دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد

دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد
برگ ۲۰۰ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۱۰۲ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۷
بحرمفعول فاعلات مفاعیل فاعلات (مضارع اخرب مکفوف مقصور)
متن

دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد
من نیز دل به باد دهم هر چه باد باد
کارم بدان رسید که همراز خود کنم
هر شام برق لامع و هر بامداد باد
در چین طرّهٔ تو دل بی‌حفاظ من
هرگز نگفت مسکن مألوف یاد باد
امروز قدر پند عزیزان شناختم
یا رب روان ناصح ما از تو شاد باد
خون شد دلم به یاد تو هر گه که در چمن
بند قبای غنچهٔ گل می‌گشاد باد
از دست رفته بود وجود ضعیف من
صُبحم به بوی وصل تو جان باز داد باد
حافظ نهاد نیک تو کامت برآورد
جان‌ها فدای مردم نیکونهاد باد



۲



۴



۶

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد» غزلِ شمارهٔ ۱۰۲ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و هفت بیت دارد.[۱] جلالیان وزن آن را «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات» و بحر آن را «مضارع اخرب مکفوف مقصور» آورده است؛[۲] سودی برای این غزل سطر بحر ندارد.[۳]

متن این غزل در چاپ قزوینی و غنی واژه‌به‌واژه همان متن برگزیدهٔ سلیم نیساری است، و این در میان غزل‌های این بخش دیوان کم پیش می‌آید. در برابر، متن سودی بیتی و ضبطی دارد که در هیچ‌یک از دست‌نویس‌های سدهٔ نهم نیست و هر دو به ترجمه‌های انگلیسی راه یافته‌اند.

ضبط غزل در دست‌نویس‌ها

شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۱۱۷،[۳] در شرح جلالی ۹۶،[۲] در تدوین نیساری ۸۷،[۴] در تصحیح سایه ۹۷[۵] و در چاپ خلخالی ۱۶۹ است. خرمشاهی آن را در حافظ‌نامه شرح نکرده است.[یادداشت ۱][۶]

نیساری این غزل را در هفت دست‌نویس سدهٔ نهم یافته و متن برگزیدهٔ او در همهٔ هفت بیت واژه‌به‌واژه همان متن چاپ قزوینی و غنی است. ترتیب ابیات نیز در شش دست‌نویس یکی است؛ تنها یک دست‌نویس جای بیت‌های سوم و چهارم را عوض کرده است.[۴] در شمار دگرسانی‌های او چهار دست‌نویس از هفت هیچ اختلافی با متن ندارند.[۴] تصحیح سایه نیز واژه‌به‌واژه همان متن است.[۵]

بیت و ضبطی که گواه کهن ندارند

متن سودی هشت بیت دارد و بیتی را پس از بیت پنجم چاپ قزوینی و غنی می‌آورد که در هیچ‌یک از آن هفت دست‌نویس نیست:

طرف کلاه شاهیت آمد بخاطرم / آنجا که تاج بر سر نرگس نهاد باد[۷]

در بیت ششم نیز متن او «صبحم ببوی زلف تو جان باز داد باد» است، در برابر «به بوی وصل تو» چاپ قزوینی و غنی، و سراسر شرح او بر همان «بوی زلف» استوار است. این ضبط هم در هیچ‌یک از آن هفت دست‌نویس نیامده است.[۷][۴]

هر دو، هم آن بیت و هم آن ضبط، به دو ترجمهٔ انگلیسی سدهٔ نوزدهم راه یافته‌اند.[۸][۹]

سودی در بیت پنجم «دل خون شدم بیاد تو» می‌خواند و برای آن دلیلی می‌آورد: «بتقدیر کلام دلم خون شد. بضرورت وزن میم بتأخیر افتاده است». در دستگاه نیساری بخشِ «دل خون شدم» آن ضبط به یک دست‌نویس بازمی‌گردد، ولی همان دست‌نویس ادامهٔ مصراع را جور دیگری دارد، پس صورت کامل ضبط سودی در هیچ دست‌نویسی نیست.[۱۰][۴]

درون‌مایه و تفسیر

ردّیهٔ سودی بر سر دو «باد»

ردیف این غزل واژهٔ «باد» است که در دو معنی به کار می‌رود، و سودی خوانش کسی را که نام نمی‌برد رد می‌کند: «کسی که گفته است باد امر غایب و باد ثانی تأکید آن است معنای شرط و جزا را ملاحظه نکرده است». به تحلیل خودِ او «هر چه باد» متضمن معنای شرط است و «باد» دوم معنای خرابی دارد، و آن دو با هم تجنیس تام می‌سازند.[۳]

دعا یا شگفتی

خرمشاهی «یا رب» بیت چهارم را در دستهٔ نخست کاربردهای این تعبیر در دیوان حافظ می‌گذارد، یعنی دعای حقیقی، نه در دستهٔ دوم که تعبیر شگفتی است.[۱۱]

او مطلع این غزل را نیز در فهرست غزل‌هایی می‌آورد که با خطاب به صبا یا با ذکر خیر او آغاز می‌شوند، در سرِ جستاری که صبا را «یکی از قهرمانان و موجودات شعری فعال دیوان حافظ» می‌خواند.[۱۲] و مصراع پایانی غزل را در دفاعی دستوری گواه می‌آورد: در برابر ایرادی که خود آن را ممکن و بی‌نام می‌آورد («ممکن است بعضی استبعاد کنند») بر سر آوردن فعل مفرد «برخاست» برای «دلها» که جمع است، مصراع «جان‌ها فدای مردم نیکونهاد باد» را نمونهٔ همان کاربرد می‌شمارد.[۱۳]

چین زلف

خرمشاهی بیت سوم را در بحث خود دربارهٔ «چین زلف» می‌آورد، ترکیبی که میان پیچ زلف و سرزمین چین ایهام دارد.[۱۴]

خوانش جلالیان

جلالیان سراسر شرح خود را به شأن نزول غزل می‌دهد: «این غزل پس از وصول خبری خوشحال کننده از شیخ ابواسحاق متواری سروده شده است. حافظ جمعاً در چهار غزل از یار سفرکرده یاد می‌کند و در این غزل در بیت ششم صراحتاً می‌گوید من در تنگنای روحی و جسمی قرار گرفته بودم که با وصول پیغام خوشحال کننده تو … روح تازه‌یی در کالبدم دمیده شد».[۲]

بازتاب

دو مدخل از فهرست ارسال‌المثل‌های دیوان حافظ به این غزل بازمی‌گردند و در هر دو بیت این غزل شاهد است نه بیت سرآمد: بیت نخست در مدخلی با کاربرد «در راه عشق می‌بایست سختی‌های مسیر و بی‌مهری‌های معشوق را تحمل کرد»،[۱۵][۱۶] و بیت پایانی در مدخلی با کاربرد «برای موفقیت باید ذات انسان پاک و درست باشد».[۱۷][۱۸]

ترجمه‌ها

کلارک این غزل را در ۱۸۹۱ در نُه بیت و جان پین در ۱۹۰۱ در هشت بیت ترجمه کرده‌اند. هشت بیت پین همان هشت بیت سودی است و در همان ترتیب؛ کلارک یک بیت بیش از سودی دارد.[۸][۹][۳] هرمان بیکنل و گرترود بل این غزل را ترجمه نکرده‌اند.[۱۹][۲۰]

شمارهٔ بی‌کمانکی که کلارک به هر غزل می‌دهد، نشان «B.-S. E.» در یادداشت‌های هرمان بیکنل و شمارهٔ رومی جان پین هر سه یک شماره‌اند و به چاپ بروکهاوس (لایپزیگ ۱۸۵۴) بازمی‌گردند، نه به چاپ قزوینی و غنی؛ بیکنل خود می‌نویسد که آن چاپ را بر دست‌نویس‌های هند و ایران ترجیح داده است.


یادداشت‌ها

  1. ↑ شماره‌ای که در حافظ‌نامه برای هر غزل آمده شمارهٔ مدخل خودِ آن کتاب است (از ۱ تا ۲۴۴)، نه شمارهٔ غزل در چاپ قزوینی و غنی.

منابع

  1. ↑ حافظ، دیوان حافظ، ۷۰.
  2. 1 2 3 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۶۰۰.
  3. 1 2 3 4 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۶۶۶.
  4. 1 2 3 4 5 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۱۱۷.
  5. 1 2 ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۱۷۵.
  6. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۵۴.
  7. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۶۶۸.
  8. 1 2 Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 308.
  9. 1 2 Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 186–187.
  10. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۶۶۷.
  11. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۳۵۴.
  12. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۱۱۹.
  13. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۱۹۴.
  14. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۷۰۱.
  15. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۲۳.
  16. ↑ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱:‎ ۸۲۰.
  17. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۱۸۷.
  18. ↑ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱:‎ ۷۳۹.
  19. ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner. p. 369–374.
  20. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ذوالفقاری، حسن (۱۳۸۸). فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی. ج. ۱. تهران: معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۱۶۵-۰۲۵-۶.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثل‌واره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)