کس نیست که افتادهٔ آن زلف دوتا نیست
| کس نیست که افتادهٔ آن زلف دوتا نیست | |
|---|---|
![]() غزلِ شمارهٔ ۶۹ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی | |
| زبان | فارسی |
| شاعر | حافظ |
| شمار ابیات | ۱۲ |
| بحر | مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیل (هزج مثمن اخرب مکفوف مقصور) |
| متن | |
کس نیست که افتادهٔ آن زلف دوتا نیست
نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی | |
| از سلسلهٔ مقالات دربارهٔ |
![]() |
|---|
|
| متن و تصحیحها |
| شعر و اندیشه |
| شرح و حافظپژوهی |
| ترجمه و پذیره |
|
| یادمان |
|
غزل با مطلعِ «کس نیست که افتادهٔ آن زلف دوتا نیست» غزلِ شمارهٔ ۶۹ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و در آن چاپ دوازده بیت دارد.[۱] جلالیان وزن آن را «مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیل» و بحر آن را «هزج مثمّن اخرب مکفوف مقصور» آورده است،[۲] و سودی نیز بحر آن را هزج نوشته است.[۳]
شمار ابیات این غزل در هیچ منبع دیگری همان دوازدهِ چاپ قزوینی و غنی نیست: دستنویسهای سدهٔ نهم یازده بیت دارند، سودی و دو مترجم انگلیسی شانزده بیت، و متن جلالیان دوازده بیت است اما یکی از آن دوازده با چاپ قزوینی و غنی یکی نیست.
ضبط غزل در دستنویسها
شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۷۴،[۳] در شرح جلالی ۶۷،[۲] در تدوین سلیم نیساری ۶۲،[۴] در حافظنامهِ خرمشاهی ۴۴[۵] و در چاپ خلخالی ۵۱ است.
بیت مقطع در متن نیست
نیساری این غزل را در پنج دستنویس سدهٔ نهم یافته و متن خود را بر پایهٔ نسخهٔ قریب (۸۶۲ ق) برگزیده است؛ آن متن یازده بیت دارد. سه بیت دیگر را او زیر خط و بیرون از متن، با شمارهٔ درون کمانک، آورده است، و بیت مقطعِ چاپ قزوینی و غنی («ای چنگ فروبرده به خون دل حافظ») یکی از همان سه است.[۴]
از جدول ترتیب ابیات او دو نکته برمیآید. نخست اینکه بیت مقطع تنها در دو دستنویس از پنج هست و در سه دستنویس دیگر، از جمله نسخهٔ پایهٔ خود نیساری، نیامده است. دیگر اینکه ترتیب ابیات چاپ قزوینی و غنی تنها با یک دستنویس میخواند، همان دستنویس با نشانهٔ «خ»[یادداشت ۱]: جای دو بیت «گر پیر مغان مرشد من شد» و «عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت» در متن نیساری و در سه دستنویس دیگر وارونهٔ چاپ قزوینی و غنی است.[۴]
دگرسانیها
پنج جای متن نیساری با چاپ قزوینی و غنی تفاوت دارد و در هر پنج، ضبط چاپ قزوینی و غنی ضبط «خ» است:[۴]
- «در رهگذر کیست که دامی ز بلا نیست» در برابر «که این دام بلا نیست»؛
- «همراه تو بودن» در برابر «دنبال تو بودن»؛
- «تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است» در برابر «سبب ذکر جمیل است»؛
- «عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت» در برابر «گر نخورد تیر ملامت»؛
- «در خلوت صوفی» در برابر «در خلوت حافظ».
متن سودی در بیت سوم «آیینهٔ نور الهیست» است و او «لطف» را، یعنی ضبط چاپ قزوینی و غنی، در شمار دو ضبط فرعی میآورد: «در بعض نسخ بهجای نور، "صنع"، در بعض دیگر "لطف" واقع شده است».[۳] در بیت چهارم متن او «در دیده ضیا نیست» است و ضبط «حیا» را به این دلیل نمیپذیرد که قافیه را تکرار میکند.[۶] هر دو ترجمهٔ انگلیسی نیز در این جا «ضیا» را برگرداندهاند، نه «حیا».[۷][۸]
ابیات افزوده
متن سودی شانزده بیت دارد، یعنی چهار بیت بیش از چاپ قزوینی و غنی، و ترجمههای کلارک و پین نیز هر دو شانزده بیتاند و همان چهار بیت را دربردارند.[۹][۷][۸] دو تای آن چهار بیت در دستگاه نیساری هم هست، البته بیرون از متن:[۴]
- «زاهد دهدم پند ز روی تو زهی روی / هیچش ز خدا شرم و ز روی تو حیا نیست»؛ نیساری «پند» و سودی و جلالیان «توبه» میخوانند؛
- «دانند بزرگان که سزاوار سُها نیست»، در بیتی که خورشید را در برابر ستارهٔ خُرد سُها مینشاند. سودی سُها را «ستارهٔ بسیار کوچکی است که حدّت بصر را با آن آزمایش کنند» میشناساند.[۱۰]
دو بیت دیگر («ای شمع سحر گریه به حال من و خود کن» و «الله شهید و کفی الله شهیدا») تنها در روایت سودی و در آن دو ترجمه هستند.[۱۱]
ترتیب ابیات در آن دو ترجمه هم با ترتیب سودی میخواند نه با ترتیب چاپ قزوینی و غنی: بیت دوم چاپ قزوینی و غنی در هر دو ترجمه در جایگاه نهم است، همان جایی که سودی دارد.[۷][۸] به گواهی همین نشانهها، آن دو ترجمه از روایت سودی برگردانده شدهاند، نه از تصحیح قزوینی.
جلالیان: بیت چهارم الحاقی است
متن جلالیان در جای بیت چهارم بیت «زاهد دهدم توبه ز روی تو زهی روی» را دارد، و او بیتی را که در جای آن نشسته است الحاقی میخواند. استدلال او گواهی یک جُنگ است:
در پارهیی از نسخهها به جای بیت چهارم این غزل، این بیت: «مسکین خبرش از سر و در دیده حیا نیست» آمده که الحاقی است زیرا در جنگی به نام (بیاض تاجالدّین احمد وزیر) موجود در کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه اصفهان که قبلاً متعلّق به کتابخانهٔ شهرداری اصفهان بوده، در ضمن ابیات متفرّقه و بدون ذکر نام شاعر بیت: (زاهد دهدم توبه ز روی تو زهی روی) درج شده و تاریخ کتابت این بیاض ۱۰ سال قبل از رحلت حافظ است.[۱۲]
درونمایه و تفسیر
تضمین سعدی
خرمشاهی مصراع دوم بیت دوم را تضمینی از سعدی میداند: «مصراع دوم این بیت، یعنی "همراه تو بودن گنه از جانب ما نیست" با اختلاف کلمهٔ اولش، تضمین مصراع سعدی است که گوید: دنبال تو بودن گنه از جانب ما نیست / با غمزه بگو تا دل مردم نستاند».[۱۳]
جلالیان همان بیت سعدی را میآورد و پیشتر میرود؛ به داوری او سرودهٔ حافظ برتر است، «زیرا آنجا که حافظ میگوید "چون چشم تو دل میبرد از گوشهنشینان"، گوشه چشمی به گوشه چشم دلدار دارد»، و این را قاعدهای کلی میداند: «هر جا حافظ مضمون یا بیت یا مصراعی را از دیگری گرفته و تضمین کرده است، به مراتب بهتر از صاحب اصلی آن از عهدهٔ این کار برآمده است».[۱۴]
نکتهٔ متنیِ همراهِ این بحث آن است که ضبط دستنویسها در این مصراع «دنبال تو بودن» است، یعنی درست همان واژهٔ سعدی؛ «همراه تو بودن» ضبط «خ» و چاپ قزوینی و غنی است. تضمین در دستنویسها لفظیتر از چاپ قزوینی و غنی است.[۴]
خوانش جلالیان: روزگار امیر مبارزالدین
جلالیان این غزل را به دورهٔ فرار شاه شیخ ابواسحاق و سلطهٔ امیر مبارزالدین بر شیراز بازمیگرداند و روی سخن شاعر را با ابواسحاق میداند.[۲] به خوانش او «زاهد» در بیتی که خود در متن آورده امیر مبارزالدین است، «که این قلدر و متعصّب ریاکار در دورهٔ حکومت خود روزها به هنگام نماز ظهر و در نماز جمعه به منبر میرفت و کارش علیالظاهر امر به معروف و نهی از منکر بود»؛ و در بیت سُها «امیر مبارزالدّین را به سها و ابواسحاق را به خورشید تشبیه کرده و حاکم مسلّط وقت را تخطئه میکند».[۱۴] دو بیتی که این خوانش بر آنها استوار است هر دو بیرون از متن چاپ قزوینی و غنیاند.
جلالیان «زهی روی!» را نه ستایش بلکه کنایه میگیرد: «آفرین بر این روی! در مقام کنایه گفته شده، یعنی عجب رویی دارد؟ عجب پرروست؟»[۱۵]
پیر مغان
سودی از بیت نهم نتیجهای در الهیات میگیرد: «چه تفاوت میکند که مرشدمان پیر مغان باشد، یعنی اگر مرشدمان پیر مغان باشد و یا مسلمان، چه تفاوت میکند، چون میان اینها فرقی نیست؛ زیرا سرّی نیست که از اسرار الهی در آن سرّی نباشد، بدلیل اینکه حقتعالی هیچ چیز را بیهوده نیافریده است؛ پس در آفرینش پیر مغان هم سرّی وجود دارد حتماً». او «هیچ سری» را در معنای «سر» نیز میخواند و بر آن با «سرّ» جناس میبندد.[۱۶] خرمشاهی در این جا چیزی نمیافزاید و تنها به شرح غزل نخست ارجاع میدهد.[۱۷]
بیت مقطع
سودی «حافظ» را در بیت پایانی به معنای لفظی آن، حافظِ قرآن، میگیرد و شرح خود را بر همین بنا میکند: «ای جانانی که به خون دل حافظ پنجه آلودهای، آیا از غیرت کلام حق هیچ اندیشه نمیکنی؟ یعنی در جایی که رعایت حافظِ قرآن لازم است، تو ظلم میکنی».[۱۸] کلارک در پانویس خود همین را میآورد: «حافظ قرآن را از بر میدانست؛ گرفتن دل او گرفتن قرآن خداست».[۷]
خرمشاهی دو خوانش را در کنار هم مینشاند: نخست «ای که چنین ژرف در دل حافظ عشق خود را رسوخ دادهای، آیا تصور نمیکنی که این عشق با توحید و قرآن منافات دارد؟»، و سپس «این معنا را هم میدهد که وقتی دل حافظ حریم محترمی است که در آن جز معانی قرآن و اندیشهٔ توحید نمیگذرد، چگونه جرأت میکنی که به خون چنین دلی چنگ تصرف و تجاوز دلبرانه فرو بری؟»[۱۹]
ابرو و محراب
خرمشاهی بر بیت یازدهم یادداشتی جداگانه دارد و مینویسد که حافظ تشبیه ابروی کمانی یار به محراب را «از سنت شعر فارسی گرفته و بارها، غالباً با طنز و تعریضی بهنماز، و با مناسباتی فراتر از تشبیه صرف، بهکار برده است»، و دوازده نمونه از دیوان خود او را گواه میآورد.[۱۷][۱۹] جلالیان «محراب» را «محل حرب و پیکار … کنایه از پیکار با شیطان» میداند.[۱۵]
او بر بیت هشتم نیز ایهامی دوگانه در «عهد» میبیند (پیمان، و روزگار) و همین بازی را در خاقانی نشان میدهد.[۱۳]
دو ردّیهٔ سودی بر سروری
سودی در این غزل دو بار، با نشانهٔ «رد سروری» در حاشیه، خوانش سروری را رد میکند.
در بیت سوم، سروری «روی» را در ترکیب «روی و ریا» به معنای صورت گرفته بود. سودی نمیپذیرد و با همان واژه جواب میدهد: «کسی که گوید: کلمهٔ روی واقع در "روی و ریا" به معنای صورت است، عجیب معنا کرده و نمیدانم این حرف را با چه رو گفته است». خوانش خودِ او «روی و ریا» را اصطلاح ریاکاری میداند.[۲۰] پین در پانویس خود همان خوانشی را میآورد که سودی رد کرده است.[۸]
در بیت دهم، سروری مصراع نخست را پرسشی دربارهٔ چاره گرفته بود («عاشق چه کار کند که تیر ملامت را نخورد»). سودی این را «تعبیر غریب» میخواند و خوانشی جبری در برابر آن مینشاند: «یعنی آن قدرت را ندارد که نخورد، یعنی باید تیر ملامت مردم را بخورد»، چرا که «عشاق برای خوردن تیر ملامت و طعن مردم آفریده شدهاند، و هیچ دلاور و بهادری نمیتواند در برابر تیر قضا سپر بگیرد».[۱۰]
بازتاب
شش مدخل از فهرست ارسالالمثلهای دیوان حافظ به بیتهای این غزل بازمیگردند، که آن را از پرمثلتر از میانهٔ دیوان میکند.
بیت دهم بیت سرآمد مدخلی است با این کاربرد که «با قضا و قدر نمیتوان مبارزه کرد»؛[۲۱][۲۲] همان بیت در مدخلی دیگر، با کاربرد «نباید انسان عاشق را سرزنش کرد»، شاهد آورده شده است.[۲۳] پنج بیت دیگر نیز در مدخلهای دیگر شاهد آمدهاند: بیت نخست («اشاره به خطرات راه عشق»)،[۲۴] بیت دوم،[۲۵] بیت هفتم («شکایت از بیتوجهی معشوق به عاشق»)[۲۶] و بیت نهم («اگر کسی عهدشکنی کند، مرید و یارش با درستپیمان دیگری عهد ببندند»).[۲۷]
نکتهٔ درخور توجه آن است که مصراعی که به مثل درآمده، «عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت»، همان ضبط چاپ قزوینی و غنی و دستنویس «خ» است، نه ضبط بیشتر دستنویسها که «گر نخورد تیر ملامت» است.[۴]
خرمشاهی این غزل را نیز، مانند غزل شمارهٔ ۶۸، در شمار غزلهایی آورده که عشق در آنها انسانی و زمینی است.[۲۸]
ترجمهها
کلارک این غزل را در ۱۸۹۱ و جان پین در ۱۹۰۱ به انگلیسی ترجمه کردهاند؛ هر دو آن را در شانزده بیت آوردهاند.[۷][۸] هرمان بیکنل و گرترود بل آن را ترجمه نکردهاند.[۲۹][۳۰]
شمارههایی که کلارک به غزلها داده است شمارهٔ آنها در چاپ قزوینی و غنی نیست: به گفتهٔ خودِ او در دیباچه، شمارهٔ بیکمانک به متن فارسی جارت و شمارهٔ درون کمانک به «متن بازاری» بازمیگردد. ترتیب غزلها در ترجمهٔ جان پین نیز با چاپ قزوینی و غنی یکی نیست.
یادداشتها
- ↑ نشانهٔ «خ» در دستگاه نیساری به دستنویسی به تاریخ ۸۲۷ ق بازمیگردد. در فهرست پنجاهویک نسخهٔ او (صفحههای ۸ و ۹) دو دستنویس با همین تاریخ هست، نسخهٔ خلخالی در ردیف سیزدهم و نسخهٔ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد براون) در ردیف چهاردهم، و نشانهٔ آن دو در چاپ تنها با ضخامت حرف از هم جدا میشود. خودِ قزوینی «خ» چاپ خویش را نسخهٔ خلخالی میداند، ولی اینکه «خ» نیساری همان دستنویس باشد از این صفحهها به دست نمیآید؛ اگر این بازشناسی عوض شود آنچه در این مقاله گفته شده سر جای خود میماند، یعنی اینکه ضبط چاپ قزوینی و غنی در این اختلافها با شمار اندکی از گواهان است و آن دستنویس یکی از آنهاست، و تنها نام آن دستنویس فرق میکند. قزوینی خود در مقدمهٔ آن چاپ مینویسد که از حیث «عدّهٔ غزلیّات و عدّهٔ ابیات هر غزلی» اساس کار خویش را «منحصراً و منفرداً» همین نسخه گذاشته است، ولی از حیث متن ابیات آن را «بهیچوجه» بسنده نمیداند و میگوید اغلاط فاحش در آن فراوان است.حافظ، دیوان حافظ، مز. پس یکی بودن شمار ابیات این چاپ با آن دستنویس چیزی است که آن چاپ خود بر عهده گرفته است، و آنچه گزینش ویراستارانه به شمار میآید ضبط واژههاست؛ دربارهٔ ترتیب ابیات در آن مقدمه سخنی نیست. نشانهٔ «خ» در پانویسهای خودِ آن چاپ نشانهٔ همان چاپ است و شمارشهای این مقاله بر نشانههای دستگاه نیساری استوار است.
منابع
- ↑ حافظ، دیوان حافظ، ۴۸.
- 1 2 3 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۴۵۷.
- 1 2 3 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۳۹.
- 1 2 3 4 5 6 7 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخههای خطی سدهٔ نهم، ۹۲.
- ↑ خرمشاهی، حافظنامه، ۳۶۱.
- ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۴۱.
- 1 2 3 4 5 Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 218–219.
- 1 2 3 4 5 Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 122–124.
- ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۴۰.
- 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۴۴.
- ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۴۰.
- ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۴۵۹.
- 1 2 خرمشاهی، حافظنامه، ۳۶۳.
- 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۴۵۸.
- 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۴۵۵.
- ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۴۳.
- 1 2 خرمشاهی، حافظنامه، ۳۶۳.
- ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۴۵.
- 1 2 خرمشاهی، حافظنامه، ۳۶۴.
- ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۴۴۰.
- ↑ سپهر، مثل و مثلواره در شعر حافظ، ۷۶.
- ↑ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، ۱: ۲۱۳.
- ↑ سپهر، مثل و مثلواره در شعر حافظ، ۳۶.
- ↑ سپهر، مثل و مثلواره در شعر حافظ، ۱۴۵.
- ↑ سپهر، مثل و مثلواره در شعر حافظ، ۳۴.
- ↑ سپهر، مثل و مثلواره در شعر حافظ، ۳۱۸.
- ↑ سپهر، مثل و مثلواره در شعر حافظ، ۱۲۶–۱۲۷.
- ↑ خرمشاهی، حافظنامه، ۱۱۶۹.
- ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner.
- ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.
کتابنامه
- حافظ، شمسالدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظنامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخههای خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ذوالفقاری، حسن (۱۳۸۸). فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی. ج. ۱. تهران: معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۱۶۵-۰۲۵-۶.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثلواره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- شعرها در بحر هزج
- غزلهای حافظ

