دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
برگ ۲۵۴ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۱۸۳ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۸
بحرفعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
متن

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
بی‌خود از شعشعهٔ پرتو ذاتم کردند
باده از جام تجلیِّ صفاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
بعد از این روی من و آینهٔ وصف جمال
که در آنجا خبر از جلوهٔ ذاتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند
هاتف آن روز به من مژدهٔ این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد
اجر صبری‌ست کز آن شاخ نباتم دادند
همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود
که ز بند غم ایام نجاتم دادند



۲



۴



۶



۸

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند» غزلِ شمارهٔ ۱۸۳ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و غنی است.[۱] خرمشاهی آن را غزلی «واقعه‌گویانه» می‌خواند که «بیانگر یکی از احوال عرفانی و تجارب روحی حافظ است».[۲]

خرمشاهی و جلالیان این غزل را همراه با «دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند»، «در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد» و «سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد» از «غزل‌های عرشی» حافظ شمرده‌اند و این نام‌گذاری را به محمد معین نسبت داده‌اند.[۳][۴] اما معین خود در حافظ شیرین‌سخن این تقسیم‌بندی را از حاج محمدحسن انصاری (شیخ جابری) نقل کرده و در سیاههٔ او به‌جای «سال‌ها دل طلب جام جم»، غزلِ «عکس روی تو چو در آینهٔ جام افتاد» آمده است؛ معین نیز بر آن تقسیم‌بندی خرده گرفته است.[۵]

ضبط غزل در دست‌نویس‌ها

شمارهٔ این غزل در تصحیح‌ها و شرح‌های گوناگون یکسان نیست: در تصحیح قزوینی و غنی شمارهٔ ۱۸۳،[۶] در تصحیح خانلری شمارهٔ ۱۷۸،[۷] در تدوین سلیم نیساری شمارهٔ ۱۶۰[۸] و در شرح سودی شمارهٔ ۱۹۹ است.[۹]

نیساری متن این غزل را در هفت دست‌نویس سدهٔ نهم یافته و دگرسانی‌های آن‌ها را چنین گزارش کرده است:[۱۰]

  • در بیت دوم، یک دست‌نویس «باده از جام ار تجلی صفاتم دادند» دارد.
  • در بیت سوم، دو دست‌نویس به‌جای «چه فرخنده شبی»، «چه فرخنده دمی» ضبط کرده‌اند.
  • در بیت چهارم، یک دست‌نویس «بعد از این روی من آید صفت وصف جمال» و دیگری «آینهٔ حسن رخش» دارد.
  • در بیت ششم، به‌جای «که بدان جور و جفا»، در دست‌نویس‌ها «که بر آن»، «که بر این» و «که به آن» آمده است.
  • ترتیب ابیات تنها در سه دست‌نویس با متن چاپی یکی است.

بیت هفتم در برخی تصحیح‌ها جایگاه استوار ندارد؛ خانلری آن را در متن نیاورده و در حاشیه آورده است که این بیت را برخی دست‌نویس‌ها پس از بیت ششم و یکی پس از بیت پنجم افزوده‌اند.[۷] افزون بر این، سودی بیتی با مطلعِ «من همان روز بدیدم که ظفر خواهم یافت» را در متن خود آورده که در تصحیح قزوینی و غنی نیست، و دو مقطعِ دیگر را نیز از «بعض نسخ» گزارش کرده است.[۱۱]

درون‌مایه و تفسیر

واقعه و شب قدر

درون‌مایهٔ غزل، تجربه‌ای روحانی در سحرگاه است که شاعر آن را به شب قدر مانند کرده است. خرمشاهی مفصل‌ترین یادداشت خود بر این غزل را به «شب قدر» اختصاص داده و پس از نقل تفسیرها دربارهٔ آن، معنای بیت سوم را چنین آورده است: «شب قدر من سحر مبارکی بود که برات آزادی از بار گناهان به من داده شد و احساس بخشودگی به من دست داد».[۱۲] او «برات» را سندی می‌داند که بر پایهٔ آن حواله‌ای پرداخت می‌شود و یادآور می‌شود که در روایتی، شب قدر همان «لیلةالبراءة» دانسته شده است.[۱۳]

جلالیان «وقت سحر» را اصطلاحی صوفیانه می‌داند: «در نزد صوفیه وقت حالی است که در سرِ سالک پدید آید… و سحر، زمان تلألؤ انوار حقّ است»، و «تازه برات» را «خطّ آزادی و برات آزادی» معنی کرده است.[۱۴][۱۵] شمسی رضایی و مریم شعبان‌زاده غزل‌های «دوش»ِ حافظ را در پیوند با اصطلاح عرفانی «طوارق» بررسی کرده‌اند و همین غزل را نمونهٔ شاخص این گروه دانسته‌اند.[۱۶] کرمعلی قدمیاری نیز بر آن است که شب قدر از دید حافظ «حال است نه قال».[۱۷]

تجلی ذات و صفات

بیت دوم به دو گونه تجلی اشاره دارد. جلالیان یادآور می‌شود که در اصطلاح صوفیان «تجلّی صفات ربّانى بر دو نوع است: یکى تجلّى ذات و دیگرى تجلّى صفات»، و مصرع دوم را چنین معنی می‌کند: «با مشاهدهٔ جمال یار، عشق را به من هدیه کردند».[۱۸] خرمشاهی نیز «پرتو ذات» را «تجلی ذاتی» می‌خواند و خواننده را به شرح خود بر غزل «در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد» ارجاع می‌دهد.[۱۹]

صبر و شاخ نبات

خرمشاهی یادداشت بلندی به «صبر» اختصاص داده و از امیرحسن یزدگردی نقل کرده است که «صبر» در بیت هفتم با «شهد» و «شکر» و «شاخ نبات» که همه شیرین‌اند ایهام تضاد دارد، زیرا صبر هم به‌معنای شکیبایی است و هم نام دارویی تلخ.[۲۰]

دربارهٔ «شاخ نبات»، سودی می‌نویسد که «واضح است که مراد از شاخ نبات قلم می‌باشد» و می‌افزاید که «ممکن است به‌طریق تشبیه مراد جانان باشد».[۲۱] جلالیان نیز آن را «کلک یا خامه یا قلم» شاعر می‌داند و یادآور می‌شود که از ساقهٔ نی هم برای خوراک شیرین و هم به‌عنوان قلم استفاده می‌کرده‌اند.[۲۲][۲۳]

خوانش‌های دیگر

سودی خوانشی غیرعرفانی از این غزل دارد و آن را بر دیدار معشوق حمل می‌کند: به نوشتهٔ او «جانانِ خواجه یک سحر منزل خواجه را با قدوم خویش مشرف می‌سازد و شاعر هم این غزل را به آن مناسبت می‌سراید»؛ از همین رو «آب حیات» را «آب وصال» و «ظلمت شب» را «ظلمت هجران» معنی کرده است.[۲۴]

علی نظری در پژوهشی جداگانه دربارهٔ همین غزل، آن را بازتابی پنهان از داستان یونس در قرآن دانسته و واژه‌هایی چون «غصه»، «نجات»، «ظلمت»، «قدر»، «صبر» و «نبات» را با تعبیرهای قرآنی «و نجّیناه من الغمّ» و «فی الظلمات» و «شجرة من یقطین» سنجیده است.[۲۵]

افسانهٔ شاخ نبات

این غزل در فرهنگ عامه به افسانه‌ای پیوند خورده است که بر پایهٔ آن حافظ پس از شب‌زنده‌داری، در خواب یا مکاشفه‌ای صاحب قریحهٔ شعر شده است. معین این داستان را با عنوان «افسانه» نقل کرده و در بخشی با عنوان «انتقاد» آن را رد کرده است: «قسمت اول این داستان، یعنی توسط یک خواب صاحب علوم و عرفان و قریحهٔ شعر شدن، نه‌تنها از نظر علمی قابل قبول نیست… بلکه جنبهٔ تاریخی آن نیز مردود است».[۲۶] دستغیب نیز گزارش کرده است که در شیراز این غزل را سرودهٔ حافظ در شاهچراغ می‌دانند، و جداگانه این نظر را که «شاخ نبات» تحریفِ «شاه چراغ» باشد نپذیرفته است.[۲۷]

ترجمه‌ها

ترجمهٔ منظوم هنری ویلبرفورس کلارک (۱۸۹۱) این غزل را با شمارهٔ ۲۱۸ آورده است و متن او سیزده بیت دارد، یعنی پنج بیت بیش از تصحیح قزوینی و غنی.[۲۸] رضا صابری نیز آن را با همان شمارهٔ تصحیح قزوینی و غنی ترجمه کرده است.[۲۹] ترجمهٔ انگلیسی دیگری از لئونارد لویزون در فصلی از کتاب حافظ و دین عشق آمده است؛ لیلی انور در همان فصل این غزل را گواهی بر یادکردِ حافظ از روز الست دانسته است.[۳۰]

موسیقی

احمد شاملو این غزل را با آهنگسازی فرهاد فخرالدینی در آلبوم غزلیات حافظ (مؤسسهٔ فرهنگی هنری ماهور، ۱۹۹۰) دکلمه کرده است.[۳۱]


منابع

  1. ↑ حافظ، دیوان حافظ، ۱۲۴.
  2. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۶۷۰.
  3. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۶۷۰.
  4. ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۹۸۶.
  5. ↑ معین، محمد. حافظ شیرین‌سخن. ص. ۳۷۵.
  6. ↑ حافظ، دیوان حافظ، ۱۲۴.
  7. 1 2 حافظ، شمس‌الدین محمد. دیوان حافظ. ج. ۱. به کوشش پرویز ناتل خانلری. (ویراست چاپ سوم). تهران: خوارزمی. ص. ۳۷۲–۳۷۳.
  8. ↑ نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۱۹۱.
  9. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۱۰۷۴.
  10. ↑ نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۱۹۱.
  11. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۱۰۷۸.
  12. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۶۷۲.
  13. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۶۷۲.
  14. ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۹۸۶.
  15. ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۹۸۲.
  16. ↑ رضایی، شمسی؛ شعبان‌زاده، مریم (۱۳۹۲). «مکاشفات شبانهٔ حافظ». پژوهش‌های ادب عرفانی. ۷ (۲): ۸۳–۱۰۴.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  17. ↑ قدمیاری، کرمعلی (۱۳۸۲). «شب قدر غزلیات حافظ». زبان و ادب پارسی (۱۷): ۱۷۴–۱۸۹.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  18. ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۹۸۲.
  19. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۶۷۰.
  20. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۶۷۳.
  21. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۱۰۷۷.
  22. ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۹۸۹.
  23. ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۹۸۴.
  24. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۱۰۷۴.
  25. ↑ نظری، علی (۱۳۹۴). «سایهٔ شجرهٔ یَقْطینِ قرآن کریم بر شاخ نبات حافظ». ادب عربی. ۷ (۲): ۲۸۱–۳۰۰.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  26. ↑ معین، محمد. حافظ شیرین‌سخن. ص. ۱۰۱–۱۰۲.
  27. ↑ دستغیب، عبدالعلی. حافظ شناخت. تهران: علم. ص. ۳۹۱–۳۹۲.
  28. ↑ Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 400–401.
  29. ↑ Saberi, Reza (1995). The Poems of Hafez (in English). University Press of America. p. 138–139.
  30. ↑ Anvar, Leili (2010). "The Radiance of Epiphany". In Leonard Lewisohn (ed.). Hafiz and the Religion of Love in Classical Persian Poetry (in English). لندن: I.B. Tauris. p. 128. ISBN 978-1-84885-339-3.
  31. ↑ «Hafez's Sonnets». Apple Music. دریافت‌شده در ۳ مهر ۱۴۰۵.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)