شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت

شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
برگ ۱۹۱ نسخهٔ عکسی
غزلِ شمارهٔ ۸۸ در چاپ عکسیِ تصحیح قزوینی و غنی
زبانفارسی
شاعرحافظ
شمار ابیات۱۰
بحرمفاعلن فعلاتن مفاعلن فع‌لان (مجتث مثمن مخبون اصلم مسبغ)
متن

شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
فراق یار نه آن می‌کند که بتوان گفت
حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر
کنایتی‌ست که از روزگار هجران گفت
نشان یار سفرکرده از که پرسم باز
که هر چه گفت برید صبا پریشان گفت
فغان که آن مه نامهربان مهرگسل
به ترک صحبت یاران خود چه آسان گفت
من و مقام رضا بعد از این و شکر رقیب
که دل به درد تو خو کرد و ترک درمان گفت
غم کهن به می سالخورده دفع کنید
که تخم خوشدلی این است پیر دهقان گفت
گره به باد مزن گرچه بر مراد رود
که این سخن به مثل باد با سلیمان گفت
به مهلتی که سپهرت دهد ز راه مرو
تو را که گفت که این زال ترک دستان گفت
مزن ز چون و چرا دم که بندهٔ مقبل
قبول کرد به جان هر سخن که جانان گفت
که گفت حافظ از اندیشهٔ تو آمد باز
من این نگفته‌ام آن‌کس که گفت بهتان گفت



۲



۴



۶



۸



۱۰

نسخهٔ مبنا: تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی

غزل با مطلعِ «شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت» غزلِ شمارهٔ ۸۸ از دیوانِ حافظ به تصحیح قزوینی و قاسم غنی است و ده بیت دارد.[۱] جلالیان وزن آن را «مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع‌لان» و بحر آن را «مجتثّ مثمّن مخبون اصلم مسبّغ» آورده است؛[۲] سودی برای این غزل سطر بحر ندارد.[۳]

ترتیب ابیات این غزل در چاپ قزوینی و غنی با ترتیب هیچ‌یک از دست‌نویس‌های سدهٔ نهم نمی‌خواند مگر یکی، و بر سر معنای «پیر دهقان» سه خوانش جداگانه در دست است.

ضبط غزل در دست‌نویس‌ها

شمارهٔ این غزل در شرح سودی ۹۳،[۳] در شرح جلالی ۸۵،[۲] در تدوین سلیم نیساری ۷۹،[۴] در تصحیح سایه ۸۷[۵] و در چاپ خلخالی ۶۹ است. مدخل آن در حافظ‌نامهِ خرمشاهی مدخل پنجاه‌وششم کتاب است.[یادداشت ۱][۶]

ترتیب ابیات

نیساری این غزل را در شش دست‌نویس سدهٔ نهم یافته است، و ترتیب ابیات در آن‌ها یکسان نیست. ترتیب ابیات چاپ قزوینی و غنی در میان آن شش تنها با یک دست‌نویس می‌خواند، دست‌نویسِ نشانه‌دار با «خ»: در آن ترتیب بیت «غم کهن به می سالخورده دفع کنید» ششم است و جای بیت‌های هشتم و نهم نیز عوض شده.[۴] در متن برگزیدهٔ نیساری همان بیت چهارم است، و متن سودی نیز آن را چهارم می‌آورد؛[۷] در تصحیح سایه هشتم است.[۵]

اختلاف‌های ساختاری دیگر نیز هست: یک دست‌نویس بیت هشتم چاپ قزوینی و غنی («به مهلتی که سپهرت دهد ز راه مرو») را ندارد، و دست‌نویس طوپقاپوسرای تنها شش بیت دارد و چهار بیت از ده بیت غزل در آن نیامده است.[۴]

دگرسانی‌ها

دو جای متن نیساری با چاپ قزوینی و غنی تفاوت دارد و در هر دو، ضبط چاپ قزوینی و غنی در میان آن شش تنها به یک دست‌نویس بازمی‌گردد، با نشانهٔ «خ»[یادداشت ۲]: «نامهربان مهرگسل» در بیت چهارم، در برابر «نامهربان دشمن‌دوست» در متن نیساری؛ و «بر مراد رود» در بیت هفتم، در برابر «بر مراد وَزَد».[۴]

در هر دو جا، سودی و جلالیان و سایه هر سه با متن نیساری می‌ایستند نه با چاپ قزوینی و غنی: همه «دشمن‌دوست» و «وَزَد» دارند. سودی «دشمن‌دوست» را «از اقسام ترکیب وصفی … یعنی دوستدارِ دشمن» می‌شناساند، و بازگفت جلالیان آن را «که با دشمنان سر دوستی دارد» می‌گشاید.[۸][۹][۲][۵]

در برابر، یک جا هست که چاپ قزوینی و غنی ضبط «خ» را نمی‌گیرد: در بیت هشتم، «خ» «سپهرت دهد ز یاد مرو» دارد و چاپ قزوینی و غنی با متن نیساری «ز راه مرو» می‌خواند.[۴]

تصحیح سایه در بیت هفتم «که این سخن به مثل مور با سلیمان گفت» دارد، با «مور» به جای «باد»؛ این ضبط در دستگاه نیساری به هیچ‌یک از آن شش دست‌نویس بازنمی‌گردد و پندگوی بیت را از باد به مور می‌گرداند.[۵][۴]

«سلطان» یا «جانان»

سودی در بیت نهم متن خود را «هر سخن که سلطان گفت» می‌آورد و ضبط دیگر را نمی‌پسندد: «در بعض نسخ بجای سلطان جانان واقع شد، اما بلفظ بنده سلطان مناسب‌تر است»، چرا که «بنده» با «سلطان» جفت است.[۱۰] چاپ قزوینی و غنی همان ضبطی را دارد که سودی رد می‌کند، یعنی «جانان»؛ دو مترجم انگلیسی سدهٔ نوزدهم «سلطان» را برگردانده‌اند، و در دستگاه نیساری هیچ دگرسانی‌ای برای این جا ثبت نشده است.[۱][۱۱][۱۲][۴]

درون‌مایه و تفسیر

پیر دهقان: سه خوانش

واژهٔ «پیر دهقان» در بیت ششم در سه منبع سه معنی می‌گیرد. سودی «دهقان» را «زارع» می‌داند و «سالخورده» را نه پیرمرد بلکه شراب کهنه، و استدلالش این است که شراب کهنه در برابر غم کهن کارگرتر است چون «سورت و حرارت کهنه‌اش بیشتر است».[۷][۸]

جلالیان «پیر دهقان» را «دهقان پیری که شراب می‌اندازد» می‌گیرد، یعنی می‌فروش.[۱۳]

خرمشاهی هر دو را نگه می‌دارد و آن را ایهام می‌داند، «بویژه در این بیت»: هم دهقان پیر و هم شراب کهنه.[۱۴]

همین سه‌گانگی در «زال» بیت هشتم نیز هست: سودی آن را تنها «پیرزن/عجوزه» می‌گیرد، جلالیان زالِ پدر رستم و کنایه از دنیا، و خرمشاهی هر دو معنی را زنده می‌دارد؛ او «زال» را ایهام و جفتِ «زال و دستان» را ایهام تناسب می‌خواند.[۹][۱۳][۱۴][۱۵]

خرمشاهی: پریشان گفت

خرمشاهی «پریشان گفت» را ایهامی دوگانه می‌داند: هم پراکنده گفتن و هم سخن گفتن از پراکندگی.[۱۶] «گره به باد زدن» را نیز «کنایه از اعتماد بر عمر کردن، و تکیه بر کار بی‌بقا کردن» می‌گیرد،[۱۴] و دربارهٔ «بهتان» می‌نویسد که «این کلمه شش بار در قرآن مجید به کار رفته است».[۱۵]

خرمشاهی در برابر قاسم غنی

در شرح «برید» خرمشاهی از قاسم غنی، حاشیه‌نویس همان چاپی که متنش را از آن گرفته، به نام یاد می‌کند و ریشه‌شناسی او را نمی‌پذیرد. غنی نوشته بود که برید «از کلمهٔ "دم بریده" می‌آید. اشاره به اینکه اسبهای قاصدها دم بریده بوده‌اند»؛ داوری خرمشاهی این است که «این ریشه‌شناسی صحت علمی ندارد»، و در برابر آن برید را واژه‌ای برگرفته از لاتین و نام دستگاه پیک و خبررسانی دورهٔ اسلامی می‌داند.[۱۶]

خوانش سیاسی جلالیان

جلالیان این غزل را به روزگار فراق شاه شجاع و تسلط برادرش شاه محمود بر شیراز بازمی‌گرداند: «حافظ امید بازگشت فاتحانه شاه‌شجاع را از دست داده و در بیم و امید روزگار می‌گذرانیده است». به خوانش او «شکر رقیب» در بیت پنجم بی‌اعتنایی شاعر به شاه محمود است، و بیت هشتم پندی است خطاب به او، با اشاره‌ای به داستان رستم و اسفندیار: «حافظ می‌خواهد به شاه‌محمود بفهماند که آخر و عاقبت کار تو هم دست کمی از اسفندیار ندارد». بیت پایانی را نیز ردّ شایعه‌ای می‌داند که حافظ از پشتیبانی شاه شجاع دست کشیده است.[۲][۱۷]

بازتاب

سه مدخل از فهرست ارسال‌المثل‌های دیوان حافظ به این غزل بازمی‌گردند و هیچ‌یک بیت سرآمد نیست: بیت نخست با کاربرد «در نکوهش دوری از یار»،[۱۸] بیت ششم،[۱۹] و بیت نهم با کاربرد «توکل کردن و رضایت از رضای خدا».[۲۰]


ترجمه‌ها

کلارک این غزل را در ۱۸۹۱ و جان پین در ۱۹۰۱ به انگلیسی ترجمه کرده‌اند و هر دو آن را در یازده بیت آورده‌اند، یعنی یک بیت بیش از چاپ قزوینی و غنی.[۱۱][۱۲] ترتیب ابیات در هر دو ترجمه ترتیب سودی است (بیت «غم کهن» در جای چهارم)، اما بیت افزودهٔ آن دو در متن سودی هم نیست؛ پس روایتی که آن دو از آن ترجمه کرده‌اند از روایت سودی نیز پرتر است.[۱۱][۱۲][۳]

هرمان بیکنل و گرترود بل این غزل را ترجمه نکرده‌اند.[۲۱][۲۲]

شمارهٔ بی‌کمانکی که کلارک به هر غزل می‌دهد شمارهٔ آن در چاپ قزوینی و غنی نیست و به چاپ بروکهاوس بازمی‌گردد؛ شمارهٔ رومی جان پین با همان شمارهٔ بی‌کمانک یکی است.


یادداشت‌ها

  1. ↑ شماره‌ای که در حافظ‌نامه برای هر غزل آمده شمارهٔ مدخل خودِ آن کتاب است (از ۱ تا ۲۴۴)، نه شمارهٔ غزل در چاپ قزوینی و غنی؛ ارجاع‌های درونی کتاب («شرح غزل N») نیز به همان شماره‌های مدخل بازمی‌گردند.
  2. ↑ نشانهٔ «خ» در دستگاه نیساری به دست‌نویسی به تاریخ ۸۲۷ ق بازمی‌گردد. در فهرست پنجاه‌ویک نسخهٔ او (صفحه‌های ۸ و ۹) دو دست‌نویس با همین تاریخ هست، نسخهٔ خلخالی در ردیف سیزدهم و نسخهٔ دانشگاه کمبریج (مجموعهٔ ادوارد براون) در ردیف چهاردهم، و نشانهٔ آن دو در چاپ تنها با ضخامت حرف از هم جدا می‌شود. خودِ قزوینی «خ» چاپ خویش را نسخهٔ خلخالی می‌داند، ولی اینکه «خ» نیساری همان دست‌نویس باشد از این صفحه‌ها به دست نمی‌آید؛ اگر این بازشناسی عوض شود آنچه در این مقاله گفته شده سر جای خود می‌ماند، یعنی اینکه ضبط چاپ قزوینی و غنی در این اختلاف‌ها با شمار اندکی از گواهان است و آن دست‌نویس یکی از آن‌هاست، و تنها نام آن دست‌نویس فرق می‌کند. قزوینی خود در مقدمهٔ آن چاپ می‌نویسد که از حیث «عدّهٔ غزلیّات و عدّهٔ ابیات هر غزلی» اساس کار خویش را «منحصراً و منفرداً» همین نسخه گذاشته است، ولی از حیث متن ابیات آن را «بهیچوجه» بسنده نمی‌داند و می‌گوید اغلاط فاحش در آن فراوان است.حافظ، دیوان حافظ، مز. پس یکی بودن شمار ابیات این چاپ با آن دست‌نویس چیزی است که آن چاپ خود بر عهده گرفته است، و آنچه گزینش ویراستارانه به شمار می‌آید ضبط واژه‌هاست؛ دربارهٔ ترتیب ابیات در آن مقدمه سخنی نیست. نشانهٔ «خ» در پانویس‌های خودِ آن چاپ نشانهٔ همان چاپ است و شمارش‌های این مقاله بر نشانه‌های دستگاه نیساری استوار است.

منابع

  1. 1 2 حافظ، دیوان حافظ، ۶۱.
  2. 1 2 3 4 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۵۴۶.
  3. 1 2 3 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۴۳.
  4. 1 2 3 4 5 6 7 نیساری، دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم، ۱۰۹.
  5. 1 2 3 4 ابتهاج، حافظ به سعی سایه، ۱۶۵.
  6. ↑ خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۲۷.
  7. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۴۴.
  8. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۴۵.
  9. 1 2 سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۴۶.
  10. ↑ سودی بسنوی، شرح سودی بر حافظ، ۵۴۷.
  11. 1 2 3 Clarke, H. Wilberforce (1891). The Dīvān-i-Hāfiz (in English). Vol. 1. p. 180–181.
  12. 1 2 3 Payne, John (1901). The Poems of Shemseddin Mohammed Hafiz of Shiraz (in English). Vol. 1. Villon Society. p. 94–95.
  13. 1 2 جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۵۴۵.
  14. 1 2 3 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۳۰.
  15. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۳۱.
  16. 1 2 خرمشاهی، حافظ‌نامه، ۴۲۸.
  17. ↑ جلالیان، شرح جلالی بر حافظ، ۵۴۷.
  18. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۳۱۱–۳۱۲.
  19. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۲۷۷–۲۷۸.
  20. ↑ سپهر، مثل و مثل‌واره در شعر حافظ، ۳۵۵–۳۵۶.
  21. ↑ Bicknell, Herman (1875). Háfiz of Shíráz: Selections from his Poems (in English). London: Trübner.
  22. ↑ Bell, Gertrude (1897). Poems from the Divan of Hafiz (in English). William Heinemann.

کتاب‌نامه

  • حافظ، شمس‌الدین محمد (۱۳۷۹). دیوان حافظ. به کوشش محمد قزوینی و قاسم غنی. تهران: جمهوری.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • خرمشاهی، بهاءالدین (۱۳۸۰). حافظ‌نامه: شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ. ج. ۱–۲ (ویراست چاپ دوازدهم). تهران: سروش و شرکت انتشارات علمی و فرهنگی. شابک ۹۶۴-۴۴۵-۱۷۳-۲.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سودی بسنوی (۱۳۶۶). شرح سودی بر حافظ. ج. ۲. ترجمهٔ عصمت ستارزاده (ویراست چاپ پنجم). زرین و نگاه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • جلالیان، عبدالحسین (۱۳۷۹). شرح جلالی بر حافظ. ج. ۲. تهران: یزدان.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • نیساری، سلیم (۱۳۸۷). دیوان حافظ بر اساس نسخه‌های خطی سدهٔ نهم (ویراست ویرایش دوم). تهران: سخن.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • ابتهاج، هوشنگ (۱۳۷۵). حافظ به سعی سایه. تهران: کارنامه.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)
  • سپهر، فرشته (۱۳۹۴). مثل و مثل‌واره در شعر حافظ. تهران: کتابدار. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۲۴۱-۱۲۱-۱.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)