به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است

به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است
برگ ۱۶۶ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۵۰ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۷
بحرمفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات (مجتث مثمن مخبون مقصور)
متن

به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است
بکش به غمزه که اینش سزای خویشتن است
گرت ز دست برآید مراد خاطر ما
به دست باش که خیری به جای خویشتن است
به جانت ای بت شیرین‌دهن که همچون شمع
شبان تیره مرادم فنای خویشتن است
چو رای عشق زدی با تو گفتم ای بلبل
مکن که آن گل خندان برای خویشتن است
به مشک چین و چگل نیست بوی گل محتاج
که نافه‌هاش ز بند قبای خویشتن است
مرو به خانهٔ ارباب بی‌مروّت دهر
که گنج عافیتت در سرای خویشتن است
بسوخت حافظ و در شرط عشق‌بازی او
هنوز بر سر عهد و وفای خویشتن است



۲



۴



۶

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است» غزلِ شمارهٔ ۵۰ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و هفت بیت دارد.[۱] جلالیان وزن آن را «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات» و بحر آن را «مجتثّ مثمّن مخبون مقصور» آورده است.[۲] خرمشاهی آن را در حافظ‌نامه شرح نکرده است و جلالیان تنها کسی است که شرحی مفصل بر آن نوشته است.

ضبط غزل در دست‌نویس‌ها

شمارهٔ این غزل در تصحیح قزوینی و غنی ۵۰،[۱] در چاپ خلخالی ۸۷، در تصحیح خانلری ۵۱،[۳] در تصحیح سایه ۴۹،[۴] در تدوین سلیم نیساری ۳۳،[۵] در شرح جلالی ۴۹[۲] و در شرح سودی ۵۵ است.[۶]

برخلاف بیشتر غزل‌های این بخش دیوان، متن این غزل استوار مانده است: در هر پنج دست‌نویس سدهٔ نهم که نیساری به کار برده، هفت بیت است و هیچ دست‌نویسی بیتی نیفزوده یا نینداخته است؛ تنها ناپایداری، جابه‌جایی بیت‌های سوم تا پنجم است. شمار دگرسانی‌ها نیز اندک است و یکی از دست‌نویس‌ها تنها یک دگرسانی دارد.[۵]

با این همه دو واژه محل اختلاف‌اند. در مصرع دوم مطلع، چاپ قزوینی و غنی «که اینش سزای خویشتن است» دارد و متن سودی «که او را سزای خویشتن است».[۱][۶] در بیت چهارم، چاپ قزوینی و غنی «آن گل خندان» می‌آورد، اما متن نیساری و متن سودی هر دو «آن گل خودرو» دارند و نیساری «گل خندان» را دگرسانی دست‌نویس خلخالی (۸۲۷ ق) می‌شمارد؛[۵][۶] سودی نیز خود در بیت دوم یادآور می‌شود که «قسمت اول مصرع ثانی در نسخه‌ها فرق می‌کند، اما ما این نسخه را اختیار کردیم».[۶]

درون‌مایه و تفسیر

خوانش جلالیان: چشم‌داشت به شاه شجاع

جلالیان این غزل را سروده‌ای می‌داند که حافظ «پس از مراجعت از تبعید در آرزوی اعتنا و توجّه مجدّدِ شاه‌شجاع» سروده است. به خوانش او آزادگی شاعر «به خامهٔ سحّارش اجازهٔ تملّق گفتن را نمی‌دهد» و از این رو مقصود خود را «در پردهٔ ایهام» و زیر معنای ظاهری غزل پنهان کرده است، با این آگاهی که شاه شجاع شعر او را می‌خواند.[۲]

بر این خوانش، دلِ گرفتار در بیت نخست دل خود شاعر است و «تو» شاه؛ در بیت چهارم مخاطب عوض می‌شود و بلبل خودِ حافظ است و گل شاه شجاع، و شاعر خود را هشدار می‌دهد که آن کس «در فکرِ مصالح و سیاستِ کارِ خودش است و معنای دوستی را نمی‌داند»؛ بیت ششم پرهیز از چشم امید داشتن به دنیاداران است و بیت پایانی نشان می‌دهد که شاعر «هنوز هم روی دل به تجدید عهد و بهبود اوضاع دارد».[۷]

نکته‌های واژگانی

سودی «شبان» را جمع «شب» می‌داند و یادآور می‌شود که جمع‌بستن این واژه با الف و نون شاذ است، و «فنای خویشتن» را اضافهٔ مصدر به مفعول می‌شمارد؛ «به دست باش» را نیز به معنای «زودباش» می‌گیرد.[۶] او در شرح بیت پنجم دربارهٔ چین و چگل و نیز دربارهٔ بند قبا، که زیر بغل چپ بسته می‌شد، توضیح می‌دهد.[۸] جلالیان «چگل» را نام شهر و سرزمینی در جنوب قرقیزستان می‌داند که قبیله‌ای از ترکان خُلُخ در آن می‌زیستند و به زیبایی شهره بودند، و «نافه‌هاش ز بند قبای خویشتن است» را کنایه از آن می‌گیرد که «هرچه دارد از خود دارد».[۹]

بازتاب

از این غزل تنها بیت «مرو به خانهٔ ارباب بی‌مروّت دهر» در فهرست ارسال‌المثل‌های دیوان حافظ آمده است، و آن هم نه به عنوان بیت سرآمد یک مدخل بلکه در دو جا به عنوان شاهد، یک بار ذیل بیتی از سعدی با همان مضمون.[۱۰][۱۱]

ترجمه‌ها

هنری ویلبرفورس کلارک این غزل را در ۱۸۹۱ به انگلیسی ترجمه کرده و آن را غزل شمارهٔ ۸۰ شمرده است،[۱۲] و جان پین در ۱۹۰۱.[۱۳] هرمان بیکنل و گرترود بل آن را ترجمه نکرده‌اند.[۱۴][۱۵]


منابع

  1. 1 2 3 حافظ، دیوان حافظ، ۳۶.
  2. 1 2 3 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۳۶۸.
  3. ↑ خانلری، دیوان حافظ، ۱۱۸.
  4. ↑ ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۱۲۷.
  5. 1 2 3 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۶۳.
  6. 1 2 3 4 5 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۳۳۹.
  7. ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۳۶۹.
  8. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۳۴۱.
  9. ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۳۶۷.
  10. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۱۸۹.
  11. ↑ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۲:‎ ۱۵۶۵.
  12. ↑ Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 186.
  13. ↑ Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 99.
  14. ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner.
  15. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خانلری، پرویز ناتل (۱۳۶۲). دیوان حافظ. ج. ۱ (غزلیات). به کوشش تصحیح. تهران: خوارزمی.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ذوالفقاری، حسن (۱۳۸۸). فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی. ج. ۲. تهران: معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۱۶۵-۰۲۵-۶.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثل‌واره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)