صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد

صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد
برگ ۲۰۲ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۱۰۵ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۸
بحرفاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان (رمل مثمن مخبون اصلم مسبغ)
متن

صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد
ورنه اندیشهٔ این کار فراموشش باد
آن‌که یک جرعه می از دست تواند دادن
دست با شاهد مقصود در آغوشش باد
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد
شاه ترکان سخن مدّعیان می‌شنود
شرمی از مظلمهٔ خون سیاووشش باد
گرچه از کبر سخن با من درویش نگفت
جان فدای شکرین پستهٔ خاموشش باد
چشمم از آینه‌داران خط و خالش گشت
لبم از بوسه ربایان بر و دوشش باد
نرگس مست نوازش کن مردم دارش
خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد
به غلامیّ تو مشهور جهان شد حافظ
حلقهٔ بندگی زلف تو در گوشش باد



۲



۴



۶



۸

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد» غزلِ شمارهٔ ۱۰۵ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و هشت بیت دارد.[۱] جلالیان وزن آن را «فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان» و بحر آن را «رمل مثمّن مخبون اصلم مُسبغ» آورده است،[۲] و سودی نیز در سرِ غزل «از بحر رمل» نوشته است، با پایانهٔ «فعلات» به جای «فعلان».[۳]

بیت سوم این غزل («پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت») از بحث‌انگیزترین بیت‌های دیوان است، و خرمشاهی هجده صفحه بر این غزل نوشته که بیشترش جستاری در مسئلهٔ شر است.

ضبط غزل در دست‌نویس‌ها

شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۱۲۰ است (جلد دوم، صفحه‌های ۶۷۹ تا ۶۸۴)،[۳] در شرح جلالی ۹۹،[۲] در تدوین سلیم نیساری ۹۰،[۴] در تصحیح سایه ۱۰۰،[۵] در حافظ‌نامه مدخل شصت‌ودوم[یادداشت ۱][۶] و در چاپ خلخالی ۱۶۳ است.

جای بیت‌های پنجم و ششم

نیساری این غزل را در هشت دست‌نویس سدهٔ نهم یافته است و می‌نویسد که ترتیب ابیات متن او با شش تای آن‌ها یکی است. دو استثنا هست: یک دست‌نویس بیت «چشمم از آینه‌داران» را ندارد و غزل در آن هفت بیت است، و دست‌نویسی با نشانهٔ «خ»[یادداشت ۲] جای دو بیت «چشمم از آینه‌داران» و «گرچه از کبر» را عوض می‌کند.[۴]

ترتیب چاپ قزوینی و غنی همان ترتیب «خ» است، یعنی «گرچه از کبر» پیش از «چشمم از آینه‌داران».[۱][۴] پس در این جا متن چاپ قزوینی و غنی با یک دست‌نویس در برابر شش می‌ایستد. خرمشاهی نیز همان ترتیب را دارد،[۶] و در برابر، متن سودی و تصحیح سایه ترتیب متن نیساری را دارند، و دو ترجمهٔ انگلیسی سدهٔ نوزدهم نیز همان ترتیب را.[۷][۵][۸][۹]

اما پیروی چاپ قزوینی و غنی از آن دست‌نویس یکدست نیست: در همان بیت «چشمم از آینه‌داران»، «خ» دو ضبط ویژهٔ خود دارد («خط و خالش دارد» و «بر و بر دوشش») و چاپ قزوینی و غنی هیچ‌یک را نمی‌گیرد.[۴] در بیت دوم، «آنکه یک جرعه» ضبط سه دست‌نویس از جمله «خ» است و چاپ قزوینی و غنی همان را دارد؛ سودی در برابر «وآنکه» می‌خواند و می‌نویسد «در اکثر نسخ با واو واقع شده»، و متن برگزیدهٔ نیساری هم همان را دارد.[۴][۳]

در شمار دگرسانی‌های نیساری، «خ» با چهار مورد در کنار کهن‌ترین دست‌نویس دگرسان‌ترین گواه این غزل است، و سه دست‌نویس هیچ اختلافی با متن ندارند.[۴]

«خطا بر قلم صنع نرفت»

مدخل خرمشاهی بر این غزل هجده صفحه است و بیشتر آن جستاری است دربارهٔ اینکه «راستی چرا شر در جهان هست؟». او تبارِ این پرسش را هم در فلسفهٔ غرب پی می‌گیرد، از سقراط و افلاطون و ارسطو تا لایبنیتس و هیوم و ولتر، و هم در کلام اسلامی، از اشعری و عبدالجبار و ابن سینا و غزالی تا ملاصدرا و فیض کاشانی.[۱۰][۱۱]

او دو خوانش برای بیت می‌آورد و خوانش دوم را «با لحن طنز و شیطنتی» می‌خواند. پایهٔ ایهام بیت به گفتهٔ او واژهٔ «خطاپوش» است، که هم می‌تواند بخشندهٔ خطا باشد و هم زداینده و شویندهٔ آن؛ به تصریح خودِ او ابر رحمت خطا را «می‌شوید و می‌برد، نه اینکه می‌پوشاند».[۱۱]

رسالهٔ جلال‌الدین دوانی، و داوری سودی بر آن

خرمشاهی رسالهٔ جلال‌الدین دوانی را که یک‌سره در شرح همین بیت است از سه دست‌نویس کتابخانهٔ مجلس بازمی‌گوید و آن را به چهار مقدمه فشرده می‌کند.[۱۲][۱۳]

سودی همان رساله را نمی‌پسندد: «اما جلال دوانی با مذاق آخوندی این شعر را شرح داده است ولی شرح مشارالیه چندان صفابخش نیست».[۱۴]

سودی در همین صفحه گزارشی از پرس‌وجوی خود در دمشق و بغداد می‌آورد: سه تن از دانشوران بیت را اشاره‌ای به داستان عبدالرحمن یمنی می‌دانستند، سه تن دیگر اشاره‌ای به داستان موسی در سوره کهف، و یکی در بغداد دانش خود را انکار کرد و گفت «من به معنای حقیقی این شعر واقف نیستم».[۱۴] خودِ او در صفحهٔ بعد خوانش شیخ صنعان را می‌آورد،[۱۵]

جان پین در ۱۹۰۱ همان شرح سودی را در پانویس خود رد می‌کند، آن را دراز و بی‌مزه می‌خواند، بازشناسی شیخ صنعان را نمی‌پذیرد و می‌نویسد که به گمان او «پیر مغان» همان می‌فروش است.[۹]

خرمشاهی همچنین خوانش محمد دارابی را می‌آورد که بیت را گزاره‌ای سالبه می‌گیرد: «صدق سالبه مستلزم وجود موضوع نیست … مثل اینکه بگوئیم عنقا طائر نیست».[۱۳] و از چهار پاسخی که در پی پرسشی در مجلهٔ ایرانشهر چاپ شد، سه تای نخست را بی‌اهمیت می‌شمارد و تنها چهارمی را درخور یادکرد می‌داند.[۱۶]

خوانش جلالیان: بیتی در دفاع از خود، نه نظریه‌ای در الهیات

جلالیان این خوانش را که بیت نظریه‌ای مستقل در باب شر باشد نمی‌پذیرد، و دلیلش ساختار غزل است: «به هیچ‌وجه منظور شاعر بیان مستقلِ یک نظریه … نیست، بدلیل اینکه در میان غزلی که بازگویی از شرح حال خود و مدّعیان خود … مطرح است یک مطلب معترضه هرگز نمی‌تواند مورد قبول باشد». به خوانش او بیت دفاع شاعر از خویش است: قلم صنع او را رندی باده‌نوش نوشته و خطا نکرده است.[۱۷][۱۸]

شاه ترکان و سیاوش

بر سر اینکه «شاه ترکان» بیت چهارم کیست یک پاسخ در دست نیست.

سودی نخست او را افراسیاب می‌گیرد، «به قرینهٔ عبارت خون سیاوش»،[۱۵] و آن‌گاه مراد اصلی را شاه منصور می‌داند که به اصرار وزیرانش پسر خود را کشت.[۱۹][۷]

خرمشاهی ایهام به افراسیاب را می‌پذیرد اما مرجع اصلی را شاه شجاع می‌داند و در این باره از معین نقل می‌کند که شاه شجاع «از طرف مادر منسوب به قراختائیان کرمان» بود.[۲۰] جلالیان نیز مستقل از او به شاه شجاع می‌رسد و مدّعیان را در جای گرسیوز می‌نشاند که بر سیاوش تهمت زد.[۱۸]

خرمشاهی در بازگفت داستان سیاوش نکته‌ای را نیز اصلاح می‌کند: کین سیاوش «نه به دست رستم، بلکه بعدها به دست کیخسرو و با قتل افراسیاب گرفته شد».[۲۱]

خوانش جلالیان از شأن نزول

جلالیان برای این غزل شأن نزولی می‌آورد که در منابع دیگر این مقاله نیست: سروده در روزگار شاه شجاع و در پی کشاکش آشکار حافظ با شیخ زین‌الدین کلاه و عبدالله بنجیری، پس از آنکه کار به دربار رسید.[۱۷] او در همین‌جا تأکید می‌کند که بیت نخست نصیحت یا تخطئهٔ صوفیان نیست: «این نه به آن معناست که حافظ می‌خواهد صوفی یا صوفیانی را نصیحت یا تخطئه کند، بلکه … می‌خواهد بگوید که من از عقیدهٔ خود برنمی‌گردم و شرب باده را در حدّ اعتدال مجاز می‌دانم».[۱۷]

خرمشاهی نیز بیت نخست را طنز می‌خواند: «علی القاعده صوفی باید پارسا باشد و باده نخورد. ولی حافظ به شیوهٔ ارسال مسلم، باده‌خواری او را محرز می‌گیرد و دعا می‌کند».[۶]

بازتاب

سه مدخل از فهرست ارسال‌المثل‌های دیوان حافظ به این غزل بازمی‌گردند، که همان میانهٔ توزیع غزل‌های دیوان است. دو تای آن‌ها بیت سرآمد دارند: بیت نخست با کاربرد «حد نگاه داشتن در هر کاری»[۲۲][۲۳] و بیت چهارم با کاربرد «اشاره به گوش‌دادن به سخن‌چینی دروغ دربارهٔ دیگران».[۲۴][۲۵] بیت سوم در مدخلی دیگر شاهد آمده است.[۲۶]

ترجمه‌ها

کلارک این غزل را در ۱۸۹۱ در نُه بیت و جان پین در ۱۹۰۱ در هشت بیت ترجمه کرده‌اند؛ هر دو جای بیت‌های پنجم و ششم چاپ قزوینی و غنی را عوض کرده‌اند، یعنی ترتیب سودی و متن نیساری را دارند، و بیت افزودهٔ کلارک در هیچ‌یک از منابع فارسی این مقاله نیست.[۸][۹][۷]

هرمان بیکنل در ۱۸۷۵ تنها بیت سوم را ترجمه کرده است.[۲۷] گرترود بل این غزل را ترجمه نکرده است.[۲۸]

شمارهٔ بی‌کمانکی که کلارک به هر غزل می‌دهد، شمارهٔ رومی جان پین و نشان «B.-S. E.» در یادداشت‌های هرمان بیکنل هر سه یک شماره‌اند و به چاپ بروکهاوس بازمی‌گردند، نه به چاپ قزوینی و غنی.


یادداشت‌ها

  1. ↑ شماره‌ای که در حافظ‌نامه برای هر غزل آمده شمارهٔ مدخل خودِ آن کتاب است (از ۱ تا ۲۴۴)، نه شمارهٔ غزل در چاپ قزوینی و غنی.
  2. ↑ نشانهٔ «خ» در دستگاه نیساری به دست‌نویسی به تاریخ ۸۲۷ ق بازمی‌گردد. در فهرست پنجاه‌ویک نسخهٔ او (صفحه‌های ۸ و ۹) دو دست‌نویس با همین تاریخ هست، نسخهٔ خلخالی در ردیف سیزدهم و نسخهٔ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد براون) در ردیف چهاردهم، و نشانهٔ آن دو در چاپ تنها با ضخامت حرف از هم جدا می‌شود. خودِ قزوینی «خ» چاپ خویش را نسخهٔ خلخالی می‌داند، ولی اینکه «خ» نیساری همان دست‌نویس باشد از این صفحه‌ها به دست نمی‌آید؛ اگر این بازشناسی عوض شود آنچه در این مقاله گفته شده سر جای خود می‌ماند، یعنی اینکه ضبط چاپ قزوینی و غنی در این اختلاف‌ها با شمار اندکی از گواهان است و آن دست‌نویس یکی از آن‌هاست، و تنها نام آن دست‌نویس فرق می‌کند. قزوینی خود در مقدمهٔ آن چاپ می‌نویسد که از حیث «عدّهٔ غزلیّات و عدّهٔ ابیات هر غزلی» اساس کار خویش را «منحصراً و منفرداً» همین نسخه گذاشته است، ولی از حیث متن ابیات آن را «بهیچوجه» بسنده نمی‌داند و می‌گوید اغلاط فاحش در آن فراوان است.حافظ، دیوان حافظ، مز. پس یکی بودن شمار ابیات این چاپ با آن دست‌نویس چیزی است که آن چاپ خود بر عهده گرفته است، و آنچه گزینش ویراستارانه به شمار می‌آید ضبط واژه‌هاست؛ دربارهٔ ترتیب ابیات در آن مقدمه سخنی نیست. نشانهٔ «خ» در پانویس‌های خودِ آن چاپ نشانهٔ همان چاپ است و شمارش‌های این مقاله بر نشانه‌های دستگاه نیساری استوار است.

منابع

  1. 1 2 حافظ، دیوان حافظ، ۷۲.
  2. 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۶۱۲.
  3. 1 2 3 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۶۷۹.
  4. 1 2 3 4 5 6 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۱۲۰.
  5. 1 2 ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۱۷۸.
  6. 1 2 3 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۶۲.
  7. 1 2 3 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۶۸۳.
  8. 1 2 Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 428–430.
  9. 1 2 3 Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 2. Villon Society. p. 41–42.
  10. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۶۳.
  11. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۶۴.
  12. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۷۵.
  13. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۷۶.
  14. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۶۸۰.
  15. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۶۸۱.
  16. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۷۷.
  17. 1 2 3 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۶۱۳.
  18. 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۶۱۴.
  19. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۶۸۲.
  20. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۷۸.
  21. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۷۹.
  22. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۹۶.
  23. ↑ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱:‎ ۱۲۹۳.
  24. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۹۷.
  25. ↑ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۱:‎ ۱۲۳۶.
  26. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۱۷۲.
  27. ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner. p. 150.
  28. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ذوالفقاری، حسن (۱۳۸۸). فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی. ج. ۱. تهران: معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۱۶۵-۰۲۵-۶.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثل‌واره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)