گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت

گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت
برگ ۱۸۷ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۸۳ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۷
بحرفاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات (رمل مثمن مقصور)
متن

گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت
ور ز هندوی شما بر ما جفایی رفت رفت
برق عشق ار خرمن پشمینه‌پوشی سوخت سوخت
جور شاه کامران گر بر گدایی رفت رفت
در طریقت رنجش خاطر نباشد می بیار
هر کدورت را که بینی چون صفایی رفت رفت
عشق‌بازی را تحمّل باید ای دل پای دار
گر ملالی بود بود و گر خطایی رفت رفت
گر دلی از غمزهٔ دلدار باری برد برد
ور میان جان و جانان ماجرایی رفت رفت
از سخن‌چینان ملالت‌ها پدید آمد ولی
گر میان همنشینان ناسزایی رفت رفت
عیب حافظ گو مکن واعظ که رفت از خانقاه
پای آزادی چه بندی گر به جایی رفت رفت



۲



۴



۶

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت» غزلِ شمارهٔ ۸۳ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و هفت بیت دارد.[۱] جلالیان وزن آن را «فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات» و بحر آن را «رمل مثمّن مقصور» آورده است؛[۲] سودی برای این غزل سطر بحر ندارد.[۳]

ترتیب ابیات این غزل در چاپ قزوینی و غنی با ترتیب هیچ منبع دیگری نمی‌خواند مگر یک دست‌نویس. خرمشاهی آن را در حافظ‌نامه شرح نکرده است.

ضبط غزل در دست‌نویس‌ها

شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۸۸،[۳] در شرح جلالی ۸۰،[۲] در تدوین سلیم نیساری ۷۴[۴] در تصحیح سایه ۸۳[۵] و در چاپ خلخالی ۸۳ است. خرمشاهی برای آن مدخلی ندارد: شماره‌های پیاپی مدخل‌های او از مدخل غزل شمارهٔ ۸۱ به مدخل غزل شمارهٔ ۸۴ و از آن به غزل شمارهٔ ۸۶ می‌رسد، پس غزل‌های ۸۲ و ۸۳ و ۸۵ هر سه بی‌مدخل‌اند.[۶][۷][۸]

ترتیب ابیات

نیساری این غزل را در شش دست‌نویس سدهٔ نهم یافته است. ترتیب ابیات در متن برگزیدهٔ او و در سه دست‌نویس یکی است، و ترتیب چاپ قزوینی و غنی با هیچ‌یک از آن‌ها نمی‌خواند بلکه تنها با یک دست‌نویس می‌خواند، دست‌نویسی با نشانهٔ «خ»[یادداشت ۱]: در آن ترتیب، بیت‌های پنجم و ششم متن نیساری در جای سوم و چهارم می‌نشینند و بیت‌های سوم و چهارم به جای پنجم و ششم می‌روند.[۴]

سه منبع فارسی دیگر همان ترتیب متن نیساری را دارند، نه ترتیب چاپ قزوینی و غنی: متن سودی،[۳] متن جلالیان[۲] و تصحیح سایه.[۵]

دگرسانی‌ها

شمار دگرسانی‌های نیساری برای این غزل «خ» را پنج مورد نشان می‌دهد. یکی از آن‌ها ضبط چاپ قزوینی و غنی است: «شاه کامران» در بیت دوم، در برابر «شاهی کامران» در متن نیساری، که ضبط سه دست‌نویس از جمله «خ» است.[۴]

در برابر، یک جا هست که چاپ قزوینی و غنی ضبط «خ» را نمی‌گیرد: در بیت ششم، «پدید آمد» ضبط دو دست‌نویس دیگر است.[۴] پیروی این چاپ از آن دست‌نویس یکسر مکانیکی نیست.

سودی نیز در بیت دوم گزارش می‌کند که «در بعض نسخ بجای خرمن خرقه واقع شده است»؛ آن ضبط در دستگاه نیساری به سه دست‌نویس بازمی‌گردد.[۹][۴] در بیت چهارم متن خودِ او «گر ملالی بود بود و گر جفایی رفت رفت» است، با «جفایی» به جای «خطایی»؛ این ضبط در دستگاه نیساری به هیچ دست‌نویسی بازنمی‌گردد.[۱۰][۴]

درون‌مایه و تفسیر

جفا از آنِ زلف است نه از آنِ معشوق

سودی در شرح مطلع نکته‌ای می‌آورد: نسبت دادن خطا به دستِ زلف و جفا به «هندو»، در حقیقت نسبت دادن آن‌ها به خودِ معشوق است، اما شاعران «تنزیه جانان از این نوع معایب، تأدباً به متعلقانش اسناد می‌دهند».[۳][۹]

او همچنین یادآور می‌شود که مصراع دوم هر بیت تمثیلی برای مصراع نخست است و می‌افزاید «تمام ابیات این غزل به همین منوال می‌آید، غفلت نشود»، و در بیت پایانی واعظ را از بازداشتن شاعر برمی‌گرداند: «او یک شخص آزاد است… کسانی که لاقیدند آنجا هستند که دوست دارند».[۹][۱۱]

خوانش جلالیان: غزل خداحافظی

جلالیان این غزل را به روزهای پیش از تبعید شاعر بازمی‌گرداند: «این غزل یکی از غزلهایی است که حافظ به هنگام رفتن به تبعید، در شیراز سروده تا هم به عنوان خداحافظی شاه‌شجاع باشد و هم بی‌اعتنایی و خونسردی خود را به شاه بنمایاند».[۲]

به خوانش او ایهام بیت ششم به کسانی اشاره دارد که در مجالس ادبی در پی یافتن عیبی بر حافظ بودند و نظر شاه را دربارهٔ او برگرداندند؛ و در بیت پایانی «بگو» خطاب به شاه شجاع است و «واعظ» تورانشاه وزیر، که تغییر سیاست شاه را مصلحت دید.[۲]

بازتاب

سه مدخل از فهرست ارسال‌المثل‌های دیوان حافظ به این غزل بازمی‌گردند و هر سه به یک بیت، بیت سوم: یکی آن را بیت سرآمد مدخلی با کاربرد «توصیه به رفع کدورت و آشتی کردن» می‌آورد،[۱۲][۱۳] و دو مدخل دیگر آن را شاهد می‌گیرند برای «دوری از مناقشه و بحث» و «زود ناامید نشدن».[۱۴][۱۵]

ترجمه‌ها

کلارک این غزل را در ۱۸۹۱ و جان پین در ۱۹۰۱ به انگلیسی ترجمه کرده‌اند؛ هر دو آن را در هفت بیت آورده‌اند و ترتیب ابیات در هر دو ترتیب سودی است، نه ترتیب چاپ قزوینی و غنی.[۱۶][۱۷][۳] هرمان بیکنل و گرترود بل آن را ترجمه نکرده‌اند.[۱۸][۱۹]

شمارهٔ بی‌کمانکی که کلارک به هر غزل می‌دهد شمارهٔ آن در چاپ قزوینی و غنی نیست و به چاپ بروکهاوس بازمی‌گردد؛ شمارهٔ رومی جان پین با همان شمارهٔ بی‌کمانک یکی است.


یادداشت‌ها

  1. ↑ نشانهٔ «خ» در دستگاه نیساری به دست‌نویسی به تاریخ ۸۲۷ ق بازمی‌گردد. در فهرست پنجاه‌ویک نسخهٔ او (صفحه‌های ۸ و ۹) دو دست‌نویس با همین تاریخ هست، نسخهٔ خلخالی در ردیف سیزدهم و نسخهٔ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد براون) در ردیف چهاردهم، و نشانهٔ آن دو در چاپ تنها با ضخامت حرف از هم جدا می‌شود. خودِ قزوینی «خ» چاپ خویش را نسخهٔ خلخالی می‌داند، ولی اینکه «خ» نیساری همان دست‌نویس باشد از این صفحه‌ها به دست نمی‌آید؛ اگر این بازشناسی عوض شود آنچه در این مقاله گفته شده سر جای خود می‌ماند، یعنی اینکه ضبط چاپ قزوینی و غنی در این اختلاف‌ها با شمار اندکی از گواهان است و آن دست‌نویس یکی از آن‌هاست، و تنها نام آن دست‌نویس فرق می‌کند. قزوینی خود در مقدمهٔ آن چاپ می‌نویسد که از حیث «عدّهٔ غزلیّات و عدّهٔ ابیات هر غزلی» اساس کار خویش را «منحصراً و منفرداً» همین نسخه گذاشته است، ولی از حیث متن ابیات آن را «بهیچوجه» بسنده نمی‌داند و می‌گوید اغلاط فاحش در آن فراوان است.حافظ، دیوان حافظ، مز. پس یکی بودن شمار ابیات این چاپ با آن دست‌نویس چیزی است که آن چاپ خود بر عهده گرفته است، و آنچه گزینش ویراستارانه به شمار می‌آید ضبط واژه‌هاست؛ دربارهٔ ترتیب ابیات در آن مقدمه سخنی نیست. نشانهٔ «خ» در پانویس‌های خودِ آن چاپ نشانهٔ همان چاپ است و شمارش‌های این مقاله بر نشانه‌های دستگاه نیساری استوار است.

منابع

  1. ↑ حافظ، دیوان حافظ، ۵۷.
  2. 1 2 3 4 5 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۵۲۰.
  3. 1 2 3 4 5 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۱۸.
  4. 1 2 3 4 5 6 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۱۰۴.
  5. 1 2 ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۱۶۱.
  6. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۳۹۸.
  7. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۰۲.
  8. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۱۵.
  9. 1 2 3 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۱۹.
  10. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۲۱.
  11. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۲۱.
  12. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۸۷–۸۸.
  13. ↑ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۲:‎ ۱۸۳۱.
  14. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۲۷۴–۲۷۵.
  15. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۲۹۰–۲۹۱.
  16. ↑ Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 214.
  17. ↑ Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 119.
  18. ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner.
  19. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ذوالفقاری، حسن (۱۳۸۸). فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی. ج. ۱. تهران: معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۱۶۵-۰۲۵-۶.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثل‌واره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)