دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد

دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد
برگ ۲۲۵ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۱۴۱ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۶
بحرفاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان (رمل)
متن

دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد
شد سوی محتسب و کار به دستوری کرد
آمد از پرده به مجلس عرقش پاک کنید
تا نگویند حریفان که چرا دوری کرد
مژدگانی بده ای دل که دگر مطرب عشق
راه مستانه زد و چارهٔ مخموری کرد
نه به هفت آب که رنگش به صد آتش نرود
آنچه با خرقهٔ زاهد می انگوری کرد
غنچهٔ گلبن وصلم ز نسیمش بشکفت
مرغ خوشخوان طرب از برگ گل سوری کرد
حافظ افتادگی از دست مده زان که حسود
عرض و مال و دل و دین در سر مغروری کرد



۲



۴



۶

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد» غزلِ شمارهٔ ۱۴۱ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و شش بیت دارد.[۱] سودی در سرِ آن «از بحر رمل» نوشته و جلالیان وزن آن را «فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان» آورده است.[۲][۳]

شمار ابیات این غزل در چاپ قزوینی و غنی از شمار ابیات شش گواه چاپی دیگر کم‌تر است و ترتیب دو بیت آن هم با آن شش یکی نیست؛ این شکل، شکل یکی از دست‌نویس‌های سدهٔ نهم است. از سوی دیگر سه شارح، هر یک جدا از آن دو دیگر، مطلع غزل را به گرفتن جواز کار از حکومت برای کاری نکوهیده بازمی‌گردانند.

جای غزل در منابع

شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۱۵۶ است (جلد دوم، صفحه‌های ۸۵۹ تا ۸۶۴)،[۲] در شرح جلالی ۱۳۶ (صفحه‌های ۷۸۲ تا ۷۸۵)،[۴] در تدوین سلیم نیساری ۱۲۱[یادداشت ۱][۵] و در تصحیح سایه ۱۳۶.[۶]

خرمشاهی در حافظ‌نامه مدخلی برای این غزل ندارد؛ نبودِ مدخل از سه راه روشن می‌شود: پیوستگی شماره‌های مدخل‌های خودِ او، فهرست مطلع‌های همان کتاب که هر دو جلد را در بر می‌گیرد، و فهرست قوافی آن که به ترتیب دیوان چیده شده و در خانوادهٔ قافیهٔ «کرد» مطلع این غزل را ندارد.[یادداشت ۲][۷] با این همه او مطلع غزل را دو بار در جاهای دیگر کتاب نقل و شرح کرده است.[۸][۹]

ضبط غزل در دست‌نویس‌ها

نیساری این غزل را در پنج دست‌نویس سدهٔ نهم یافته است. متن برگزیدهٔ او هفت بیت دارد؛ چاپ قزوینی و غنی شش بیت دارد، یک بیت را نمی‌آورد و جای دو بیت پایانی‌تر را هم عوض می‌کند. این شمار و این ترتیب، شمار و ترتیب دست‌نویسی با نشانهٔ «خ»[یادداشت ۳] است و از آنِ هیچ گواه دیگری نیست.[۵][۱]

شمار دگرسانی‌های «خ» با متن نیساری در پای همان صفحه دو است، و چاپ قزوینی و غنی هر دو را می‌پذیرد؛ هر دو در بیت پنجم‌اند:[۵][۱]

  • «غنچهٔ گلبن وصلم ز نسیمش بشکفت» در برابر «نه شگفت ار گل طبعم ز نسیمش بشکفت» متن نیساری، که ضبط «خ» و تنها «خ» است.
  • «مرغ خوشخوان طرب» در برابر «مرغ شبخوان طرب»، که ضبط «خ» و یک دست‌نویس دیگر است.

پس ضبط این غزل در چاپ قزوینی و غنی، در شمار ابیات و در ترتیب و در واژه‌های بیت پنجم، بر یک دست‌نویس سدهٔ نهم تکیه دارد.[یادداشت ۴][۵]

با این همه این چاپ یک‌سره از پی «خ» نمی‌رود: در مصراع دوم بیت دوم «تا نگویند حریفان» دارد، در برابر «تا بگوید به حریفان» متن نیساری، و در آن جا «خ» با متن نیساری است و ضبط چاپ از آنِ دو دست‌نویس دیگر است.[۵][۱]

بیتی که چاپ قزوینی و غنی ندارد

بیتی که در متن نیساری بیت سوم است، «جای آن است که در عقد وصالش گیرند / دختری مست چنان کاین‌همه مستوری کرد»، در چهار دست‌نویس از آن پنج هست و تنها در «خ» نیست، و چاپ قزوینی و غنی هم آن را ندارد. در برابر، این بیت در متن سودی و تصحیح سایه و شرح جلالی و دو ترجمهٔ انگلیسی سدهٔ نوزدهم هست و هر شش، آن را در همان جای سوم می‌آورند. این بیت در هیچ گواهی به غزل دیگری نرفته است، پس افتادگی است نه سرگردانی.[۵][۱۰][۶][۳][۱۱][۱۲]

سودی آن بیت را با شرح واژه‌به‌واژه و نکتهٔ دستوری و «محصول» کامل می‌آورد و ضبط دیگری هم برای مصراع نخستش گزارش می‌کند.[۱۰][۱۳] جلالیان آن را چنین بازمی‌گوید که «حالیا جای آن دارد دختر مستی که اینهمه خود را از انظار می‌پوشانید به عقد درآورده به او دست یابند».[۳]

ترتیب ابیات

شش گواه چاپی، یعنی متن نیساری و متن سودی و تصحیح سایه و شرح جلالی و ترجمه‌های کلارک و پین، هر شش، هفت بیت دارند و در همه بیت «نه به هفت آب» پس از بیت «گل سوری» می‌آید. چاپ قزوینی و غنی تنها گواهی است که جای آن دو را عوض می‌کند، و در این کار با «خ» است.[۵][۲][۶][۱۱][۱۲]

مطلع غزل: «سوی محتسب» یا «بر محتسب»

چاپ قزوینی و غنی «شد سوی محتسب» دارد. در دستگاه نیساری یک دست‌نویس «شد بر محتسب» دارد، و سودی همین را ضبط اقلیت می‌شمارد: «و در بعض نسخ، بر محتسب واقع شده، یعنی نزد محتسب».[۵][۲] خرمشاهی این بیت را دو بار در حافظ‌نامه نقل می‌کند و هر دو بار «شد بر محتسب» می‌آورد؛ پس متن او در این مصراع با آن دست‌نویس است و نه با چاپ قزوینی و غنی.[۸][۹]

«خرقهٔ زاهد» یا «خرقهٔ صوفی»

در بیت چهارم چاپ قزوینی و غنی «آنچه با خرقهٔ زاهد می انگوری کرد» دارد، همچون متن نیساری. متن سودی «خرقهٔ صوفی» دارد، و همین ضبط برای خوانش او از بیت بنیادی است، چون او آن را کنایه‌ای به صوفیان ریاکار می‌خواند.[۵][۱۴]

جلالیان هم «صوفی» را برمی‌گزیند، و برخلاف سودی گزینش خود را با نام بردن از منابعش توضیح می‌دهد: «در بسیاری از نسخه‌ها در بیت ششم این غزل به جای کلمه صوفی (زاهد) آمده است و از آنجا که ضبط قدسی و سودی صوفی را که به مقصود نزدیکتر است آورده‌اند آن را انتخاب نمودیم». این یکی از جاهایی است که داوری چاپی آشکاری در برابر ضبط چاپ قزوینی و غنی می‌ایستد.[۱۵]

درون‌مایه و تفسیر

مطلع غزل و جوازی از محتسب

مطلع غزل را هر سه شارح به گرفتن جوازی از قدرت حاکم بازمی‌گردانند، ولی نهادی که هر یک در نظر دارد یکی نیست. سودی جواز را پروانهٔ فروش باده می‌داند و می‌گوید آن که نزد محتسب رفته می‌فروش است نه می، و این را آرایهٔ مجاز می‌شمارد؛ جلالیان و خرمشاهی جواز کار زنان روسپی را در نظر دارند.[۲][۱۵][۹]

جلالیان این جواز را به نام می‌شناساند: «حاکمان وقت به دادن جواز کار به زنان فاحشه که به نام زن دستوری موسوم بوده‌اند و اخذ مالیات از آنها که محل کسب و کارشان به بیت‌اللطف موسوم بوده است مبادرت می‌ورزیده‌اند»، و بیتی از اوحدی را گواه می‌آورد: «اصل در زن سداد و مستوری است / ورش این هر دو نیست دستوری است».[۱۵]

خرمشاهی همین نهاد را با آرایهٔ گواه‌های دیگری می‌آورد: «دختر رز رفت و به‌اصطلاح امروز دم محتسب را دید و از او مانند فواحش رسمی اجازهٔ کار گرفت تا آزاد ظاهر گردد. ماحصل معنی از رفع مانع و سهل‌گیری زمانه در باب میگساری حکایت دارد»، و خواننده را به حواشی غنی ارجاع می‌دهد.[۹]

سودی: تلمیحی به منع باده در روزگار دلشاد خاتون

سودی بزرگ‌ترین بخش مدخل خود را به خوانشی تاریخی می‌دهد. به نظر او غزل به برداشته شدن منعی از باده اشاره دارد: «این سخن آن را میرساند که بواسطهٔ فرا رسیدن ماه رمضان و یا بسبب دیگر باده‌نوشی قدغن بوده اما بعد اجازه صادر شده چنانکه در زمان سلطنت دلشاد خاتون همین جریان بوده»، و روشن‌تر: «این سه بیت خواجه تلمیحی است بزمان سلطنت دلشاد خاتون که باده‌نوشی را سخت ممنوع کرده بود و این موضوع در تاریخ ایلخانیان نوشته شده».[۲][۱۳]

او این چارچوب را به بیت مطرب هم می‌کشاند، چون به گفتهٔ او همان فرمانروا آلات لهو را هم منع کرده بود، و نمونه‌ای عثمانی می‌آورد که سلطان سلیمان سازهای دربار را سوزاند.[۱۶]

در کنار این خوانش تاریخی، سودی سراسر تصویر را مجاز می‌داند: «اسناد این افعال بدختر رز از قبیل مجاز است … کسیکه نزد محتسب رفته، باده‌فروش است». یعنی آن که جواز می‌خرد می‌فروش است نه می.[۱۰]

جلالیان: سستی مأموران و شادی از آن

جلالیان همین سرگذشت را بی نام بردن از فرمانروایی می‌آورد: «این امر در دوره حافظ هم اتفاق افتاده و سلطان وقت تا اندازه‌یی از شدّت عمل خود کاسته و میخانه‌ها کم و بیش کار خود را از سر گرفته بودند و حافظ این غزل را به مناسبت این مسامحه مأمورین و شادی از آن سروده است». او غزل را هم بخش‌بندی می‌کند: پنج بیت در شادی بازگشایی میخانه‌ها، و «دیگری در ذمّ ریاکاری صوفیان و حسودان که در دو بیت از آن‌ها به زشتی نام می‌برد».[۳][۱۵]

شست‌وشوی خرقه و دو مذهب فقهی

سودی مصراع «نه به هفت آب که رنگش به صد آتش نرود» را با فقه توضیح می‌دهد: شمار شست‌وشوها پس از خاک‌مالی در مذهب شافعی هفت است و در مذهب حنفی سه، پس «نه به هفت آب» دقیق است و بیشینهٔ ممکن را می‌گوید. نتیجه‌ای که از بیت می‌گیرد این است که «این بیت تعریض بصوفیان مرائی است».[۱۴][۱۷]

دو نکته‌ای که سودی رد می‌کند

سودی در بیت پنجم دو خوانش را با هم رد می‌کند، یکی معنایی و یکی گیاه‌شناسی: «کسیکه شکفت اول را بمعنای باز شدن گل گرفته … نتوانسته است معنای شعر را بشکافد. و جایز نیست به گل سوری، گل سرخ اطلاق شود». به نظر او «شکفت» نخست به معنای شگفتی است نه شکفتن، و «گل سوری» گلی است که از آن گلاب می‌گیرند و با گل سرخ یکی نیست. او نام هیچ‌یک از آن دو خوانش‌گر را نمی‌برد.[۱۴]

بازتاب

یک مدخل از فهرست ارسال‌المثل‌های دیوان حافظ مطلع این غزل را بیت سرآمد خود گرفته است، با کاربرد «کسب اجازه از قدرتمندان برای انجام نکوهیده و نادرست».[۱۸] همین کاربرد است که سه شارح، جدا از یکدیگر، در شرح مطلع به آن رسیده‌اند.[۲][۱۵][۹]

ترجمه‌ها

کلارک در ۱۸۹۱ این غزل را با شمارهٔ ۱۲۴ و در هفت بیت ترجمه کرده است و جان پین در ۱۹۰۱ با شمارهٔ رومی همان عدد و نیز در هفت بیت؛ هر دو، هم آن بیتی را دارند که چاپ قزوینی و غنی ندارد و هم ترتیب متن سودی را.[یادداشت ۵][۱۱][۱۲]

آن دو ترجمه ضبط متن نیساری را در بیت پنجم هم، جدا از دستگاه نسخه‌بدل‌ها، تأیید می‌کنند: هر دو از «گلِ طبع» شاعر سخن می‌گویند و نه از «غنچهٔ گلبن وصل» او.[۱۱][۱۲][۵]

هرمان بیکنل و گرترود بل این غزل را ترجمه نکرده‌اند.[۱۹][۲۰]


یادداشت‌ها

  1. ↑ شمارهٔ هیچ‌یک از این تدوین‌ها با شمارهٔ چاپ قزوینی و غنی رابطهٔ ثابتی ندارد، چون هر یک درون خانوادهٔ ردیف و قافیه ترتیب خود را دارد. در همین سه غزل، شمارهٔ سایه از ۱۳۶ به ۱۳۲ و سپس به ۱۴۰ می‌رود و شمارهٔ جلالیان از ۱۳۶ به ۱۳۲ و سپس ۱۴۰؛ پس این شماره‌ها را نباید دنبالهٔ شماره‌های آن چاپ گرفت.
  2. ↑ شماره‌ای که در حافظ‌نامه برای هر غزل آمده شمارهٔ مدخل خودِ آن کتاب است، نه شمارهٔ غزل در چاپ قزوینی و غنی؛ ارجاع‌های درونی آن کتاب («شرح غزل N») هم به همان شماره‌های خودش است.
  3. ↑ نشانهٔ «خ» در دستگاه نیساری به دست‌نویسی به تاریخ ۸۲۷ ق بازمی‌گردد. در فهرست پنجاه‌ویک نسخهٔ او (صفحه‌های ۸ و ۹) دو دست‌نویس با همین تاریخ هست، نسخهٔ خلخالی در ردیف سیزدهم و نسخهٔ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد براون) در ردیف چهاردهم، و نشانهٔ آن دو در چاپ تنها با ضخامت حرف از هم جدا می‌شود. خودِ قزوینی «خ» چاپ خویش را نسخهٔ خلخالی می‌داند، ولی اینکه «خ» نیساری همان دست‌نویس باشد از این صفحه‌ها به دست نمی‌آید؛ اگر این بازشناسی عوض شود آنچه در این مقاله گفته شده سر جای خود می‌ماند، یعنی اینکه ضبط چاپ قزوینی و غنی در این اختلاف‌ها با شمار اندکی از گواهان است و آن دست‌نویس یکی از آن‌هاست، و تنها نام آن دست‌نویس فرق می‌کند. قزوینی خود در مقدمهٔ آن چاپ می‌نویسد که از حیث «عدّهٔ غزلیّات و عدّهٔ ابیات هر غزلی» اساس کار خویش را «منحصراً و منفرداً» همین نسخه گذاشته است، ولی از حیث متن ابیات آن را «بهیچوجه» بسنده نمی‌داند و می‌گوید اغلاط فاحش در آن فراوان است.حافظ، دیوان حافظ، مز. پس یکی بودن شمار ابیات این چاپ با آن دست‌نویس چیزی است که آن چاپ خود بر عهده گرفته است، و آنچه گزینش ویراستارانه به شمار می‌آید ضبط واژه‌هاست؛ دربارهٔ ترتیب ابیات در آن مقدمه سخنی نیست. نشانهٔ «خ» در پانویس‌های خودِ آن چاپ نشانهٔ همان چاپ است و شمارش‌های این مقاله بر نشانه‌های دستگاه نیساری استوار است.
  4. ↑ در چاپ قزوینی و غنی این غزل هیچ نسخه‌بدلی در پای صفحه ندارد، حال آنکه غزل‌های همسایهٔ آن در همان برگ‌ها نسخه‌بدل دارند. پس این چاپ ضبط‌های ویژهٔ آن دست‌نویس را پذیرفته و این پذیرش را ثبت نکرده است؛ آنچه در دست است نتیجه‌ای چاپ‌شده است، نه استدلالی از آن دو مصحح.
  5. ↑ شمارهٔ بی‌کمانکی که کلارک به هر غزل می‌دهد، شمارهٔ رومی جان پین و نشان «B.-S. E.» در یادداشت‌های هرمان بیکنل هر سه یک شماره‌اند و به چاپ بروکهاوس بازمی‌گردند؛ این شماره با شمارهٔ مدخل‌های شرح سودی یکی نیست. شمارهٔ دومی هم که کلارک در کمانک می‌آورد شمارهٔ چاپ سنگی هند است، و خود او در دیباچه‌اش می‌گوید که پس از غزل ۵۷۳ آن شماره را نیاورده است.

منابع

  1. 1 2 3 4 حافظ، دیوان حافظ، ۹۵–۹۶.
  2. 1 2 3 4 5 6 7 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۸۵۹.
  3. 1 2 3 4 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۷۸۴.
  4. ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۷۸۲.
  5. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۱۵۱.
  6. 1 2 3 ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۲۱۴.
  7. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۵۶۲.
  8. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۲۷۱.
  9. 1 2 3 4 5 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۳۴۲.
  10. 1 2 3 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۸۶۰.
  11. 1 2 3 4 Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 260–261.
  12. 1 2 3 4 Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 148–149.
  13. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۸۶۱.
  14. 1 2 3 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۸۶۳.
  15. 1 2 3 4 5 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۷۸۵.
  16. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۸۶۲.
  17. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۸۶۴.
  18. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۱۲۲.
  19. ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner.
  20. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثل‌واره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)