «عدّهٔ غزلیّات و عدّهٔ ابیات هر غزلی» اساس کار خویش را «منحصراً و منفرداً» همین نسخه گذاشته است، ولی از حیث متن ابیات آن را «بهیچوجه» بسنده نمی‌داند و می‌گوید اغلاط فاحش در آن فراوان است.حافظ، دیوان حافظ، مز. پس یکی بودن شمار ابیات این چاپ با آن دست‌نویس چیزی است که آن چاپ خود بر عهده گرفته است، و آنچه گزینش ویراستارانه به شمار می‌آید ضبط واژه‌هاست؛ دربارهٔ ترتیب ابیات در آن مقدمه سخنی نیست. نشانهٔ «خ» در پانویس‌های خودِ آن چاپ نشانهٔ همان چاپ است و شمارش‌های این مقاله بر نشانه‌های دستگاه نیساری استوار است.

منابع

  1. ↑ حافظ، دیوان حافظ، ۵۸.
  2. 1 2 3 4 5 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۵۲۵.
  3. 1 2 3 4 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۲۲.
  4. 1 2 3 4 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۱۰۵.
  5. 1 2 ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۱۶۴.
  6. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۰۲.
  7. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۲۵.
  8. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۰۳.
  9. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۰۸.
  10. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۰۴.
  11. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۰۵.
  12. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۰۹.
  13. 1 2 3 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۵۲۶.
  14. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۲۳.
  15. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۲۴.
  16. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۸۸.
  17. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۱۲۷.
  18. ↑ Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 207–209.
  19. ↑ Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 114–115.
  20. ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner.
  21. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثل‌واره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)