دل من در هوای روی فرخ

دل من در هوای روی فرخ
برگ ۱۹۸ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۹۹ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۹
بحرمفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف)
متن

دل من در هوای روی فرّخ
بود آشفته همچون موی فرّخ
به جز هندوی زلفش هیچ کس نیست
که برخوردار شد از روی فرّخ
سیاهی نیک‌بخت است آن‌که دایم
بود همراز و هم‌زانوی فرّخ
شود چون بید لرزان سرو آزاد
اگر بیند قد دلجوی فرّخ
بده ساقی شراب ارغوانی
به یاد نرگس جادوی فرّخ
دوتا شد قامتم همچون کمانی
ز غم پیوسته چون ابروی فرّخ
نسیم مشک تاتاری خجل کرد
شمیم زلف عنبربوی فرّخ
اگر میل دل هر کس به جایی‌ست
بود میل دل من سوی فرّخ
غلام همّت آنم که باشد
چو حافظ بنده و هندوی فرّخ



۲



۴



۶



۸

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «دل من در هوای روی فرخ» غزلِ شمارهٔ ۹۹ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و نُه بیت دارد.[۱] جلالیان وزن آن را «مفاعیلن مفاعیلن فعولن» و بحر آن را «هزج مسدّس محذوف» آورده است.[۲]

شمار و ترتیب ابیات این غزل در چاپ قزوینی و غنی، شرح سودی، شرح جلالی، تصحیح سایه و هر سه ترجمهٔ انگلیسی سدهٔ نوزدهم یکی است، نُه بیت و یک ترتیب؛ ولی این غزل در تدوین نیساری نیامده است، پس این یکدستی تنها در شرح‌ها و ترجمه‌های سده‌های پسین است و هیچ گواه دست‌نویسی سدهٔ نهمی برای آن در دست نیست. بر سر اینکه «فرّخ» چه کسی بوده سه پاسخ در دست است.

جای غزل در منابع

شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۱۱۴ است (جلد دوم، صفحه‌های ۶۵۳ تا ۶۵۶)،[۳] در شرح جلالی ۹۳،[۲] در تصحیح سایه ۹۴[۴] و در چاپ خلخالی ۹۹. در تدوین سلیم نیساری نیامده است.[یادداشت ۱] خرمشاهی نیز آن را شرح نکرده است.[۵]

اختلاف‌های ضبط اندک‌اند: در بیت سوم متن سودی و متن جلالیان «همراه و هم‌زانوی» دارند در برابر «همراز و هم‌زانوی» چاپ قزوینی و غنی و تصحیح سایه، و هر سه مترجم انگلیسی نیز واژه‌ای در معنای همراهی برگردانده‌اند؛ در بیت پایانی متن سودی و متن جلالیان «چو حافظ چاکر و هندوی» دارند در برابر «بنده و هندوی».[۳][۶][۴]

جلالیان: این غزل در چاپ قزوینی و غنی نیست

جلالیان در سرِ شرح خود می‌نویسد که «این غزل در نسخه قزوینی ـ غنی نیامده و در سایر نسخه‌های معتبر قدیمی وجود دارد»، و بر همین پایه به گواهی خانلری و هاشم جاوید بر اصالت آن استناد می‌کند.[۲]

این گزاره نادرست است: غزل در همان چاپ، در صفحه‌های ۶۸ و ۶۹، با شمارهٔ ۹۹ و در میان غزل‌های شماره‌دار آمده است.[۱]

فرّخ چه کسی بود

جلالیان سه گزارش را در برابر هم می‌نشاند و در پایان داوری می‌کند.

به نقل او خانلری و هاشم جاوید فرّخ را کسی حقیقی و از غلامان شاه شجاع می‌دانند که در منابع «فرخ‌آغا» خوانده شده است.[۲] از تاریخ آل مظفر عبارتی می‌آورد که او را در گریز از شاه شجاع به شوشتر نشان می‌دهد و خود او را «یکی از سرداران لشکر شاه‌شجاع در هجوم به تبریز» می‌شمارد.[۲] در برابر، به گزارش همایونفرخ او حاکم ری بوده و با دودمان جلایری نسبت داشته است.[۲]

داوری خودِ جلالیان استدلالی از خاموشی متن است و او آن را با احتیاط می‌گوید: از آنجا که حافظ در این غزل به جای دلاوری و سپاهی‌گری از زلف و قد او سخن می‌گوید، «بعید نیست که در دستگاه شاه‌شجاع، این غلام سیاه همان قرب و مقام ایاز را در دستگاه سلطان محمود داشته».[۷]

جان پین در ۱۹۰۱ همین گواه را در جهت وارونه به کار می‌برد. به نوشتهٔ او فرّخ به‌ظاهر نام معشوقهٔ شاعر است، و آنگاه سودی را نمی‌پذیرد: سودی، از آنجا که او را «فرخ‌آغا» می‌خواند، به‌نظر می‌رسد ستایش‌شده را خواجه‌سرا دانسته باشد، «اما برای این گمان هیچ دلیلی نمی‌آورد».[۸] سودی در متن خود او را «فرخ آغا» می‌خواند و «هندو» را در بیت پایانی «خدمتکار» می‌گیرد، «زیرا غلامان آنها اکثر هندیان هستند».[۹] پس همان داده که جلالیان آن را گواه تاریخی بودن فرّخ می‌گیرد، در نگاه پین بنیاد گمانی بی‌دلیل است.

هرمان بیکنل خوانش سومی می‌دهد و فرّخ را «نام یکی از محبوبان شاعر» می‌داند.[۱۰] کلارک دو خوانش را در کنار هم می‌گذارد، یکی کسی که حافظ به او عشق مجازی داشته و دیگری پیامبر اسلام.[۱۱]

جلالیان نکته‌ای رسم‌الخطی نیز می‌افزاید: نام «در اصل بدون تشدید بوده» و شدّت راء در گفتار روزگاران بعد پیدا شده است.[۲]

داوری سودی بر این دسته از غزل‌ها

سودی شرح خود را با داوری‌ای می‌بندد که از این غزل فراتر می‌رود و چند غزل هم‌قافیه را دربر می‌گیرد: «سابقاً بیان شد که از غزلیات حافظ مقداری که با بعضی حروف قافیه بسته شده بیش از حد واهی است، و این چهار غزل از آن جمله است».[۹]

این جمله را دو گونه می‌توان خواند، یکی آنکه آن غزل‌ها را سست می‌شمارد و دیگری آنکه شمارشان را اندک می‌داند، و در خوانش دوم داوری نکوهش‌آمیزی در آن نیست. در کنار آن دو نکتهٔ دیگر هست که با خوانش نخست می‌خواند، هرچند سستی هنری همان نااصالت نیست: تدوین نیساری برای این حرف‌های قافیه بخشی ندارد، و تصحیح سایه دو غزل از همین دسته را در بخش «غزل‌های مشکوک» جای می‌دهد، هرچند خودِ این غزل را در متن می‌پذیرد.[۴][۱۲]

درون‌مایه و تفسیر

سودی از تعبیر «هم‌زانو» نکته‌ای دربارهٔ وصف معشوق می‌گیرد: «از تعبیر "هم‌زانو" معلوم می‌شود که زلفهایش بلند بوده».[۱۳] در بیت ششم یکی از ادات تشبیه را با مشبه‌به‌اش «مستدرک» می‌خواند.[۱۴]

بیکنل در یادداشت خود «ارغوان» بیت پنجم را می‌شناساند و «هندو» را در این غزل برابر «بنده» می‌گیرد.[۱۰]

بازتاب

هیچ بیتی از این غزل در فهرست ارسال‌المثل‌های دیوان حافظ نیامده است.

ترجمه‌ها

کلارک در ۱۸۹۱، جان پین در ۱۹۰۱ و هرمان بیکنل در ۱۸۷۵ این غزل را ترجمه کرده‌اند و هر سه آن را در نُه بیت و به ترتیب چاپ قزوینی و غنی آورده‌اند؛ برخلاف غزل‌های همسایه، در این غزل ترجمه‌ها از آن چاپ جدا نمی‌شوند.[۱۱][۸][۱۰] گرترود بل این غزل را ترجمه نکرده است.[۱۵]

شمارهٔ بی‌کمانکی که کلارک به هر غزل می‌دهد شمارهٔ آن در چاپ قزوینی و غنی نیست و به چاپ بروکهاوس بازمی‌گردد؛ شمارهٔ رومی جان پین با همان شمارهٔ بی‌کمانک یکی است، و نشان «B.-S. E.» در یادداشت‌های هرمان بیکنل نیز به همان چاپ اشاره دارد.


یادداشت‌ها

  1. ↑ ردیف قافیهٔ این سه غزل به حرف‌های ث و ج و ح و خ می‌رسد، و تدوین نیساری برای این حرف‌ها بخشی ندارد: بخش «ت» آن به غزل شمارهٔ ۸۶ پایان می‌یابد و شمارهٔ ۸۷ از بخش «د» است، با شماره‌هایی پیاپی و صفحه‌هایی پشت سر هم، و نمایهٔ الفبایی مطلع‌های همان کتاب نیز هیچ سرفصلی برای آن حرف‌ها ندارد. پس این نبود عامدانه یا ساختاری است، نه افتادگی.

منابع

  1. 1 2 حافظ، دیوان حافظ، ۶۸.
  2. 1 2 3 4 5 6 7 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۵۸۶.
  3. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۶۵۳.
  4. 1 2 3 ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۱۷۲.
  5. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۵۲.
  6. ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۵۸۴.
  7. ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۵۸۷.
  8. 1 2 Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 136–137.
  9. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۶۵۶.
  10. 1 2 3 Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner. p. 105–106.
  11. 1 2 Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 239–240.
  12. ↑ ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۶۱۰.
  13. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۶۵۴.
  14. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۶۵۵.
  15. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)