کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
| کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد | |
|---|---|
![]() غزلِ شمارهٔ ۱۶۱ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی | |
| زبان | فارسی |
| شاعر | حافظ |
| شمار ابیات | ۷ |
| بحر | مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) |
| متن | |
کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی | |
| از سلسلهٔ مقالات دربارهٔ |
![]() |
|---|
|
| متن و تصحیحها |
| شعر و اندیشه |
| شرح و حافظپژوهی |
| ترجمه و پذیره |
|
| یادمان |
|
غزل با مطلعِ «کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد» غزلِ شمارهٔ ۱۶۱ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و هفت بیت دارد.[۱] جلالیان وزن آن را «مفعول مفاعیلن مفعول مفاعلین» و بحر آن را «هزج مثمن اخرب» آورده است[یادداشت ۱]؛ سودی در سرِ این غزل هیچ سطر وزنی ندارد، حال آنکه در غزلهای همسایهٔ آن دارد.[۲][۳]
چهار غزل پیاپی این بخش دیوان، از شمارهٔ ۱۵۸ تا ۱۶۱، ردیف «باشد» دارند، ولی وزن آنها یکی نیست: مصراع این غزل یک هجا بلندتر از مصراع غزلهای شمارهٔ ۱۵۸ و ۱۵۹ است.[۱]
جای غزل در منابع
شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۱۷۶ است (جلد دوم، صفحههای ۹۶۶ تا ۹۶۹)،[۳] در شرح جلالی ۱۵۵،[۴] در تدوین سلیم نیساری ۱۴۱[یادداشت ۲][۵] و در تصحیح سایه ۱۵۷،[۶] و در حافظنامهِ خرمشاهی مدخل نودودوم (جلد یکم، صفحههای ۶۲۵ تا ۶۲۹).[یادداشت ۳][۷]
ضبط غزل در دستنویسها
نیساری این غزل را در هفت دستنویس سدهٔ نهم یافته است و شمار و ترتیب ابیات در همهٔ آن هفت و در متن برگزیدهٔ او و در چاپ قزوینی و غنی و در شرح سودی و تصحیح سایه و شرح جلالی و دو ترجمهٔ انگلیسی یکی است. یعنی سیزده گواه بر یک ترتیب همداستاناند، حال آنکه دو غزل همسایهٔ این غزل در چهار و در نه گواه اختلاف ترتیب دارند.[۵][۱][۳][۶]
دستنویسی با نشانهٔ «خ»[یادداشت ۴] در این غزل تنها دو دگرسانی دارد و چاپ قزوینی و غنی هر دو را میپذیرد؛ پرشمارترین دگرسانیها از آنِ دستنویس دیگری است با هفت دگرسانی، و چاپ قزوینی و غنی هیچیک از آن هفت را نمیپذیرد. در بیت پایانی صورت «کاین سابقهٔ پیشین» با صورت «کین» همان دستنویس میخواند، در برابر «کان» متن نیساری، ولی آن دو صورت یک واژهاند که دو گونه کوتاه شدهاند.[۵][۱]
پس آن پرسشی که در دو غزل پیشین پاسخ روشنی دارد، یعنی اینکه ضبط این چاپ تا چه اندازه بر آن یک دستنویس تکیه دارد، در این غزل دستگاه نسخهبدلها چیز چندانی برای گفتن ندارد.[یادداشت ۵][۵]
«به حرام» یا «نخرام»: یک واژه و چهار سده
در بیت چهارم چاپ قزوینی و غنی «نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد» دارد، همچون متن نیساری و شش دستنویس از هفت و تصحیح سایه و شرح جلالی و حافظنامه. سه صورت دیگر هم در کار است و هر یک استدلالی با خود دارد.[۵][۶][۴][۸]
متن سودی «نقشش نخرام گر خود» دارد، یعنی «خریدار نقش او نیستم»، و او این صورت را گویشی میداند: «نخرام ـ فعل نفی مستقبل یعنی خریدار نیستم، این عبارت مخصوص لهجه شیرازیهاست که در بین خودشان بآن زبان «تات» گویند». در صفحهٔ پس از آن دربارهٔ املای آن مینویسد «در اکثر دواوین با الف واقع شده اما در بعضی بدون الف آمده علی الخصوص در نسخهای کهنهای که در دیار عجم نوشته شده».[۹][۱۰]
همان صورت بیالف، «نخرم»، ضبط یکی از دستنویسهای سدهٔ نهم در دستگاه نیساری است. کنار هم گذاشتن این دو از آنِ این مقاله است؛ سودی نام هیچ دستنویسی نمیبرد و نیساری هم به سودی ارجاع نمیدهد.[۵][۱۰]
سودی در همان جا صورت چهارمی را که یکی از مفسران پیشین خوانده بود، «نقشش بخرام»، رد میکند و دلیلش دستوری است، اینکه آن گوینده «در زبان فارسی فرق فعل لازم و متعدی را تشخیص نمیداده». این ردّیه درون خانوادهٔ خوانشهای خود او است و به ضبط چاپ قزوینی و غنی کاری ندارد.[۱۰]
چهار سده پس از او خرمشاهی همان خانواده را در یک جمله رد میکند: «بعضیها این کلمه را به تصحیف خواندهاند: «نقشش نخرم» که وجهی ندارد». او نام کسی را نمیبرد، دستنویسی نمیآورد و دلیلی جز همین حکم نمیدهد؛ و صورتی که تصحیف میخواندش متن چاپی سودی و ضبط یک دستنویس سدهٔ نهم است. اینکه او از این نکته آگاه بوده یا نه از صفحهٔ کتابش به دست نمیآید.[۸][۹][۵]
خرمشاهی خودِ ترکیب «نقش به حرام» را از برهان میگشاید، کنایه از کسی که «قدی و قامتی و ترکیبی دارد، لیکن بغایت کاهل و هیچکاره بود»، و در همان جا شرح غنی را با تردید رد میکند: «شادروان غنی تعبیر و تعریفی از این کلمه دارد که معلوم نیست تا چه حد مستند است». جلالیان هم برای همین ترکیب دو معنی میآورد و خوانش خود را بر دوگانگی آن مینشاند.[۸][۴][۱۱]
گل و گلاب: کدام پردهنشین است
در بیت ششم چاپ قزوینی و غنی «کاین شاهد بازاری وان پردهنشین باشد» دارد، یعنی گل شاهد بازاری است و گلاب پردهنشین؛ متن نیساری و پنج دستنویس از هفت همین را دارند. دو دستنویس دیگر و متن سودی و تصحیح سایه «کان شاهد بازاری وین پردهنشین» دارند، یعنی وارونهٔ آن.[۵][۱۰][۶]
خرمشاهی خوانش نخست را با دلیل میآورد: گل «در بزم و بازار مایهٔ مجلسآرائی و چشمنوازی است و همواره در مرأی و منظرست؛ ولی گلاب در قرابه و شیشه و کوزه … یا غالباً در پس و پشت و پستوهاست، لذا پردهنشین نامیده شده است».[۷]
سودی چهار سده پیشتر هر دو تقسیم را آورده و میان آن دو داوری نکرده است: پس از آنکه خوانش خود را میگوید میافزاید که اگر «آن» و «این» را جابهجا بگیریم، «شاهد بازار «گل» محسوب میشود … و گلاب پرده نشین است چونکه در داخل شیشهها محفوظ میگردد»، و جمله را با «ولکل وجه» میبندد.[۱۲]
در بخش یادداشتهای خوانندگان جلد دوم حافظنامه ولیالله درودیان مینویسد که خوانش خرمشاهی مخالف دارد: «بعض از حافظدوستان را دیدهام که بر شرح شما بر این بیت اعتراض دارند. یعنی گلاب را شاهد بازاری میدانند و گل را پردهنشین ـ به اعتبار زمانی که در غنچه است»، و آنگاه از خرمشاهی دفاع میکند («به نظر این بنده شرح شما کاملاً رساست») و بیتهایی از کمالالدین اسماعیل و صائب گواه میآورد. نام آن مخالفان در آن جا نیامده و پاسخی از خرمشاهی در آن صفحهها نیست.[۱۳][۱۴]
«معنی» یا «دفتر»
در مطلع، چاپ قزوینی و غنی «یک نکته از این معنی گفتیم» دارد و متن نیساری «یک نکته از این دفتر گفتیم»؛ ضبط چاپ از آنِ سه دستنویس از هفت است. متن سودی «دفتر» دارد و در یادداشت خود آن را روشن میکند، «از دفتر ـ مراد دفتر شعر است»، و تصحیح سایه و فهرست واژههای شرح جلالی «معنی» دارند. ترجمههای کلارک و پین هر دو از «این کتاب» سخن میگویند، یعنی همان «دفتر».[۵][۳][۶][۴][۱۵][۱۶]
درونمایه و تفسیر
داوری خرمشاهی بر سراسر غزل
خرمشاهی در سرِ مدخل خود دربارهٔ کل این غزل حکمی میدهد که در آن کتاب کمپیشآمد است: «این غزل حافظ از اتحاد و وحدت معنائی خاصی ـ که در غزل او کم اتفاق میافتد ـ برخوردار است، و اندیشههای جبرانگارانهٔ او را نشان میدهد».[۷]
«شعر تر»
بلندترین یادداشت واژگانی این مدخل بر «شعر تر» است. خرمشاهی آن را از لغتنامه («تر در فن بلاغت شعر سلیس را گویند») میگشاید و زنجیرهٔ بلندی از نمونهها میآورد، از قابوسنامه و سنایی و انوری و خاقانی و نظامی و عطار و سعدی و خواجو، و سه نمونه از خود حافظ.[۷][۱۷]
«ملک سلیمان»
خرمشاهی «صد ملک سلیمان» بیت دوم را ایهامی با دو مرجع میداند، یکی پادشاهی سلیمان و دیگری سرزمین فارس، و برای معنای دوم سخن قزوینی را میآورد و میپذیرد: «بدون شک مراد از آن فارس است. وجه مناسبت را عجالتاً نمیدانم ولی در صحت این امر هیچ جای شکی نیست». او زنجیرهٔ گواههای قزوینی را هم نقل میکند، از کمالالدین اسماعیل و تاریخ وصاف و نزهةالقلوب و یکی دانستن تخت جمشید با تخت سلیمان و لقب «وارث ملک سلیمان» در سلغریان، و دیباچهٔ گلستان سعدی.[۱۸][۱۹]
سودی در همین بیت «انگشتری زنهار» را رسمی حکومتی میداند: «همان است که وقتی حاکمی اسیری را مورد عفو قرار میداد بدستش میکرد تا کسی اذیتش نکند».[۳] کلارک و پین هم در پانویسهای خود همین رسم را میآورند، و کلارک نمونهای اروپایی از سدهٔ شانزدهم بر آن میافزاید که از خود او است.[۱۵][۱۶]
«کلک خیالانگیز»
خرمشاهی «کلک خیالانگیز» بیت چهارم را دوپهلو میداند، هم قلم آفرینش و هم قلم خود حافظ، و برای معنای دوم بیتی از خود دیوان را گواه میآورد که «صورتگر چین» را با قلم شاعر کنار هم میگذارد: «اگر باور نمیداری رو از صورتگر چین پرس / که مانی نسخه میخواهد ز نوک کلک مشکینم».[۱۹] پین هم در پانویس خود به همان معنای دوم میرسد و «کلک خیالانگیز» را قلم شاعر میگیرد.[۱۶]
آیهای که دو شارح جدا از هم به آن میرسند
هم جلالیان و هم خرمشاهی بیت سوم را به یک آیه از سورهٔ بقره بازمیگردانند، و هر دو با احتیاط: خرمشاهی مینویسد «گویی معنای این بیت ناظرست به این آیهٔ امیدبخش از قرآن کریم: وعسیٰ أن تکرهوا شیئاً وهو خیرٌ لکم»، و جلالیان همان آیه را با شمارهٔ ۲۱۶ سورهٔ بقره میآورد. هیچیک از آن دو از دیگری نامی نمیبرد.[۱۹][۱۱]
خوانش جلالیان: پاسخی به شاه شجاع
جلالیان این غزل را پاسخی به شاه شجاع میداند که از حافظ شعر شادیآور خواسته بوده، و خود را سه بار از این خوانش دور میکند: «چنین مینماید که حافظ کسی را مخاطب ساخته»، «آیا این استنباط صحیح است؟» و «تصوّر بر این است که به نحوی از او استفسار شده باشد … و او در پاسخ گفته باشد». او این چارچوب را در بیتهای دیگر هم میبرد و بیت پایانی را یادآوری شاعر به شاه میخواند، «ما همانیم که هستیم».[۲][۱۱]
پس دو شارح دو خوانش ناسازگار از همین هفت بیت دارند، یکی سیاسی و دیگری کلامی، و هیچیک از دیگری خبر ندارد.[۷][۲]
سودی در سراسر مدخل این غزل هیچ مناسبت تاریخیای نمیآورد.[۳][۱۲]
بازتاب
چهار مدخل از فهرست ارسالالمثلهای دیوان حافظ به این غزل بازمیگردند و سه تای آنها بیتی از آن را بیت سرآمد خود گرفتهاند، بیتهای سوم و چهارم و پنجم، یعنی سه بیت پیاپی میانهٔ غزل؛ کاربردهایشان «گاهی رخدادهای ناگواری رخ میدهد که در نهایت منجر به اتفاق نیکی میشود» و «هرکس که زیبایی شعر حافظ یا آفرینش خدا را درک نکند یک بیهنر واقعی است» و «حقیر و عزیز شدن انسان دست خدا است» است.[۲۰]
مدخل چهارم مطلع این غزل را شاهد مثلی آورده که بیت سرآمدش از غزل شمارهٔ ۱۵۴ است، با کاربرد «باید شرایط مهیا باشد تا هنر به اعتلا برسد».[۲۱]
ترجمهها
کلارک در ۱۸۹۱ این غزل را با شمارهٔ ۲۲۶ و در هفت بیت ترجمه کرده است و جان پین در ۱۹۰۱ با شمارهٔ رومی همان عدد و نیز در هفت بیت؛ ترتیب هر دو همان ترتیب چاپ قزوینی و غنی است و هیچیک بیتی نیفزوده است.[یادداشت ۶][۱۵][۱۶]
در بیت پنجم، که فعل آن در فارسی بیفاعل است، هر دو مترجم فاعلی میگذارند و آن را به تقدیر و سرنوشت میبندند؛ هیچیک از دو شارح فارسی چنین نمیکند.[۱۵][۱۶][۱۹][۱۱]
هرمان بیکنل و گرترود بل این غزل را ترجمه نکردهاند.[۲۲][۲۳]
یادداشتها
- ↑ پایهٔ چهارم در چاپ جلالیان «مفاعلین» است، و آن رکنی در عروض فارسی نیست؛ بحر هزج مثمن اخرب در این جایگاه «مفاعیلن» میخواهد. پس این صورت به احتمال زیاد غلط چاپی است، ولی چون سخن از ضبط خودِ اوست همانگونه که چاپ شده نقل شد.
- ↑ شمارهٔ هیچیک از این تدوینها با شمارهٔ چاپ قزوینی و غنی رابطهٔ ثابتی ندارد، چون هر یک درون خانوادهٔ ردیف و قافیه ترتیب خود را دارد؛ در همین بخش، شمارهٔ حاشیهٔ چاپ خلخالی برای دو غزل پیاپی وارونه میشود و شمارهٔ سایه غزل شمارهٔ ۱۶۱ را دو جا پس از غزل شمارهٔ ۱۶۲ میگذارد. پس این شمارهها را نباید دنبالهٔ شمارههای آن چاپ گرفت.
- ↑ شمارهای که در حافظنامه برای هر غزل آمده شمارهٔ مدخل خودِ آن کتاب است، نه شمارهٔ غزل در چاپ قزوینی و غنی؛ ارجاعهای درونی آن کتاب («شرح غزل N») هم به همان شمارههای خودش است. بخشهای پایانی جلد دوم آن کتاب یادداشتهای خوانندگان است و سخن آنها از خودِ خرمشاهی نیست.
- ↑ نشانهٔ «خ» در دستگاه نیساری به دستنویسی به تاریخ ۸۲۷ ق بازمیگردد. در فهرست پنجاهویک نسخهٔ او (صفحههای ۸ و ۹) دو دستنویس با همین تاریخ هست، نسخهٔ خلخالی در ردیف سیزدهم و نسخهٔ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد براون) در ردیف چهاردهم، و نشانهٔ آن دو در چاپ تنها با ضخامت حرف از هم جدا میشود. خودِ قزوینی «خ» چاپ خویش را نسخهٔ خلخالی میداند، ولی اینکه «خ» نیساری همان دستنویس باشد از این صفحهها به دست نمیآید؛ اگر این بازشناسی عوض شود آنچه در این مقاله گفته شده سر جای خود میماند، یعنی اینکه ضبط چاپ قزوینی و غنی در این اختلافها با شمار اندکی از گواهان است و آن دستنویس یکی از آنهاست، و تنها نام آن دستنویس فرق میکند. قزوینی خود در مقدمهٔ آن چاپ مینویسد که از حیث «عدّهٔ غزلیّات و عدّهٔ ابیات هر غزلی» اساس کار خویش را «منحصراً و منفرداً» همین نسخه گذاشته است، ولی از حیث متن ابیات آن را «بهیچوجه» بسنده نمیداند و میگوید اغلاط فاحش در آن فراوان است.حافظ، دیوان حافظ، مز. پس یکی بودن شمار ابیات این چاپ با آن دستنویس چیزی است که آن چاپ خود بر عهده گرفته است، و آنچه گزینش ویراستارانه به شمار میآید ضبط واژههاست؛ دربارهٔ ترتیب ابیات در آن مقدمه سخنی نیست. نشانهٔ «خ» در پانویسهای خودِ آن چاپ نشانهٔ همان چاپ است و شمارشهای این مقاله بر نشانههای دستگاه نیساری استوار است.
- ↑ در چاپ قزوینی و غنی این غزل هیچ نسخهبدلی در پای صفحه ندارد، حال آنکه همان دو مصحح در برگهای همسایه نسخهبدل میآورند و نام نسخهٔ «خ» را هم میبرند؛ نشانهٔ پانویس آنها بر غزل شمارهٔ ۱۶۲ دو سطر پایینتر از بیت پایانی غزل شمارهٔ ۱۶۱ و در همان صفحه چاپ شده است. پس این خاموشی در بخشی از کتاب است که در آن پانویس مینویسند؛ آنچه در این غزل در دست است نتیجهای چاپشده است، نه استدلالی از آن دو.
- ↑ شمارهٔ بیکمانکی که کلارک به هر غزل میدهد، شمارهٔ رومی جان پین و نشان «B.-S. E.» در یادداشتهای هرمان بیکنل هر سه یک شمارهاند و به چاپ بروکهاوس بازمیگردند. این رشته با شمارهٔ چاپ قزوینی و غنی هیچ نسبتی ندارد و در همین بخش وارونه میشود: غزل شمارهٔ ۱۵۹ در آن ۱۸۰ است و غزل شمارهٔ ۱۵۸ شمارهٔ ۱۹۰ دارد. شمارهٔ دومی که کلارک در کمانک میآورد شمارهٔ چاپ سنگی هند است.
منابع
- 1 2 3 4 حافظ، دیوان حافظ، ۱۰۹–۱۱۰.
- 1 2 3 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۸۸۴.
- 1 2 3 4 5 6 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۹۶۶.
- 1 2 3 4 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۸۸۳.
- 1 2 3 4 5 6 7 8 9 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخههای خطی سدهٔ نهم، ۱۷۲.
- 1 2 3 4 5 ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۲۳۵.
- 1 2 3 4 5 خرمشاهی، حافظنامه، ۶۲۵.
- 1 2 3 خرمشاهی، حافظنامه، ۶۲۹.
- 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۹۶۷.
- 1 2 3 4 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۹۶۸.
- 1 2 3 4 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۸۸۵.
- 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۹۶۹.
- ↑ خرمشاهی، حافظنامه، ۱۴۹۷.
- ↑ خرمشاهی، حافظنامه، ۱۵۰۷.
- 1 2 3 4 Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 414.
- 1 2 3 4 5 Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 2. Villon Society. p. 30–31.
- ↑ خرمشاهی، حافظنامه، ۶۲۶.
- ↑ خرمشاهی، حافظنامه، ۶۲۷.
- 1 2 3 4 خرمشاهی، حافظنامه، ۶۲۸.
- ↑ سپهر، مثل و مثلواره در شعر حافظ، ۱۳۹–۱۴۰.
- ↑ سپهر، مثل و مثلواره در شعر حافظ، ۱۳۱–۱۳۲.
- ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner.
- ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.
کتابنامه
- حافظ، شمسالدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخههای خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظنامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) - سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثلواره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.
{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده)
- شعرها در بحر هزج
- غزلهای حافظ

