سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد
| سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد | |
|---|---|
![]() غزلِ شمارهٔ ۱۵۳ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی | |
| زبان | فارسی |
| شاعر | حافظ |
| شمار ابیات | ۱۳ |
| بحر | مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) |
| متن | |
سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد
نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی | |
| از سلسلهٔ مقالات دربارهٔ |
![]() |
|---|
|
| متن و تصحیحها |
| شعر و اندیشه |
| شرح و حافظپژوهی |
| ترجمه و پذیره |
|
| یادمان |
|
«سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد» شعری است از حافظ در سیزده بیت، که در دیوان به تصحیح قزوینی و قاسم غنی غزلِ شمارهٔ ۱۵۳ است.[۱] سودی در سرِ آن «از بحر هزج مثمن سالم ـ مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن» نوشته و جلالیان همان تقطیع را آورده است.[۲][۳]
چهار بیت پایانی این شعر مدحِ شاه منصور است، واپسین پادشاه آل مظفر، و همین سبب شده که در جای غزل بودن آن اتفاق نظری نباشد.
غزل است یا قصیده
سلیم نیساری این شعر را در میان غزلها نمیآورد، بلکه آن را قصیدهٔ دوم دیوان میشمارد و با عنوان «در مدح شاه منصور» در بخش قصاید چاپ میکند.[۴] او در فهرست مصراعهای نخست کتاب خود این شعر را در همان جایی میگذارد که در ترتیب غزلها دارد و کنارش نشانهٔ قصیده میزند.[۵]
در برابر، چاپ قزوینی و غنی و شرح سودی و تصحیح سایه و دو ترجمهٔ انگلیسی سدهٔ نوزدهم همه آن را غزل میشمارند و در ردیف غزلها میآورند.[۱][۲][۶]
جلالیان آن را غزل میداند و در برابر شمردن آن در ردیف قصیدهها استدلال میکند. به گفتهٔ او گروهی از حافظشناسان «به خاطر مفاد و محتوا آن را در ردیف قصیدهها بشمار میآورند»، و پاسخ او این است که حافظ بیشتر غزلهای مدحی خود را در پوشش ایهام سروده و بیتی که در آن نام ممدوح صریح میآید پس از بیت تخلص میآید، پس «میتوان یقین کرد که شاعر … نخست مضامینی در قالب غزل با ابهام آفریده سپس در نسخهیی که به ممدوح داده و یا در مجلسی قرائت کرده چهار بیت به آن اضافه نموده است». جلالیان نام هیچیک از آن حافظشناسان را نمیبرد و تنها «بعضی از حافظشناسان» میگوید.[۷]
خرمشاهی در حافظنامه مدخلی برای این شعر ندارد و در فهرست شعرهای مربوط به شاه منصور از آن با تعبیر «غزل یا قصیدهواری» یاد میکند؛ در همان فهرست برای شعری دیگر تعبیر «غزل یا قصیدهای» آمده است؛ پس او در اینگونه جاها میان دو قالب داوری نمیکند.[یادداشت ۱][۸]
نکتهٔ درخور توجه آن است که دستگاه نسخهبدلهای نیساری خود شاهدی برای همان درزی است که جلالیان از راه شعرشناسی به آن رسیده: به گواهی آن دستگاه، متن این شعر تا بیت دهم با یک دستنویس برابر است و سه بیت یازدهم و دوازدهم و سیزدهم با دستنویس دیگری. یعنی گواهِ بخش مدحی همان گواه بدنهٔ شعر نیست.[۴]
جای شعر در منابع
شمارهٔ آن در شرح سودی ۱۶۸ است (جلد دوم، صفحههای ۹۲۸ تا ۹۳۶)،[۲] در شرح جلالی ۱۴۷ (صفحههای ۸۴۰ تا ۸۴۴)،[۹] در تدوین نیساری قصیدهٔ دوم[یادداشت ۲][۴] و در تصحیح سایه ۱۴۷.[۶]
نبودِ مدخلی برای آن در حافظنامه از سه راه روشن میشود: پیوستگی شمارههای مدخلهای خودِ خرمشاهی، فهرست مطلعهای آن کتاب، و فهرست قوافی آن، که مطلع این شعر در آن نیست.[۱۰]
ضبط شعر در دستنویسها
نیساری این شعر را در سیوهفت دستنویس یافته است، از جمله دستنویسی با نشانهٔ «خ»[یادداشت ۳]، و شمار و ترتیب سیزده بیت در متن او همان چاپ قزوینی و غنی است.[۴][۱]
دستگاه نسخهبدلهای او برای قصیدهها بسیار کوتاهتر از دستگاه غزلهاست: در آن نه جدول ترتیب ابیات هست، نه شمار دگرسانیهای هر دستنویس، و نه هیچ ضبطی که به «خ» بسته شده باشد. او تنها یک دستنویس را با متن خود میسنجد و سه اختلاف را نام میبرد. پس آن پرسشی که در غزلهای این بخش دیوان پاسخ روشنی دارد، یعنی اینکه ضبط چاپ قزوینی و غنی تا چه اندازه بر آن دستنویس تکیه دارد، در این شعر پاسخی ندارد، نه مثبت و نه منفی.[۴]
از آن سه اختلاف، در یکی چاپ قزوینی و غنی با آن یک دستنویس است و نه با متن نیساری: «چه جان دادیم و خون خوردیم» در برابر «چه خون خوردیم و جان دادیم». در دو جای دیگر با متن نیساری است. سه ضبط دیگر آن چاپ هم هست که در دستگاه نسخهبدلهای او هیچ نشانی ندارد.[یادداشت ۴][۴][۱]
«گره بگشود از ابرو» یا «از گیسو»
در بیت سوم چاپ قزوینی و غنی «گره بگشود از ابرو» دارد، حال آنکه متن نیساری «از گیسو» دارد و در آن مصراع هیچ دگرسانیای ثبت نکرده است. متن سودی هم «گیسو» دارد و آن واژه برای خوانش او بنیادی است، چون بر آن یادداشتی دربارهٔ باز کردن گیسو در هنگام رقص مینویسد. تصحیح سایه نیز «گیسو» دارد.[۴][۱۱][۶]
پس سه گواه چاپی «گیسو» میخوانند و چاپ قزوینی و غنی تنها منبعی است که «ابرو» دارد. با این همه از این نمیتوان نتیجه گرفت که هیچ دستنویسی آن را ندارد، چون دستگاه نسخهبدلهای نیساری برای این شعر تنها یک دستنویس را میسنجد.[۴]
«سرافشان» یا «زرافشان»
در بیت دوازدهم چاپ قزوینی و غنی «ز شمشیر سرافشانش» دارد و متن نیساری همان. ترجمهٔ پین از شمشیری زرافشان سخن میگوید و بیتِ چاپشده در شرح سودی هم «زرافشانش» دارد، حال آنکه ترجمهٔ کلارک از شمشیری سخن میگوید که سر میشکافد، یعنی «سرافشان»؛ پس این هم دو ضبط است و نه یکی.[۴][۱۲][۱۳]
«خنجرگزار» یا «خنجرگذار»
در بیت هشتم چاپ قزوینی و غنی «خنجرگزاران» دارد. سودی این املا را درست میداند و صورت دیگر را با تندی رد میکند: «کسیکه گفته است: گزار با ذال هم جایز است از املا و لغت بیخبر بوده»، و معنی آن را «کسیکه شمشیرش کاری است کنایه از پهلوان و بهادر» میگیرد. نیساری همان صورت با ذال را ضبط آن یک دستنویس ثبت کرده است، و خرمشاهی در جلد یکم کتاب خود مدخلی با همان املای ذال دارد و آن را از گذاردن میگیرد. سودی سه سده پیش از او نوشته است و سخنش پاسخی به او نیست؛ این کنار هم گذاشتن از آنِ این مقاله است.[۱۴][۴][۱۵]
درونمایه و تفسیر
ممدوح چه کسی است
جلالیان ممدوح را شاه منصور میداند و «مظفّرفر» را به آل مظفر بازمیگرداند و حریف او را شاه زینالعابدین میشمارد، و «شجاع» بیت دهم را صفت میگیرد نه نام: «در کار سلطنت و دیانت دلبر و نیرومند است».[۱۶][۳][۷]
سودی همان واژه را بخشی از نام ممدوح میگیرد: «شجاع در اینجا بطریق ایهام بیان شده زیرا نام پادشاهی است که ممدوح شاعر بود … منصور بطریق عطف بیان آمده زیرا پادشاه ممدوح شاعر شجاع الدین منصور نام دارد». لقب این پادشاه در منابع نیز شجاعالدین است. با این همه سودی در بیتهای پس از آن ممدوح را «شاه شجاع» میخواند و هم روایتهای بادهنوشی شاه شجاع و هم نبرد با تیمور را به او میبندد، حال آنکه آن نبرد از آنِ شاه منصور است.[۱۷][۱۳][۱۸]
دو مترجم انگلیسی سدهٔ نوزدهم ممدوح را شاه منصور میدانند و پین در پانویس خود سرنوشت او را هم میآورد، اینکه واپسین پادشاه آل مظفر پنج سال پس از به تخت نشستن به دست تیمور کشته شد.[۱۲][۱۹]
خرمشاهی در جلد دوم حافظنامه مدخلی برای شاه منصور دارد و او را برادرزادهٔ شاه شجاع و واپسین پادشاه آل مظفر میشمارد که «دلیرانه با تیمور جنگید»، و مینویسد حافظ «دو سال اول از پنج سال سلطنت شاه منصور را درک کرده و ۹ بار از او بالصراحه و به نیکی یاد کرده است»؛ این شعر یکی از آن نه است. او یکی از قطعههای مربوط به شاه منصور را به سالهای ۷۹۰ تا ۷۹۲ ق میبرد.[۸][۲۰][۷]
سحرِ بیت نخست
جلالیان «سحر» مطلع را زمانی معین میداند. به روایت او لشکر شاه منصور و لشکر شاه زینالعابدین در بیرون شیراز، نزدیک پل نو، به هم رسیدند و شاه منصور با گذشتن از آب راه را بر حریف بست، و «در سحرگاه آن روز شاهمنصور فاتحانه وارد شیراز شد». به این خوانش بیت دوازدهم هم به همان روز اشاره دارد.[۷]
سودی و دو خوانشی که رد میکند
سودی در بیت دوم دو گروه از خوانشها را با نام رد میکند، هم برای مصراع نخست و هم برای مصراع دوم، و در هر دو جا نام دو شارح پیشین را میآورد. به گفتهٔ او آنها صبح را خندان بر غرور دنیاداران گرفتهاند و «خطای این گویندگان چون آفتاب روشن است». خوانش خود او آن است که «مهر» در این بیت ایهام دارد ولی مراد شاعر محبت است، و صبح بر غفلت مردم میخندد چون ناپایداری مهر گردون را میداند.[۲۱][۱۱]
او در بیت ششم هم خوانشی را رد میکند که «شهسواری» را مصدری میگیرد، و در همان جا از ضبط رقیبی خبر میدهد که «شهسواران» داشته؛ به گفتهٔ او هر دو «مقصود بیت را نفهمیدهاند» و یای «شهسواری» یای وحدت است.[۲۲][۲۳]
در بیت پایانی نیز خوانشی را رد میکند که «عمر» را مضاف «ملک» میگیرد؛ به نظر او «دوام» بر دو چیز میافتد، بر عمر ممدوح و بر ملک او، نه بر عمرِ ملک.[۱۸]
نکتههای دیگر سودی
سودی جمع بستن «کوهسار» با الف و نون را برخلاف قیاس میداند و «سار» را ادات کثرت میشمارد،[۲] «امیدواران» را جمعی برای خودِ شاعر میگیرد که از سر ادب آورده شده،[۲۱] و «قلب سواران» را اصطلاحی نظامی میداند، مرکز لشکر که جای ایستادن پادشاه است؛ پین هم در ترجمهٔ خود همین را میآورد.[۲۲][۱۲] او دو بیت این شعر را تفأل میخواند.[۱۷][۱۸]
در شرح بیت هشتم نکتهای از سفرهای خودش میآورد، اینکه دخترانی ترک را دیده که گیسو را بر پشت سر به شکل زره میبافتند.[۱۴]
نکتههای خرمشاهی در مدخلهای دیگر
خرمشاهی سه بیت این شعر را در مدخلهای واژگانی جلد یکم کتاب خود آورده است: «خیال پختن» را «طمع و توقع داشتن» میگیرد،[۲۴] برای «عیّاری» معناهای گوناگون را از لسانالعرب و فرهنگ معین میآورد و از اختلاف بر سر ریشهٔ آن یاد میکند، که بهار آن را پهلوی میدانست و بیشتر پژوهندگان عربی،[۲۵] و «خنجرگذار» را از لغتنامه معنی میکند و نمونههایی از شاهنامه و منوچهری و خواجو و عبید زاکانی میآورد.[۱۵]
بازتاب
هیچیک از مدخلهای فهرست ارسالالمثلهای دیوان حافظ بیتی از این شعر را نیاورده است. این نبود از پیوستگی شمارههای مدخلهای خودِ آن فهرست روشن میشود: مدخلهای ۱۸۰ تا ۱۹۵ بی هیچ افتادگی و با صفحههای پیوسته از غزل شمارهٔ ۱۴۴ به غزل شمارهٔ ۱۵۹ میروند و در آن میان مدخلی برای غزل شمارهٔ ۱۵۲ و مدخلی برای غزل شمارهٔ ۱۵۴ هست و میان آن دو چیزی نیست.[۲۶]
ترجمهها
کلارک در ۱۸۹۱ این شعر را با شمارهٔ ۲۷۶ و در چهارده بیت ترجمه کرده است و جان پین در ۱۹۰۱ با شمارهٔ رومی همان عدد و در سیزده بیت؛ هر دو آن را در میان غزلهای حرف دال آوردهاند.[یادداشت ۵][۱۹][۱۲]
ترتیب و شمار ابیات پین همان چاپ قزوینی و غنی است. کلارک بیتی افزوده دارد که در هیچیک از منابع دیگر نیست و آن را پیش از بیت پایانی میآورد.[۱۹][۱۲]
هرمان بیکنل و گرترود بل این شعر را ترجمه نکردهاند. نبود آن در ترجمهٔ بیکنل از نمایهٔ مطلعهای فارسی پایان کتاب او روشن میشود، از جمله از بخش قصاید آن نمایه که تنها دو شعر دارد و این یکی از آن دو نیست.[۲۷][۲۸]
یادداشتها
- ↑ شمارهای که در حافظنامه برای هر غزل آمده شمارهٔ مدخل خودِ آن کتاب است، نه شمارهٔ غزل در چاپ قزوینی و غنی؛ ارجاعهای درونی آن کتاب («شرح غزل N») هم به همان شمارههای خودش است.
- ↑ شمارهٔ هیچیک از این تدوینها با شمارهٔ چاپ قزوینی و غنی رابطهٔ ثابتی ندارد، چون هر یک درون خانوادهٔ ردیف و قافیه ترتیب خود را دارد؛ شمارهٔ حاشیهٔ چاپ خلخالی هم در این بخش پیاپی نیست و میان غزلهای همسایه دهها شماره جا میافتد. پس این شمارهها را نباید دنبالهٔ شمارههای آن چاپ گرفت.
- ↑ نشانهٔ «خ» در دستگاه نیساری به دستنویسی به تاریخ ۸۲۷ ق بازمیگردد. در فهرست پنجاهویک نسخهٔ او (صفحههای ۸ و ۹) دو دستنویس با همین تاریخ هست، نسخهٔ خلخالی در ردیف سیزدهم و نسخهٔ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد براون) در ردیف چهاردهم، و نشانهٔ آن دو در چاپ تنها با ضخامت حرف از هم جدا میشود. خودِ قزوینی «خ» چاپ خویش را نسخهٔ خلخالی میداند، ولی اینکه «خ» نیساری همان دستنویس باشد از این صفحهها به دست نمیآید؛ اگر این بازشناسی عوض شود آنچه در این مقاله گفته شده سر جای خود میماند، یعنی اینکه ضبط چاپ قزوینی و غنی در این اختلافها با شمار اندکی از گواهان است و آن دستنویس یکی از آنهاست، و تنها نام آن دستنویس فرق میکند. قزوینی خود در مقدمهٔ آن چاپ مینویسد که از حیث «عدّهٔ غزلیّات و عدّهٔ ابیات هر غزلی» اساس کار خویش را «منحصراً و منفرداً» همین نسخه گذاشته است، ولی از حیث متن ابیات آن را «بهیچوجه» بسنده نمیداند و میگوید اغلاط فاحش در آن فراوان است.حافظ، دیوان حافظ، مز. پس یکی بودن شمار ابیات این چاپ با آن دستنویس چیزی است که آن چاپ خود بر عهده گرفته است، و آنچه گزینش ویراستارانه به شمار میآید ضبط واژههاست؛ دربارهٔ ترتیب ابیات در آن مقدمه سخنی نیست. نشانهٔ «خ» در پانویسهای خودِ آن چاپ نشانهٔ همان چاپ است و شمارشهای این مقاله بر نشانههای دستگاه نیساری استوار است.
- ↑ در چاپ قزوینی و غنی این غزل هیچ نسخهبدلی در پای صفحه ندارد. این خاموشی در برگی که غزل شمارهٔ ۱۴۹ در آن است شکسته میشود، آنجا که همان دو مصحح مینویسند «این بیت فقط در [نسخهٔ خ] موجود و از عموم نسخ دیگر که نگارنده بدست دارد بکلّی مفقود است». پس آنجا که میخواهند تکیهٔ خود را بر آن دستنویس ثبت میکنند؛ آنچه در این غزل در دست است نتیجهای چاپشده است، نه استدلالی از آن دو.
- ↑ شمارهٔ بیکمانکی که کلارک به هر غزل میدهد، شمارهٔ رومی جان پین و نشان «B.-S. E.» در یادداشتهای هرمان بیکنل هر سه یک شمارهاند و به چاپ بروکهاوس بازمیگردند. خودِ کلارک در دیباچهاش سبب این یکسانی را میگوید: متن فارسی جارت (کلکته ۱۸۸۱) بیشتر بازچاپ همان متنی است که سودی در سدهٔ هفدهم فراهم آورد و هرمان بروکهاوس در ۱۸۵۴ در لایپزیگ بازچاپ کرد. این شماره با شمارهٔ مدخلهای شرح سودی یکی نیست، و شمارهٔ دومی هم که کلارک در کمانک میآورد شمارهٔ چاپ سنگی هند است و با شمارههای همان رشته اشتباه میشود.
منابع
- 1 2 3 4 حافظ، دیوان حافظ، ۱۰۴–۱۰۵.
- 1 2 3 4 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۹۲۸.
- 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۸۴۳.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخههای خطی سدهٔ نهم، ۵۱۹.
- ↑ نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخههای خطی سدهٔ نهم، ۵۶۸.
- 1 2 3 ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۲۲۵.
- 1 2 3 4 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۸۴۴.
- 1 2 خرمشاهی، حافظنامه، ۱۰۷۷.
- ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۸۴۰.
- ↑ خرمشاهی، حافظنامه، ۱۱.
- 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۹۳۰.
- 1 2 3 4 5 Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 2. Villon Society. p. 81–82.
- 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۹۳۵.
- 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۹۳۳.
- 1 2 خرمشاهی، حافظنامه، ۴۳۷.
- ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۸۴۲.
- 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۹۳۴.
- 1 2 3 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۹۳۶.
- 1 2 3 Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 483–484.
- ↑ خرمشاهی، حافظنامه، ۱۰۷۸.
- 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۹۲۹.
- 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۹۳۱.
- ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۹۳۲.
- ↑ خرمشاهی، حافظنامه، ۲۰۳.
- ↑ خرمشاهی، حافظنامه، ۳۵۰.
- ↑ سپهر، مثل و مثلواره در شعر حافظ، ۱۲۵–۱۳۴.
- ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner.
- ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.
کتابنامه
- حافظ، شمسالدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخههای خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظنامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثلواره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- شعرها در بحر هزج
- غزلهای حافظ

