دارم امید عاطفتی از جناب دوست
| دارم امید عاطفتی از جناب دوست | |
|---|---|
![]() غزلِ شمارهٔ ۵۹ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی | |
| زبان | فارسی |
| شاعر | حافظ |
| شمار ابیات | ۸ |
| بحر | مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات (مضارع مثمن اخرب مکفوف مقصور) |
| متن | |
دارم امید عاطفتی از جناب دوست
نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی | |
| از سلسلهٔ مقالات دربارهٔ |
![]() |
|---|
|
| متن و تصحیحها |
| شعر و اندیشه |
| شرح و حافظپژوهی |
| ترجمه و پذیره |
|
| یادمان |
|
غزل با مطلعِ «دارم امید عاطفتی از جناب دوست» غزلِ شمارهٔ ۵۹ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و در آن چاپ هشت بیت دارد.[۱] دو شرح چاپی بر وزن آن همداستاناند: سودی تقطیع آن را «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات» و بحر آن را مضارع آورده است،[۲] و جلالیان همان ارکان را با نام «مضارع مثمّن اخرب مکفوف مقصور».[۳]
این غزل از سرودههایی است که خرمشاهی در حافظنامه شرح نکرده است؛ او ۲۴۴ غزل از ۴۹۲ غزل دیوان را برگزیده است و مدخلهای او از غزل شمارهٔ ۵۸ یکسر به غزل شمارهٔ ۶۳ میرسد، یعنی چهار غزل پیاپی (۵۹ تا ۶۲) را دربر نمیگیرد.
ضبط غزل در دستنویسها
شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۶۴،[۲] در شرح جلالی ۵۷،[۳] در تدوین سلیم نیساری ۴۳۱[۴] و در چاپ خلخالی ۲۳ است.
این غزل از پرگواهترین سرودههای دیوان است: نیساری آن را در سیوپنج دستنویس یافته است، حال آنکه بیشتر غزلهای این بخش در شش دستنویس آمدهاند.[۴]
بیتی که در چاپ قزوینی و غنی نیست
مهمترین یافتهٔ متنی این غزل آن است که نیساری بیتی را در متن خود میآورد که در چاپ قزوینی و غنی نیست: «ما سر چو گوی بر سر کوی تو باختیم / واقف نشد کسی که چه گوی است و این چه کوست». از سیوپنج دستنویس او تنها یکی این بیت را ندارد، و هیچ دستنویسی آن را افزوده نمیشمارد؛ سودی نیز آن را در متن خود دارد.[۴][۲] بر این پایه، نبودِ این بیت در چاپ قزوینی و غنی در برابر گواهی دستنویسها میایستد.
اختلاف دیگر در بیت پنجم است: متن نیساری «نقش خیالت» دارد و «خیالش» را ضبط تنها یک دستنویس میشمارد، حال آنکه چاپ قزوینی و غنی همان «نقش خیالش» را برگزیده است؛ متن سودی نیز «خیالت» است و «خیالش» را دگرسانی میداند.[۴][۵]
درونمایه و تفسیر
پریوش و فرشتهخو
سودی در شرح بیت دوم میان «پری» و «جن» فرق میگذارد و توضیح میدهد که چرا شاعر معشوق را پریوش خوانده است: «از شنیدن پری طبیعت آدمی نفرت نمیکند، اما از جن همه نفرت دارند، چونکه بین مردم مشهود نیست». او در همین بیت صنعت تأکید المدح بما یشبه الذم را نشان میدهد، چرا که شاعر نخست معشوق را پریوش میخواند و سپس آن را به فرشتهخویی برمیگرداند.[۶]
ردّیههای سودی
سودی در این غزل سه بار خوانش شارحان ترک پیش از خود، شمعی و سروری، را با نشانهٔ «رد» در حاشیه رد میکند.
در مطلع، تنوین «عاطفتی و جنایتی» را هم یای وحدت و هم یای تنکیر روا میداند و کسانی را که آن را به یکی از دو معنا محدود کردهاند بر خطا میداند.[۲] در بیت دوم، خوانشی که «بگذرد ز سر جرم من» را به معنای گذشتن از سر هوس گرفته بود رد میکند: «در واقع حق بیت را ادا نکردهاند».[۶] در بیت ششم «کرا» را که سروری «به که» معنی کرده بود نادرست میداند و مینویسد که او «معنای حقیقی آن را نمیدانسته»؛ به تحلیل خود سودی «کرا» از «که» و «را» ساخته شده و «را» حرف تخصیص است.[۷] و در بیت پایانی «بوی» را هم بوی ظاهری و هم امید میداند: «پس قصر به بوی ظاهری تقصیر است».[۵]
انتساب غزل
به گزارش جلالیان گروهی این غزل را «به سبب ترکیبات سست و تشبیهات نامناسب» دور از شیوهٔ حافظ دانستهاند. او این داوری را نمیپذیرد و دو پاسخ میدهد: نخست آنکه غزل در هشت دستنویس مورد استناد خانلری آمده است، و دیگر آنکه اگر کسی غزلی را به نام حافظ ساخته باشد او را با خوشحالی و بدحالی حافظ کاری نیست تا در بیت مقطع از آن سخن بگوید.[۳][۸]
زمان سرایش
جلالیان دیدگاه رایج را رد میکند. به گفتهٔ او گروهی از حافظپژوهان این غزل را سرودهٔ دوران تبعید شاعر در یزد میدانند، اما او این را نمیپذیرد و استدلال میکند که آن سفر ناخواسته پیآمد پروندهای در محکمه بود و رهایی شاعر نیز از راه تبرئهٔ محکمه آمد نه عفو شاه؛ پس غزلی که در آن امید عفو هست باید پیش از آن سروده شده باشد، «مربوط به زمانی است که هنوز کار به محکمه و عرض حال نکشیده بوده». او «جناب دوست» را شاه میداند و از دو دوست پیشین شاعر، شاه و تورانشاه، به عنوان عاملان پروندهسازی نام میبرد.[۸]
ترجمهها
کلارک این غزل را در ۱۸۹۱ به انگلیسی ترجمه کرده و جان پین در ۱۹۰۱؛ هر دو آن را در نُه بیت آوردهاند، یعنی یک بیت بیش از چاپ قزوینی و غنی، و بیت افزوده در هر دو ترجمه یکی است، که نشان میدهد از روایتی جز روایت قزوینی و غنی ترجمه کردهاند.[۹][۱۰] هرمان بیکنل و گرترود بل آن را ترجمه نکردهاند.[۱۱][۱۲]
شمارههایی که کلارک و هرمان بیکنل به غزلها دادهاند شمارهٔ آنها در چاپ قزوینی و غنی نیست و تنها نشانی در کتاب خودشان است؛ کلارک بر پایهٔ متن فارسی جارت (کلکته ۱۸۸۱) شماره میدهد و بیکنل بر پایهٔ چاپ بروکهاوس. ترتیب غزلها در ترجمهٔ جان پین نیز با چاپ قزوینی و غنی یکی نیست.
منابع
- ↑ حافظ، دیوان حافظ، ۴۲.
- 1 2 3 4 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۳۸۵.
- 1 2 3 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۴۰۸.
- 1 2 3 4 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخههای خطی سدهٔ نهم، ۴۶۹.
- 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۳۸۹.
- 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۳۸۶.
- ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۳۸۷.
- 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۴۰۹.
- ↑ Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 79.
- ↑ Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 31–32.
- ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner.
- ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.
کتابنامه
- حافظ، شمسالدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخههای خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- شعرها در بحر مضارع
- غزلهای حافظ

