بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد

بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
برگ ۲۲۱ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۱۳۴ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۷
بحرفاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان (رمل مثمن مخبون اصلم مسبغ)
متن

بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد
باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد
طوطیی را به خیال شکری دل خوش بود
ناگهش سیل فنا نقش امل باطل کرد
قرّةالعین من آن میوهٔ دل یادش باد
که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد
ساروان بار من افتاد خدا را مددی
که امید کرمم همره این محمل کرد
روی خاکیّ و نم چشم مرا خوار مدار
چرخ فیروزه طربخانه از این کهگل کرد
آه و فریاد که از چشم حسود مه چرخ
در لحد ماه کمان ابروی من منزل کرد
نزدی شاه رخ و فوت شد امکان حافظ
چه کنم بازی ایّام مرا غافل کرد



۲



۴



۶

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد» غزلِ شمارهٔ ۱۳۴ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و هفت بیت دارد.[۱] جلالیان وزن آن را «فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع‌لان» و بحر آن را «رمل مثمّن مخبون اصلم مُسبغ» آورده است؛ سودی در سرِ این غزل سطر بحر ندارد.[۲][۳]

هفت منبع این غزل را مرثیه‌ای بر مرگ فرزند حافظ می‌دانند، و هیچ‌یک در این نکته تردید نمی‌کند. در دستگاه نسخه‌بدل‌های سلیم نیساری نیز چهار ضبط این غزل، از جمله مطلع آن، تنها بر یک دست‌نویس سدهٔ نهم تکیه دارد.

جای غزل در منابع

شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۱۴۹ است (جلد دوم، صفحه‌های ۸۲۷ تا ۸۳۰)،[۳] در شرح جلالی ۱۲۸،[۴] در تدوین نیساری ۱۱۶،[۵] در تصحیح سایه ۱۲۸[یادداشت ۱][۶] و در حافظ‌نامهِ خرمشاهی مدخل هفتادوهفتم.[یادداشت ۲][۷]

ضبط غزل در دست‌نویس‌ها

نیساری این غزل را در شش دست‌نویس سدهٔ نهم یافته است و ترتیب ابیات متن او با پنج تای آن‌ها یکی است. در پای صفحه شمار دگرسانی‌های هر نسخه را می‌آورد و در این غزل دست‌نویسی با نشانهٔ «خ»[یادداشت ۳] با پنج دگرسانی پرگسست‌ترین گواه است، در برابر دو دست‌نویس که هیچ اختلافی با متن او ندارند.[۵]

از آن پنج دگرسانی، چاپ قزوینی و غنی چهار تا را پذیرفته است و در هر چهار جا «خ» یگانه گواه آن ضبط است، در برابر متن نیساری و پنج دست‌نویس دیگر:[۵][۱]

  • در مطلع، «بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد» در برابر «خون جگر خورد».
  • در بیت سوم، «که چه آسان بشد» در برابر «که خود آسان بشد».
  • در بیت چهارم، «ساروان» در برابر «ساربان».
  • در بیت پنجم، «چرخ فیروزه» در برابر «چرخ پیروزه».

در پنجمین جا، بیت ششم، چاپ قزوینی و غنی ضبط «خ» را نمی‌پذیرد و با متن نیساری و اکثر گواهان می‌خواند.[۵]

پس مطلع این غزل، که شناخته‌ترین بیت آن است، در میان گواهان سدهٔ نهم تنها یک پشتوانه دارد.[۵][۱]

ضبط سودی و جلالیان

متن سودی در چهار جا از چاپ قزوینی و غنی جدا می‌شود و در سه جا از آن چهار با متن نیساری می‌خواند: «خون جگر خورد» در مطلع، «که خود آسان» در بیت سوم و «ساربان» در بیت چهارم. هر دو ضبط را شرح واژگانی خودِ او هم تأیید می‌کند («اضافه خون جگر لامیه است»). ضبط سوم او در بیت دوم «به هوای شکری» است، در برابر «به خیال شکری» چاپ قزوینی و غنی.[۳][۸][۵]

متن جلالیان نیز «خون جگر» و «ساربان» دارد؛ نخستین آن دو سرواژهٔ فهرست واژگان خودش هم هست و دومی در بازگفت او می‌آید. او هیچ‌یک را دگرسانی نمی‌خواند و از ضبط دیگر سخنی نمی‌گوید؛ پس این جدایی، جدایی دو متنِ ویراسته است نه داوری میان دو ضبط.[۴][۹][۲]

نکتهٔ درخور توجه آن است که خودِ سودی همان تاریخ نگارشی را شرح می‌دهد که «فیروزه» چاپ قزوینی و غنی را از «پیروزه» متن نیساری جدا می‌کند: «چرخ فیروزه … دراصل پیروزه بوده با باء عجمی، بواسطه تعریب باء را بفاء تبدیل نموده‌اند».[۱۰]

بیت ششم و چاپ ترجمهٔ ستارزاده

مدخل سودی در ترجمهٔ فارسی عصمت ستارزاده شش بیت دارد و بیتِ «آه و فریاد که از چشم حسود مه چرخ» در آن نیست. با این همه، آن بیت در هر شش دست‌نویس نیساری هست و در هر چهار ترجمهٔ انگلیسی سدهٔ نوزدهم هم هست؛ پس این نبود به همان چاپ یا به نسخهٔ کار خودِ سودی بازمی‌گردد، نه به روایتی که ترجمه‌ها از آن گرفته شده‌اند.[۱۰][۱۱][۵][۱۲][۱۳]

مرثیه‌ای بر مرگ فرزند

هفت منبع این غزل را مرثیه‌ای بر مرگ فرزند حافظ می‌دانند و هیچ‌یک آن را با تردید نمی‌گوید.

سودی در آغاز مدخل خود می‌نویسد: «این غزل مرثیه ایست که خواجه بمناسبت مرگ پسر خود سروده است». او این خوانش را در سراسر غزل به کار می‌بندد: «مراد از بلبل شخص خواجه است … و مراد از گل پسرش است»، و در بیت دوم «مراد از طوطی، خودش و مراد از شکر، پسرش است».[۳][۸]

جلالیان مستقل از او به همین نتیجه می‌رسد و در سراسر مدخل خود نام سودی را نمی‌آورد: «فرزندی نابالغ که هنوز زمان به مکتب گذاشتن او فرا نرسیده بوده از دست او به در می‌رود. حافظ در غم مرگ این نوباوه دلبند خود چنین می‌سراید». او گواهی از خود حافظ می‌آورد، قطعه‌ای که در آن «به جای لوح سیمین در کنارش / فلک بر سر نهادش لوح سنگین»، و فهرست واژگانش نیز همین خوانش را از بیت نخست آغاز می‌کند («گلی حاصل کرد: فرزندی را پرورش داد»).[۹][۲][۱۴]

خرمشاهی نیز آن را بی هیچ واسطه‌ای می‌گوید: «حافظ این غزل را در رثای درگذشت فرزندش سروده است»، و برای تفصیل به جستار خود «حافظ و سوگ فرزند» ارجاع می‌دهد، جایی که گواهی این غزل را در شمار صریح‌ترین‌ها می‌شمارد.[۷][۱۵]

هر سه مترجم انگلیسی سدهٔ نوزدهم و گرترود بل هم همین را در یادداشت‌های خود می‌آورند، و تنها یکی از آن‌ها آن را به سودی می‌بندد.[۱۲][۱۳][۱۶][۱۷]

«نزدی شاه رخ»: سه خوانش

بیت پایانی اصطلاحی از شطرنج دارد و بر سر معنای آن سه خوانش در دست است.

سودی آن را به همان مرگ فرزند می‌بندد و کوتاهی پدر را در فرصت‌شناسی می‌بیند: «یعنی پسرت که مرد اما اگر زودتر زنش میدادی الان اولادی از او باقی میماند … حیف که بازی ایام مرا غافل کرد یعنی در ازدواج پسرم غفلت کردم». همین خوانش در یادداشت‌های کلارک و پین و بیکنل و بل هم آمده است، و بل آن را به روزنتسوایگ می‌بندد نه به سودی.[۱۱][۱۲][۱۳][۱۶][۱۷]

در برابر، غنی، به گزارش خرمشاهی، آن را کوتاهی در درمان فرزند می‌خواند («این شعر اشاره به این است که حافظ غفلتی در معالجهٔ پسر کرده»)، و قزوینی، باز به گزارش او، این ترکیب را تا روزگار حافظ مجازی شده می‌داند: «بعدها مجازاً گویا شاه‌رخ زدن به‌معنی غلبه کردن و ظفر یافتن و از موقع استفاده کردن استعمال شده است».[۱۸]

جلالیان همین بیت را هم به کوتاهی در درمان فرزند می‌بندد، که شاعر «نتوانسته در معالجهٔ فرزندش کوشش لازم را معمول دارد»، و در پی آن خودِ حرکت شطرنج را شرح می‌دهد: موقعیتی که در آن بازیکن هم رخ حریف را می‌زند و هم شاه او را کیش می‌دهد، «و در اصطلاح عوام به دوکیشه کردن موسوم است».[۱۴] خرمشاهی خود در «بازی ایّام» ایهامی می‌بیند، میان بازی شطرنج و فریب.[۱۸]

خرمشاهی در برابر غنی بر سر بیت پنجم

خرمشاهی در بیت «روی خاکیّ و نم چشم مرا خوار مدار» خوانش غنی را نقل می‌کند تا رد کند. غنی نوشته بود «روزگار حسود برای ضدیت با من طربخانهٔ خود را از این اشک و این خاک کهگل کرد»، و خرمشاهی می‌نویسد «اصولا، شرح و تعریفی که شادروان غنی به‌دست می‌دهد نادرست است» و خوانش خود را می‌آورد: روزگار برای آبادکردن طربخانهٔ خودش از شاعر کمک می‌گیرد. او نکتهٔ باریک‌تری هم می‌افزاید: «ضمناً آقای غنی کهگل کردن را به‌معنای امروزینش گرفته است. حال آنکه «کردن» در اینجا به معنای ساختن است».[۱۹][۱۸]

باد غیرت

خرمشاهی «باد غیرت» مطلع را غیرت الهی می‌داند و آن را در باب غیرتِ رسالهٔ قشیریه و در آیه‌هایی که فرزند را فتنه می‌خوانند می‌نشاند.[۷][۲۰] درازترین یادداشت این مدخل به «قرّةالعین» است، با گواه‌هایی از نظامی و کمال‌الدین اسماعیل و عراقی و خواجو و سلمان؛ یکی از آن گواه‌ها قصیده‌ای است که کمال‌الدین اسماعیل در مرثیهٔ فرزند غرق‌شدهٔ خود گفته است.[۲۰][۱۹]

بازتاب

یک مدخل از فهرست ارسال‌المثل‌های دیوان حافظ به بیت چهارم این غزل بازمی‌گردد، با کاربرد «نصیحت انسان رنجدیده و با تجربه به انسان جوان و بی‌تجربه»؛ آن بیت در آن مدخل شاهد است، نه بیت سرآمد.[۲۱]

ترجمه‌ها

کلارک در ۱۸۹۱ این غزل را با شمارهٔ ۱۱۷ و در هفت بیت ترجمه کرده است، جان پین در ۱۹۰۱ با شمارهٔ رومی همان عدد و در هفت بیت، و هرمان بیکنل در ۱۸۷۵ نیز در هفت بیت و با همان شماره؛ هر سه ترتیب چاپ قزوینی و غنی را دارند و هیچ‌یک بیت افزوده‌ای ندارد.[یادداشت ۴][۱۲][۱۳][۱۶]

گرترود بل آن را در چهار بند آزاد ترجمه کرده است که هر هفت بیت را دربر می‌گیرد.[۲۲]


یادداشت‌ها

  1. ↑ ترتیب غزل‌ها در تصحیح سایه الفبایی است، بر پایهٔ ردیف و قافیه؛ پس ناهمسویی شمارهٔ او با شمارهٔ چاپ قزوینی و غنی نشانهٔ داوری متنی او نیست.
  2. ↑ شماره‌ای که در حافظ‌نامه برای هر غزل آمده شمارهٔ مدخل خودِ آن کتاب است، نه شمارهٔ غزل در چاپ قزوینی و غنی؛ ارجاع‌های درونی آن کتاب («شرح غزل N») هم به همان شماره‌های خودش است.
  3. ↑ نشانهٔ «خ» در دستگاه نیساری به دست‌نویسی به تاریخ ۸۲۷ ق بازمی‌گردد. در فهرست پنجاه‌ویک نسخهٔ او (صفحه‌های ۸ و ۹) دو دست‌نویس با همین تاریخ هست، نسخهٔ خلخالی در ردیف سیزدهم و نسخهٔ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد براون) در ردیف چهاردهم، و نشانهٔ آن دو در چاپ تنها با ضخامت حرف از هم جدا می‌شود. خودِ قزوینی «خ» چاپ خویش را نسخهٔ خلخالی می‌داند، ولی اینکه «خ» نیساری همان دست‌نویس باشد از این صفحه‌ها به دست نمی‌آید؛ اگر این بازشناسی عوض شود آنچه در این مقاله گفته شده سر جای خود می‌ماند، یعنی اینکه ضبط چاپ قزوینی و غنی در این اختلاف‌ها با شمار اندکی از گواهان است و آن دست‌نویس یکی از آن‌هاست، و تنها نام آن دست‌نویس فرق می‌کند. قزوینی خود در مقدمهٔ آن چاپ می‌نویسد که از حیث «عدّهٔ غزلیّات و عدّهٔ ابیات هر غزلی» اساس کار خویش را «منحصراً و منفرداً» همین نسخه گذاشته است، ولی از حیث متن ابیات آن را «بهیچوجه» بسنده نمی‌داند و می‌گوید اغلاط فاحش در آن فراوان است.حافظ، دیوان حافظ، مز. پس یکی بودن شمار ابیات این چاپ با آن دست‌نویس چیزی است که آن چاپ خود بر عهده گرفته است، و آنچه گزینش ویراستارانه به شمار می‌آید ضبط واژه‌هاست؛ دربارهٔ ترتیب ابیات در آن مقدمه سخنی نیست. نشانهٔ «خ» در پانویس‌های خودِ آن چاپ نشانهٔ همان چاپ است و شمارش‌های این مقاله بر نشانه‌های دستگاه نیساری استوار است.
  4. ↑ شمارهٔ بی‌کمانکی که کلارک به هر غزل می‌دهد، شمارهٔ رومی جان پین و نشان «B.-S. E.» در یادداشت‌های هرمان بیکنل هر سه یک شماره‌اند و به چاپ بروکهاوس بازمی‌گردند. این شماره با شمارهٔ مدخل‌های شرح سودی یکی نیست: همین غزل در شرح سودی مدخل صدوچهل‌ونهم است و در چاپ بروکهاوس شمارهٔ ۱۱۷. شمارهٔ دومی هم که کلارک در کمانک می‌آورد شمارهٔ چاپ سنگی هند است و با شمارهٔ چاپ قزوینی و غنی همسو نیست.

منابع

  1. 1 2 3 حافظ، دیوان حافظ، ۹۱–۹۲.
  2. 1 2 3 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۷۴۸.
  3. 1 2 3 4 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۸۲۷.
  4. 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۷۴۶.
  5. 1 2 3 4 5 6 7 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۱۴۶.
  6. ↑ ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۲۰۶.
  7. 1 2 3 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۵۵۱.
  8. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۸۲۸.
  9. 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۷۴۷.
  10. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۸۲۹.
  11. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۸۳۰.
  12. 1 2 3 4 Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 244–245.
  13. 1 2 3 4 Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 139–140.
  14. 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۷۴۹.
  15. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۳۱۴.
  16. 1 2 3 Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner. p. 107–108.
  17. 1 2 Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann. p. 133.
  18. 1 2 3 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۵۵۴.
  19. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۵۵۳.
  20. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۵۵۲.
  21. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۲۶۹–۲۷۰.
  22. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann. p. 83–84.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ذوالفقاری، حسن (۱۳۸۸). فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی. ج. ۱. تهران: معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۱۶۵-۰۲۵-۶.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثل‌واره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)