تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج

تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
برگ ۱۹۷ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۹۷ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۸
متن

تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
سزد اگر همهٔ دلبران دهندت باج
دو چشم شوخ تو برهم زده ختا و حبش
به چین زلف تو ماچین و هند داده خراج
بیاض روی تو روشن چو عارض رخ روز
سواد زلف سیاه تو هست ظلمت داج
دهان شهد تو داده رواج آب خضر
لب چو قند تو برد از نبات مصر رواج
از این مرض به حقیقت شفا نخواهم یافت
که از تو درد دل ای جان نمی‌رسد به علاج
چرا همی شکنی جان من ز سنگ‌دلی
دل ضعیف که باشد به نازکی چو زجاج
لب تو خضر و دهان تو آب حیوان است
قد تو سرو و میان موی و بر بهیّات عاج
فتاد در دل حافظ هوای چون تو شهی
کمینه ذرّهٔ خاک در تو بودی کاج



۲



۴



۶



۸

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج» غزلِ شمارهٔ ۹۷ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و در آن چاپ هشت بیت دارد.[۱]

این غزل در تدوین سلیم نیساری نیامده[یادداشت ۱] و جلالیان و خرمشاهی نیز آن را شرح نکرده‌اند؛ سایه آن را در بخش «غزل‌های مشکوک» تصحیح خود جای داده است. تنها شرح مفصل در دست، شرح سودی است، و او دو بیت از همین غزل را از حافظ نمی‌داند.

جای غزل در منابع

شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۱۱۱ است (جلد دوم، صفحه‌های ۶۳۸ تا ۶۴۳)[۲] و در چاپ خلخالی ۹۷. در تصحیح سایه شمارهٔ ۴ بخش «غزل‌های مشکوک» است.[۳]

جلالیان سه غزل پیاپی این بخش دیوان را از قلم انداخته است و جایی آن را یادآور نمی‌شود؛ شماره‌های پیاپی او در این دامنه یکی از پی دیگری‌اند و در میانشان غزلی هست که در چاپ قزوینی و غنی نیامده.[۴] خرمشاهی نیز مدخلی برای آن ندارد: مدخل‌های پیاپی او از غزل شمارهٔ ۹۵ یک‌راست به غزلی می‌رسند که جای دیگری در دیوان دارد.[۵]

مطلع: «دهندت باج» یا «ستانی باج»

متن سودی نُه بیت دارد، و مطلع آن هم واژه‌ها و هم ترتیب مصراع‌ها را جور دیگری می‌آورد: «سزد که از همه دلبران ستانی باج / که بر سر همه خوبان کشوری چون تاج».[۲]

در این جا چاپ قزوینی و غنی تنها می‌ماند: تصحیح سایه «ستانی باج» دارد، مصراع فارسی که هرمان بیکنل در سرِ ترجمهٔ خود چاپ کرده همان را دارد، و دو ترجمه از سه ترجمهٔ انگلیسی فعل را در صورت معلوم برگردانده‌اند، یعنی معشوق باج می‌گیرد نه آنکه به او باج دهند؛ جان پین در برابر، همان خوانش چاپ قزوینی و غنی را دارد و باج را به معشوق می‌دهد، حال آنکه در ترتیب ابیات همه جا متن سودی را دنبال می‌کند.[۳][۶][۷][۸]

دیگر اختلاف‌های متن سودی

جای بیت‌های چهارم و پنجم در متن سودی وارونهٔ چاپ قزوینی و غنی است، و ترجمهٔ کلارک همان ترتیب را دارد.[۲][۷] در بیت چهارم متن سودی «دهان تنگ تو داده به آب خضر بقا» است، در برابر «دهان شهد تو داده رواج آب خضر»؛ تصحیح سایه و هر دو ترجمه با سودی می‌خوانند.[۹][۳]

متن سودی بیتی دارد که در چاپ قزوینی و غنی نیست: «چگونه بسته به مویی میان و بگشاده / تن چو فیل و سرونی به سان گنبد عاج». همان بیت در ترجمهٔ کلارک هست، و یادداشت بیکنل نیز از متنی نُه‌بیتی خبر می‌دهد.[۱۰][۷][۶]

سودی ضبط خود را در برابر بیشتر نسخه‌ها برمی‌گزیند

سودی در بیت پنجم واژهٔ «گر» را ادات شرط می‌داند و می‌نویسد که «در اکثر نسخ بجای "گر" "که" واقع شده، اما ما نسخهٔ ادات شرط را ترجیح دادیم». چاپ قزوینی و غنی «که» دارد، یعنی همان ضبطی که سودی آن را ضبط بیشتر نسخه‌ها می‌شمارد و خود نمی‌پسندد.[۱۱][۱]

سودی دو بیت را از حافظ نمی‌داند

سودی در سرِ شرح بیت هشتم متن خود می‌نویسد:

از تکرار لفظ عاج معلوم می‌شود که این بیت و بیت سابق مال خواجه نیست، اما برای تتمیم فایده شرح داده شد.[۱۰]

یکی از آن دو بیت همان «چگونه بسته به مویی میان» است که در چاپ قزوینی و غنی نیست، و دیگری بیت هفتم همان چاپ («لب تو خضر و دهان تو آب حیوان است»). نکتهٔ درخور توجه آن است که استدلال سودی به تکرار واژهٔ «عاج» در دو قافیه بسته است، و در متن چاپ قزوینی و غنی «عاج» تنها یک بار قافیه شده، چون آن بیت دیگر در آن چاپ نیست؛ پس داوری او بر بیتی از آن چاپ می‌افتد، اما با استدلالی که متن آن چاپ مقدمهٔ دومش را فراهم نمی‌کند.[۱۰][۱]

خرمشاهی جای دیگری از حافظ‌نامه درست همین اصلِ استدلال را نمی‌پذیرد. به نوشتهٔ او شاعران بزرگ غزل فارسی «از تکرار قافیه باکی نداشته‌اند، سهل است آن را نوعی اظهار هنر می‌شمرده‌اند»، و کسانی که تکرار قافیه را ناروا دانسته‌اند «استدلال خود را بر این اصل، که هرگز مسلم نیست، بنا کرده‌اند».[۱۲] این دو هیچ‌یک از دیگری نام نمی‌برد؛ آنچه در میان است ناسازگاری دو اصل است نه گفت‌وگویی مستقیم.

درون‌مایه و تفسیر

دو ردّیهٔ سودی

سودی در این غزل دو بار خوانش کسانی را که نام نمی‌برد رد می‌کند. یکی در بیتی که در چاپ قزوینی و غنی نیست، بر سر «یاء» واژهٔ «تن»: «کسی که گفته است یاء "تن" یاء وحدت است اصابت نکرده، زیرا یاء آن بطنی است».[۱۳]

در بیتی که تنها در متن خودِ او است، خوانشی را رد می‌کند که فاعل دو فعل را خداوند گرفته بود: «کسی که گفته است فاعل فعل "بسته‌ای" و "گشاده‌ای" خداوند است غفلت کرده، زیرا سؤال متوجه خدا نمی‌شود بدلیل اینکه لا يُسأل عمّا يفعل است».[۱۰]

دهان تنگ

سودی در شرح «دهان تنگ» سنت شعری خردی دهان را بازمی‌گوید و تا جای نهایی‌اش می‌برد: «بحدی که بعضی آن را جزء لایتجزی و جوهر فرد و نقطهٔ موهوم گفته‌اند، و حتی بعضی‌ها نیست و نابودش کرده، خلاصه بزوایای عدم ارسال کرده‌اند».[۹]

داج

«داج» را در اصل «شب داج» می‌داند که مضافش افتاده است، «زیرا که داج بمعنای ظلمت است»، و ریشهٔ آن را «داجی» با یاء می‌شمارد، «اما عجم بدون یاء می‌خواند».[۱۱]

کلارک در یادداشت خود سراسر غزل را در ستایش پیامبر اسلام می‌خواند، خوانشی که در هیچ‌یک از منابع فارسی این مقاله نیست.[۷]

بازتاب

هیچ بیتی از این غزل در فهرست ارسال‌المثل‌های دیوان حافظ نیامده است.

ترجمه‌ها

کلارک در ۱۸۹۱ این غزل را در نُه بیت ترجمه کرده است و جان پین در ۱۹۰۱ در هشت بیت؛ ترتیب ابیات هر دو ترتیب سودی است، اما بیت افزودهٔ سودی تنها در ترجمهٔ کلارک هست.[۷][۸] هرمان بیکنل در ۱۸۷۵ پنج بیت از نُه بیت را ترجمه کرده است.[۶] گرترود بل این غزل را ترجمه نکرده است.[۱۴]

شمارهٔ بی‌کمانکی که کلارک به هر غزل می‌دهد شمارهٔ آن در چاپ قزوینی و غنی نیست و به چاپ بروکهاوس بازمی‌گردد؛ شمارهٔ رومی جان پین با همان شمارهٔ بی‌کمانک یکی است، و نشان «B.-S. E.» در یادداشت‌های هرمان بیکنل نیز به همان چاپ اشاره دارد.


یادداشت‌ها

  1. ↑ ردیف قافیهٔ این سه غزل به حرف‌های ث و ج و ح و خ می‌رسد، و تدوین نیساری برای این حرف‌ها بخشی ندارد: بخش «ت» آن به غزل شمارهٔ ۸۶ پایان می‌یابد و شمارهٔ ۸۷ از بخش «د» است، با شماره‌هایی پیاپی و صفحه‌هایی پشت سر هم، و نمایهٔ الفبایی مطلع‌های همان کتاب نیز هیچ سرفصلی برای آن حرف‌ها ندارد. پس این نبود عامدانه یا ساختاری است، نه افتادگی.

منابع

  1. 1 2 3 حافظ، دیوان حافظ، ۶۷.
  2. 1 2 3 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۶۳۸.
  3. 1 2 3 ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۶۱۰.
  4. ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۵۸۰.
  5. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۵۲.
  6. 1 2 3 Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner. p. 102.
  7. 1 2 3 4 5 Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 233–234.
  8. 1 2 Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 133–134.
  9. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۶۴۰.
  10. 1 2 3 4 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۶۴۲.
  11. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۶۳۹.
  12. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۸۳۹.
  13. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۶۴۱.
  14. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)