دل سراپردهٔ محبت اوست

دل سراپردهٔ محبت اوست
برگ ۱۷۰ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۵۶ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۱۱
بحرفاعلاتن مفاعلن فعلات (خفیف مسدس مخبون مقصور)
متن

دل سراپردهٔ محبّت اوست
دیده آیینه‌دار طلعت اوست
من که سر درنیاورم به دو کون
گردنم زیر بار منّت اوست
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هر کس به قدر همّت اوست
گر من آلوده دامنم چه عجب
همه عالم گواه عصمت اوست
من که باشم در آن حرم که صبا
پرده‌دار حریم حرمت اوست
بی‌خیالش مباد منظر چشم
زانکه این گوشه جای خلوت اوست
هر گلِ نو که شد چمن‌آرای
ز اثر رنگ و بوی صحبت اوست
دور مجنون گذشت و نوبت ماست
هر کسی پنج روز نوبت اوست
ملکت عاشقی و گنج طرب
هر چه دارم ز یمن همّت اوست
من و دل گر فدا شدیم چه باک
غرض اندر میان سلامت اوست
فقر ظاهر مبین که حافظ را
سینه گنجینهٔ محبّت اوست



۲



۴



۶



۸



۱۰

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «دل سراپردهٔ محبّت اوست» غزلِ شمارهٔ ۵۶ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و در آن چاپ یازده بیت دارد.[۱] جلالیان وزن آن را «فاعلاتن مفاعلن فعلات» و بحر آن را «خفیف مسدّس مخبون مقصور» آورده است؛[۲] سودی همین ارکان را بی‌ذکر نام بحر چاپ کرده است.[۳]

قافیهٔ این غزل چهار سده است که محل بحث است، تا آنجا که گروهی بر پایهٔ آن در انتساب غزل به حافظ تردید کرده‌اند.

ضبط غزل در دست‌نویس‌ها

شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۶۱،[۳] در شرح جلالی ۵۴[۲] و در تدوین سلیم نیساری ۵۰ است؛[۴] شمارهٔ آن در حافظ‌نامهِ خرمشاهی ۳۵[۵] و در چاپ خلخالی ۱۶ است.

شمار ابیات در روایت‌ها یکسان نیست: چاپ قزوینی و غنی و شرح سودی یازده بیت دارند، متن نیساری نُه بیت و شرح جلالی هشت بیت.[۱][۴][۲]

متن یازده‌بیتی، روایت اقلیت است

دستگاه نیساری نشان می‌دهد که متن یازده‌بیتی چاپ قزوینی و غنی روایت اکثر دست‌نویس‌ها نیست. متن پایهٔ نیساری نُه بیت است و دو بیت دیگر را بیرون از متن و در کمانک می‌آورد، چون تنها دو دست‌نویس از شش دست‌نویس او آن‌ها را دارند؛ آن دو بیت همان بیت‌های ششم و هفتم چاپ قزوینی و غنی‌اند. یکی از آن دو دست‌نویس، دست‌نویس خلخالی (۸۲۷ ق) است، و چاپ قزوینی و غنی در جای این دو بیت و در واژه‌های محل اختلاف نیز همان ضبط خلخالی را دارد.[۴]

در برابر، متن نیساری در چند واژه با متن سودی یکی است و با چاپ قزوینی و غنی نه: «گر من آلوده دامنم چه زیان» به‌جای «چه عجب»، «هر چه دارم ز یمن دولت اوست» به‌جای «ز یمن همّت اوست»، و «زان‌که این گوشه خاص خلوت اوست» به‌جای «جای خلوت اوست».[۴][۶]

قافیه و انتساب غزل

سودی در پایان سدهٔ دهم هجری قافیهٔ این غزل را یکسره نادرست می‌داند: «قافیهٔ این غزل سراسر غلط است، چون‌که حرف روی ندارد». به توضیح او حرف روی آخرین حرف اصلی قافیه است که بدون آن قافیه درست نمی‌شود، و در واژه‌های محبّت و طلعت و منّت حرف‌های اصلی به ترتیب با، عین و نون‌اند و با هم نمی‌خوانند.[۶]

جلالیان گزارش می‌کند که همین ایراد بعدها به تردید در انتساب غزل انجامیده است: «بعضی از حافظ‌شناسان این غزل را به علّت اینکه قافیهٔ به کار گرفته شده فاقد حرف رَوی است از حافظ نمی‌دانند»؛ او خود این نتیجه را نمی‌پذیرد و دو دلیل می‌آورد، یکی آنکه غزل «در اکثر نسخه‌های خطّی مورد استفادهٔ دکتر خانلری» آمده است و دیگر آنکه بیتی از آن در زبان مردم به صورت ضرب‌المثل روان است.[۲]

خرمشاهی ایراد دیگری در قافیه را می‌بیند و پاسخ می‌دهد: واژهٔ «همّت» در دو بیت قافیه شده است. او یادآور می‌شود که «تکرار قافیه در شعر حافظ سابقهٔ مکرر دارد» و می‌افزاید که «اگر همّت را در این غزل به دو معنی بگیریم، اشکال تکرار قافیه برطرف می‌شود».[۷] این ایراد تنها در روایتی پدید می‌آید که «ز یمن همّت اوست» بخواند؛ در متن سودی و متن نیساری که «ز یمن دولت اوست» دارند چنین تکراری در کار نیست.[۴][۶]

درون‌مایه و تفسیر

معشوق کیست

سودی خوانش عرفانی این غزل را آشکارا رد می‌کند. به نوشتهٔ او «کسی که می‌گوید ضمیر غایب راجع به خداوند تعالی است خطا کرده»، چرا که اطلاق واژهٔ «دولتمند» بر ذات باری توقیفی است و «این هرگز شنیده نشده»؛ او در سراسر شرح «اوست» را به جانان، یعنی معشوق انسانی، بازمی‌گرداند.[۸]

کلارک در ترجمهٔ ۱۸۹۱ راه میانه‌ای می‌گیرد و مرجع ضمیر را بیت‌به‌بیت جدا می‌کند: در چند بیت مراد را مرشد یا معشوق مجازی و در بقیه خداوند می‌داند.[۹]

سودی در این غزل دو بار خوانش شارحان پیشین خود را با نشانهٔ «رد» در حاشیه رد می‌کند: یک بار در شرح مطلع، آنجا که کسی آن را «دل حریم درون محبّت اوست» معنی کرده بود،[۳] و یک بار در شرح «گنج»، آنجا که به داوری او دو شارح هر دو «کوتاهی کرده‌اند»، یکی از آن رو که معنا را به وجه نخست محدود کرده و دیگری از آن رو که تفسیر شعر را به معنای دوم منحصر ساخته است.[۸]

طوبی

خرمشاهی در شرح بیت سوم نخست حکم غنی را دربارهٔ تلفظ واژه نقل می‌کند: «باید طوبی (با یاء) خواند، زیرا الف در مرتبهٔ چهارم همیشه با یاء خوانده می‌شود و در قافیه هم با یاء قافیه می‌شود».[۱۰]

سپس اختلاف مفسران را دربارهٔ معنای این واژه در قرآن گزارش می‌کند: «اکثر مفسران، از جمله زمخشری و قاضی بیضاوی این کلمه را فقط به خوشی و خرمی و نظایر آن معنی کرده‌اند. بعضی دیگر از مفسران، از جمله صاحب مجمع‌البیان و میبدی و ابوالفتوح رازی هم به این معنی گرفته‌اند و هم قول دیگری را نقل کرده‌اند که آن را درخت عظیم معجزه‌آسایی در بهشت می‌داند».[۱۰]

الگوهای پیشین

خرمشاهی مصرع «فکر هر کس به قدر همّت اوست» را برگرفته از مصرعی از عطار می‌داند: «درد هر کس به قدر طاقت اوست».[۷] جلالیان نیز همین پیشینه را یاد می‌کند.[۲] در کنار آن جلالیان سراسر غزل را استقبالی از غزل‌های شاه نعمت‌الله ولی می‌داند و بر آن است که «در سلاست و بلاغت، بیت حافظ در مقام بالاتری قرار دارد».[۲]

خرمشاهی برای «آیینه‌دار» تعریف لغت‌نامه را می‌آورد (کسی که آینه پیش عروس می‌گیرد) و شاهدهایی از نظامی و خواجو.[۵]

بازتاب

این غزل از پرمثل‌ترین سروده‌های دیوان است: از یازده بیت آن، پنج بیت در فهرست ارسال‌المثل‌های دیوان حافظ هر یک مدخلی از آنِ خود دارند، یعنی بیت‌های دوم، سوم، چهارم، هشتم و دهم.[۱۱][۱۲][۱۳] بیت سوم افزون بر مدخل خود، در مدخلی دیگر نیز شاهد آورده شده است.[۱۴]

در اجراها

غلامحسین بنان این غزل را در برنامهٔ شمارهٔ ۲۱۵ از مجموعهٔ گلهای رنگارنگ در ماهور خوانده است؛ در همان برنامه دو بار اجرا شده است، یک بار با پیانوی جواد معروفی و بار دیگر با کلارنت.[۱۵]

ترجمه‌ها

کلارک این غزل را در ۱۸۹۱ به انگلیسی ترجمه کرده و در یازده بیت آورده است،[۹] جان پین در ۱۹۰۱ نیز در یازده بیت،[۱۶] و هرمان بیکنل در ۱۸۷۵ نیز در یازده بیت.[۱۷] گرترود بل آن را نیاورده است.[۱۸]


منابع

  1. 1 2 حافظ، دیوان حافظ، ۴۰.
  2. 1 2 3 4 5 6 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۳۹۵.
  3. 1 2 3 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۳۶۹.
  4. 1 2 3 4 5 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۸۰.
  5. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۳۱۸.
  6. 1 2 3 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۳۷۰.
  7. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۳۲۰.
  8. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۳۷۳.
  9. 1 2 Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 75–76.
  10. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۳۱۹.
  11. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۶۳.
  12. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۶۳–۶۴.
  13. ↑ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۲:‎ ۱۸۹۰.
  14. ↑ ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ۲:‎ ۱۳۶۷.
  15. ↑ «گلهای رنگارنگ شمارهٔ ۲۱۵». بایگانی گل‌ها. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۹-۲۶.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  16. ↑ Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 27–29.
  17. ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner. p. 44–45.
  18. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ذوالفقاری، حسن (۱۳۸۸). فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی. ج. ۲. تهران: معین. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۱۶۵-۰۲۵-۶.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثل‌واره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)