نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد

نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد
برگ ۲۳۸ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۱۵۹ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۷
بحرفاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع‌لن (رمل مثمن مخبون اصلم)
متن

نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد
صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی
شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
خط ساقی گر از این گونه زند نقش بر آب
ای بسا رخ که به خونابه منقّش باشد
نازپرورد تنعّم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوهٔ رندان بلاکش باشد
غم دنییّ دنی چند خوری باده بخور
حیف باشد دل دانا که مشوّش باشد
دلق و سجّادهٔ حافظ ببرد باده‌فروش
گر شرابش ز کف ساقی مهوش باشد



۲



۴



۶

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد» غزلِ شمارهٔ ۱۵۹ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و هفت بیت دارد.[۱] سودی در سرِ آن «از بحر رمل» نوشته و جلالیان وزن کامل «فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع‌لن» را با نام «رمل مثمن مخبون اصلم» آورده است.[۲][۳]

این غزل بیشترین شمار دست‌نویس را در این بخش دیوان دارد، نه دست‌نویس، و ویژگی آن اختلافی است بر سر جای یک بیت: پنج دست‌نویس از آن نه و چهار کتاب چاپی، جدا از هم، آن بیت را در جایی می‌گذارند که چاپ قزوینی و غنی نمی‌گذارد.

جای غزل در منابع

شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۱۷۴ است (جلد دوم، صفحه‌های ۹۵۹ تا ۹۶۲)،[۲] در شرح جلالی ۱۵۳،[۴] در تدوین سلیم نیساری ۱۳۹[یادداشت ۱][۵] و در تصحیح سایه ۱۵۳،[۶] و در حافظ‌نامهِ خرمشاهی مدخل نودم (جلد یکم، صفحه‌های ۶۱۸ تا ۶۲۰).[یادداشت ۲][۷]

ضبط غزل در دست‌نویس‌ها

نیساری این غزل را در نه دست‌نویس سدهٔ نهم یافته است و هر نه، همان هفت بیت را دارند. پس همهٔ اختلاف در ترتیب ابیات و در واژه‌هاست.[۵][۱]

جای بیت «خط ساقی»

در چاپ قزوینی و غنی بیت «خط ساقی گر از این گونه زند نقش بر آب» بیت چهارم است. در متن برگزیدهٔ نیساری و در چهار دست‌نویس از آن نه، یعنی پنج گواه، آن بیت ششم است. همین ترتیب را متن سودی و تصحیح سایه و ترجمه‌های کلارک و پین هم دارند. ترتیب چاپ قزوینی و غنی از آنِ دو دست‌نویس است، یکی از آن دو دست‌نویسی با نشانهٔ «خ»[یادداشت ۳]، و در میان گواهان چاپی تنها شرح جلالی با آن است.[۵][۸][۶][۹][۱۰][۴]

پس چهار کتاب چاپی از سه سنّت گوناگون، شرح سودی از سدهٔ یازدهم و تصحیح سایه و دو ترجمهٔ انگلیسی سدهٔ نوزدهم، به یک ترتیب رسیده‌اند و آن ترتیب، ترتیب چاپ قزوینی و غنی نیست.[یادداشت ۴][۸][۶][۹][۱۰]

بیت پایانی: «شرابش ز کف»

شمار دگرسانی‌های «خ» با متن نیساری چهار است و چاپ قزوینی و غنی هر چهار را می‌پذیرد. در یکی از آن چهار «خ» تنها گواه است، در برابر هشت دست‌نویس دیگر: «گر شرابش ز کف ساقی مهوش باشد» در برابر «گر شراب از کف آن ساقی مهوش باشد» متن نیساری. سه دست‌نویسی که در این مصراع دگرسانی دارند همه «از کف آن» را نگه می‌دارند و تنها در حرف ربط از هم جدا می‌شوند.[۵][۱]

در این جا هم متن سودی (با یادداشت «کف آن ـ اضافه لامیه») و تصحیح سایه با متن نیساری‌اند و نه با چاپ قزوینی و غنی.[۱۱][۶]

جاهایی که گواهان چاپی با چاپ قزوینی و غنی‌اند

این الگو یکدست نیست و دو جا آن را می‌شکند. در مطلع، «ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد» ضبط «خ» و یک دست‌نویس دیگر است در برابر «شایستهٔ آتش» متن نیساری؛ ولی در میان گواهان چاپی تصحیح سایه و شرح جلالی با چاپ قزوینی و غنی‌اند و تنها متن سودی در سوی دیگر است.[۵][۶][۴][۲]

و در بیت ششم، «غم دنییّ دنی» در برابر «غم دنیای دنی» متن نیساری، خرمشاهی این دوگانگی را تنها املایی می‌داند. در پاسخی به یکی از خوانندگان کتابش که پرسیده بود «چرا به جای دنیی دون ننویسیم دنیای دون؟ چه عیبی دارد؟» می‌نویسد: «عیبی ندارد. فقط رسم کتابت قدما این بوده است»، و همین مصراع را نمونه می‌آورد.[۱۲][۵]

درون‌مایه و تفسیر

صوفی و سکّهٔ ناخالص

سراسر غزل بر تصویری از سنجش سکّه ساخته شده است، و سودی واژه‌های آن را همین‌گونه می‌گشاید: «غش» را در برابر «صاف» می‌گذارد و «بی‌غش» را در حکم تأکید آن می‌داند، و «محک» را اسم آلت می‌شمارد، «سنگ سیاهی است که طلا و نقره را با آن آزمایش میکنند».[۲][۸]

سودی و خرمشاهی، جدا از هم و با چهار سده فاصله، یک بیت از غزلی دیگر را گواه همین مضمون می‌آورند، مطلع «نقدها را بود آیا که عیاری گیرند».[۲][۱۳]

جلالیان این غزل را هشداری همگانی می‌خواند: «در این غزل که به منزلهٔ معرّفی ظاهرالصلاحانِ نابکاری که زیر پوشش تصوّف در جامعهٔ آن روز قد علم کرده بودند سروده شده است. شاعر صراحتاً به مردم هشدار می‌دهد که سرشت و ماهیّت وجودیِ این اشخاص ناخالصی فراوان دارد»، و آوردن واژهٔ «نقد» را تشبیه وجود صوفی به سکّهٔ تقلّبی می‌داند. او آن را به روزگار شاه شجاع می‌بندد.[۳][۱۴]

وجدنمایی

خرمشاهی در شرح بیت دوم از نهادی نام می‌برد: «سخن از نفاق صوفی می‌گوید که در بامداد از ذکر و دعای سحرگاهی، سرمستی نشان می‌داده و به اصطلاح تواجد (وجدنمائی) می‌کرده، و شامگاهان از بادهٔ انگوری مست می‌شود».[۷] پین در پانویس ترجمهٔ خود همین را بی آن اصطلاح می‌گوید، که آن صوفی خود را به وجد و سرمستی معنوی می‌زند.[۱۰]

محک تجربه، و دو بیت که مثل شده‌اند

خرمشاهی بیت سوم را چنین می‌داند که «این بیت در زبان فارسی، حکم مثل سائر را پیدا کرده است»، و می‌افزاید که مضمون آن «احتمالاً ملهم است» از سخنی منقول از علی، «عند الامتحان یُکرمُ الرّجلُ او یُهان».[۱۳]

جلالیان بیت دیگری از همین غزل را مثل می‌شمارد: «بیت پنجم این غزل به سبب بلاغت تامّه به صورت ضرب‌المثل در آمده است».[۱۴] آن دو هیچ‌یک از دیگری نامی نمی‌برد و هر یک بیت دیگری را نام می‌برد؛ در فهرست ارسال‌المثل‌های دیوان هر دو بیت مدخل سرآمد دارند.[۱۵]

«نقش بر آب زدن»

مصراع «خط ساقی گر از این گونه زند نقش بر آب» دو معنی دارد و چهار منبع آن را به دو گونه می‌خوانند. فهرست واژه‌های شرح جلالی هر دو را می‌آورد، «بر آب نقش ببندد، کار بی حاصل انجام دهد» و «در گونه و عارض مانندِ آب روشن و زلال منعکس شود».[۴] خرمشاهی آن را ایهامی با همان دو سو می‌داند.[۱۳] در ترجمه‌ها هر یک از آن دو سو را یکی برگزیده است، کلارک نقش بر آب را به معنای کار بی‌حاصل و پین آب را بر چهرهٔ ساقی.[۹][۱۰]

قافیه‌ای که دو بار می‌آید

بیت نخست این غزل به «بی‌غش» پایان می‌یابد و بیت سوم به «غش»، و دو خواننده در دو سنّت و با نود سال فاصله همین را یادداشت کرده‌اند: پین در پانویس ترجمهٔ خود می‌نویسد که واژهٔ قافیه تکرار شده است و در همان جا سودی را برای معنای «غش» نام می‌برد، و خرمشاهی در مدخل «غش» می‌نویسد «در بیت سوم همین غزل «غش» را به کار برده است» و آن واژه را از منتهی‌الارب و لغت‌نامه معنی می‌کند، با نمونه‌هایی از منوچهری و غزالی و سلمان و ناصرخسرو.[۱۰][۷]

آن پانویس پین تنها جایی است که یکی از آن دو مترجم نام منبع فارسی خود را می‌برد.[۱۰]

بازتاب

هشت مدخل از فهرست ارسال‌المثل‌های دیوان حافظ به این غزل بازمی‌گردند و چهار تای آن‌ها، که در آن فهرست پیاپی‌اند، بیتی از این غزل را بیت سرآمد خود گرفته‌اند: مطلع و بیت‌های سوم و پنجم و ششم. چهار بیت سرآمد از یک غزل هفت‌بیتی در آن فهرست کم‌پیش‌آمد است و تنها نزدیک به هشت درصد غزل‌های دیوان به این شمار می‌رسند.[۱۶]

کاربردهایی که آن فهرست برای آن چهار می‌آورد چنین است: «برخی مقدسات ریایی هستند و باید آن‌ها را دور انداخت»، «باید با معیارهای تجربی تفاوت بین حق و باطل را متوجه شد»، «با راحت‌طلبی نمی‌توان به عشق واقعی رسید» و «انسان‌های فرزانه نباید درگیر غم‌های گذرا و سطحی این دنیا شوند».[۱۷]

چهار مدخل دیگر بیت‌های پنجم و ششم را شاهد مثل‌هایی از غزل‌های دیگر آورده‌اند.[۱۸][۱۹][۲۰]

ترجمه‌ها

کلارک در ۱۸۹۱ این غزل را با شمارهٔ ۱۸۰ و در هفت بیت ترجمه کرده است و جان پین در ۱۹۰۱ با شمارهٔ رومی همان عدد و نیز در هفت بیت؛ هیچ‌یک بیتی افزون بر چاپ قزوینی و غنی ندارد و ترتیب هر دو ترتیب متن سودی و متن نیساری است.[یادداشت ۵][۹][۱۰]

مصراع نخست ترجمهٔ کلارک «خرقهٔ صوفی» دارد و نه «نقد صوفی»، حال آنکه سراسر همان بیت و بیت سوم او از ناخالصی سکّه سخن می‌گوید و ترجمهٔ پین هم «سکّهٔ صوفی» دارد؛ پس این به احتمال لغزش چاپ است.[۹][۱۰]

هرمان بیکنل و گرترود بل این غزل را ترجمه نکرده‌اند. در دیباچهٔ گزیدهٔ بل جمله‌ای به نثر آمده که مطلع این غزل را بازمی‌گوید، ولی آن ترجمهٔ شعر نیست.[۲۱][۲۲]


یادداشت‌ها

  1. ↑ شمارهٔ هیچ‌یک از این تدوین‌ها با شمارهٔ چاپ قزوینی و غنی رابطهٔ ثابتی ندارد، چون هر یک درون خانوادهٔ ردیف و قافیه ترتیب خود را دارد؛ در همین بخش، شمارهٔ حاشیهٔ چاپ خلخالی برای دو غزل پیاپی وارونه می‌شود و شمارهٔ سایه غزل شمارهٔ ۱۶۱ را دو جا پس از غزل شمارهٔ ۱۶۲ می‌گذارد. پس این شماره‌ها را نباید دنبالهٔ شماره‌های آن چاپ گرفت.
  2. ↑ شماره‌ای که در حافظ‌نامه برای هر غزل آمده شمارهٔ مدخل خودِ آن کتاب است، نه شمارهٔ غزل در چاپ قزوینی و غنی؛ ارجاع‌های درونی آن کتاب («شرح غزل N») هم به همان شماره‌های خودش است. بخش‌های پایانی جلد دوم آن کتاب یادداشت‌های خوانندگان است و سخن آن‌ها از خودِ خرمشاهی نیست.
  3. ↑ نشانهٔ «خ» در دستگاه نیساری به دست‌نویسی به تاریخ ۸۲۷ ق بازمی‌گردد. در فهرست پنجاه‌ویک نسخهٔ او (صفحه‌های ۸ و ۹) دو دست‌نویس با همین تاریخ هست، نسخهٔ خلخالی در ردیف سیزدهم و نسخهٔ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد براون) در ردیف چهاردهم، و نشانهٔ آن دو در چاپ تنها با ضخامت حرف از هم جدا می‌شود. خودِ قزوینی «خ» چاپ خویش را نسخهٔ خلخالی می‌داند، ولی اینکه «خ» نیساری همان دست‌نویس باشد از این صفحه‌ها به دست نمی‌آید؛ اگر این بازشناسی عوض شود آنچه در این مقاله گفته شده سر جای خود می‌ماند، یعنی اینکه ضبط چاپ قزوینی و غنی در این اختلاف‌ها با شمار اندکی از گواهان است و آن دست‌نویس یکی از آن‌هاست، و تنها نام آن دست‌نویس فرق می‌کند. قزوینی خود در مقدمهٔ آن چاپ می‌نویسد که از حیث «عدّهٔ غزلیّات و عدّهٔ ابیات هر غزلی» اساس کار خویش را «منحصراً و منفرداً» همین نسخه گذاشته است، ولی از حیث متن ابیات آن را «بهیچوجه» بسنده نمی‌داند و می‌گوید اغلاط فاحش در آن فراوان است.حافظ، دیوان حافظ، مز. پس یکی بودن شمار ابیات این چاپ با آن دست‌نویس چیزی است که آن چاپ خود بر عهده گرفته است، و آنچه گزینش ویراستارانه به شمار می‌آید ضبط واژه‌هاست؛ دربارهٔ ترتیب ابیات در آن مقدمه سخنی نیست. نشانهٔ «خ» در پانویس‌های خودِ آن چاپ نشانهٔ همان چاپ است و شمارش‌های این مقاله بر نشانه‌های دستگاه نیساری استوار است.
  4. ↑ در چاپ قزوینی و غنی این غزل هیچ نسخه‌بدلی در پای صفحه ندارد، حال آنکه همان دو مصحح در برگ‌های همسایه نسخه‌بدل می‌آورند و نام نسخهٔ «خ» را هم می‌برند؛ نشانهٔ پانویس آن‌ها بر غزل شمارهٔ ۱۶۲ دو سطر پایین‌تر از بیت پایانی غزل شمارهٔ ۱۶۱ و در همان صفحه چاپ شده است. پس این خاموشی در بخشی از کتاب است که در آن پانویس می‌نویسند؛ آنچه در این غزل در دست است نتیجه‌ای چاپ‌شده است، نه استدلالی از آن دو.
  5. ↑ شمارهٔ بی‌کمانکی که کلارک به هر غزل می‌دهد، شمارهٔ رومی جان پین و نشان «B.-S. E.» در یادداشت‌های هرمان بیکنل هر سه یک شماره‌اند و به چاپ بروکهاوس بازمی‌گردند. این رشته با شمارهٔ چاپ قزوینی و غنی هیچ نسبتی ندارد و در همین بخش وارونه می‌شود: غزل شمارهٔ ۱۵۹ در آن ۱۸۰ است و غزل شمارهٔ ۱۵۸ شمارهٔ ۱۹۰ دارد. شمارهٔ دومی که کلارک در کمانک می‌آورد شمارهٔ چاپ سنگی هند است.

منابع

  1. 1 2 3 حافظ، دیوان حافظ، ۱۰۸.
  2. 1 2 3 4 5 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۹۵۹.
  3. 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۸۷۴.
  4. 1 2 3 4 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۸۷۳.
  5. 1 2 3 4 5 6 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۱۷۰.
  6. 1 2 3 4 5 ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۲۳۱.
  7. 1 2 3 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۶۱۸.
  8. 1 2 3 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۹۶۰.
  9. 1 2 3 4 5 Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 348.
  10. 1 2 3 4 5 6 7 8 Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 213–214.
  11. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۹۶۲.
  12. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۱۴۹۶.
  13. 1 2 3 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۶۱۹.
  14. 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۸۷۵.
  15. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۱۳۴–۱۳۶.
  16. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۱۳۴–۱۳۶.
  17. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۱۳۴–۱۳۶.
  18. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۷۰.
  19. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۱۲۸–۱۲۹.
  20. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۳۱۲–۳۱۳.
  21. ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner.
  22. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثل‌واره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)